X
تبلیغات
مدافع ولایت
مدافع ولایت
 
علامه مصباح : مخالفت با ولي فقيه مخالفت با ائمه و بر اساس روايات در حد شرك بالله است.
سید مختار موسوی :

         قابل توجه دوستداران جبهه پایداری ودکتر لنکرانی

قبل از هرچیز باید از اقدام انقلابی وشجاعانه وهوشمندانه جناب دکتر کامران باقری لنکرانی ، که علیرغم برخورار بودن از پشتوانه تمام قد جبهه پایداری ودر رأس آن ، با متنفع بودن از حمایت های همه جانبه مجتهد بسیجی بصیرو مطهری زمان حضرت آیت الله مصباح یزدی ، ومعرفی ایشان بعنوان نامزد اصلح ، وبهره مند بودن از تیمی متخصص ومتعهد وآرمانگرا ، وحمایت چشمگیردوستداران گفتمان جبهه پایداری ، چیزی برای ورود به پاستور وتکیه زدن بر کرسی ریاست جمهوری کم نداشت ، ولی حفظ نظام اسلامی که ممکن بود، با یک رقابت غیر ضروری درون گفتمانی ، به خطر بیفتد وخدای ناکرده ، زمینه برای راهیابی نا اهلان به حریم وناموس انقلاب اسلامی باز شود ، را بر این همه داشته ها وامتیازها ترجیح دادند ، وبه نفع گفتمان انقلاب اسلامی وجناب دکتر جلیلی که بعنوان پرچمدار این گفتمان کاندیدا شده است ،  اعلام انصراف نموده اند ، کمال تقدیر وتشکر شود . واز آقای دکتر جلیلی نیز خواسته شود که قدر این فداکاری را بدانند .

واما نظر به اینکه پس از انتشار خبر انصراف جناب دکتر لنکرانی ، مرتب از سوی دوستداران جبهه پایداری در شهرستان بهبهان ودیگر نقاط کشور با طرح سوال در وبسایت شخصی این حقیر ، می پرسند که حالا تکلیف آنها چیست وچه باید بکنند ؟ نگارنده را برآن داشت ، تا طی این یادداشت خطاب به این عزیزان نکاتی را متذکرشود .

حامیان بزرگوار جبهه پایدارای ودوستداران وعلاقمندان دکتر لنکرانی ؛ توجه وافری داشته باشند ، مبنی بر اینکه ، ورود آنها به اردوگاه جبهه پایداری ویا علت تامه اعلام حمایت آنها از دکتر لنکرانی ، هرگز بخاطر شخص ویا گروه خاصی نبوده است .

چون جبهه پایداری با رهبری فکری علامه مصباح ، پرچم گفتمان انقلاب اسلامی وولایت را بالای سر خود به اهتزاز درآورده بودند ، وبه عنوان پرچمدار گفتمان انقلاب اسلامی وولایت وپاسداران راستین اصول وآرمانهای انقلاب اسلامی وپیروان حقیقی حضرت امام (ره ) ومقام معظم رهبری خودرا به مردم انقلابی واندیشمند ایران اسلامی عرضه نموده بودند ، مردم ولایتمدار وانقلاب دوست واصولگرا وآرمانخواه ایران اسلامی نیز ، بخاطر شناخت ومعرفتی که نسبت به گفتمان انقلاب اسلامی وولایت واصول وآرمانهای انقلاب داشتند ، وبه خوبی می دانستند ، که رمز بقای انقلابشان وپاسداری ازثمره خون شهدای گرانقدرشان وصیانت از میراث گرانبهای امام راحلشان وتداوم حاکمیت ولایت مطلقه فقیه در سرزمین ایران اسلامی ، متوقف بر حمایت همه جانبه وپیروزی پرچم داران این گفتمان است. لذا به عشق گفتمان انقلاب وولایت به ، پرچمداران آن که عبارت بوده از جبهه پایداری ونامزدمعرفی شده از این جبهه ، عشق ورزیدند وابراز علاقه نمودند .

حالابا رفتن آقای لنکرانی ، تغییر ماهوی ایجاد نشده است و آنچه اتفاق افتاده یک تغییر شکلی است . که هیچ تأثیری نیز ، در ماهیت واصل موضوع وجوهرآن نخواهد داشت .

رفتن لنکرانی که بصورت ارادی وخود خواسته بوده ؛ همانطوریکه خودشان توضیح داده اند باید ؛ در راستای ارتقاء موقعیت وتثبیت جایگاه گفتمان وبهبودی بخشیدن به آن ومتحول نمودن وضعیت فعلی گفتمان، که در راستای تبدیل به احسن شدن است ، تعبیر وتفسیر وتحلیل وتبلیغ شود .

رفتن دکتر لنکرانی ، یعنی تعویض پرچمدار، آنهم بدون اینکه کوچکترین یا کمترین ، تغییر ماهیتی در اصل وجوهرة گفتمان انقلاب اسلامی وولایت بوجود آمده باشد .

هدف اصلی وعلت تامه اعلام حمایت قبلی ما نسبت به جبهه پایداری ودکتر لنکرانی ، در حقیقت یک مقوله یا حرکت انقلابی وگفتمانی وولایی بوده است . به خاطر گفتمان ودر حمایت گفتمان از آقای لنکرانی وجبهه پایداری استقبال کردیم . حالا که آقای لنکرانی در میدان حضور ندارد ، باید به سراغ کسی برویم که جا پای دکتر لنکرانی گذاشته ، وخلعت پرچمداری گفتمان انقلاب اسلامی وولایت وپاسداری از اصول وآرمانهای انقلابمان را بر تن کرده وپرچم گفتمان را بالای اردوگاهش به اهتزاز درآورده است  .

تازه آقای لنکرانی کار مارا راحت تر نموده است . او که بخاطر گفتمان آمده بود وبخاطر گفتمان هم رفت ، خودش به صراحتاً اعلام کرده که در حمایت از آقای دکتر سعید جلیلی که به قول حسین شریعتمداری عزیز ؛ یک سوپر حزب اللهی وبه تعبیر بنده یک شهید زنده وبسیجی هوشیار وبیدار است ؛ از میدان رقابت خارج شده است .

 پس بنابراین تکلیف روشن است  وراه برای دوستداران گفتمان انقلاب وپیروان راستین ولایت درخشان تر است .

تردید در اعلام حمایت از دکتر جلیلی نشانه بی بصیرتی است . حالا هرکه در هر مقام وجایگاهی باشد ، وظیفه دارد که تمام قد برای حمایت از سوپر حزب اللهی شهید زنده دکتر جلیلی قیام کند .

دیگر حاجت هیچ استغاره ای هم نیست . اگر ومگر کردن وشرط وشروط گذاشتن وتأخیر برای اعلام حمایت ، بهانه جویی بیش نیست . که این بهانه جویی ها ریشه در بی بصیرتی و عدم معرفت نسبت به اصل گفتمان انقلاب اسلامی وولایت دارد .

سید مختار موسوی




برچسب‌ها: دکتر سعید جلیلی, جبهه پایداری, گفتمان انقلاب اسلامی, انتخاب گفتمانی
نوشته شده در تاريخ سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1392 توسط سید مختار موسوی
نوشته شده در تاريخ سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1392 توسط سید مختار موسوی

دکتر لنکرانی همانطوری که در تمام اظهارات قبل و بعد از نامزدی دکتر جلیلی قول داده بود، گفتمان انقلاب فقط یک نامزد خواهد داشت، از نامزدی انصراف داد، ایشان و استاد مصباح یزدی و جبهه پایداری در مقوله ی انتخابات امسال تمام همت و آبروی خود را به نفع گفتمان انقلاب به میدان آوردند و در حالی که حتی کادر بسیار منسجم و قوی متشکل از تعدادی از وزاری قوی و معاون رییس جمهور اسبق و برنامه ی عملیاتی مدون و کاملی را تدارک دیده بودند ولی به منظور حفظ وحدت گفتمان انقلاب به نفع دکتر سعید جلیلی، از نامزدی انصراف دادند. دکتر لنکرانی و دکتر جلیلی از نامزدهایی بودند که محبوبیت و توان و شدت آرمانگرایی و انقلابی گریشان چشم ضدانقلاب داخلی و خارجی را ترسانده است و باقی ماندن یکی از این دو منجر به تقویت این گفتمان خواهد شد.

نامزدی دکتر لنکرانی در زمانی انجام شد که احتمال حضور دکتر جلیلی با توجه به دعوت هایی که از ایشان شده بود بعید به نظر می رسید و اعضای جبهه پایداری نیز روی دکتر لنکرانی به عنوان گزینه ی اصلح به جامعیت رسیده بودند و علی رغم این جامعیت، از همان ابتدا مشخص بود که دکتر لنکرانی خود را برای هردو حالت یعنی رفتن و ماندن در مسیر پیروزی گفتمان انقلاب آماده کرده است و به قطع یقین اگر مرکز فرماندهی جبهه پایداری زودتر به نتیجه می رسیدند، ایشان زودتر از اینها انصراف خود را عملی می کردند. در هر صورت انصراف و کناره گیری ایشان به نفع بزرگوار دیگر همین گفتمان، برای حقیر اثبات کرد که ایشان حقیقتاً انسان وارسته و متعهدی بوده و هستند و امیدوارم که دکتر جلیلی بزرگوار نیز این مهره ی ارزشمند را به خوبی قدر بشناسند.

نکته ی دیگری که کمی نگرانم می کند نوع گفتمان برخی از خودی هاست. علی رغم اینکه در مطلبی با عنوان  قابل توجه هواداران دکتر جلیلی ولنکرانی ؛ خطاب به طرفداران دو بزرگوار نوشته بودم که این دوگفتمان یکیست و یقیقناً اگر دکتر جلیلی هم کنار نرود، حتماً دکتر لنکرانی کنار خواهد رفت و به همین لحاظ باید احترام هر دو بزرگوار و به خصوص شخص استاد مصباح بزرگوار حفظ شود، اما بعضاً برخی جملات آزاردهند، دل مان را مکدر کرد. همان قدر که محل تهمت و هجمه دشمنان و ضدانقلاب شدن برای هر انقلابی موجب افتخار است، اما شنیدن سخنان غیرمنصفانه و بعضاً حاوی توهین و تهمت از سوی برخی خودی ها، حقیقتاً اوقات طرفداران استاد مصباح و جبهه پایداری و دکتر لنکرانی را مکدر کرد، که امیدوارم طرفدران دکتر لنکرانی همانطوری که تاکنون ثابت کرده اند، همچنان در مسیر مصالح و پیشرفتِ انقلاب، ادب، انصاف و غیرت خود را در مسیر انتخاب و معرفی دکتر سعید جلیلی بزرگوار به عنوان نماینده ی گفتمان انقلاب و مبتنی بر مقاومت حول محور ولایت مداری و خدمت به مردم، هزینه نمایند، انشاءالله.

بیانیه دکتر باقری لنکرانی را در خصوص این انصراف می توانید اینجا بخوانید.



برچسب‌ها: دکترلنکرانی, دکتر جلیلی, گفتمان انقلاب اسلامی, انتخاب اصلح, جبهه پایداری
نوشته شده در تاريخ سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1392 توسط سید مختار موسوی
سیدمختار موسوی :

ضرورت وحدت درکاندیدا ، در اردوگاه گفتنان انقلاب اسلامی وولایت

به راستی حق وحدت در بین پیروان راستین گفتمان انقلاب اسلامی ، در انتخابات ریاست جمهوری ، باید چگونه ادا شود ؟

در طول تاریخ انقلاب اسلامی  ، هر وقت در آستانه انتخابات قرار گرفته ایم ، وفضای حاکم بر کشور بوی انتخابات به خود می گیرد ؛ توسط کارشناسان وصاحب نظران واهل فن ، در باب لزوم وحدت وچرایی آن ، مطالب زیادی بیان شده است . طوریکه ضرورت ایجاد وحدت سیاسی وفکری بین نیروهای انقلاب ، حول محورحق وولایت ، از بدیهیات والزامات روزگار شناخته شده ومباحث پیرامونی آن نیز ، در حد اشباه وفراتر از تواتر به کرات گفته شده است .

 بدون تردید ،اعتصام به  گفتمان انقلاب اسلامی  واجتماع بر پایه ولایت ، شاه بیت وحدت  سیاسی وفکری ، حول محور اصول وآرمانهای انقلاب اسلامی است . این نوع وحدت وانسجام واتحاد ، از ضروریات وملزومات همیشگی وپایدار، در بین نیروهای وفادار به انقلاب اسلامی وولایت می باشد . وادامه حیات انقلاب اسلامی وتثبت وتبسیط گفتمان انقلاب اسلامی ، در عرصه های داخلی وبین المللی نیز نیازمند ، فشردگی هرچه بیشتر واستحکام وانشقاق ناپذیری این نوع از اتحاد وانسجام مردمی است

اما نکته مهمی که گاهی اوقات ، خواسته یا ناخواسته ، توسط طالبان ومنادیان وحدت مورد غفلت قرار می گیرد ورعایت نمی شود ، این است که ، در برخی از مواقع ، بنام وحدت ، وحدت شکنی می شود .

جامعه امروزمابیش از هر زمان دیگری نیازمند به وحدت سیاسی وفکری حول محور گفتمان انقلاب اسلامی وولایت فقیه است . این وحدت وضرورت نیاز به آن ، به معنی آن نیست که ، در هر نقطه ای از کشور ، جمعی از مردم که مقید به گفتمان انقلاب اسلامی وولایت فقیه هستند ، گروهی تشکیل بدهند ، وبرای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری ، یک نفر را به نمایندگی از جمعیت خود معرفی نمایند .

البته زمانیکه رقابت انتخاباتی درون گفتمانی باشد ، ممکن است که تعدد کاندیدا از یک گفتمان ضررآفرین نباشد .

اما آرایش سیاسی کاندیداهای انتخاباتی یازدهمین دوره ریاست جمهوری ، یک میدان رقابت برون گفتمانی ایجاد نموده است . یعنی در این آرایش سیاسی کاندیداها ومیدان رقابت ، رقیب یا رقبایی وجود دارند ، که از نظر فکری وسیاسی وعقیدتی ، دقیقاً در نقطه مقابل گفتمان انقلاب اسلامی موضع گرفته وحرکت می کند . واین بدان معنی است که ، این رقبا برای تخریب وتضعیف وناکارآمد جلوه دادن گفتمان انقلاب اسلامی وحاکمیت ولایت فقیه ، به میدان رقابت آمده اند .

پس بنابراین وحدت مورد نیاز امروز جامعه ولایی ایران اسلامی ، دقیقاً از نوع وحدت عددی ، در امر معرفی تماینده برای حضور دراین میدان رقابت برون گفتمانی است . یعنی امروز حق گفتمان انقلاب اسلامی وولایت ، در داشتن یک نماینده ( وحدت در کاندیدا ونفی شدید تعدد کاندیدا) در امر انتخابات ریاست جمهوری یازدهم مجسم ومحقق می گردد .

آری امروز حق وحدت در گفتمان انقلاب اسلامی در وحدت در کاندیدا تحقق می یابد .

یکی از راههای دفاع از حق ، پس از شناخت آن ، از خود گذشتگی وایثار وتودیع حق به اهلش می باشد . ویکی از موانع رسیدن به حق ، عدم شناخت نسبت به معیار های حق وبیگانه بودن با راههای وصول حق وپیروزی آن بر باطل ونهایتاً تشکیک وتردید در اصل حق ومسیر حق است .

به راستی ، اگر همه مدعیان پیروی از گفتمان انقلاب اسلامی وولایت فقیه ، این گفتمان وولایت را برحق می دانند که انشاء الله می دانند ، ودر ادعای خود صادق هستند که انشاء الله صادق خواهند بود ؛ پس شرط حفظ وبقای آن در میدان آزمونی که پیش رو داریم ، این است که بدون استثناء همگی بر داشتن یک نماینده از طرف گفتمان انقلاب اسلامی وولایت در امر انتخابات ریاست جمهوری یازدهم ائتلاف وتوافق ووحدت برسند . وتا به اینجا باید در بین دکتر سعید جلیلی ودکترباقری لنکرانی یکی را انتخاب ومعرفی نمایند .

بنده به صراحت اعلام می کنم که تعدد کاندیدا در اردوگاه گفتمان انقلاب اسلامی وولایت ، .بزرگترین خدمت به دشمنان ومخالفان این گفتمان محسوب می گردد . ونتیجه آن برای انقلاب اسلامی ونظام ولایی جمهوری اسلامی خوشایند نخواهد بود .

(گردرخانه کس است ، یک حرف بس است .)

سید مختار موسوی



برچسب‌ها: انتخابات ریاست جمهوری, گفتمان انقلاب اسلامی, دکتر سعید جلیلی, دکتر لنکرالنی, ولایت فقیه
نوشته شده در تاريخ دوشنبه سی ام اردیبهشت 1392 توسط سید مختار موسوی
مزیت های دکتر باقری لنکرانی

متأسفانه بعضاً مشاهده می کنیم که برخی افراد، انتخاب دکتر باقری لنکرانی به عنوان نامزد اصلح انتخابات ریاست جمهوری از سوی جبهه پایداری را فاقد مبنای منطقی و صرفاً طبق سلیقه ی شخصی استاد مصباح معرفی می کنند و حال این که حتی اگر بخواهیم این حرف را قبول کنیم نیز، نمی توان پذیرفت که سلیقه ی شخصی استاد مصباح با توجه به بصیرت، تقوا و سابقه ای که از ایشان سراغ داریم نیز جز در راستای منافع اسلام و انقلاب باشد.

البته غیر از مطهری زمان، افراد دیگری که به لحاظ اجرایی و سیاسی دارای کارنامه بسیار شفاف و موفقی مانند دکتر سلیمانی، دکتر داوودی، دکتر میرکاظمی هستند نیز، دکتر باقری لنکرانی را به صراحت و قطع به یقین به عنوان اصلح معرفی می کنند؛ البته در این مقال اصلاً قصد ندارم صرف شخصیت، بصیرت و سوابق استاد مصباح و یا تأییدات سایر شخصیت های موثق اجرایی و علمی کشور را دلیل اصلح دانستن دکتر باقری لنکرانی معرفی کنم، بلکه برآنم که منطقاً و مستدلاً مزیت های ایشان را که منفرداً و جمعاً بین نامزدهای حاضر می درخشد را مورد بحث قرار دهم:

افسران - پوستر: این چهار نفر درباره لنکرانی چه می گویند؟

به اقتضای حضور و فعالیت دانشجویی و سیاسی 6 ساله ام در بسیج دانشجویی شیراز که با شکل گیری دولت اصلاحات مقارن بود، با خطوط سیاسی فعال آن موقع شیراز که جزء فعالترین استان های سیاسی کشور بود آشنا بوده و به مراتبِ علمی و مدیریتی آقای دکتر باقری لنکرانی (مسئولیت بیمارستان نمازی و سپس معاونت دانشگاه علوم پزشکی شیراز و اخذ رتبه ی استاد تمامی ایشان در همان سال ها) به عنوان یک جوان حزب اللهی و بسیجی افتخار می کردم.

با به روی کار آمدن دولت نهم و شکستن حلقه ی بسته ی مدیران، آقای دکتر باقری لنکرانی به وزارت بهداشت منصوب شدند و در وزارت خانه ای که گستردگی زیادی داشت به وزارت رسیدند، این حوزه به لحاظ حوزه های اقتصادی، اجتماعی، تعداد و نوع پرسنل، از بزرگترین وزارت خانه های کشور است که به حیات و زندگی یکایک مردم کشور ارتباط دارد.

حوزه ی وزارت بهداشت به ابعاد مختلفی اعم از بیماران، پزشکان، پرستاران، شرکتهای خدماتی، بیمه ها، مسائل عمرانی، دارو و درمان، تحقیقات و پژوهش و آموزش عالی ارتباط داشته و  داشتن یک دوره مدیریت اجرایی 4 ساله در رأس چنین وزارتخانه ای یقیناً نمی تواند به عنوان یک سابقه ی بی اهمیت تلقی گردد، به خصوص این که در دوره ی مدیریتی آقای دکتر لنکرانی، سیاست های صرفاً توسعه ای دولتهای سازندگی و اصلاحات، به سمت عدالت محوری و تمرکز زدایی تغییر جهت داد، که ثمراتش را هم اکنون با افتتاح بیمارستان های متعدد در سراسر پهنه ی پهناور ایران اسلامی شاهدیم و به همین لحاظ، دوره ی 4 ساله وزارت دکتر لنکرانی در نگاه بسیاری از کارشناسان یک دوره ی موفق معرفی می گردد و در نگاه تیزترین و سیاسی ترین منتقدان، تنها یک دوره ی معمولی و نه بد، بوده است.

آقای دکتر لنکرانی غیر از داشتن سوابق اجرایی و علمی ولا، در مقاطع متعدد و حساس، مواضع انقلابی و صریحی داشتند؛ ایشان در جریان فتنه مواضع شفاف و صریحی در محکومیت و تعیین مرز با فتنه گران اتخاذ کردند و موضع گیری های ایشان در خصوص مشایی نیز منجر به عدم ادامه ی همکاری ایشان با دولت احمدی نژاد گردید، اما علی رغم این صراحت و شفافیت مواضع، تخریب کنندگان ایشان، ایستادگی عملی و علنی ایشان را در برابر انحراف در دولت نادیده انگاشته و در نهایت بی تقوایی، ایشان را به عنوان یکی از ساکتین انحراف معرفی کردند.

موج تخریب ها علیه دکتر لنکرانی با سخیف ترین توهین های لفظی و خانوادگی همراه شد، ولی متهمین ماهیت خودشان را بیشتر آشکار کرده و از سوی مردم مورد انتقاد قرار گرفتند، که یک نمونه اش در درج خبری علیه زندگی شخصی و خانوادگی دکترلنکرانی در یکی از سایت های بی اخلاق، به شدت با واکنش مردم و مخاطبان همان سایت مواجه شد ولی همه ی اینها باعث نشد که ایشان و جریان منتسب به ایشان هرگز به اقدامات تلافی جویانه و غیر اخلاقی متوسل گردند.

آقای دکتر لنکرانی در شیراز از مقربین فکری به آیت الله حائری و سید علی اصغر دستغیب (از علمای ولایت مدار شیراز و نمایندگان خبرگان رهبری) بودند و به تدریج مورد توجه استاد مصباح نیز قرار گرفتند. موضع گیری دکتر لنکرانی در باب ولایت و خضوع ایشان در برابر علمای دینی و مراجع، بین تمامی نامزدهای ریاست جمهوری و وزرای دولت نهم مثال زدنیست و برخی از وزرای ولایی، پرتلاش و انقلابی دولت نهم، ایشان را به عنوان الگوی شان در دولت نهم معرفی می کردند.

همزمان با تشکیل جبهه  پایداری، دکتر باقری لنکرانی به عنوان سخنگوی این جبهه معرفی گردید و پس از مشارکت این جبهه در انتخابات مجلس شورای اسلامی، با نزدیک شدن به انتخابات ریاست جمهوری، تحقیقات روی نامزدهای احتمالی این جبهه شدت یافت؛ گزینه هایی که بعضاً از اعضای جبهه پایداری هم نبودند در این جبهه مورد بررسی قرار گرفتند و با نظر نهایی استاد مصباح یزدی براساس مذاکرات بعمل آمده و سوابق مرتبط با تقبل سنگر ریاست جمهوری، شخص دکترلنکرانی از سوی جبهه پایداری به عنوان نامزد این جبهه و نامزد اصلح معرفی شد.

بعد از معرفی شدن دکتر لنکرانی و ثبت نام نهایی نامزدهای ریاست جمهوری، ایشان به منظور جلوگیری از تقسیم آرا در اثر رقابت درون گفتمانی، بارها اقرار به عدم رقابت با کسانی نمودند که با ایشان قرابت گفتمانی دارند؛ و در همین خصوص بارها به محضر استاد مصباح جهت کسب تکلیف و کناره گیری رسیدند ولی استاد مصباح براساس همان معیارها که از ابتدا بر آن قائل بودند و هرگونه ائتلاف و معامله را با هیچ جریانی در رد اصلح برنتافته بودند، همچنان بر نظر صریح شان در خصوص اصلح بودن دکتر باقری لنکرانی اصرار موکد دارند.

آقای دکتر لنکرانی نسبت به سایر نامزدها یک مزیت دیگر نیزدارند، ایشان نه تنها کادرشان تا حدود زیادی مشخص و معرف حضور همگان است بلکه برنامه های شان نیز به عنوان اولین نامزدی که برنامه مدون ارائه کرده، مطرح است.

در این دوره انتخابات، اگر چه از قماش فتنه گر و انحرافی نیز کسانی آمدند و یک به یک به نفع فتنه گر بزرگ و منحرف بزرگ کناره می گیرند، اما جبهه انقلاب نیز با حضور افرادی مانند دکترها باقری لنکرانی، سعید جلیلی، دکتر حدادعادل و دکتر زاکانی، از غنای لازم برخوردا است که ما منتظر به نتیجه رسیدن این افراد در شناخت اصلح بین خودشان هستیم تا این افراد دوشادوش هم، دولت انقلابی یازدهم را در راستای اعتلای جمهوری اسلامی ایران و رضایت مندی مردم شریف ایران به پیش برند.

برچسب‌ها: دکتر لنکرانی, جبهه پایداری, گفتمان انقلاب اسلامی ريال علامه مصباح
نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1392 توسط سید مختار موسوی

 آنچه درباره سید مجتبی خامنه‌ای فرزند دوم رهبر انقلاب باید بدانیم .
چرا از سید مجتبی خامنه‌ای می‌ترسند؟



رهبر انقلاب حضرت آیت الله خامنه‌ای هم اکنون دارای ۶فرزند هستند.
نام دخترانشان بشری و هدی، و نام فرزندان پسرشان سید مصطفی، سید مجتبی، سید مسعود و سید میثم است.
دو تن از فرزندان پسر ایشان ۸سال در جبهه‌های جنگ ایران و عراق حضور داشتند.
یکی از دختران ایشان همسر فرزند آیت الله محمدی گلپایگانی است که ضمن آراستگی به لباس شریف روحانیت و علم دین در دانشگاه‌های کشور نیز به تدریس متون حقوقی به زبان فرانسه اشتغال دارند و دختر دیگر ایشان همسر فرزند آیت الله باقری کنی از اساتید دانشگاه امام صادق (ع) است.
سید مصطفی فرزند بزرگ ایشان با دختر آیت‌الله خوشوقت ازدواج کرده ‌است.
سید مجتبی داماد دکتر غلامعلی حداد عادل است.
سید مسعود نیز با فرزند آیت‌الله خرازی و خواهر صادق خرازی ازدواج کرده ‌است.
سید میثم کوچک‌ترین فرزند ایشان نیز به ازدواج دختر آقای لولاچیان از بازاریان متدین در آمده است.
در این مقال با توجه به هجمه گسترده ضد انقلاب علیه فرزند دوم رهبر انقلاب به واکاوی شخصیت سید مجتبی خامنه‌ای و سناریوهای ساختگی برای ایشان می‌پردازیم.
منبع : http://karbalaey110.blogfa.com/post-2249.aspx



برچسب‌ها: آقا سید مجتبی خامنه ای, فتنه 92 ريال بصیرت, گروهک انحرالفی, ساکتین فتنه

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1392 توسط سید مختار موسوی
سید مختار موسوی :

اشتباه محاسباتی هاشمی واحمدی نژاد (مشایی )

یکی از معماهای لاینحل این دوره از انتخابات ریاست جمهوری ، چیستی وچرایی حضور آقایان علی اکبر هاشمی رفسنجانی واسفندیار رحیم مشایی است .

هرکس به امیدی وارد انتخابات شده واهدافی را دنبال می کند . برای بعضی از نامزدهای انتخاباتی احراز صلاحیت شدن به معنی پیروزی است . وشاید هم پس از احراز صلاحیتشان انصراف بدهند . وبه همان مقدار موفقیت رضایت  بدهند .

هرکس بهتر از هر منبع اطلاعاتی وخبری وقضایی وانتظامی ، خودش می داند از چه سوابق سوئی برخوردار است . وهیچ دستگاهی ومقامی ، بهتر از خود فرد ، نمی داند که آن فرد ، در چه موقعیت اجتماعی قرار دارد . واز درجه مقبولیت ومحبوبیت اجتماعی برخوردار است .

به همین خاطر است که حضور این دو نفررا ، که خودشان بهتر وبیشتر از هر نظر سنجی می دانند ، هیچ جایگاهی نزد جامعه مؤمنین وپیروان راستین گفتمان ناب انقلاب اسلامی وعاشقان امام (ره) ورهبر معظم انقلاب اسلامی ندارند ، یک معمای لاینحل وغیر قابل توجیه می دانم .

تنها دلیلی که برای توجیه زورکی این حضور وجود ندارد ، این است که بگوئیم ، منشاء وتهییج این حضور توهمی بوده که ریشه در اشتباه محاسباتی آنها دارد .

سید مختار موسوی



برچسب‌ها: انتخابات ریاست جمهوری, هاشمی رفسنجانی, رحیم مشایی, جبهه پایداری, گفتمان انقلاب اسلامی
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1392 توسط سید مختار موسوی
 سید مختار موسوی

مسئولیت غریب ماندن  گفتمان جبهه پایداری در استان خوزستان با کیست ؟

این چندمین یادداشتی است که نگارنده حسب وظیفه سیاسی وانقلابی خود ، با هدف ارتقاء وبهبودی بخشیدن به موقعیت اجتماعی ، سیاسی ، فرهنگی ومذهبی جبهه پایداری ، در سطح کشور وآشنایی بیشتر مردم با گفتمان این جبهه ، در قالب پیشنهاد وارائه راهکاربه رشته تحریر درآمده وبرای مسئولین محترم جبهه پایداری در مرکز ارسال شده و در وبلاگ مدافه ولایت منتشر شده است . وحتی طی تماس های تلفنی که با بعضی از عزیزان داشته ام ، نگرانیهای خود ودوستان دلسوزوحامی این گفتمان را ، از غربت ومظلومیت این گفتمان به استحضار آنها رسانده ام .

همانطوریکه قبلاً توضیح داده شده وبه لحاظ اهمیت وحساسیت موضوع بازهم با تأکید فراوان اعلام می کنم ، انتظارامتثال وفرمانبرداری ، همراهی ، استقبال ، حمایت وپشتیبانی داشتن از مردم ، نسبت به یک موضوع سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی ودینی  ؛ بدون اینکه از سوی کارشناسان وخبرگان وصاحب نظران آن موضوع ، فراخورومتناسب با میزان تحصیلات ویادگیری وقوه ادراک اقشار مختلف ، اطلاعات وآگاهی های لازم در خصوص موضوع مورد نظر، به مردم انتقال داده شود ، و نسبت به منافع وامتیازات ووفوایدی که آن موضوع متوجه مردم می کند ، مردم آگاه نشوند ، زهی ساده انگاری وشاید هم توهمی بیش نباشد .

چراکه جمیع جامعه شناسها ورواشناس ها ودانشمندان علوم ارتباطات انسانی ، ودر رأس همه آموزه های دینی در مکتب انسان ساز اسلام ناب محمدی ، بر این اصل تأکید زیادی دارند ، مبنی بر اینکه ، ایمان ، علاقه ، عشق ، دلبستگی ، وفاداری وامتثال وفرمانبرداری وحتی اجنتاب وتنفرانسان نسبت به یک شخص یا شیء یا پدیده ویا گفتمان ، محصول شناخت ومعرفت است . یعنی تحقق چنین اموری متوقف بر میزان شناخت ومعرفت انسان نسبت به موضاعات ومسائل مختلفه است .

با این مقدمه ، با توجه به اینکه در آستانه انتخابات بسیار مهم ریاست جمهوری هستیم ، وجبهه پایداری بر اساس احساس تکلیفی که داشته ، به نمایندگی از یک گفتمان مقدس وارد میدان شده و در بین داوطلبان انتخاباتی ، یک نفر را بعنوان اصلح معرفی کرده است ، واز این مهمتر اینکه ، در این واقعه ، حضرت علامه مصباح مدظله العالی ، تمام آبرویش را دراین راه خرج نموده است ، وبدیهی است که توقع اقبال عمومی از مردم حداقل انتظارجبهه پایداری است ، بنابراین یک سوال مهم اینجا مطرح است ، که ما مدعیان پیرو جبهه پایداری در سراسر کشور ، وبطور اختصاصی مسئولین وحامیان این جبهه در استان شهید پرور خوزستان ، بر ای آشنایی مردم با گفتمان جبهه پایداری وتحقق مقدمات وتهییج ابزارامتثال واسقبال مردم که شرح آن گذشت ، چه اقداماتی را انجام داده ایم .

بنده درطی هفته گذشته چند سفر به برخی از شهرهای استان خوزستان وچند شهر از استانهای همجوار داشته ام ، واتفاقاً بطور اختصاصی با مردم در خصوص جبهه پایداری وگفتمان این جبهه ونامزدی که این جبهه بعنوان اصلح معرفی نموده با اقشار مختلف مردم آن شهرها بحث وگفتگو کردم ولی نتیجه آن نگران کننده بود . اکثر مردم می گفتند نمی شناسیم . وقتی من در چند دقیقه ، گفتمان جبهه پایداری واهداف وبرنامه های این جبهه ونامزد معرفی شده این جبهه را ، به آنها معرفی میکردم بسیار علاقمند می شدند واستقبال خوبی داشتند .

آری بحث وحرف من در این یادداشت ، این است که دست اندر کاران جبهه پایداری استان خوزستان ، باید تمام تلاش خودرا ، بر روی کارهای گفتمانی وتبلیغ گفتمان انقلاب اسلامی وتشریح برنامه های جبهه پایداری  متمرکزکنند . کاری که بطور کلی به فراموشی سپرده شده است . حداقل در شهر وزادگاه ومحل سکونت من در بهبهان از زمان تأسیس جبهه پایداری تا به امروز ، حتی یک جلسه اختصاصی به منظور آشنا نمودن مردم با گفتمان جبهه پایداری تشکیل نشده است . در حالیکه نیروهای کارشناس وتوانمند زیادی در این شهر وجود دارند که می توانند به بهترین شکل ممکن ؛ این مهم را به انجام رسانند . ولی ظاهراً مجوز انجام چنین کارهایی به آنها داده نشده است ونمی شود . حال چرا وبه چه علت ؟ الله اعلم

 آری اینکارها باید از قبل انجام می شد ، یعنی با اعزام افراد کارشناس ومطلع ومتعهد به شهرستانها ، ویا با استفاده از نیروهای بومی هر شهرستان ، اطلاعات کافی ووافی نسبت به گفتمان جبهه پایداری در اختیار مردم گذاشته می شد .

بازهم دیر شده است ، اگر مسئولین استانی جبهه بخواهند ، می شود با بسیج نیروهای متعهد وکاردان ، این خلاء را پر کرد واین نقیصه را رفع نمود وگفتمان جبهه پایداری را از غربت نجات داد .کافی است مسئولین بخواهند وبه نیروهای دلسوز وعلاقمند اعتماد کنند واجازه عمل به آنها بدهند .

 در فرصت با قیمانده دست اندرکاران جبهه پایدارای استان خوزستان ، باید تلاش مضاعفی داشته باشند . ونسبت به معرفی گفتمان جبهه پایداری سعی وکوشش بیشتری کنند . لازم وضروری است ، قبل از مطرح نمودن درخواست رأی از مردم برای نامزد مورد نظر ، آنهارا با گفتمان جبهه پایداری وخدماتی که در صورت حاکمیت این گفتمان به مردم ارائه خواهد شد آشنا کنند . چرا که وقتی مردم با این گفتمان آشنا شدند ، آن موقع مهم نیست که بگوئیم چه کسی پرچم دار این گفتمان است . برای اینکه مردم به گفتمان رأی می دهند ، زیرا نسبت به گفتمان شناخت ومعرفت کافی پیدا کرده اند . لذا بدیهی است که هرکس پرچم دار این گفتمان باشد به تبع اصل گفتمان عزیز ومحترم شمرده می شود ومورد استقبال عمومی قرار خواهد گرفت .

به امید پیروزی نامزد اصلح وحاکمیت گفتمان انقلاب اسلامی بر کلیه امور .

سید مختار موسوی

  



برچسب‌ها: جبهه پایداری استان خوزستان, گفتمان انقلاب اسلامی, انتخاب اصلح, دکتر لنکرانی
نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1392 توسط سید مختار موسوی
سید مختار موسوی

هاشمی آمده است تا آخرین نه را از مردم بشنود

آنچه آقای هاشمی میخواستند در حق انقلاب اسلامی ونظام جمهوری اسلامی وبرای ملت شریف ایران انجام دهند ، در این 34 ساله تاریخ انقلاب اسلامی وسالها مبارزاتی که قبل از پیروزی انقلاب اسلامی داشته اند محقق گردیده است . وخوب وبد آن نیز ،در اذهان مردم ودر صفحات تاریخ انقلاب اسلامی به ثبت رسیده است . وآنچه که از قلم تاریخ نویسان افتاده ویا چیزی نبوده که ملت به خاطر بسپارد ، خودش در کتاب خاطراتش هرچه دوست داشته نوشته ووارد بازار کتاب نموده است . پس بنابراین عملکرد ایشان محفوظ ومظبوط ومثبوت است .

قضاوت وداوری مردم انقلابی وخداترس ایران اسلامی در مقابل عملکرد ایشان ، آنقدر هوشمندانه وانقلابی بوده که به  نظر نمی رسد به این زودی از یاد وخاطر ایشان رفته باشد . مگر اینکه نعوذ بالله جناب آیت الله آلزایمر داشته باشند ، آنهم از نوع سیاسی اش .  وهمه چیز از خاطرشان حذف شده باشد .

چه فریادی از این رساتر وچه قضاوتی از این محکم تر ، وقتی جناب آیت الله چند بار جهت نشستن بر روی کرسی خدمت رسانی به ملت شریف ایران ، خودرا در معرض انتخاب گذاشته ؛ ولی مردم اندیشمند وبصیر ایران اسلامی ، خیلی محترمانه به او نه گفته اند  .

اگر خدای ناکرده جناب آیت الله آلزایمر سیاسی ویا فراموشی موقت گرفته اند ، ملت شریف ایران هوشمند تر شده وحافظه شان نیز خوب کار می کند . وهمه چیز را به یاد دارند . آن نامه بی سلام به امام امت که خون در در دل فرزند زهرا کرد ، ودستور آمدن به کف خیایانها توسط همسر محترمه ایشان ، خانم عفت مرعشی وآن سخنان در نمازجمعه وآن افرادی که با آن وضع در نماز جمعه حاضر شدند ومواضع وی از 22 خرداد 88 لغایت امروز در باره فتنه وسران فتنه وخیلی چیزهای دیگر را از جمله عملکرد فرزندان خلف آیت الله واظهار نظر اخیر مادر بچه های آیت الله که فرموده اند : مگر برای اینها کاری دارد که آراء راعوض کنند .  همه وهمه را به خاطر دارند .

اینک با این کارنامه ای که جناب آیت الله از سوابق همین چهار سال گذشته اش نزد مردم دارند ، چگونه وبه چه امید ومطابق با کدام ارزیابی دگر بار به میدان انتخابات آمده اند ؛ من نمیدانم . شاید او هم مثل اوباما وناتانیاهوباور کرده که مردم ایران ، از اسلام وخدا وولایت فقیه خسته شده اند ، ومنتظر یک ناجی بنام آیت الله هاشمی رفسنجانی جهت گسیل دادن ملت شریف ایران  ، به دامان آمریکا واسرائیل جهت ارتقاء موقعیت کشورشان وتبدیل آن ، به یک افغانستان یا عراق یا سوریه وشاید هم یا پاکستانی دیگر هستند .

از آنجایی که حاج آقا بهتر از این حقیر بی سواد می داند که ، بنابرآموزهای دینی ودلایل عقلی ومنطقی ، مومن نباید بیش از یک بار ، از یک سوراخ گزیده شود . به نظر می رسد که آقای هاشمی برای شنیدن آخرین نه از مردم به میدان آمده ، تا با خیال راحت بقیه عمرش را ، به عبادت وتوبه واستغفار وجمع آوری توشه آخرت بگزارند .

سید مختار موسوی

 



برچسب‌ها: هاشمی رفسنجانی, انتخابات ریاست جمهوری, انتخاب اصلح, جبهه پایداری, دکتر لنکرانی
نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1392 توسط سید مختار موسوی

همانطوری که در همین وبلاگ نوشته بودم، هاشمی آنگاه که از نیامدن خاتمی مطمئن شد شخصاً نامزد انتخابات ریاست جمهوری شد، همزمان با ورود هاشمی، بازار ارز دچار یک کاهش قیمت شد تا دو احتمال متضاد از سوی موافقان و مخالفان هاشمی مطرح شود، موافقان هاشمی این مسئله را نکته قوت هاشمی دانستند و مخالفان آن را نشانی از اعمال نفوذ او بر بازار ارز دانستند، در پاسخ به مدافعان هاشمی که او را منجی و فرشته ی نجات و دلسوز کشور معرفی می کنند این مطلب را تقدیم می کنم:

1-  اگر مشکلات 3-4 سال اخیر کشور را به دو عامل تحریم و سوءمدیریت متوجه بدانیم، بخشی از آن که به تشدید تحریم ها مرتبط است از آن گاه شروع شد که دشمن با هدایت فتنه ی 88، به تأثیرگذاری فشارهای خارجی در کنار اختلالات داخلی امیدوار شد و به همین لحاظ با توجه به نقش و جایگاه محوری شخص هاشمی و منتسبان وی در شروع و ادامه ی فتنه در داخل و معرفی نقاط ضعف اقتصاد ایران از طریق امثال مهدی هاشمی در لندن، هرگز نمی توان نقش برجسته ی هاشمی را در تشدید مشکلات کشور با مفهوم دلسوزی و منجی گری او جمع نمود. ادعاهایی که اکنون در خصوص رفاقت هاشمی با انقلاب و مردم ایران مطرح می شود بیشتر به رفاقتِ معروف با قافله شبیه است.خبرگزاری فارس: سندی با دست‌خط مهدی هاشمی درباره القای تقلب در انتخابات + عکس

2-  هاشمی و فرزندانش قائله ی 88 را به بهانه ی تقلب در انتخابات کلید زدند و در این مسیر نه به قانونی اساسی و نه به جایگاه قانونی شورای نگهبان و نه به دستورات و نصایح رهبر معظم انقلاب و نه به منافع انقلاب و مردم کشورشان هیچ احترامی قائل نشدند. چگونه می توان کسی را که این همه تخلف آشکار را مرتکب شده است را همچنان در قامت مجری قانون و رییس جمهور کشور تصور نمود؟! این مسئله آنقدر اهمیت دارد که یقیناً اگر شورای نگهبان آن را نادیده انگارد تنها به مصلحت اندیشی و واگذاری به مشت آرای مردم قابل تأویل است.

3-  در این مقطع، حتی همسر هاشمی نیز با حضور او در انتخابات به دلیل آشکار شدن دروغ تقلب مخالف بود و حال که حضور وی در انتخابات مهر ابطالی بر ادعای متقلب بودن نظام و مهر تأییدی بر دروغ بودن تقلب به حساب آمده است، توقع همگان این است که او پاسخگوی سهم بزرگ  خودش در بروز فتنه و تشدید فشارها و تحریمها باشد، نه اینکه با ادعای منجی بودن هوش مردم را به سخره گیرد! اسناد و مستنداتی که نشان از دروغ بودن تقلب و اطلاع هاشمی و فرزندان وی از این واقعیت و اهداف و نقشه هایشان از طرح این مسئله وجود دارد آن قدر زیادند که تنها به دستخطها و اسناد نظرسنجی های کذبی که از محل کار مهدی هاشمی و مکالمات تلفنی وی با نیک آهنگ کوثر کشف گردیده است اکتفا می کنم و این که آقای هاشمی نه تنها هرگز این اقدامات فرزندانش را محکوم نکرد بلکه همواره ایشان را در برابر قانون مورد حفاظت قرار داد.

4-  اگر چه شیوه ی مدیریتی هاشمی برای بسیاری از جوانان آشکار نبوده و حتی از خاطر برخی بزرگسالان نیز رفته است، ولی شاخص های آماری رسمی کشور در آن زمان مانند شاخص ضریب جینی و نرخ تورم که همچنان رکورد دار تاریخ دولت های کشور هستند، همواره چون پتکی بر ادعاهای گوش خراش شیوه مدیریتی هاشمی وارد شده است. اگر چه برخی طرفداران هاشمی قیمت فروش نفت در آن زمان را وسیله ای برای توجیه سوءمدیریتهای وی بیان می کنند اما دو مسئله را بیان نمی کنند، یکی این که جمعیت آن زمان کشور نصف اکنون بوده است و دیگر این که ارزش دلار در آن زمان به لحاظ قدرت خریدی که ایجاد می کرده است به مراتب بیش از ارزش دلار اکنون بوده است، چرا که آمریکا در این سالها با چاپ گسترده دلارهای بی پشتوانه و فریب مردم دنیا در "با پشتوانه نشان دادن دلارهای چاپ شده"، عملاً ارزش دلار را به همان نسبت ناچیز کرده است.

5-  روش مدیریت هاشمی یک روش توسعه ای و مبتنی بر اصول سرمایه داری است که خواسته و ناخواسته منافع اقشار بالای جامعه را دنبال می کند، سیاست های کلان هاشمی مانند آزادسازی قیمت ها و حذفِ بدون جایگزین یارانه ها و خصوصی سازی های کلاشانه و رانت بازی های تاریخی هرگز نمی تواند حافظ منافع طبقات ضعیف کشور به نظر برسند. نگاهی به حامیان اصلی سیاست های هاشمی در بیش از یک دهه ی اخیر نشان از این دارد که این طبقات، از دلالان و رانت خواران و وابستگان به کانون های قدرت و ثروت، همگی از حامیان اصلی او هستند و منافع این افراد همواره با منافع مردم ایران در تضاد بوده و خواهد بود. حمایتِ اخیر دلالان ارز از ورود هاشمی به عرصه ی انتخابات نیز یکی از همین نمودهای پایگاه های هاشمی تعبیر می گردد.

6-      خط هاشمی خط سازش و تسلیم است، او هنوزنیامده مذاکره و تسلیم را حلال مشکلات کشور می داند و مقاومت را عامل بروز مشکلات معرفی می کند، حتی با فرض این که هاشمی بتواند با تسلیم و سازش کمی از بار مشکلات کشور را بکاهد، باید دید که آیا در ازای این حل مشکلات چیزی جز حیثیت انقلاب و اصولش را به حراج خواهد گذاشت؟ اسرائیل را دشمن ندانستن و آمریکا را حلال مشکلات دانستن یک عقب نشینی به گفتمان شاهنشاهی به شمار می رود، هاشمی آمده است که همان شعارهای فتنه 88 را که هرگز از آنها تبرا نجست مانند "نه غزه و نه لبنان جانم فدای ایران" و "جمهوری ایرانی" و "ضدیت با ولایت فقیه" را به عینیت برساند، ولی غافل است که مردمی که هنوز برای شهدای شان احساس دِین می کنند هرگز اصول انقلاب شان را به تکه نانی نخواهند فروخت.

منبع : http://salmaneali.parsiblog.com/Author/سياوش+آقاجاني



برچسب‌ها: انتخابات ریاست جمهوری یازدهم, انتخاب اصلح, فضای مسموم سیاسی, انتخابات است یا براندازی
نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1392 توسط سید مختار موسوی
سید مختار موسوی :

آقای جلیلی پاسخ دهند

 سوال اول ) عده ای می گویند : شمابه نمایندگی از گفتمان اصیل انقلاب اسلامی وارد عرصه انتخابات شده اید

 موضع بنده پس از شنیدن این خبر ) از انجایی که بنده بطور کامل با این گفتمان آشنا هستم وخودم را یکی از پیروان راستین ومدافعان جان برکف ومبلغین خستگی ناپذیر این گفتمان ناب ولایی می دانم ، هرچند که بنده در بیعت علامه مصباح هستم وبا دکتر لنکرانی میثاق بسته ام ، وامیدوارم شما نیز با رعایت قاعده اهم فی الاهم ، پرچم را به جناب لنکرانی بسپارید ، ولی بازهم بنا به مصالحی درخلوت وجلوت ، به هنگام راز ونیاز با خدای سبحان ، از خداوند عزَّ وجَّل مسئلت می خواستم که اگر این مرد ، صادقانه وبدون غرض ومرض سیاسی وبا اخلاص ، واقعاً به نمایندگی از گفتمان ناب انقلاب اسلامی وارد عرصه میدان انقلاب اسلامی شده ، اورا درادامه راه موفق نماید .

 سوال دوم ) جمعی هم پس از ثبت نام شما ، مدعی شده اند که از طرف دولت آمده اید ، تا در صورت رد صلاحیت اسفندیار رحیم مشایی ، شمارا بعنوان کاندیدای دولت وآلتر ناتیو وبدل مشایی معرفی نمایند . وحتی به امثال بنده که می دانند در تبعیت از علامه مصباح از جبهه پایداری انقلاب اسلامی حمایت می کنم ، هجمه برده وگفته اند که ، ما حق نداریم آقای جلیلی را به نفع خود وبنام جبهه پایداری مصادره کنیم . در حالیکه مصادره ای درکارنبوده است . وما شیرمردی بنام دکترکامران باقری لنکرانی در میدان رقابت انتخاباتی داریم ، وقصد عقب گرد هم نداریم .

موضع بنده ) از آنجایی که بنده جریان وابسته به اسفندیار رحیم مشایی را نیز ، به خوبی گفتمان ناب انقلاب اسلامی می شناسم ، وخودم را یکی از مخالفان ومنتقدین جدی این جریان در عرصه مطبوعات سراسر وفضای مجازی میدانم ، با شنیدن این دو ادعای ضد ونقیض وسایه روشن ، متعجب ومتحیرشدم . طوریکه بدواً دعای خود را تا زمان حصول اطمینان از صحت وسقم این خبر ؛ از خداوند سبحان مسترد نمودم . لیکن از آنجایی که خیلی از نیروهای مخلص ولایی را می شناسم که دوستدار شما هستند  وخودم نیز بی علاقه نبودم ، با توجه به اینکه هیچ راه تماسی با شخص شما نداشتم ، بی درنگ تصمیم گرفتم تا با طرح این مطلب بطور اجمال وخلاصه در فضای مجازی ، از شخص شما ویا نماینده رسمی شما انتظار پاسخ قاطعی داشته باشم .

سید مختار موسوی



برچسب‌ها: گفتمان انقلاب اسلامی, علامه مصباح, انتخاب اصلح, جبهه پایداری
نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1392 توسط سید مختار موسوی
در سایت جبهه پایداری انقلاب اسلامی خوزستان آمده است :

 
علامه مصباح یزدی(یک روزپس ازثبت نام نامزدها):همه حوادث عالم در اراده من سر سوزنی اثر نخواهد داشت  

به گزارش صابرنیوز، پس از ثبت نام دیروز چند نفر از چهره های سیاسی در انتخابات ریاست جمهوری و آرایش احتمالی بعضی از گروه ها با حجت الاسلام جلالی مسئول دفتر علامه  مصباح یزدی در خصوص نظر علامه درباره این ثبت نام ها و نظر ایشان درباره کاندیدای اصلح جویا شدیم.

 مسئول دفتر علامه در گفتگو با صابر نیوز گفت،علامه مصباح یزدی در جمع برخی از فضلا  حوزه علمیه قم در مورد انتخابات اخیر به خصوص درباره آرایش انتخاباتی جدید فرمودند ما ایستاده ایم و عقب گردهم نداریم و وظیفه همین بود که گفته شد اگر غیر از کاندیدای اصلح جبهه پایداری، اصلحی بود ولو از خارج جبهه پایداری هم بود معرفی می کردیم .

نظری داشتیم و گفتیم نظر ما تغییر نکرده است ما ثابت هستیم و یک برد است و هر آنچه ببینیم وظیفه هست، همان را انجام دهیم.

وی در ادامه از قول حضرت علامه اضافه کرد، برخی می گویند اگر رأی نیاورید آبرو و حیثیت شما می رود. اگر حیثیتی داریم برای همین کارهاست این امور مربوط به الان نیست من از 6،7 سال پیش فکرش را کرده ام و مطمئن هستم همه حواث عالم در اراده من سر سوزنی اثر نخواهد داشت یک تشخیص قطعی بوده و وظیفه همین است چه آبرو برود یا نرود، شما هم به  وظیفه خود عمل کنید

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مدافع ولایت :

از مطهری زمان ومجتهد بصیری چون علامه مصباح غیر از این انتظار نیست . ایشان الگوی تمام عیار ولایتمداری و معلم بصیرت وپایداری واستاد انحراف شناسی است . وظیفه سایر مدعیان ولایتمداری است که بلاقید وشرط از ایشان تبعیت کنند .

شرایط سیاسی امروز وآرایش کاندیداهای ریاست جمهوری ایجاد می نماید که همه آبرودار ها ، مثل علامه مصباح ، آبروی خودرا برای پیروزی اصلح وجلوگیری از را هیابی نا اهلان به حریم ناموس انقلاب اسلامی خرج کنند .



برچسب‌ها: علامه مصباح, جبهه پایداری, انتخاب اصلح, گفتمان انقلاب اسلامی, دکتر لنکرانی
نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1392 توسط سید مختار موسوی

در شرایطی که یقیناً آقای جلیلی نیز براساس تکلیف به عرصه ی حساس انتخابات ریاست جمهوری ورود پیدا کرده اند و با توجه به گفتمان تکلیف گرا و انقلابی که در جبهه پایداری به رهبری استاد مصباح و زیر مجموعه شان وجود دارد، یقیناً گفتمان انقلاب اسلامی که مبتنی بر اصول مهمی مانند مقاومت، خدمت، ولایت مداری، سلامت، دین ورزی و عدالت محوریست، علی رغم قوتی که در هر دو نامزد مطرح وجود دارد، با یک نامزد نهایی در انتخابات حاضر خواهد شد.

لذا در این برهه که هر کدام از طرفداران گفتمان انقلاب اسلامی به یکی از این دو بزرگوار نظر مثبت تری دارند و از نامزد اصلح شان حمایت می کنند، اما می دانند که در نهایت هر کدام از این نامزدها که تا آخر بماند تمام رأی های این گفتمان را نصیب گفتمان انقلاب اسلامی خواهد نمود، پس طرفداران این دو شخصیت نیز مانند خود این دو بزرگوار، با کمال حفظ احترام متقابل با یکدیگر برخورد گفتمانی و بدور از رقابت خواهند داشت.

 



برچسب‌ها: علامه مصباح, جبهه پایداری, انتخاب اصلح, گفتمان انقلاب اسلامی
نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1392 توسط سید مختار موسوی
سید مختار موسوی

 ( با حضور هاشمی ، تعدد کاندیدا در اردوگاه گفتمان انقلاب اسلامی ، نشانه  بی بصیرتی است )

با توجه به قطعی شدن حضور آقای هاشمی رفسنجانی در عرصه انتخابات ریاست جمهوری ، وحوادث پشت صحنه این حضور واهدافی که با سبق تصمیم ، برای این کار برنامه ریزی وکُد گذاری شده است ، وبا التفات ویژه به ائتلاف بی سابقه ی اپوزیسیون داخل و اپوزیسیون خارج نشین ودگراندیشان و پسماند فتنه ، طوریکه حتی بوی حضورسازمان ملحد تروریستی منافقین نیز ، در این ائتلاف وچرخه حمایت از آقای هاشمی احساس می شود ؛  وبا توجه به اعلام حمایت همه جانبه وتمام قد اصلاح طلبان از مشار الیه ، چنین به نظر می رسد که ، دیگر در ضرورت ایجاد وحدت وانسجام بین گروهها وشخصیت هایی که ادعای ولایتمداری واصولگرایی دارند وخود را پیرو وحامی گفتمان انقلاب اسلامی می دانند ، حاجت هیچ استغاره ای نیست .

 با امعان نظر به جمیع جهات موجود، با ضرس قاطع اعلام می شود، وقت آن رسیده که گروه های مختلف اصولگرا و آنهایی که دلشان برای انقلاب اسلامی و حکومت اسلامی و ولایت فقیه و استقلال ایران اسلامی، می تپد و دلی در گرو اسلام ناب محمدی (ص) دارند، علائق و امیال و منافع حذبی و گروهی و دلبستگی های شخصی خود را کنار بگذارند و با رعایت قاعده اهم فی الاهم، به فکر پاسداری از اصل نظام و حفظ اسلامیت آن و صیانت از دستاوردهای خون شهدای گرانقدرمان و حراست از عزت و سربلندی ملت مسلمان و انقلابی ایران باشند.

آری لازم و ضروری است که بدون فوت وقت، تدابیری اندیشیده شود و ائتلافی صورت بگیرد و فداکای هایی انجام شود، تا گفتمان اصیل انقلاب اسلامی یا تفکر ناب اصولگرایی، برای حضور نهایی و قطعی، جهت رقابت با آقای هاشمی در انتخابات پیش رو، فقط یک نفر را ، که اولاً : آن یک نفر، دارای شاخص های مورد نظر مقام عظمای ولایت باشد. و ثانیاً : بتوان از او به عنوان نامزد اصلح یاد کرد و ثالثاً :  فردی عالم ، متشرع ، متخصص ، متعهد ، مدیر و مدبر ، ساده زیست ، انتقاد پذیر ، شجاع ، مأنوس با فرهنگ مقاومت و شهادت ، قانون مند و مطیع بلاقیدوشرط ولی فقیه زمان باشد . رابعاً : میزان مقبولیت و رأی آوری او نیز از همه بیشتر باشد .به عنوان تنها پرچم دار و نماینده در میدان رقابت داشته باشد.

بدون تردید، با لحاظ قرار دادن جمیع شرایط و در نظر گرفتن اوضاع و احوال موجود و با عنایت به افق پیش رو و دور اندیشی ها و ژرف نگری هایی که باید انجام شود، در شرایط کنونی، در بین افرادی که به عنوان اصولگرا و یا با گفتمان انقلاب اسلامی ، اعم از اینکه به نمایندگی از گروه یا تشکیلاتی وارد عرصه انتخابات شده اند و یا خروجی ائتلافی بوده اند و ثبت نام نموده و یا به طور مستقل وارد شده اند، تنها دو گزینه وجود دارد ، که ظرفیت و شایستگی و قدرت و توان آن را دارند که ، جامعه اصولگرا و پیروان گفتمان انقلاب اسلامی بر روی یکی از آنها ائتلاف نهایی نمایند و او را به عنوان تنها نماینده و یگانه پرچم دار گفتمان انقلاب اسلامی و عاشقان ولایت ، جهت رقابت با آقای هاشمی رفسنجانی معرفی نمایند. و این دو عزیز عبارتند از  آقایان دکتر کامران باقری لنکرانی  و دکتر سعید جلیلی.

در صورت تداوم حضور آقای هاشمی در انتخابات ریاست جمهوری ، چنان که جامعه اصولگرایی و پیروان گفتمان اصیل اقلاب اسلامی نتوانند بر روی یکی از این دو گزینه ها ائتلاف و به توافق و وحدت برسند ، بدون تعارف باید در بصیرت آنان تردید داشت . و بنده به صراحت اعلام می کنم که در چنین شرایطی، اصرار بر داشتن تعدد کاندیدا از طرف اصولگرایان و پیروان انقلاب اسلامی ، اولاً : نشانه کمال بی بصیرتی است . و ثانیاً : ظلم مضاعفی در حق مکتب اصولگرایی و گفتمان ناب انقلاب اسلامی خواهد بود.

(تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل)

سید مختار موسوی



برچسب‌ها: دکتر سعید جلیلی, دکتر کامران باقری لنکرانی, انتخابات ریاست جمهوری یازدهم, گفتمان انقلاب اسلامی, جبهه پایداری انقلاب اسلامی
نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1392 توسط سید مختار موسوی
سید مختار موسوی :

هشدار به بزرگان محترم جبهه پایداری

این یادداشت دل نوشته مریدی است به مرادهای خود. درد دل و دلسوزی های شاگردی است، به مربی و معلمان خویش. دفاع و حمایت حبیبی است از محبوب خود. نقدی است مصلحانه، که از طرف یک مدافع و حامی، به منظور ارتقاء همه جانبه جایگاه گفتمان مقدس جبهه پایداری در همه عرصه ها و بالا بردن ضریب موفقیت و پیروزی این گفتمان در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم و ایفای نقش بهتر و بیشتر و مؤثرتر، در خلق حماسه سیاسی 24 خرداد 92 به رشته تحریر در آمده است. امید است که مرضی حضرت حق و مقبول مخاطبین عزیز باشد.

به طور متیقّن گفتمان مقدس جبهه پایداری، که همان گفتمان ناب انقلاب اسلامی و اقتباس شده از اندیشه های سیاسی اسلام ناب محمدی (ص) مبتنی بر حاکمیت ولایت مطلقه فقیه است، ظرفیت جهانی شدن و ارائه راهکارهای راهبردی و کاربردی جهت مدیریت جهان اسلام را دارد.

بدیهی است چنین گفتمان پویا و گویای سیاسی، که شریعت محوری، عدالت مداری، ولایت پذیری و عقلانیت جزء شاه بیت اساس نامه آن است؛ دربردارنده تمام دغدغه های مردمی و تأمین کننده کلیه مطالبات برحق مقام عظمای ولایت، در عرصه های مختلف سیاست داخلی و خارجی،اقتصادی آن هم از نوع مقاومتی اش، فرهنگی و اجتماعی و دفاعی (دفاع از ارزش ها و اصول و آرمانهای مقدس انقلابی و دینی و دفاع همه جانبه در جبهه مقاومت) است.

در صورتی که خداوند سبحان رخصت دهد و توفیقی حاصل آید، و بزرگان و اندیشمندان و دوستداران و حامیان این گفتمان سیاسی عقیدتی، متناسب با شأن و جایگاه آن، در عرصه تبلیغ و دفاع و تثبیت، تکالیف شرعی و انقلابی و ملی خود را به درستی انجام دهند، و به یاری حق این گفتمان، مورد اقبال عمومی قرار بگیرد و زمینه برای اجرای فعلیت بخشیدن به اقوال و شعارها، محقق گردد؛ قادر خواهد بود به نحو مطلوب و شایسته و در شأن بالای ملت شریف و مؤمن ایران اسلامی، جایگاه نظام مقدس جمهوری اسلامی و عزت و سربلندی مردم مجاهد و ولایتمدار را در عرصه داخلی و بین المللی ارتقاء دهد و آن را متکامل نماید. و تمامی ضعف و کاستی های پیشین را جبران و نقاط قوت موجود را به طور مضاعف تقویت نماید. و صد البته  به طریق اولی نیز می تواند، پشتوانه علمی، فقهی، سیاسی و اجتماعی، شخصیتی باشد که توسط این گفتمان ، به عنوان نامزد اصلح، جهت انتخابات ریاست جمهوری یازدهم معرفی شده است.

این مهم زمانی از قوه به فعل در می آید و عینیت می یابد، که گفتمان جبهه پایداری، به طور گسترده و شفاف در جای جای میهن اسلامی، تا حد رخت بربستن معاذیری چون جهل و عدم آگاهی و ندانستن در بین آحاد مردم، به اکثریت قریب به اتفاق جامعه ، معرفی و برنامه های آن تشریح و منافع و امتیازاتی که قرار است، در صورت پیروزی نامزد این گفتمان در انتخابات ریاست جمهوری، متوجه مردم و نظام و جهان اسلام بشود، احصاء و به استحضار مردم رسانده شود.




برچسب‌ها: جبهه پایداری انقلاب اسلامی, حضرت علامه مصباح یزدی, انتخابات ریاست جمهوری یازدهم

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1392 توسط سید مختار موسوی

هنر پيدا كردن اصلح

حضرت امام خامنه ای :

آنچه كه من عرض می كنم، در درجه‏ ى اول حضور مردمى است. در درجه‏ ى بعد كه البته حائز اهميت بسيارى است اين هم، پيدا كردن اصلح است. آن كسانى كه به وسيله‏ ى شوراى نگهبان صلاحيت آن ‏ها اعلام می شود، معنايش اين است كه اين از حداقل صلاحيت مورد نياز برخوردار است. در بين اين كسانى كه اعلام می شوند، افرادى هستند با صلاحيت‌هاى بالاتر، افرادى هستند در سطح پايين ‏تر. هنر ملت ايران و مردم شهرها و حوزه‏ هاى انتخابيه اين است كه دقت كنند، نگاه كنند، بشناسند اصلح را، بهترين را انتخاب كنند؛ بهترين از لحاظ ايمان، بهترين از لحاظ اخلاص و امانت، بهترين از لحاظ دين‏دارى و آمادگى براى حضور در ميدان‌هاى انقلاب؛ دردشناس ‏ترين و دردمندترين نسبت به نيازهاى مردم را انتخاب كنند. ( 1386/10/12)



برچسب‌ها: اصلح از نگاه امام خامنه ای, انتخاب اصلح, هنر پیداکردن اصلح
نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1392 توسط سید مختار موسوی
سید مختار موسوی

چرا ساکتین فتنه و انحراف، صلاحیت ندارند؟

قبل از ورود به ماهیت بحث، لازم است به اجمال و اختصار با اصطلاح ساکتین فتنه و ساکتین انحراف، که این روزها در محافل سیاسی توسط فعالان سیاسی و اهالی قلم و سخن، کاربرد زیادی پیدا کرده است آشنا شویم.

خیلی خلاصه و شفاف و کاربردی می توان گفت: « به آن دسته از افرادی که در ایام فتنه 88 و قبل و بعد از آن، مدعی روشنفکری بوده و خود را در جرگه خواص جامعه می دانستند؛ اما در برابر مواضع سران فتنه و فتنه گران و حامیان داخلی و خارجی آنها، و از جمله در خصوص اصل فتنه، یعنی حوادثی که پس از انتخابات 22 خرداد 88 رخ داد و امام امت از آن به فتنه عمیق یاد کردند؛ و علی رغم اینکه، ندای « این عمار» مقام عظمای ولایت و علی زمان، در سراسر کشور طنین انداز شده بود، و معظم له در آن دوران، بارها و بارها از روشنفکران و خواص جامعه و اهالی قلم و صاحبان منابر و رسانه ها خواسته بودند، که در رابطه با حوادث رخدادی، روشنگری و اعلام مواضع کنند، اما باز هم سکوت اختیار کرده و به ندای «این عمار» امام و پیشوای خود لبیک نگفتند و او را در کوران فتنه تنها گذاشتند و یاری اش ننمودند، ساکتین فتنه می گویند. و به آن دسته از خواص  و مدعی روشنفکری که در برابر رفتارهای غیر اصولی و مسئله ساز و سخنان غیر منطقی و منحرف از اسلام ناب محمدی (ص) که توسط رئیس دفتر سابق رئیس جمهور و اطرافیان او زده می شد، و همچنین در برابر حمایت های همه جانبه و غیر ضروری رئیس جمهور وقت از ایشان، واقدامات ضد فرهنگی وهنجار شکن دولت، سکوت اختیار کرده و هیچ گونه نقدی یا نصیحتی یا تذکری را در این رابطه از خود ارائه نداده اند، ساکتین انحراف می گویند.

خب حالا چرا اینها ساکت ماندند ؟ وبعنوان گروهی از خواص جامعه ، که توده مردم چشم به قلم وزیان آنها دوخته بودند ، تا مواضع آنها را دراینگونه مسائل مهم ، با توجه به فراخوان ملی مقام معظم رهبری بدانند، هیچ گونه اظهار نظری نداشتند. وسکوت را بر اعلام مواضع ترجیح دادند ؟



برچسب‌ها: ساکتین فتنه, ساکتین انحراف, انتخابات ریاست جمهوری یازدهم, انتخاب اصلح

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1392 توسط سید مختار موسوی
سیدمختار موسوی :

( فضای انتخاباتی که حاکم شده زیبنده ملت مسلمان ونظام اسلامی نیست )

برگزاری انتخابات آزاد ، مظهر دمکراسی و آزادی در کشور برگزار کننده انتخابات است . و آمار مشارکت مردم در انتخابات نیز ، نشانگر میزان و مقدار علاقمندی مردم به نظام و رضایت مندی آنها از اوضاع و احوال حاکمیت ، و وفاداری آنان به اصول وارزشهای انقلابی است .

هر کشوری در دنیا ،  متناسب با نظام سیاسی ، عقیدتی ، آداب و رسوم فرهنگی ومعیارهای اخلاقی جاری خود ، و همچنین برای سامان بخشیدن به ارتباطات وامورات داخلی و قانون مند کردن ارتباطات برون مرزی و بین المللی ، برای خودشان قانون اساسی وضع می کنند . و در این قانون اساسی که نقشه راه  هر کشور و چراغ راهنمایی برای مدیران و مسئولین اجرایی و قضایی و قانونگذاری است ؛ بایدها ونبایدهای زیادی لحاظ میگردد وخطوط قرمز فراوانی تعیین وتعبیه می شود . واز جمله مواردی که در قوانین اساسی سایر کشورها آمده است ، واین قسمت از قانون اساسی در هر کشوری مصرف داخلی دارد ، تبیین چگونگی برگزاری انتخابات ریاست جمهوری است .

بدیهی است تدوین کنندگان قانون اساسی در هر کشوری و مراجع صلاحیت دار قانونگذاری در زمان وضع قوانین عادی و آئین نامه ها ، به تناسب و میزان تأثیرگذاری و آمار و ارقام گرایشات و دلبستگی های مردمی ، از نقش دادن یا دخالت دادن ادیان و آداب و رسوم و عرف متعارف و فرهنگ و آئین ها و سنت های قدیم و جدید ، در قانون اساسی و قوانین عادی غافل نمی شوند .

بنابراین انتخابات ریاست جمهوری به لحاظ اهمیت آن ، از جمله مسائل و مواردی است که معمولاً در اکثر کشورهای دنیا ، هم مورد توجه قانون اساسی آنها بوده و هم به صورت اختصاصی قانونی  به نام قانون انتخابات ریاست جمهوری به آن تخصیص داده می شود که در این قانون خاص انتخاباتی ، به جزئیات پرداخته شده است . لذا فلسفه وضع قوانین مخصوص انتخابات ریاست جمهوری، جدا از فلسفه کلی قانونگذاری در دنیا نیست .




برچسب‌ها: انتخابات ریاست جمهوری یازدهم, انتخاب اصلح, فضای مسموم سیاسی, انتخابات است یا براندازی

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1392 توسط سید مختار موسوی
 زیباتر از شهادت   


 

آری شهادت زیباست،اما مثل مرد پای بیرق انقلاب ایستادن از ان هم زیباتر است،

شهادت در رکاب امام خمینی زیباست،اما دفاع از ولی فقیه حاضر از آن هم زیبا تر است،

خون دادن برای امام خمینی زیباست،اما خون دل خوردن برای امام خامنه ای از ان هم زیباتر است...

(شهید سید مرتضی آوینی)



برچسب‌ها: زیباتر از شهادت, شهید سید مرتضی آوینی, امام خامنه ای
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1392 توسط سید مختار موسوی

رئیس جمهوری آینده آداب ولایتمداری را از سید حسن نصرالله بیاموزد

مطلبی در سایت رجانیوز دیدم که حقیقتاً تکان دهنده بود؛ سید حسن نصرالله یک انقلابی جان برکف است که به واسطه ی شجاعتش تمام دنیا او را می شناسند، او عزیزان زیادی از جمله فرزندش را در راه اسلام و مبارزه با کفر تقدیم کرده و خود نیز جانانه در همین راه گام می گذارد؛ تولا و تبرای سید حسن نصرالله حقیقتاً مثال زدنیست، سیما و صدای او همانقدر که برای ما دلنشین است، برای کفار، صهیونسم و استکبار وحشت می آفریند.
همین سیدحسن نصرالله که به عنوان رهبر حزب الله، اسرائیل را بارها و بارها به زانو در آورده است، کراراً در برابر رهبر انقلاب بال خضوع به زمین سائیده است که یکی از موارد به یادماندنی اش مربوط به تصویر زیر است که دست رهبر انقلاب را در معرض میلیون ها چشم بوسید. این مطلب از این جهت درس آموز است تا ما و مسئولان مان بدانیم که چقدر در درک انقلاب، بصیرت، ولایت و ولایت مداری عاجزیم. خاطره و تصویر زیر شاید قبلاً به نظرتان رسیده باشد ولی حتی در اینصورت نیز، دوباره و چندباره ارزش انتشار و تأمل را دارد، کاش روزی نشود که هیچ رهبری حسرت چنین سربازی را بخورد و هیچ سربازی حسرت چنین رهبری را، کاش!
در ادامه عین مطلب و تصویر مزبور را جهت استفاده شما تقدیم می کنم:
رجانیوز: اولین جلسة کنفرانس بین‌المللی حمایت از انتفاضه بود. پس از سخنرانی، هنگامی که آقا در حال عبور از سالن کنفرانس بود، سیدحسن نصرالله، خودش را به آقا رساند و دست ایشان را بوسید. برایم کمی تأمل برانگیز بود. یک روز بعد که به دیدار سیدحسن نصرالله رفتم، قضیه را پرسیدم.  

سیدحسن گفت: امسال رسانه‌های جهانی مرا به عنوان "مرد سال" نامیده‌‌اند و در کشورهای عربی نیز عنوان "موفق‌ترین رهبر جهان عرب" را به من داده‌اند. دیروز چون مراسم به طور مستقیم در جهان پخش می‌شد، مناسب دیدم به همه بگویم که من "سرباز" رهبر انقلابم.منبع : http://salmaneali.parsiblog.com/Author/سياوش+آقاجاني



برچسب‌ها: آداب ولایتمداری وولایتپذیری, سید حسن نصرالله, امام خامنه ای ورهبر جهان عرب
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1392 توسط سید مختار موسوی
تمامی حقوق مطالب برای مدافع ولایت محفوظ می باشد