مدافع ولایت
 
علامه مصباح : مخالفت با ولي فقيه مخالفت با ائمه و بر اساس روايات در حد شرك بالله است.
لینک دوستان
لوگوی همسنگران
طراح قالب
معببر سایبری فندرسک

سید مختار موسوی :

بسم الله الرحمن الرحیم

نقش شهید وفرهنگ شهادت در هدایت نسل جدید

«« إِنَّ اللَّهَ اشْتَري‏ مِنَ الْمُؤْمِنينَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ يُقاتِلُونَ في‏ سَبيلِ اللَّهِ فَيَقْتُلُونَ وَ يُقْتَلُونَ وَعْداً عَلَيْهِ حَقًّا فِي التَّوْراةِ وَ الْإِنْجيلِ وَ الْقُرْآنِ وَ مَنْ أَوْفي‏ بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَيْعِکُمُ الَّذي بايَعْتُمْ بِهِ وَ ذلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظيمُ [1].»»

(بدرستی که خداوند از مؤمنان جانها و مالهایشان را خریده ، در مقابل این که بهشت از آن آنها باشد، در راه خدا کارزار می کنند و می کشند و کشته می شوند، این وعده حقی است که در تورات و انجیل و قرآن ذکر شده است وکیست که در عهدش از خدا وفادارتر باشد؟ پس به معامله ای که انجام داده ایدشادمان باشید و این همان رستگاری بزرگ است )

قرار است در این وجیزه ، در قالب تجلیل از مقام شامخ شهدای والا مقام دیار عالم خیز وشهید پرور بهبهان قهرمان ؛ خصوصاٌ شهدای نسل سوم ، علیرغم ژرف و بسیط وبی نهایت بودن مظروف  وقلیل ومحدود بودن ظرف ، در حد ادای تکلیف وگنجایش ظرف موجود که یک یادداشت اجمالی ومختصر است ، به نقش شهید و فرهنگ شهادت ، در الگو دهی به جوانان ، بویژه نسل سوم یا به تعبیری ، الگو دهی شهدای نسل سوم والگو پذیری نسل سوم انقلاب اسلامی  از این  اسوه های واثق ، وهدایت آنها در مسیر کمال وخط ولایت ومصونیت بخشی به آنهایی که بصورت تحقیقی واستدلالی  نه تقلیدی ، به فرهنگ وآرمانهای شهدا متوسل ومتمایل شده اند بپردازیم .

در قاموس شهدا شهرمان ، واژگان مقدس واصیل وپر معنایی چون ، توحید ، ولایت ، شهید وشهادت ، نورافشانی وظلمت زدایی می کنند ، ومعنی ومفهوم تعبد وبندگی ومعرفت الله ( خدا شناختی وخدا شناسی ) وایمان تحقیقی وولایت پذیری وسعادتمندی در دنیا وآخرت و معرفت نفس (انسان شناختی وانسان شناسی) را به بهترین روش  فلسفی ، علمی وکاربردی  تعریف می نمایند ، که به شرط توجه وتعمق در آن ، چنان انسان را متحول ومتعالی وبه حق تعالی نزدیک می کند ، که اگر به درستی حق آن اداء و وبرای نسل جوان تعریف شود ؛  از انسانهای متمرّد حُر می سازد  واز مومنین وعارفین به حق ولایت اسماعیل ، و آحاد مردم در جامعه اسلامی را چنان تربیت وهدایت  خواهد کرد ؛ که به راحتی و به معنی واقعی ،  قادر به درک توحید باشند . ومتعاقب آن بتوانند ، با بصیرت ومعرفتی که تحصیل می کنند ،  ابراهیم وار تبر بر داشته  وبت های اطراف خودرا شکسته و سپس اسماعیل های وجود خویش را ، در راه  جلب رضای معبود ، به قربانگاه برده و ذبح نماید .

نکو داشت وزنده نگه داشتن یادشهدای واجب الاحترام شهرمان ، که به فرموده رهبر حکیم وفرزانه انقلاب اسلامی حضرت امام خامنه ای ، کمتر از شهادت نیست ،  مصداق یاد خداست . چراکه این اسوه های حسنه ، مثل حقایق قرآن زنده اند و بلتبع دل هرشهید قرآن بالغی است که اسرار عالم در آن نهفته است .  بنابراین شهدا در تمام یادواره ها و نکوداشت هایی که به یاد آنان برگزار می شود شرکت می کنند .

البته باید بدانیم که یادواره ویا کنگره شهدا خود هدف نیستند ، وشهدای عزیز نیز به چنین مراسم هایی احتیاج ندارند  بلکه فلسفه وچیستی وچرایی اینگونه مراسم ، رسیدن به اهداف شهدا و کسب بصیرت است . و باید خروجی اینگونه مراسم  ، ایجاد انگیزه وبصیرت افزایی در جوانان ، به منظور توسعه وتثبیت گفتمان انقلاب اسلامی وایستادگی بر اصول وآرمانهای انقلاب اسلامی وخنثی سازی توطئه های دشمنان داخلی وخارجی باشد . 

آری ، هدف از برگزاری مراسم یاد واره شهداء ، احیا وترویج فرهنگ شهادت است . برای جلوگیری از گم کردن راه است . چراکه شهدا مثل ستارگان درخشان در شب تار می درخشند وپرده ظلمت وگمراهی را می درند . و حق از باطل را ، سره از ناسره را ،  واصل از فرع را برای ما نمایان می سازند . واز مشتبه شدن حق ممانعت می نمایند .

 متاسفانه هستند فرد یا افرادی که از روی بی خبری وعدم بصیرت  ویابعضاٌ از روی عناد ولجاجت ، ساز دشمنان را کوک ودر آن می دمند ، وبر خلاف واقعیت ، فرهنگ شهادت را به معنای خشونت طلبی و کشتار و جنگ و ظلم ویاد آوری بدیهای جنگ تعریف ، وبه خورد مخاطبان خاص خود می دهند . وبه اجرای چنین مراسمی اعتراض می کنند .

در حالیکه فرهنگ شهادت یعنی فرهنگ خدا محوری وتوحید مداری ، اخلاق مداری، تکلیف پذیری، ولایتمداری و ولایت پذیری است . و در حقیقت  هرچه از شهیدان گرانقدر تجلیل شود از شکوه و عظمت ملت بزرگ ایران عزیزتجلیل شده است . هرآنچه که امروز در کشور ما دایر وپابر جاست ، همه به برکت خون شهیدان است و کم ترین کار ما در برابر خون شهیدان، برگزاری اینگونه کنگره ها در گرامیداشت رشادت های آنان است .  ومضافاٌ ترویج فرهنگ ایثار و شهادت  سبب مصون ماندن جامعه از آسیب‌های فرهنگی و اجتماعی است ، ضمن اینکه در حفظ آمادگی وارتقاء ضریب دفاعی کشور در برابر حملات احتمالی  نظامی دشمنان نیز بسیار کارساز ونقش تعیین کننده ای خواهد داشت .

هدف دیگر از برگزاری این نوع کنگره ها، حفظ و تقویت روحیه حماسی در میان نسلی است که در جنگ حضور نداشته‌اند . چرا که استکبار دست از ما بر نمی‌دارد. ما هنوز در جنگ هستیم و به فرموده رهبر معظم انقلاب  ، دشمن جنگ نرم را آغاز کرده است و به همین دلیل باید نسل جدید تمام ترفندها و برنامه‌های دشمن را پیگیری و رصد کند تا بتواند برای مقابله با آنها برنامه ریزی کند .

بطور متیقن ، از نشانه های عظمت و وعلائم حیات وپویایی یک مکتب انقلابی واسلامی، مآنوس بودن نسل جوان آن مکتب ، با فرهنگ غنی شهادت و تقریب نسلها وبه حداقل رساندن فاصله های فکری ومعنوی نسل اول ، با نسلهای بعدی وایجاد وحدت فکری وعقیدتی وتولید انگیزه واحد بین جمیع پیروان ، به منظور پاسداری از اصل انقلاب ومکتب وپایبندی وایستادگی بر گفتمان انقلاب ومکتب  و ترویج  روحیه وگفتمان مقاومت وپایداری است .

آری تربیت افسران جنگ نرم وآموزش رزمندگان جبهه فرهنگی ، ومصونیّت بخشی به نسل جوان ، در مقابل تهاجمات نامحدود فرهنگی ، فقط در شعاع انوار فرهنگ شهادت ومکتب عاشورا ودر سایه سارامتثال از ولایت مطلقه فقیه ، ظهور پیدا می کند . همچانکه امروز به برکت آشنایی جوانان بهبهانی با فرهنگ شهید وشهادت ودر پرتو توجهات وعنایات الهی و هدایت های پیامبر گونه رهبر حکیم وفرزانه انقلاب اسلامی حضرت امام خامنه ای حفظهم الله ، عزیزانی در هییأت مذهبی وبسیج مستضعفین تربیت شده اند که ما مظاهر آن را در هیچ مکتبی وکشوری مشاهده نمی کنیم.

این عکس شهدایی که در یادواره ها زده می شود ، همه اینها پیام دارد و با ما حرف می زنند  .وقتی این عکسها را خواهران می بینند ، به آنها می گویند : « که حجاب سنگر تو است مواظب سنگرت باش که دشمن از تو نگیرد .» و وقتی هم برادران عکس ها را به نظاره می نشینند می گویند: «  مواظب رهبر و انقلابت باش که این نوع پیام رسانی ها خیلی ارزشمند است. »

 بنابراین ، با توجه به هجمه ها و تهاجمات فرهنگی که امروز صورت گرفته است ، این یادمان ها در فضای شهری یک تلنگری بر ذهن ها است ، که ان شاء الله جوانان در راه ولایت، ایثار، رشادت و شهامت قدم های مثبتی را بردارند . و وظیفه هر شخص و مسئولی است که یاد و نام شهدا و فرهنگ ایثار و شهادت را در جامعه زنده نگه دارند و به ویژه مسئولین که باید روحیه جهادی را در محیط اداری جاری و ساری کنند.  

ما باید شهدای شهرمان که افتخار هر بهبهانی هستند را  به عنوان اسوه های حسنه والگوهای شایسته وبی نظیر ، به رخ مسئولان شهری بکشانیم واز آنها بخواهیم ، که تحت هیچ شرایطی از مسیر شهدا خارج نشوند . وآرمانهای شهدا را خط قرمز بدانند  ومواظب باشند تحت هر شرایطی از این خط قرمر ها عبور نکنند .  ودر کل با تداوم چنین مراسم هایی ،  نباید اجازه دهیم که مردم در پیچ و خم های زندگی شهدا را فراموش کنند . که اگر چنین شود دچار غفلت شده و همه ضربه ها از مسیر همین غفلت پیش خواهد آمد. .

 بدیهی است که تنها راه برون رفت از بن بستهایی که ، امروز شهر شهید پرور بهبهان در آن قرار گرفته ، و بهترین راه جبران عقب افتادگی های این شهر ،  با الگو پذیری از روحیه جهادی وایثارگرانه شهدا، ممکن است ولاغیر . جهانیان امروز متوجه شدند که پیشبرد امور مادی و معنوی جهان ، به دست انسانهایی شایسته و کارآمد محقق خواهد شد که شهدا نمونه بارز اینگونه انسانها هستند .

والسلام . الاحقر سید مختار موسوی

 

 



[1] قرآن کریم س توبه ی 111



برچسب‌ها: شهدای نسل سوم بهبهان, نسل سوم انقلاب اسلامی, سرداران شهدای بهبهان, یادواره شهدای بهبهان
[ شنبه دوم اسفند 1393 ] [ 17:54 ] [ سید مختار موسوی ]

سید مختار موسوی :

« آنهایی که قبله شان کاخ سفید است »

کسانی که امروز با حکومت دینی واسلام سیاسی ساز مخالف می زنند ، گروهی که با  ولایت فقیه وحکومت اسلامی مبتنی بر حاکمیت ولایت فقیه سرناسازگاری دارند ، آنهایی که با اسلامیت نظام مشکل دارند و بین اسلامیت وجمهورین تبعیض وتمایز قایل هستند ، افرادی که با یکی بودن دیانت و سیاست موافق نیستند ، و افرادی که اصل انتظار ومسئله ظهور ومهدویت را ، بازیچه امیال سیاسی و تمایلات نفسانی خود قرارداده اند ، احزاب و ومدعیان روشنفکری که گفتمان امام خمینی(ره) را برای امروز مناسب نمی دانند ، گروهی که اعتقادی به اقتصاد مقاومتی ندارند ،  وآنهایی که برای توسعه اقتصادی وشکوفایی امر تولید درون گرا نیستند ، سیاستمداران راحت طلبی که ایستادگی بر اصول ومقاومت را عامل تحریم ها وعصبانیت آمریکا ومنزوی شدن ایران وایرانی می دانند ؛ افرادی که برای تفسیر آیات وروایات متناسب با منافع ومطامع خود ، به تفسیر رأی وقیاس روی آورده اند ، و گروهی که دو اصل مهم تولّی و تبرّی ، که جزو  فروع دین اسلام است را ، قبول ندارند و یا این دواصل را بر عکس عمل می کنند ؛ یعنی با دوستان خدا دشمن وبا دشمنان خدا دوست هستند ، وآنهایی که مخالف کمک به مسلمانان غزه و لبنان ودیگر مسلمانان نیازمند هستند ، و یا آنهایی که با کمک به دیگر همنوعان خود مشکل دارند ، و گروههایی که با اصل امر به معروف ونهی از منکر مشکل دارند ، وکسانیکه با استقلال و آزادی و خودکفایی و پیشرفت همه جانبه جمهوری اسلامی ایران مسئله دارند ، وآنهایی که ندای سازش با آمریکا را سر می دهند ، آنهایی که انقلابی بودن وصیانت از آرمانهای انقلاب اسلامی را افراطی گری می دانند ، از جمله افرادی هستند که ، به تعبیر حضرت امام (ره) از همان روز اول قبله شان ؛ یا مسکو بود یا آمریکا بوده است .

حضرت امام این تعبیر زیبا و بجا را ، دربارة گروهی که با انقلاب فرهنگی و اتحاد حوزه و دانشگاه ، مخالف بودند ، بکار برده است .[1]

برای آنهایی که در روز جهانی قدس در سال 88 ، در کمال بی شرمی و گستاخی ، در مقابل سیل انبوه روزه داران ، شعار نه غزه و نه لبنان سر دادند ، بیت المقدس بعنوان اولین قبله گاه مسلمانان جهان و کعبه بعنوان قبله گاه فعلی مسلمانان معنی و مفهومی ندارد .

آنهایی که ، قلبشان برای قدس و کعبه نمی تپد ، برای اصل توحید و یکتاپرستی نیز ارزشی قائل نیستند.

آنهایی که ، سخنان صریح و شفاف و مستدل و مستند مقام عظمای ولایت و رهبر فرزانه انقلاب اسلامی را ، در خطبه های نماز جمعه 29 خرداد 88 ، که جزوی از نماز است و مصون از هرگونه خطا و اشتباه و اغراض شخصی و سیاسی است و معظم له با ضرس قاطع ، صحت و سلامت و درستی انتخابات را تأیید فرموده اند ، را قبول نکرده ؛ ولی در مقابل ، القاآت و شطیحات و هزل گوئی های شیطان بزرگ ، آمریکای جهانخوار و صهیونیسم های غاصب و منافقین کوردل را پذیرفته ، و با تحریکات آنها به خیابانها لشکرکشی نمودند ،  وهنوز هم در هر فرصتی از سران فتنه با افتخار یاد می کنند ؛ از جمله افرادی هستند که ، بقول حضرت امام زیر بیرق آمریکا سینه زده و می زنند .

افرادی که در روز عاشورای 88 آن کردند که ، قبلاً عمربن سعد ، در عاشورای 61 هجری قمری انجام داده بود ؛ وآنهایی که دردیگر آشوبهای خیابانی ، از جمله در روز 25 بهمن 89 به دستور آمریکا وانگلیس شرکت کرده ، وبه زعم وخیال باطل خویش برای تغییر نظام اسلامی شعار دادند ؛ افرادی که در حاشیه امن دولت دهم بنام جریان انحرافی ، در مقابل اصل ولایت فقیه موضع گرفته ، و با رشد سرطان گونه خود ، سعی در آلوده ساختن تمامی تشکیلات دولتی داشتند که تا حدودی موفق هم بودند؛ آنهایی که پس از 36 سال در حقانیت نظام اسلامی و مقاومت وپایداری بر گفتمان انقلاب اسلامی ، وایستادگی بر شعار نه غربی نه شرقی ، دچار تردید وتشکیک شده اند ؛ برای آنها یزیدی بودن وحسینی بودن هیچ تفاوتی ندارد . وحق وباطل نزد چنین افرادی معنی ومفهوم  واقعی خود را از دست داده است .

برای این افراد ، پرچم سه رنگ اصیل و باستانی ایران ،که با کلمة الله و نشانه توحید یعنی ، شعار لا اله الا الله ، تزئین وتقدس پیدا کرده ، با پرچم جعلی و غصبی و دروغین صهیونیسم های غاصب ، هیچ امتیاز و برتری ندارد .

هرچند بعضی از این افراد ، با سردادن شعار های ملی گرایانه ، مستعد ارائه شخصیتی ناسیونالیسم مسلک از خود هستند ؛ اما در باطن همانطوریکه اشاره شد ، ملیّت و خاک وهویّت ایرانی ، برای آنها ارزشی ندارد ، چراکه آنها در راستای حفظ منافع آمریکا واسرائیل ، بر علیه ملت وکشورخود ، موضعی خصمانه گرفته اند .

در ماجرای تک قطبی کردن جهان و پروژه های جهانی آمریکا ، وقتی چتر امپراطوری فرعونی  آمریکا در منطقه ای باز شد ، اولین آثار نفوذ استعمار واستثمار این است ، که اهالی آن دیار ؛ دیگر اراده واختیار وحق انتخاب وحق حاکمیت وحق اظهار نظر خودرا ، برای همیشه وتازمانیکه زیر چتر استعماری آمریکا هستند از دست می دهند .  ولذا هرکس زیر آن قرار گرفت و یا هر کس خواست به زیر آن برود ،  باید به آئین استعمار گران دربیاید  .

بدون تردید اگر چنین حادثه ای در ممالک اسلامی ودر جایی که شیعیان آقا اباعبدالله الحسین (ع) زندگی می کنند رخ داد ، طبق قاعده بازی استعمار واستثمارگران ، بلایی بر سر بلاد اسلامی خواهد آمد که ، مسلمانان این منطقه ، به مرور زمان کاخ سفید را قبله خود قرار دهند ، و بجای سینه زنی در زیر علم حسینی ، زیر بیرق آمریکا و اسرائیل سینه بزنند . هرچند که در ظاهر شاید چیزی تغییر نکرده باشد . یعنی ممکن است حسینه ها ومساجد ظاهر خود را ، حفظ کرده باشند وعزاداریها در محرم وصفر هم در جای خود اجرا شود ، ونماز جماعت هم در مساجد برگزار شود . اما بی خاصیت هستند .

نمازی که زیر پرچم فرعون خوانده شود ، سینه ای که زیر پرچم استعمار گران زده شود ، و نماز جماعتی که زیر سایه سربازان فرعون زمان خوانده شود ، دیگر اثرات خودرا از دست داده وکاری از آنها برنمی آید .

برای افتادن در چنین مسیری ، نیازی به تشریفات رسمی جهت خروج از دین قدیم و پذیرش دین جدید نیست . چرا که آنهایی که در چنین مسیری داخل می شوند از ابتدا ، دینی نداشته اند ، ولو اینکه از پدر و مادری مسلمان و دین دار زائیده شده باشند .

مگر سپاه عمربن سعد ، در روز عاشورا ، همه مسلمان نبودند ، اما امام حسین (ع ) آنها را بی دین خطاب نمود . و در آخرین لحظات عمر مبارکشان ، خطاب به آنها فرمودند : اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید .

کسی که دین ندارد از آزادگی و آزاد مردی و جوانمردی هم بی خبر است .و روحی خبیث و قلبی سخت تر از سنگ دارد .

درآخرین جمعه ماه مبارک رمضان  در سال 88 وروزجهانی قدس  ودر عاشورای 88 ودر 25 بهمن 89 به وضوح ؛ مصادیق این سخن گهربار آقا اباعبدالله الحسین (ع) را ، در تهران و بعضی از شهرها ،   از هواداران جنبش ضد دینی موسوم به سبز ، دیدیم که  چگونه ، در آزاد مردی و آزاد اندیشی و کمک به همنوعان و همنوع دوستی و دفاع از حقوق بشر و اعلام برائت از ظالم و دلجویی از مظلوم ، که در دین اسلام ، بنام تولّا و تبرّا توصیه شده و رعایت و اجرای دقیق این اصل ؛ بر تک تک مسلمانان خصوصاً شیعیان واجب عینی گردیده است ؛ از انگلیسی هایی که ، روزی می خواستند در حمایت از مردم مظلوم غزه ؛ وزیر دفاع رژیم صهیونیستی را بازداشت کنند ، پست تر و عقب افتاده تر و بی دین تر بودند .

یک مسلمان وقتی غیرت وتعصبات دینی خود را از دست داد ، دیگر ملیت وخاک ونژاد ، برای او هیچ ضمانت اجرایی برای پایبندی به شعار های ملی گرایی ندارد . چون می داند ، بخاطر دست کشیدن از اعتقادات وباورهای دینی اش ؛ آخرتش را از دست داده است ؛ و تفکرات ملی گرایی وشعارهای ناسیونالیستی نمی تواند درآن دنیا ، اورا از عذابی که در انتظارش هست نجات دهد . پس اگر چنین فردی دم از ملی گرایی بزند ، از روی ناچاری بوده وبرای فریب افکار عمومی وحفظ امورات دنیوی اش است .

بنابراین با توجه به اینکه خداوند رحمان ، در قرآن وپیامبراکرم (ص) در سخنان وتقریرات ورفتارها وسنن خود ، و12 جانشین معصوم پیامبر سلام الله علیهما اجمعین ، در احادیث وروایات ، کلیات وجزئیات حکومت اسلامی را بدون نقص اعلام فرموده اند ، ورمز موفقیت وراه رسیدن به کمال مطلوب وشیوه های مختلف مقاومت ومقابله با دشمنان را در آیین حکومت داری به بهترین شکل ممکن بیان فرموده اند ، دیگر شعار اصلاحات واعتدال معنی ومفهمومی ندارد . ومثل این شعار مثل خود نمایی یک جرقه در روز روشن در مقابل تابش خورشید است . وهیچ کارایی واثر گذاری نخواهد داشت .

علی ایحال تنها راه نجات ایران و ایرانی ، و سلامت وابقاء وتداوم نظام مقدس جمهوری اسلامی واتصال آن به قیام دردانه عترت محمدی (ص) حضرت صاحب الزمان (عج) ، در خط وصراط مستقیم الهی وچارچوب اسلام ناب محمدی (ص) حرکت کردن واطاعت محض از مقام عظمای ولایت وایستادگی ومقاومت وپایداری بر اصول وآرمانهای انقلاب اسلامی است . وهرکس در این مسیر نیست بدون تردید در مسیر آمریکا وصهیونیسم جهانی خواهد بوده وقبله گاه او کاخ سفید است ولاغیر .

                                                                                               سید مختار موسوی

 



[1] - صحیفه نور جلد 8ص  466

(این مطلب در سایت عمارنامه منتشر شده است )




برچسب‌ها: کاخ سفید, ولایت, جکومت اسلامی, شعار اعتدال واصلاحات ؛ اسلام ناب محمدی, ص
[ یکشنبه نوزدهم بهمن 1393 ] [ 16:44 ] [ سید مختار موسوی ]

سید مختار موسوی : 

 (در پاسخ به جوابیه اخیر مدیر مسئول نشریه بامداد خوزستان )

قضـــاوت با مـــردم 

هرکه حق باشد چو جان اندر تنش       خم نگردد پیش باطل گردنش

   خوف را درسینة او راه نیست           خاطرش مرعوب غیر الله نیست [1]              

قبل از ورود به ماهیت بحث ، ضرورت دارد که فلسفه وچیستی وچرایی ورود بنده به این مقوله ونوشتن نقد بر مقاله موهن ( بهبهان یا کوفه ) برای همگان واز جمله مدیر مسئول محترم نشریه بامداد خوزستان ؛ برادر بزرگوارم جناب دکتر عزیز الله سالاری که تا به یاد دارم ، از دوران نوجوانی تا به امروز ؛ از ارداتمندان ودوستدارنش بوده وانشاء الله خواهم بود ، روشن شود . وهمشهریان عزیزم بدانند ، که نقد بنده  نه از روی غرض ودشمنی ، بلکه در اوج عشق ودوستی پاک ومخلصانه واتفاقٌا به منظور دفاع از این دوست گرانقدر نگارش شده است  .

آری علت العلل وعلت تامه واکنش بنده به مطلب سخیف ( بهبهان یا کوفه ) از این قرار است که ، چون مدیر مسئول محترم نشریه مذکور، در نهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی ، تحت حمایت جمعی از نیروهای ارزشی وولایی قرار گرفت ونهاد ارزشی خاصی هم از او حمایت کرد ، وبنده نیز از جمله حامیان ایشان در دومرحله از انتخابات بوده ام  ؛ لذا به محض مطلع شدن از نشر چنین مقاله توهین آمیزی ، ضمن اینکه به در خواست افکار عمومی همشهریانم لبیک گفته شد ، واز عموم شهروندان وتاریخچه درخشان بهبهان دفاع لازم بعمل آمد ، به منظور اینکه مبادا چنین تصور شود ، که آنچه در مقاله ( بهبهان یا کوفه ) آمده دیدگاه همه دوستان وحامیان مدیر مسئول نشریه در انتخابات مجلس نهم بوده ، در مقام یک دوست وحامی واینکه اگر دوباره همان انتخابات با همان افراد تکرار شود ، بازهم از ایشان حمایت خواهم کرد ، به انگیزه اعلام برائت ومخالفت شدید خودم از مطلب موهن ( بهبهان یا کوفه ) وارد عمل شدم ونقد محترمانه ای  نوشتم .

حدقل انتظار من این بود ، که اگر بصیرت وقوه فرقان وتشخیص حق از باطلی درکار باشد ، مدیر مسئول محترم ، بلافاصله با مطالعه نقد بنده ، با یک جمله : ««  با نقد فلانی موافق هستم وآنچه نویسنده مقاله ( بهبهان یا کوفه ) نوشته دیدگاه نشریه وبنده نیست وشدیداٌ با آن مخالفم . »» محبوبیت خودرا دو چندان می کرد واز این فرصت پلی به سوی پیروزی می ساخت .

اما صد حیف ، که چنین قدرت تشخیصی نبود ، واین لطف ودفاعیه ما ، دشمنی پنداشته شد ، ومارا به چه چیزهایی که متهم نکردند . ودر مقام عذر خواهی چیزهایی گفتند که صد البته از اصل گناه بزرگتراست .!!!

 دوستان وهمشهریان عزیز ! مدیر مسئول نشریه مذکور ، در شماره جدید این نشریه که در تاریخ 9/11/1393 منتشر وبین نماز گزاران در روز جمعه 10/11/1393 پخش گردیده ، به اصطلاح از مردم عذر خواهی کرده واز نقد وتذکر امام جمعه محترم نیز استقبال ، امادر ادامه فرصت را برای تخریب این حقیر که از حامیان دیروز وامروز اوست ،  واحصاء فضیلتهای خویش ، تا جایی که خودرا بهبهان معرفی کرده ومارا هیچ ، غنیمت شمرده است!!! 

نظربه اینکه بنده در  مقاله انتقادی ، در مرحله اول با آن قصد ونیّت خالصانه  که در صدر این نوشتار آمده است ؛ به منظور خدمت به دوست شفیق خود ، به جز دفاع از عزت وکرامت بهبهان وبهبهانی ، وصیانت از دستاوردهای شهدای گرانقدر بهبهان ویاد آوری تاریخچه بهبهان غیور وقهرمان پرور ، که همواره در وفاداری وغیرت دینی وبصیرت سیاسی وبینش اسلامی در سطح کشور مطرح بوده اند ؛ چیزی نگفته ام . وگلایه کرده ام که چرا باید ، مردمی با این پیشینه ی در خشان وآن پشتوانه علمی ومعنوی ، کوفی صفت خوانده شوند و چرا شهر بهبهان را با کوفه قیاس کرده اند ، ولی در جوابیه اخیر نشریه بامداد خوزستان ، به جای عذر خواهی صریح از مردم شریف بهبهان ، نقد بنده را نسجیده ووهن آمیز تلقی کرده وپریشان گویی ملال آور ، وتند روی نابجا وحرکت های مارپیچی را ، از ویژهای نقد بنده اعلام کرده وسپس خودم را به عدم رعایت حرمت قلم وغرض ورزی  خام بودن وغیره متهم نموده است .

واینک ما نیز به این برادر گرامی ونازنین می گوئیم :

با عزیزان سرگران بودن چرا ؟       شکوه سنج دشمنان بودن چرا ؟[2]!

بنابراین بنده بر خود لازم دیدم به منظور تنویر افکار عمومی واینکه با قضاوت شما مردم شریف واندیشمند بهبهان ، حقیقت واقع آشکار گردد ، فقط چند سوال را مطرح می کنم وپاسخ را به عهده افکار عمومی می گذارم .

1ـ  مردم شریف ووفادار وبصیر وهمیشه در صحنه ی بهبهان را کوفی صفت خواندن وشهر بهبهان شهید پرور وعالم خیز را کوفه پنداشتن ، نسجیده نویسی وپریشان گویی ملال آور است ، یا دفاع از بهبهان وبهبهانی وصیانت از ارزشهای بهبهانی ها وبهبهان ؟!

2ـ  آیا آن کس که به مردم شریف ومظلوم بهبهان اهانت کرده وآنهارا با اهل کوفه قیاس نموده ، حرمت قلم واخلاق وادب را رعایت نکرده  وآنرا لکه دار نموده ومغرضانه قلم فرسایی کرده ، یا بنده که در محکوم نمودن این هجمه های ناصواب به مردم غیور بهبهان ، خوبیها ورشادتهای جوانان وایثارگری های مردم بهبهان را به رخ نویسنده مقاله موهن ( کوفه یا بهبهان ) کشیده ام .؟!

3ـ به قول مدیر مسئول نشریه بامداد خوزستان ، علت تامه این همه هجمه به حقیر؛ این بوده که بنده در نقد خود ، از واژه ناکام برای او ، که در انتخابات مجلس شورای اسلامی ، از راه یابی به مجلس بازمانده است ، استفاده کرده ام ، آیا استفاده از واژه ناکام با توجه به اینکه معنی لعوی آن مرداد ومنظور بوده است ، توهین به حساب می آید ؟

4ـ مدیر مسئول نشریه بامداد خوزستان ، در مطلب جدید خود ؛ که باز به تمسخر و با نیش قلم ؛ عنوان آنرا ( بهبهان کربلا است ) گذاشته ، آورده است ، که با من چالشی داشته ومن در آن چالش جز طفره وتغافل چیزی برای گفتن نداشته ام . آری راست می گوید پس از اینکه مطلع شدند بنده چنین نقدی نوشته ام وامام جمعه محترم هم واکنش نشان داده اند ، با ارسال پیامک ، بدون توجه به اشتباه فاحشی که نشریه او مرتکب شده ، وبدون هرگونه عذرخواهی وبدور از هرگونه مخالفتی با آن مقاله جنجالی وهن آمیز ، با توضیحاتی که در متن بهبهان کربلا است ، تکرار شده ، خودرا به لحاظ داشتن بیشترین آراء دردومرحله از انتخابات کامیاب میدانست ، ومرا بخاطر نوشتن چنین نقدی واستفاده از واژه ناکام ، سرزنش میکرد ، که بنده درجواب ، عمق فاجعه را برایشان روشن نمودم ؛ وایشان را نصیحت وراهنمایی کردم ، که فعالیتهای مطبوعاتی آداب وضوابطی دارد که باید رعایت شود ، واز ایشان خواهش کردم ، که در شماره بعدی با عذر خواهی از مردم ودلجویی از آنها ، به مردم بگوید که دیدگاه نویسنده آن مقاله موهن ، دیدگاه نشریه ومدیر مسئول نیست  .و از آنچه نوسینده آن مقاله به بهبهان وبهبهانی نسبت داده ، ابراز برائت نماید . ولی او هرگز گوش نکرد . واین نصایح مرا طفره وتغافل دیده است . تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل .

در خاتمه برای یاد آوری مدیر مسئول محترم نشریه بامداد خوزستان ، عرض می کنم که ، بنده بیش از 30 سال است که می نویسم . وده سال است که با مطبوعات سراسری ، البته مطبوعات ورسانه های ارزشی وولایی ، همکاری دارم . که حاصل آن تألیف وانتشار چند جلد کتاب وبیش از 1000 مقاله علمی ، فرهنگی وسیاسی و انتقادی در مطبوعات سراسری واستانی وفضای مجازی است ،  ولی هرگز از سوی مسئولین امر ؛ حتی یک تذکر شفاهی هم نگرفته ام . بلکه همواره تشویق شده ام ، چراکه خوب با حرمت قلم ونزاکت قلم وادب واخلاق نویسندگی آشنا ومأنوس هستم .

صد البته هرگز بخاطر نقدهایی که نوشته ام ، وعمده نقد های من متوجه دولت ها ورؤسای جمهور محترم وبزرگان کشور است ، تهدید وتحقیر وسرزنش نشده ام که حالا برای دفاع از شهرم وهمشهریانم ، خیلی هجمه ها وتهدید ها وفحاشی ها وبی انصافی هارا تحمل کردم .

 کارنامه حقیر در دوران 8 ماه فتنه ، که بالغ بر 200 مقاله از این سرباز بی مقدار ولایت ، در دفاع از ولایت ونظام ولایی ومحکومیت فتنه وفتنه گران ونکوهش ساکتین فتنه وخواص مردود در مطبوعات سراسری چاپ ومنتشر شده است ،وبه لطف خدا در سطح کشور مقام اول را کسب نمودم  ومفتخر شدم در اولین جشنواره مربوط به فتنه 88 (اولین سالگرد 9 دی ) در دیماه 89 تندیس عمار ولایت را از دست مبارک حضرت آیت الله علم الهدا بگیرم ، برای بزرگان کشور وهمشهریان عزیزم کاملاٌ روشن است  .و همین برای من از هر عنوان دانشگاهی وحوزوی ارزشمند ترومعتبرتر است .

برای حسن ختام وآگاهی آن دسته از همشهریان که از مواضع سیاسی وانتخاباتی بنده در دوره نهم مجلس شورای اسلامی بی اطلاع هستند ، وشاید کسی فکر کند که بنده در جبهه رقیب آقای سالاری بوده ام ، وحالا در حمایت از او اینگونه موضع گرفته ام ، عرض می کنم که ، به قول آقای سالاری قبلاٌ ما با هم همسو وهمفکر وهمراه وهم مسیر بوده ایم ودر آینده هم اگر در خط ولایت باشد این چنین خواهد بود . وهمه دوستان می دانند که بنده کاندیدایی به غیر از آقای سالاری نداشته ام ، واز ایشان حمایت کرده ورأی من وخانواده هم ایشان بوده است . واتفاقٌا بیشتر از خیلی از از اطرافیانش که در کنار او از پشت به او خنجر می زنند برایش رأی جمع کردم .

ولی حیف ، حیف ، حیف که با آن همه کمال ومعرفت ، این خدمت کبیر ومخلصانه وبی شائبه را بدی مطلق پنداشت . ودوست خودرا با تازیانه کبر وغرور وناشی از خود بزرگ بینی بد جوری نوازش داد . لیکن بازهم ما اورا دوست داریم وخدمات فرهنگی اورا فراموش نمی کنیم . وبا افتخار اورا از فرهیختگان وبزرگان بهبهان می دانیم . وبرایش آرزوی موفقیت داریم .

مجملش گفتم نکردم زان بیان      ورنه هم لبها بسوزد هم زبان

الاحقر سید مختار موسوی

کوچک وخاک زیر پای همه بهبهانی های عزیز وشریف


[1] علامه اقبال لاهوری

[2] علامه اقبال لاهوری



برچسب‌ها: بهبهان, نشریه بامداد خوزستان, دکتر سالاری, مقاله موهن بهبهان یا کوفه
[ یکشنبه دوازدهم بهمن 1393 ] [ 10:33 ] [ سید مختار موسوی ]

سید مختار موسوی :
                                                       « جوانان را در یابیم» 

 (( فاقم وجهکَ للّدینِ حنیفاً فطره الله التی فطر الناس علیها لاتبدیل لخلق الله ذالک الدین القیم ))[1]

معنویت خواهی و معنویت گرایی ، دین خواهی ، خداجویی یا خدایابی ، اسلام جویی و اسلام یابی ، که سعاتمندی و عاقبت به خیری ایجاد می نماید و در نهایت به هدایت انسان به سمت و سوی کمال می انجامد ، از جمله خواسته های درون ذاتی و نیازهای فطری هر انسانی است که در اصل از یک مقوله و هم جنس می باشند و همه از سرچشمه فطرت جوشیده و جاری می گردند .

در این آیه شریفه که خداوند سبحان به تعریف و توصیف دین اسلام و منطبق بودن آن با فطرت خداجویی و معنویت خواهی انسان پرداخته ؛ می فرماید : اسلام دینی است که سرشت انسانها بر آن خلق شده و افراط و تفریط در آن راهی ندارد .

پیام ساده و عموم فهم آیه شریفه این است که : انسان فطرتاً و از دوران طفولیت ، خداجو ، خدایاب ، اسلام جو و اسلام یاب و معنویت خواه است و دین مبین اسلام نیز بر اساس این فطرت پاک بنا نهاده شده است ، لذا باید مواظب این غریزه بود که مبادا فرزندان خود را طوری تربیت کنیم که از مسیر فطرت خارج شوند و یا آنها را در فضایی قرار دهیم که با فطرت پاکشان منافات داشته باشد .

در روایات می خوانیم : (( کُلُ مَولُودِ یُولَد علی الفطرهِ حتّی یکُونَ اَبواهُ یُهّوِدانه و ینصرانه ))[2]

حضرت آیت الله استاد مظاهری ، در ذیل این روایت می فرماید : یعنی هر بچه ای فطرت او فطرت خدایابی ، فطرت اسلام یابی است و اگر دیدید از دین فطرت منحرف شد ، بدان که پدر و مادرش او را منحرف کرده اند .[3]

از این مقدمه کوتاه می خواستم به این نتیجه برسم که جوانان این مرزوبوم مطابق قانون خلقت و در محدودة هدایت تکوینی ، از همان بدو خلقت و از زمان تولّد ، مورد هدایت و راهنمایی قرار گرفته اند و پروردگارشان یک لحظه آنها را بلاتکلیف وسرگردان رها نکرده است ، حال چه علل و عواملی دست به دست هم داده اند که بعضی از آنها ، از این مسیر فطرت معنویت خواهی و اسلام خواهی خارج شده و می شوند ؟ مسئله ای است که تک تک والدین و تک تک مسئولین نظام جمهوری اسلامی ایران از دهیاران و بخشداران گرفته تا عالیترین مقام اجرایی و قضایی وقانون گذاری کشور باید پاسخگوی آن باشند .

در سوره مبارکه طه می خوانیم : (( الّذی اَعطی کُلَّشیءٍ خَلقَهُ ثُمَّ هدی))[4]

در اشاره به هدایت تکوینی خداوند می فرماید : به هر چیز که آفرینش و هستی داده آن را هدایت هم نموده است .

حداقل انتظار این بود که جوانان این مرزوبوم در سایه امن انقلاب اسلامی ، از فرصت هدایت و حرکت به سمت و سوی تکامل که برای همگان حاصل شده ، نهایت بهره برداری را بنمایند و در هیچ موقعیتی از حرکت و تحّول باز نایستند و توقف ننمایند ، ولی متأسفانه  یک بررسی اجمالی ما را به نتیجه ای خلاف این انتظار که حداقل انتظار نیز بوده می رساند .

نگارنده بر این باور است که در دهه اول انقلاب اسلامی ، اوضاع و احوال در خصوص سیر تکاملی و حرکت به سمت و سوی کمال مطلوب و جامه عمل پوشاندن به فرمایش حضرت امام خمینی (ره ) که فرموده اند : (( تمام مقصد ما مکتب ماست )) و تحقق بخشیدن به این آرمان بزرگ ، خصوصاً در نسل جوان به صورت نسبی بر وفق مراد تحقق گردیده بود و نسبتاً تحولی در جوانان ایجاد شده بود و میل به حرکت و تحول بیشتر نیز در خیلی ها دیده می شد و تا حدودی جوانان با معنویات مأنوس بودند ، و می رفتند که کم کم در تمام مسائل سیاسی و فرهنگی و اقتصادی و اخلاقی و در رأس همه امور در مسائل عبادی و رعایت تقوای سیاسی و الهی به امامشان اقتداء نمایند و شبیه او عمل کنند  .

که صد البته این موفقیت نسبی نیز مدیون و مرهون حضور قدسی پیامبر گونه مقام عظمای ولایت در خاک پاک ایران و عملکرد مقدس آن عزیز در دوران دفاع مقدس و حاکمیت فضای معنوی و مقدسی بود که سراسر ایران را احاطه کرده بود؛ فضای قدسی و روحانی ناشی از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی و مضافاً فضای معنوی و حماسی ناشی از شرایط و مقتضیات زمان جنگ تحمیلی بود که فرهنگ سرخ شهادت و استمرار راه سید الشهداء در تمام نقاط میهن اسلامی حاکم شده بود .

 اگر چه در دهه اول انقلاب اسلامی نیز تحولات رخدادی در حد اعلاء انتظار نبود ولی تا حدودی امیدوار کننده بود ، چرا که این فضای قدسی و معنویت گرایی مردم ، خصوصاً معنویت خواهی و معنویت محوری جوانان در شادترین محافل و مناسبتها ، از قبیل جشن ازدواج ها ایام نوروز و جشن تولدها و در تفرجگاههای مختلف مشهود و ملموس بود .

موفقیّتهای چشمگیر و جهانی ایران انقلابی در قلمروهای مختلف علم و صنعت ، تکنولوژی ، اقتصاد ، نظامی ، سیاسی و فن آوریهای فوق تخّصصی و فوق پیشرفته از قبیل انرژی هسته ای و سلولهای بنیادی و شبیه سازی و پرتاب ماهواره امید تمامی جهانیان و حتی خیلی از ایرانیان را بهت زده و مات و مبهوت نموده است و این تحولات عظیم و پیروزیها ، همچون خورشیدی عالمتاب موجب درخشش نام ایران و ایرانیان در سراسر گیتی شده است .

به راستی چه شده ، و چه علل و عواملی دست به دست هم داده ، چه دستی در کار بوده و چرا باید ، انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی ایران ، در اصلی ترین قلمرو ، و در مهمترین و حساس ترین زمینه ها ، که در اصل  هدف اصلی انقلاب اسلامی و فلسفه نهایی نهضت امام خمینی (ره ) بوده ، یعنی در قلمرو معنویت گرایی ، اخلاق گرایی ، اسلام گرایی و ولایت مداری و لُبِ مطلب این که ، در فرهنگ و اخلاق اسلامی در داخل کشور، خصوصاً در بین جوانان نه تنها موفقیت و پیشرفت نداشته باشد بلکه به تناسب اهمیت و حساسیت این اصل و تطبیق و مقایسة آن با دیگر ارکان دچار پس رفت و افت و رکود غیر قابل باوری شده باشد ؟

 به راستی چه شده ؟ که ، به عوض سجاده و قرآن مجید و کتب اخلاقی و دعا و تمثال مبارک حضرت امام (ره ) که از جمله محتویات جیب و کیف جوانان دهه اول انقلاب بوده حالا در جیب و کیف گروهی از پسران جوان دهه سوم و چهارم انقلاب ، لوازم آرایشی و عکس و فیلمهای مبتذل و موادمخدر وجود دارد ؟

 مگر چه اتفاقی افتاده که ،  دختر و پسر  جوان ایرانی به عوض مطالعات علمی و فرهنگی و سیاسی و مطالبات سیاسی و حقوقی خود و درنگ و تأمل در امر خلقت و  تلاش برای تقویت بنیه علمی و عقیدتی خود و تحقیق و تفحص در باب جهان بینی توحیدی و پیدایش جوابی برای این سؤال که : از کجا آمده اند  و به کجا می روند و آمدنشان بهر چه بود ، بیشتر به دنبال پیدایش جراحان زبر دست ماهر پلاستیک ، برای تغییر در ساختار فیزیک بدن خود  مثل عمل زیبایی بینی و لاغری و مانکن شدن و غیره هستند ؟

به این اتفاقات چه گفته می شود ؟ اینها نشانه چیست ؟ این فجایع چگونه توجیه می شوند ؟

بخدا قسم خطر و ضرر و زیان اینها اگر بیشتر از بمب بارانهای شیمیایی رژیم بعثی عراق و بمباران و موشک باران نمودن مدارس وتحریم ها نباشد کمتر نیست ، چون آنها فقط جان افراد را می گرفت  ولی وسایل امروزی که در دسترس جوانان قرار دارد ، و جوان بدون معنویات ،ایمان و انسانیت و فطرت پاک انسانی و غیرت آنها را از بین می برد و از هر جوانی یک صدام یا بن لادن ویا نیروی داعشی می سازد تا بقیه جوانان ساده لوح را اسیر و مبتلای خود نماید .

 آیا اینها نشانه تمدن و پیشرفت علم و تکنولوژی و مدل گرایی و عصر مدرنیته است ؟ یا حکایت از خواب بودن مقامات و مسئولین فرهنگی جامعه  در سالهای دور و نزدیک دارد .

یا به قول شهید استاد مطهری که در 40 سال پیش در حسینیه ارشاد فرموده : نتیجه مرگ و انهدام روح اسلامی در مسلمین و غرب زدگی و مدل زدگی و ابتذال گرایی و تقلید کورکورانه مسلمانان از تمدن غربی است ؟[5] 

در آسیب شناسی اجمالی به این نتیجه می رسیم که ساختار و مکانیسم تعلیم و تربیت در جامعه و تعلیم و تعلم در آموزش و پرورش و دانشگاههای جمهوری اسلامی ایران سخت بیمار است و این بیماری از نوع مزمن است که کهنه و قدیمی شده و در اکثر نقاط کالبد فرهنگ و اخلاق جامعه ایران اسلامی ریشه دوانیده است ، که مداوای آن کار چندان سهل و آسانی نیست .

این بیماری نیز ناشی از فاصله گرفتن از معنویات و ارزشها و اصول و محکمات انقلاب اسلامی حادث شده که مسئولیت آن متوجه تمامی مجلس ها و دولت های پیشین ودولت  ومجلس کنونی است ،  که با رویکرد اسلامی و فرهنگی و اصولی  ، منطبق باگفتمان حضرت امام (ره ) ومقام معظم رهبری به نیاز های جوانان ومقوله فرهنگ واخلاق واصل مهم امر به معروف ونهی از منکر توجه نداشته اند .

چرا باید در ام القرای اسلام ، امروز جوانان به سمت و سوی مرجئه گری که روزی مذهب شیعه شدیداً با آن مخالف بوده حرکت کنند ؟

ممکن است امروز از هر جوان دانش آموز یا دانشجو یا کارمندی هر چند سوال شرعی پرسیده شود ، مثل بلبل نغمه سرایی کند و جواب درست را بدهد ، اما در عمل مشاهده می شود که در مسیر دیگری طی الطریق می کنند .

در نهایت تأسف و تأثر باید گفت : امروز چنان فضایی بر جوانان حاکم شده که عمل به احکام اسلامی و رعایت شئونات اسلامی و اخلاقی وروی آوردن به معنویات ، حقارت آور شده است ، چه فاجعه و بلائی از این بدتر است ؟

در حالی که درمان این بیماری اخلاقی و فرهنگی فقط با خروج از مرحله شعار و ورود به مرحله عمل ، و عمل به آموزه های دینی و انجام فعالیتهای فرهنگی و رعایت اخلاقیات و زدودن رذائل از چهره جامعه امکان پذیر است .

 به راستی چرا باید در پایتخت جمهوری اسلامی ایران و یا دیگر  کلان شهرهای جمهوری اسلامی ، یک  خانم جوان برای پیدا نمودن لباس مناسب که بتواند حجاب او را تأمین نماید و این از بدیهی ترین و طبیعی ترین حقوق یک زن مسلمان است که باید از آن برخوردار شود پس از ، روزها و هفته ها و شاید ماهها راهپیمایی در خیابانها و جستجو در فروشگاهها و تولیدی های پوشاک ،   ولی نتواند یک مانتوی بلند و مناسب پیدا نماید ، تا بتواند با رعایت حجاب ضریب حفاظتی و امنیتی خود را بالا ببرد ؟

من مطمئن هستم که اگر امروز شهید بزرگوار استاد مطهری در بین ما بود ، دقیقاً همان سخنرانی خود را که در سال 1349 در حسینیه ارشاد در باب احیاء تفکر اسلامی ایراد فرمودند ، دوباره دربارة تفکر دیروز و امروز مسلمین و منطق ماشین دودی میزان تأثیر عمل در سعادت انسان سخنرانی می کرد و اعلام خطر می نمود .

این مطالب برای اشغال صفحه ای در یک نشریه یا روزنامه یا هفته نامه یا خوشایند کس یا کسانی  کتابت نمی شود ، اینها اعلام خطر است ، هشدار است ، امر به معروف و نهی از منکر است ، مسئولین محترم نظام ، خصوصاً مجلسی ها و نیروهای انتظامی و قضایی باید کمی بیشتر به فکر معنویت و اسلامیت جامعه باشند ، چیزی نمانده که رنگ و لعاب بازار کلان شهرها جمهوری اسلامی ایران شبیه به بازارهای اروپا و آمریکا گردد ، هم چنان که پایتخت عزیز ما به این بلا مبتلا شده است .

در نهایت تأثر و تأسف باید گفت : امروز هیچ نشانه ای از فرهنگ غنی اسلامی ، اخلاق اسلامی ، معنویت ایرانی در اکثریت دانشگاهها و مراکز آموزش عالی و تجمعات جوانان  دیده نمی شود ، برای رفع این معضل و احیاء معنویت گرایی در جوانان ، و برای خروج از فضای مسموم فرهنگی ساخته شده از غرب زدگی و تقلید کورکورانه از غربیها و تهذیب جامعه از ابتذال گرایی ، ضرورت دارد که جمیع مسئولین نظام با وحدت و انسجام یکپارچه ، همان طوری که اتحاد و اقتدار و پشتکار خود را در امر احیاء حقوق هسته ای به جهانیان نشان دادند ، برای آشتی دادن جوانان این مرزوبوم که وارث شهیدان فهمیده و  بقایی ها وباکریها و همت و کاظمی ها هستند ، با معنویات و اخلاقیات و فرهنگ غنی اسلامی ،  دو چندان برابر مستعد  باشند .

چون اگر تفکرات و فرهنگ باطل غیر اسلامی و غیر ایرانی بر جوانان حاکم شد ، دیگر انرژی  هسته ای به عنوان یک حقوق مسلم و حق طبیعی برای آنها نامفهوم  خواهد بود ، برای آنها بین پرچم جمهوری اسلامی ایران و پرچم آمریکا و اسرائیل تفاوتی وجود نخواهد داشت ، کما اینکه عملاً و علناً این فاجعه در روز جهانی قدس  سال 88با شعار نه غزه نه لبنان تحقق پیدا کرد .

پس تا دیر نشده جوانان را دریابیم و قبل از اینکه با چشم  سر جهنم را ببینیم ،  بهتر است  کاری کنیم که جهنم را با چشم دل رؤیت و آن را باور کنیم و با تمام قوا برای جلوگیری از سقوط در این جهنم تلاش کنیم ، و همان طوری که می دانید ، خیلی زود دیر می شود.

 البته همه ما می دانیم که ، پای ما لنگ است و منزل بس دراز ، ولی در راستای عمل به اصل تنبیه و تشویق و سپاسگزاری از مقامات مسئول و وظیفه شناس و تحقق حدیث نبوی معروف : من لم یشکر المخلوق لم یشکر الخالق ، نباید از تلاش شبانه روزی و همه جانبة مقام معظم رهبری ، در توجه به جوانان و توجه دادن به جوانان و هدایت آنها به سمت و سوی معنویات و اخلاقیات و شئونات انسانی و اسلامی ، که بزرگترین نگرانی و دغدغه های مقام معظم رهبری هستند ، را نادیده گرفت  . اما به لحاظ اینکه خیلی از منویات ومنشورات مقام عظمای ولایت ، معطل مانده واهتمامی در اجرایی شدن آنها وجود ندارد ،  نه تنها تا کمال مطلوب و هدف نهایی و فتح قلة معنویات توسط جوانان ،  فاصلة بسیار طولانی و راهی بس صعب العبور در پیش است . بلکه روز به روز این مسیر سخت تر وپر از موانع جدید می شود . انشاء الله با بسیج سایر مقامات و ادارات مسئول ، ووحدت آنها حول محور ولایت وحرکت آنها پشت سر رهبری ، این معضلات فرهنگی واخلاقی ومعنوی که ، باید در رأس همه امور،  مورد توجه قرار بگیرد ، برای همیشه ریشه کن  شود .

 

 

والسلام

سید مختار موسوی از شهرستان بهبهان

 

 



[1] - قرآن کریم سوره روم ی 30

[2] و3- سفینه البحار جلد دو ص 373، نقل از تربیت فرزند استاد مظاهری ص 200

4- سوره طه ی 50

[5] - احیاء تفکر اسلامی شهید مطهری ص17




برچسب‌ها: جوانان, اخلاف, فرهنگ, امر به معروف ونهی از منکر, اسلام گرایی
[ چهارشنبه هشتم بهمن 1393 ] [ 11:49 ] [ سید مختار موسوی ]

جدیدترین تصاویر و نوشته های "من حضرت محمد(ص) را دوست دارم"

 

 

 

برای مشاهده تصاویر بیشتر اینجا کلیک کنید



برچسب‌ها: عاشقان پیامبر رحمت, پیروان پیامبر صلح ودوستی, دوستداران رسول مهربانی ها
[ سه شنبه هفتم بهمن 1393 ] [ 10:31 ] [ سید مختار موسوی ]

سید مختار موسوی :

( با توهین به مردم بهبهان ، وحدت وپیشرفت حاصل نمی شود )

روز یکشنبه  مورخ 28/10/1393 ساعت 10 شب که جهت معالجه همسرم به مطب یکی از پزشکان رفته بودم ، ومنتظر بودم که نوبتمان برسد ، چند نفر از همشهریان که آنجا حضور داشتند واتفاقاً از خانواده معزز شاهدو ایثارگران بودند ؛ ومرا می شناختند واز قلم زدن من در مطبوعات ورسانه ها خبر داشتند ، با مشاهده حقیر ، سراسیمه وبا حالتی خشمگین ونگران ، به نزد من آمدند ، ودر حالیکه یک نسخه از نشریه بامداد خوزستان با مدیر مسئولی دکتر عزیزالله سالاری کاندیدای ناکام دوره نهم مجلس شورای اسلامی ، که در تاریخ 6 دیماه سال جاری منتشر شده بودرا در دست داشتند ؛ با لحنی شکایت آمیز وتند ، خطاب به بنده گفتند : شما هم که در مقابل توهین این نشریه به مردم شهید پرور بهبهان ، سکوت کرده اید ، در گناه وخیانت آنان به مردم این دیارشریک هستید . من که غافلگیر شده بودم ونمی دانستم ماجرا از چه قرار است ، گفتم توضیح دهید تا متوجه شوم چه خبر است . وچه کسی به مردم بهبهان توهین کرده است . که آنها نشریه را تحویل من دادند ، ودر حالیکه سرمقاله آن را که تحت عنوان (( بهبهان یا کوفه )) بود به من نشان می دادند ، از من خواستند که با مطالعه دقیق آن ، به عمق مسئله پی ببرم . وسپس مرا قسم دادند که پاسخ لازم را به مطالب توهین آمیز این نشریه بدهم .

بعد از این واقعه ، تا به امروز( روزپنجشنبه 2/11/1393) که دست به قلم شدم ، تا در دفاع از آبروی بهبهان وبهبهانی های ولایتمدار وهمیشه در صحنه ؛ خصوصاٌ در دفاع ازخانواده معظم شهدا وبا نیت دلجویی وتکریم آنان وترمیم ضربه روحی که با مقاله توهین آمیز نشریه بامداد خوزستان به آنهاو ارد شده است ، انجام وظیفه وادای دین نمایم ، با اعتراض تعداد زیادی از همشهریان عزیز مواجه شدم . طوریکه دیگر تأخیر را جایز ندانستم .بدواٌ مراتب را با امام جمعه محترم شهرستان بهبهان حضرت حجت الاسلام والمسلمین ابوعلی مدظله العالی در میان گذاشتم وسپس دست به قلم شدم تا دین خودرا در مقابل مردم غیور وفهیم وفادار بهبهان عزیز اداء نمایم . که حاصل آن متن زیر است .

من نمیدانم که نویسنده محترم مقاله موهن ( بهبهان یا کوفه ) ا که خشم ونارضایتی جمع کثیری از مردم شریف وفهیم شهرستان بهبهان را برانگیخته است ، با انتخاب (( بهبهان یا کوفه )) برای عنوان مطلب خود ، چه مقصد ومقصودی داشته است . واز کدام بی وفایی مردم بهبهان متضرر شده ویا به تعبیری ، به زعم خیال نویسنده ؛ بی وفایی مردم بهبهان به چه کس یا چیزی ضرر وزیان وارد کرده ، که آنگونه عنان واختیارقلم از دست دستش رها شده ، وهرچه داد وفریاد ناحق داشته ، بر سر مردم مظلوم بهبهان فرود ، وبا تازیانه انتقام مردم مومن بهبهان را نوازش کرده است .

مردمی که که به گواه تاریخ وبه شهادت دوست ودشمن ، در تمامی عرصه های مذهبی ،  سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی وکارهای خیروعام المنفعه ،پیش قدم بوده است . طوریکه قلم وزبان امثال حقیر ، در دفاع وتجلیل وتقدیر ار آنان ، ناقص وعاجز است .

نوسینده با این مقاله توهین آمیز وسراسر گزنده ؛ از سیاست زدگی بهبهان انتقاد کرده ، ولی خود با بکارگیری واژه ها واصطلاحاتی آزاردهنده وتحلیل ناصواب  وتفسیر به رأی  کلام مولای متقیان امیر قلم وبیان امام العارفین علی (ع)وقیاس نا بجایش یه ناکجا آباد سیر وسفر کرده ، و از یک موضع سیاست مدار شکست خورده وناکام ، با رویکردی طلبکارانه از مردم ، وروحیه ای متوهم ازحقیقت گویی ، با تازیانه سیاست زدگی ، مردم سرزمینش را تحقیر و ومورد نوازش قرارداده است . که صد البته نگرانی ونارضایتی های عمومی زیادی در پی داشته است!!!

از تصویرنگارنده مقاله توهین آمیز (( بهبهان یا کوفه )) چنین بر می آید که جان است واول راه . وای کاش قبل از انتشار ، مطلب خودرا جهت مطالعه واظهار نظر، در اختیار مدیر ومسئول نشریه بامداد خوزستان ، جناب دکتر سالاری که از فرهیختگان ونخبگان علمی وفرهنگی بهبهان واستان خوزستان است،قرار می داد . وبدون جهت به مردم شریف بهبهان وبزرگان این شهرقهرمان پرور اهانت وهتاکی نمی کرد .

تا آنجاییکه حقیر به یاد دارد ، ودر کتب تاریخی اعم از گذشته ومعاصر ، در باره کوفه وکوفیان مطالعه داشته واز بزرگان وصاحب نظران ، درباره کوفه شنیده است ،  کوفه وکوفیان ، به عنوان مظهروالگوی بی وفایی ، عهد شکنی ، بی بصیرتی ، خیانت  ودنیاطلبی معرفی شده اند .

در حالیکه تاریخ گذشته ومعاصر ، خصوصاٌ تاریخ بعد از انقلاب اسلامی ایران ، حکایت از آن دارد که بهبهان وبهبهانی ها؛ یعنی مردم شریف وهوشمند ساکن در جغرافیای شهرستان بهبهان است ، همیشه در نقطه مقابل این صفات زشت وناپسند قرار داشته اند ، ودر سطح استان وکشور، به عنوان مظهر والگوی تمام عیار وفاداری ، بصیرت  غیرت دینی ، ایثار واز خود گذشتگی ، پایبند به عهد وپیمان های خود ، عاشق اسلام وانقلاب اسلامی ، سرباز راستین ولایت ، صبور وحلیم در برابر نارسایی ها وکمبودها ومتواضع ونجیب وعفیف وشفیق در مقابل بی میلی وبی مهری وکم کاری مسئوولان ، زبانزد خاص وعام بوده اند .

شهر وشهروندی که آوای وفاداری اش و هویت دینی اش و ندای ولایت مداری اش وفریاد هیهات منااذله اش، ولبیک یا حسین و ایثار واز خود گذشتگی هایش ؛ از حنجره علی گونه سرداران سرلشکر شهیدش  وویکهزار یکصد آلاله در خون غلطیده به خدا پیوسته ، درهشت سال دوران دفاع مقدس وقبل از آن در دوران نهضت ومبارزه علیه فرعون زمان به گوش جهانیان رسیده ودر تاریخ ثبت شده است ، وداستان چفیه وماسک سردار شهید داود دانایی که دوبسیجی را از مهلکه شیمیایی نجات داد وخود که بی دفاع در مقابل هجوم عوامل شیمیایی مانده بود ، عباس وار ، که تشنه لب در کنار فرات شهد گواری شهادت را نوشید؛ به شهدای کربلا ملحق شد ، افتخار هر ایرانی وآبروی هر بهبهانی شده است ، چرا باید کوفه وکوفیانی خوانده شوند ، ومتصف به آن همه صفات زشت وقبیح گردد ؟؟؟!!!

نویسنده مقاله موهن ( بهبهان یا کوفه ) روضه کدام سیاست مدار شکست خورده را خوانده وآنگونه برایش اشک ریخته وبه شرح مقاله اش ، از مردم اندیشمند و وفادار وکوفی ستیز واز کوفی مسلک متنفربهبهان وبهبهانی انتقام گرفته است ؟؟؟!!!

آن حدیث بیدار گر وبیداد ستیز وبصیرت زایی که از امام العارفین علی (ع) در متن مقاله توهین آمیز آمده ، ونویسنده اش ، من غیر حق ، مردم شریف و وفادار ولایتمدار بهبهان را جزو مصادیق مخاطبین آن حدیث شریف برشمرده است ، هرگز وهرگز ، در شأن ومنزلت بهبهان وبهبهانیهای عاشق ولایت نیست ، بلکه خطاب به افراد بی بصیرتی است که در فضای غبار آلود قادر به تشخیص حق از باطل نیستند ، و علیرغم عدم شایستگی ، ولی به خاطر دنیا وتحصیل پست و مقام ، حاضر نیستند ، آنچه در خلوت هستند وبه زبان می آورند در جلوت بروز کنند بازگو نمایند . مخاطبین واقعی آن حدیث نورانی ، کسانی است که می ترسند ، در انظار ومحافل عمومی خودرا سرباز ولایت بدانند واز حقانیت ولایت دفاع کنند . درحالیکه در خفا وخلوت برای جلب نظر خواص وتأیید صلاحیت شدن ؛ در ظاهرخودرا نوکر بی مقدار ولایت معرفی می کنند .

امیدوارم در اسرع وقت ، هرچند که تا بحال هم دیر شده است ؛ نویسنده مقاله توهین آمیز ومدیر مسئول نشریه بامداد خوزستان ، رسماٌ از مردم شریف واندیشمند وفهیم شهرستان بهبهان وحومه عذر خواهی کنند ؛ وهمانطوریکه امام جمعه بصیر وولایتمدار شهرمان ، حاج آقا ابوعلی در خطبه های نمازجمعه 3/11/1393 فرموده اند ، انتظار است نویسنده خاطی توبیخ واز ادامه فعالیت او در نشریه مذکور جلوگیری بعمل آید ومنبعد شاهد چنین تخلفاتی از این نشریه محلی نباشیم .

الاحقر سید مختار موسوی که به بهبهانی بودنش افتخار می کند



برچسب‌ها: نشریه بامداد خوزستان ف دکتر عزیزالله سالاری, مقاله موهن بهبهان یا کوفه, امام جمعه محترم بهبهان
[ جمعه سوم بهمن 1393 ] [ 17:21 ] [ سید مختار موسوی ]

مختصری از زندگی نامه سراسر نور الهی سرلشکر شهید وآبرو واعتبار بهبهان مجید بقایی

نام:شهید مجید بقائی

تولد: 1337

شهادت: 1361

تولد و کودکی

در بهمن ماه سال ۱۳۳۷ ه.ش. در خانواده‌ای معتقد و مذهبی در شهر بهبهان چشم به جهان گشود. هیچکس نمی‌توانست عظمت روحی نوزاد ناتوان آن روز را در ۲۲ سال بعد شاهد باشد، گرچه از همان ابتدا با رفتار متینش در خانواده و علاقهاشبه مسائل مذهبی و رعایت آنها در سنین ۱۰-۱۲ سالگی رشد فکری و فرهنگی او مشخص و نمایان گردید.

از تکبیر گفتن در مسجد محل آغاز کرد و تا آخر عمر از مسیر اسلام و پیروی از روحانیت متعهد خارج نشد. هوش سرشار و استعداد بالای وی باعث شد تا تحصیلات کلاس پنجم و ششم (نظام قدیم) را در عرض یک سال در یکی از مدارس بهبهان بگذارند و سپس رشته ریاضی را برای ادامه تحصیل در دبیرستان انتخاب کند.

پس از سپری کردن تحصیلات دبیرستان و گذراندن کنکور، در رشته مهندسی شیمی دانشگاه اهواز پذیرفته شد، اما این رشته نظرش را تامین نکرد و گفت: من باید کاری را به عهده بگیرم که واقعاً بتوانم خدمت به این مردم مستضعف بکنم. به همین دلیل سال آخر دبیرستان را مجددا طی کرد و دیپلم رشته طبیعی را اخذ نمود و این بار پس از شرکت در کنکور، در رشته فیزیوتراپی دانشگاه اهواز قبول شد.

علاوه بر درس، مجید را می‌توان یکی از فعالترین دانش‌آموزان دبیرستان در زمینه‌های مختلف ورزشی، سیاسی، دینی و اجتماعی دانست.

فعالیتهای سیاسی مذهبی

در سال ۱۳۵۴، فعالیتهای او در دانشگاه شکل گرفت و تماسهایش تشکیلاتی شد. وی برای مبارزه با رژیم شاه نقش تعیین کننده‌ای را در رهبری مبارزات دانشجویی دانشگاه اهواز و غیر دانشگاهیان به عهده گرفت. در سالهای ۵۵ و ۵۶ که مبارزات ملت مسلمان به اوج خود نزدیک می‌شد او از عناصر هدایت کننده تظاهرات علیه رژیم بود.

در همین هنگام با برادران گروه منصورون ارتباط بیشتری برقرار کرد. فعالیتهای این گروه در بهبهان عبارت بود از: آگاهی دادن به مردم، متشکل کردن برادران حزب ‌الله، انجام عملیات نظامی علیه عمال رژیم شاه و …

در بدو تشکیل این گروه وارد شاخه نظامی شد و رهبری برخی عملیات مسلحانه را در آن زمان به عهده گرفت.

او حتی قبل از پیروزی انقلاب اسلامی برای جلوگیری از اقدامات احتمالی چماق به دستان شاه، تیمهای گشتی را برای حفظ و امنیت شهر و نوامیس مردم سازماندهی کرد و با همکاری برادران دیگر طرح تشکیل تعاونیهای امام را برای تامین مایحتاج مردم ارائه داد.

شهید بقایی نسبت به اصالت حرکتهای انقلابی تعصب داشت و در جریان انقلاب، در همه صحنه‌ها فعالانه شرکت می‌کرد و با هوشیاری خاصی ترفند‌های دشمنان اسلام بویژه منافقین را شناسایی و در جهت خنثی نمودن آنها اقدام می‌نمود.

نقش شهید پس از انقلاب اسلامی

پس از پیروزی انقلاب اسلامی در دادگاه انقلاب اهواز مشغول به کار شد. 

شهید بقایی در خنثی کردن و سرکوبی توطئه آمریکایی خلق عرب (که در خوزستان راه‌انداخته بودند) نقش چشمگیری داشت، به طوریکه با زحمات و فداکاریهای او، ضربات شدید و مهلکی به این گروه دست‌نشانده وارد شد.

کار نظامی او پس از انقلاب هم ادامه داشت. فعالیتش را در این زمینه با حضور در کمیته و شهربانی آغاز کرد و اقدامات همه‌ جانبه‌ای را در جهت به دام انداختن سرسپردگان رژیم پهلوی که در آن زمان متواری بودند، انجام داد.

در کنار این فعالیتها او معتقد بود که جامعه بعد از پیروزی انقلاب احتیاج به کارهای فرهنگی دارد. به همین خاطر به تشکیل کانون نشر فرهنگ اسلامی در بهبهان پرداخت، که فعالیتهای این کانون در زمینه‌های فرهنگی – تبلیغی شهر بسیار موثر بود.

شهید بقایی به علت تبحر و ذوقی که به کارهای تبلیغاتی داشت در زمینه تهیه پوستر، نوار سخنرانی، فیلم، ویدیو، طراحی، نقاشی و خطاطی وارد عمل شد و نمایشگاهی از جنایات رژیم شاه و اسناد ساواک در شهر بهبهان را به نمایش گذاشت. او خود طراح و خطاط زبردستی بود و با خط زیبایش، احادیث اهل بیت عصمت و طهارت (ع) را می‌نوشت و بر در و دیوار شهر نصب می‌کرد.

با گذشت مدتی از پیروزی انقلاب اسلامی به دانشگاه رفت و هنگامی که بنا به فرمان حضرت امام (ره) در خرداد سال ۱۳۵۸ جهاد سازندگی تشکیل و به عضویت جهاد بهبهان درآمد و مدتی در آنجا مشغول فعالیت بود.

وی تا اوایل جنگ تحمیلی تقریباً‌ با همه ارگانهای انقلابی در ارتباط بود و با حضور فعالانه خود و ارائه راه ‌حلهای ابتکاری باعث حفظ روح امید، تحرک و نشاط در همگان می‌شد.

پیش از آغاز جنگ تحمیلی به توصیه سردار محسن رضایی (فرمانده محترم کل سپاه) به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پیوست و در واحد روابط عمومی (تبلیغات – انتشارات) سپاه امیدیه به فعالیت مشغول شد. با تشکیل دفتر هماهنگی و تحقیق و بازرسی در سپاه خوزستان و انتخاب شهید دقایقی به عنوان مسوول این دفتر، وی جهت همکاری با ایشان به اهواز منتقل شد.

حضور در جبهه های دفاع مقدس

ماههای اول جنگ بود که ایشان از طرف فرماندهی کل سپاه به عنوان نماینده سپاه در اتاق جنگ (که در آن زمان جلساتش در لشکر ۹۲ زرهی اهواز تشکیل می‌شد) معرفی گردید.

یکی از فعالیتهای مهم او تلاش در جهت هماهنگی بین سپاه و ارتش بود. با اینکه بنی‌صدر در این مورد به انحای گوناگون کارشکنی می‌کرد اما او در این ماموریت، به خوبی کارها و وظایف محوله را پیگیری می‌نمود.

اواخر آبان ماه سال ۱۳۵۹ به ایشان ماموریت داده شد برای جلوگیری از هجوم دشمن که قصد تسخیر جاده شوش را داشت و در آن موقع در ۳ کیلومتری آن مستقر شده بود، به شهرستان شوش برود. ابتدا در کنار برادر مرتضی صفار، سپاه آنجا را سازماندهی کرد و مدتی بعد مسوولیت سپاه شوش به عهده ایشان گذاشته شد. در این مسوولیت ایشان علاوه بر طراحی عملیات و نبردهای موفق علیه دشمن که در قالب گروههای رزمی کوچک به اجرا در می‌آمد، به برادر دقایقی نیز در تشکیل آموزشگاه فرماندهی دسته، گروهان و گردان کمک می‌کرد.

بتدریج که سیاست جنگی نیروهای خودی از حالت تدافعی به تهاجمی تغییر یافت، به همین نسبت نیز نقش ایشان در صحنه‌های نبرد جدی‌تر از هر زمان شد و در مقاطعی از جمله عملیات طریق ‌القدس (فتح بستان) وی مانند یک رزمنده تکاور وارد عمل گردید.

از آن پس به دلیل روح بلند و اشتیاق فراوانش برای درگیر شدن مستقیم با دشمن و لیاقت و شایستگیهایی که در زمان فرماندهی سپاه شوش از خود نشان داده بود، از طرف فرماندهی کل سپاه به عنوان فرمانده قرارگاه لشکر فجر برگزیده شد.

شهید بقایی در عملیات فتح ‌المبین به عنوان فرمانده قرارگاه فجر در طرح‌ریزی و هدایت یگانهای عمل کننده جهت آزادسازی ارتفاعات ابوصلبی خات (سایت رادار) نقش بسیار موثر و مهمی داشت. در واقع آزادسازی این محور حساس و با اهمیت با همکاری و هماهنگی و هدایت مناسب این شهید بزرگوار و شهید حسن باقری در فرماندهی قرارگاه نصر محقق شد.

در شناسایی و طراحی عملیات بیت ‌المقدس در کنار شهید حسن باقری همچون دیگر نبردها نقش به‌سزایی داشت. در این عملیات او با برنامه‌ریزی دقیق و هماهنگ، توانست نیروهای تحت امر خود را با همیاری برادران جان برکف هوانیروز از شمال فکه به جنوب انتقال داده و به علت شایستگی بالایی که از خود در سمت فرماندهی لشکر نشان داد، قرارگاه تحت فرماندهی ایشان (فجر) در کنار قرارگاههای نصر و فتح، مسوولیت شکستن حصر دفاعی خرمشهر را به عهده گرفت و با عنایت الهی هر سه قرارگاه با نبرد دلاورانه تاریخی و با هماهنگی کامل، خونین شهر را به دامان میهن اسلامی بازگرداند.

ایشان پس از عملیات رمضان به سمت معاونت شهید باقری در فرماندهی قرارگاه کربلا منصوب شد. بعد از عملیات محرم بود که شهید بقایی پس از آنکه شهید باقری جانشین یگان نیروی زمینی سپاه گردید، مسوولیت قوای یکم کربلا را به عهده گرفت. 

ویژگیهای اخلاقی

زندگی پرافتخار این شهید بزرگوار پیوسته قرین با عبادت و زهد و خداجویی بود، او از کودکی به مسائل مذهبی علاقمند بود و چند سال قبل از اینکه به سن تکلیف برسد، نماز می‌خواند و روزه می‌گرفت و احکام دینی را به خوبی عمل می‌کرد.

از کودکی با مسجد مانوس بود و به طور فعال در جلسات قرائت قرآن شرکت می‌کرد و توجه زیادی به دعا و زیارت ائمه اطهار (ع) داشت، آنقدر برای ذکر مصائب اهل بیت (ع) اهمیت قائل بود که می‌گفت: همین مراسم روضه‌خوانی ما را نگه داشته است.

برای اقامه نماز اهمیت فوق ‌العاده‌ای قائل بود. همواره تلاش می‌کرد نماز به جماعت خوانده شود. در هنگام بجا آوردن فریضه نماز آنقدر خشوع داشت که وقتی برادران همرزمش که او را در آن حال می‌دیدند به حالش غبطه می‌خوردند.

شهید بقایی علاقه زیادی به حضرت امام خمینی (ره) و روحانیت داشت و فقط با حرکتهایی که در خط امام بود و با کلام روحانی معظم‌ له مطابقت داشت، همراهی می‌کرد.

معتقد بود که گروهگرایی برای انسان تعصب و عجز فکری بوجود می‌آورد و می‌گفت: شما فقط ببینید حضرت امام خمینی (ره) چه می‌گوید، از آن تبعیت کنید.

در مبارزات سیاسی – مذهبی هرگز خودسرانه عمل نمی‌کرد و سعی بر این داشت که مبارزاتش در مسیر مکتب باشد، در واقع، انقلابی بودن مجید با مکتبی بودنش قرین بود. و سعی می‌کرد در زندگی، کار و مبارزه، با جواز شرعی عمل کند.

شهید بقایی علاقه عجیبی به نیروهای بسیج مردمی داشت و هرجا مشکلی پیش می‌آمد از آنها دفاع می‌کرد. رفتار او با نیروهای بسیجی آمیخته با ملاطفت و مهربانی بسیار بود. با آنها نشست و برخاست می‌کرد و با آنها غذا می‌خورد. بارها مشاهده می‌شد وقتی در مسیرش بسیجیها را می‌دید، از ماشین پیاده شده و با آنها مصافحه می‌کرد. او می‌گفت: یکی از رمزهای موفقیت ما قدردانی از نیروهای مردمی است.

تیمسار دریادار شمخانی (فرمانده محترم نیروی دریایی) در این مورد می‌گوید:

اصلاً مجید خودش یک بسیجی بود. اگر می‌خواستید بدانید بسیجی چه کسی است باید سراغ مجید می‌رفتید. البته بسیج به مفهوم از جان گذشته، به مفهوم عاشق ولایت و حضرت امام خمینی (ره)، به مفهوم منتظر امام زمان (عج)، به مفهوم ذوب شده در خط امام حسین (ع). پاسداران فراوانی هستند که بسیجی‌اند و یکی از این پاسدارها مجید بود.

شهید بقایی از جمله کسانی بود که هیچ گاه خود را در میان عناوین و مقامها گم نکرد و شخصیت والای الهی‌اش را به این مسائل نفروخت. او با تمام امکاناتی که می‌توانست در اختیار داشته باشد، فردی بسیار قانع، متواضع، باوقار، منصف و کم توقع بود.

سردار فرماندهی محترم کل سپاه در توصیف ایشان چنین گفته‌اند :

شهید بقایی اسوه تقوی بود و تقوای ایشان در جبهه‌های جنگ مشخص و روشن و زبانزد خاص و عام بود. از جمله فضایل خوب و زیبایی که ایشان داشت این بود که حتی در بین راه که وقت نماز می‌رسید از ماشین پیاده می‌شد و نماز را به موقع (ولو در کنار جاده) می‌خواند.

نمازهای شب و دعاهای خاص ایشان و آن اخلاق و حجب و حیای خاصی که در قیافه‌اش نهفته بود از او یک اسوه تقوی بوجود آورده بود و هنوز هم که هنوز است از شهدا اسوه ما مجید بقایی است.

آنقدر به فکر قیامت بود که هرگاه در جلسات سخنرانی از عقوبت خدا سخن گفته می‌شد اشک می‌ریخت. شهید بقایی تاکید و اصرار خاصی بر خواندن دعای عهد در هر روز داشت و مستحبات و واجبات خود را به دقت انجام می‌داد.

با قرآن انس عجیبی داشت. همواره یک جلد قرآن کوچک با خود به همراه داشت و در هر فرصتی به تلاوت آیات آن می‌پرداخت و سعی داشت آن را حفظ کند. 

نحوه شهادت 

قبل از عملیات والفجر مقدماتی قرار شد که عده‌ای از مسوولین و فرماندهان نظامی جنگ، دیداری با حضرت امام خمینی (ره) داشته باشند، اما شهید بقایی گفته بود که باید برای شناسایی این عملیات در منطقه بمانیم، به همین دلیل او به همراه عده‌ای دیگر از جمله شهید حسن باقری در منطقه عملیاتی ماندند و صبح روز بعد به اتفاق ایشان و چند تن از فرماندهان دیگر با دو دستگاه جیپ جهت شناسایی منطقه به طرف محل مورد نظر حرکت کردند.

شهید بقایی در طی مسیر مشغول تلاوت قرآن و حفظ سوره والفجر بود. او به کمک یکی از دوستانش این سوره شریفه را از حفظ می‌خواند. پس از رسیدن به مقصد، همگی از ماشین پیاده شده و به طرف سنگر دیده‌بانی حرکت نمودند. ایشان در بین راه به برادران همراه می‌گوید: آیا می‌شود انسان به این درجاتی که خداوند در قرآن فرموده است، برسد که:

«یا اَیتهاالنَّفس المُطمَئنَّه ارِجِعی الی ربِّکِ راضیَهً مرضیهً فَادخُلی فی عِبادی وَادخُلی جَنَّتی»

و آیا خدا توفیق این امر مهم را به انسان می‌دهد که به آن مرحله عالی نایل گردد؟

هنوز کلام مجید به انتها نرسیده بود که خمپاره دشمن به نزدیکی آنان اصابت کرد و او جواب سوال خود را با فوران خون مطهر و قطع پاهایش دریافت نمود و بدین سان عاشقانه و خالصانه به سوی پروردگار خویش پرواز کرد و به درجه قرب و رضوان الهی دست یافت./ تبیان

 

وصیت‌نامه شهید «مجید بقایی» فرمانده قرارگاه کربلا :

خبرگزاری فارس / بسم‌الله الرحمن الرحیم سلام و درود و دعا بر امام و امت امامی که ما باید با تلاش و جهاد و ایثار و شهادتمان رهبری و امامت جهانیشان را عینیت بخشیم و جهانی انقلابی و اسلامی بسازیم. انقلاب خونینمان سنگر به سنگر کفر جهانی را عقب نشانده و این بار با رحمت خدایی «جنگ» مقدمهای شده برای تشکیل و اتحاد جماهیر اسلامی «انشاءالله» و بدانید که این موضع، ایثار می‌خواهد و خون که پیامدش نصرالهی است که پیروزی اسلام در اثر رنج و سعی و کوشش و زجر و ناراحتی و خون دادن است. بله ما هم می‌جنگیم و تن به هیچ گونه سازشی نمی‌دهیم و با شعار همیشگی یا فتح یا شهادت می‌جنگیم و بر سیاست «نه شرقی نه غربی» سرسختانه پا می‌فشاریم، چون معتقد به خداییم. برادران خواهران هیچگونه اندوه و حزن به دل راه ندهید چون میدان آزمایش است و زمان امتحان و شما برترید اگر مومن باشید و از رهبر، عصاره مکتب بیامزیم که چون کوه استوار در مقابل دشمن و چون کاه در مقابل خدا ایستاده است و ما هم در مصائب باید همچون کوه باشیم. خدایا معبودم، ای آن که همه چیزم به توست، ای آن که نه در کاغذ می‌گنجی و نه با قلبم وصف می‌شودی تار و پودم آغشته به گناه است که فعلا یارای صحبت ندارم و هر وقت می‌خواهم زبان بگشایم شرمنده‌ام. با این وضع رحمی بر من کن. مرا ببخش. می‌دانم که بخشنده‌ای و مهربان، بارها فکر کرده‌ام و در نهایت به این نتیجه رسیده‌ام که فقط در لباس شهید و با محتوای شهید می‌توانم در دادگاهت حضور یابم به جز این هرگز، که شرمنده‌ام و رسوا. خدایا شاکرم از این که تا این حد هدایتم کردی. خدایا اگر قدمی در راهت برداشتم از من بپذیر. معبودم می‌دانم که چیستی ولی در دل خانواده‌مان صبری وافر بگذار که می دانم بدون صبر تحمل چنین مسئله‌ای را ندارند. خدایا ملتمسانه میگویم و بارها گفته‌ام که جگر گوشه امت – امام عزیز – خمینی کبیر را تا ظهور حضرت مهدی (عج) برای امت نگهدار. آمین خدایا بار پرودگارا آن کسانی که حافظ انقلابند حفظ و دشمنان انقلاب را نابود گردان. امین خدایا به خوبی م‌دانم و برایم ملموس است که بهترین را به سویت می‌کشی و حجابشان را می‌دری این را در خود نمی‌بینم ولی شادی دگرگونی در درونم چنین فیضی را نصیبم کند. خدایا دیگر دعایم سلامتی مجروحین و صبر به معلولین است. و اما خانواده عزیز و پدر و مادر خوبم که خیلی عذابتان دادم و همیشه به شما می‌گفتم برای اسلام می‌خواهم خدمت کنم و شما بنا به علائق می‌گفتید که بالاخره از دست ما می‌روی و این را همیشه به شما می‌گفتم و آخرین بار هم می‌گویم که من و ما و شما و همه از کس دیگریم و هر وقت امانت را بخواهد پس می‌گیرد و کسی را دخل و تصرفی در آن نیست. به هر جهت نمی‌دانم می‌پذیرد یا نه ولی انشاءالله می‌پذیرید. و مرا حتما می‌بخشید و حتما بر زبان می‌آورید که تو را بخشیدم. خدا به شما صبر بدهد. صبور باشید که درجه و مراتب انسان صبور و صابر بسیار بالاست. مادر ، اگر بر کردی فاطمه زهرا (س) به تو مرحبا می‌گوید و ملائک تو را دلداری می‌دهند. انشاءالله و اما برادرم حمید! در همین راه که هستی به جمهوری اسلامی خدمت کن و پایه‌های جمهوری را محکم بگردان که خدا یاری و هدایتتت می‌کند و اصلا به این دنیا پست و بی ارزش دل مبند که فقط اسباب آزمایش است و امتحان. و برادر و خواهرم! شما هم قدر جمهوری اسلامی را بدانید که نعمت بزرگی است و کوچکترین کفران نعمت محاکمه دارد. و جدا همیشه به فکر اسلام باشید. انشاءالله مرا می‌بخشید. التماس دعا دارم. و اما دوستان خوبم، برادران و خواهران! از شما که از من رنجیدگی دارید، می‌خواهم که مرا ببخشید و اگر بدی کرده‌ام از من بگذرید. تذکرم این است که امام را رها نکنید. و از کلیه اقوام – آشنایان، دوستان طلب بخشش می‌کنم و امیدوارم اگر بدی کرده‌ام، ببخشند. حتما برایم دعا کنید. حتما دعا برای امام و برای من و برای مومنین را فراموش نکنید. والسلام بنده حقیر و ذلیل – خدمتکار اسلام اگر بخواهد شوش دانیال – ۳۰/۲/۶۰ التماس دعا .

منبع : سایت عمارنامهhttp://www.ammarname.ir/node/91785

 



برچسب‌ها: شهید دکتر محید بقایی, سردار بهبهان, همرزم شهید حسن باقری ؛ آبروی بهبهان
[ شنبه بیستم دی 1393 ] [ 16:57 ] [ سید مختار موسوی ]

 سید مختار موسوی :

صادقانه با رئیس جمهور محترم آقای حسن روحانی

  آقای رئیس جمهور ! توقع وانتظاری که از شما بعنوان یک تحصیل کرده علم حقوق وآشنا به فقه جعفری ومتخلّق به اخلاق علوی وآگاه به مبانی نظری وعملی سیاست در اسلام ومعتقد به اسلام سیاسی ومتعهد وملتزم به حکومت اسلامی مبتی برحاکمیت ولایت مطلقه فقیه هستید ؛ که قطعاٌ اگر غیر از این بود ، هرگز بر مسندریاست جمهوری ایران اسلامی ، در زیر سایه ولایت فقیه تکیه نمی زدید ، این است که : زمان شناسی ، دوست شناسی ، دشمن شناسی ، موقعیت شناسی ، اصول شناسی ، آرمان شناسی ، حق شناسی ، مطالبات مردم شناسی ، اولویت شناسی وبصیرت سیاسی خودرا ، بیش از پیش تقویت وبا نظریه سیاسی اسلام ناب محمدی (ص) ونایب امام زمان (عج) حضرت امام خامنه ای مدظله العالی نزدیک ومنطبق نمائید .

بر این اساس امت ولایتمدارایران اسلامی وحتی دیگر مسلمانان آزاده جهان ، که بهتر وبیشتر از خیلی از خواص ، دوست ودشمن نظام اسلامی وملت ایران اسلامی را می شناسند ، ومنافع عمومی ومصالح نظام را هرگز بر امیال شخصی و وساوس حزبی وشیطانی ترجیح نمی دهند ؛ چشم وگوش دل وسر خودرا ؛ برای شنیدن نقشه راه ، جهت ادامه راه امام خمینی (ره) وتحقق بخشیدن به اهداف امام خامنه ای عزیز ، از زبان شما ودیگر اعضای دولت شما ، آماده نموده اند ، دوست دارند وامیدوارند که انشاء الله ،  همواره ودر همه حالت ؛ ودر هر زمان ومکان ، در خلوت وجلوت ، در محافل خصوصی وعمومی ، در داخل وخارج از کشور ، سخنرانی ها ومصاحبه های شما  ؛ بر اساس  آیه شریفه ««أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُمْ »» ودر چارچوب خط ولایت وصراط مستقیم انقلاب اسلامی باشد . وخارج ازمنطق حقوقی ومغایر با فقه جعفری وبه دور از اخلاق اسلامی ، ومنافی با نظریه سیاسی اسلام ناب محمدی ، ومخالف با قانون اساسی ومنویات مقام عظمای ولایت ، که شما دقیقاٌ حدود وثغور آنهارا می شناسید ، فعل یا ترک فعلی مرتکب نشوید .

آقای دکتر روحانی ! نگارنده بر این باوراست که ، دقیق ترین خط کش ، قالب ، معیار و میزان های  با قدرت تشخیص بالا ودر صد ضریب خطای خیلی کم ، برای سنجش وارزیابی وتطبیق وتطابق سخنان یومیه شما اعم از رسمی وغیر رسمی ومواضع اتخاذی شما ، در عرصه های مختلف اعم از داخلی وبین المللی ، با قاموس وروح مبانی حقوق اسلامی وقانون اساسی وفقه شیعی وحکومت اسلامی ونقطه نظرات ولی فقیه زمان ،  قبل از آنکه مورد توجه ویا در اختیاررسانه های داخلی اعم از حامی ومنتقد باشد ، وحتی قبل از آنکه کسی در داخل کشور، با نگاه تطبیقی به فکر چنین ارزیابی باشد ، در اختیار سازمان سیاه وmi6  وموساد ودیگر سرویس های جاسوسی در شرق وغرب ومزدوران وطن فروش داخلی آنها است . ودر تمام ساعات شبانه روزی ، بدون وقفه در حال بهره برداری از آن هستند .

آقا رئیس جمهور ! تاریخ انقلاب اسلامی وتجربه 36 ساله ثابت کرده است ، که اگر شما شبانه روز ، در آن حدود ثغور وقالب ومحورهایی که مورد انتظارنظام اسلامی وامت مسلمان ایران وامام امت است ، سخنرانی واعلام مواضع نمائید ؛ هرگز سخنان ومواضع اتخاذی شما ، به صحن اصلی مطبوعات ورسانه های فارسی زبان مزدور سیاه وmi6 وموساد واتاقهای فکر و تحلیل آنها وحتی رسانه های اجاره ای آنها در داخل کشور، ورود پیدا نخواهد کرد .

اما به محض اینکه ، آنان با استفاده از ابزارسنجش دقیقی که در اختیار دارند ، وشرح آن در مطالب پیش گفته گذشت ، بوی انحراف ، ویا زاویه پیدا کردن ، ویا عدم همخوانی ونامتجانس بودن را ، درسخنان ومواضع شما حس کنند ، ویا قصد عبور ویا دور زدن قوانین را در فحوای کلام وعبارات شما ، تصورنمایند ، فوراٌ وبدون فوت وقت ، وخیلی زودتر از رسانه های حامی در داخل کشور ، به تیتر یک خبرها ، واولویت اول تحلیل های آنها تبدیل خواهد شد ، وحتی طوری عمل می کنند ، که رسانه های داخلی نیز از آنان الگو بگیرند ، واز این طریق بتوانند ، عملیات ایجاد تفرقه ودو دستگی را بین نیروهای دلسوز ومومن به انقلاب کلید بزنند . و متعاقباٌ در صورت فراهم بودن موقعیت ، وارد مقوله جنگ روانی وآلوده نمودن فضای عمومی کشورشوند ...

 آقا دکتر روحانی ! بنابراین ،  با التفات به این کمین خطرناک ودائمی که روزبه روز هم بیشتر تقویت می گردد ، ودشمنان انقلاب اسلامی وملت انقلابی ایران اسلامی ، تا این انقلاب را سرنگون وایران را به عراق یا افغانستانی دیگر تبدیل نکنند ، دست از دشمنی خود برنخواهند داشت ، انتظاروتوقعی که امت مسلمان ایران وامام امت از شما دارند ، در حقیقت همان تکلیفی است که سوگند شما در مراسم تحلیف وقانون اساسی بر ذمه شما گذاشته وعدول از آن هم گناهی نابخشودنی است .

بدینسان ؛ انتظار است ، حضرتعالی قبل از هر سخنرانی ویا اظهار نظری ، زودتر از دشمنان در کمین نشسته ، فرمایشات ونقطه نظرات خودرا ، با همان ابزار وقالب ومحورهایی که شرح شان گذشت ، بسنجید ومطابقت دهید ، وپس از اطمینان از اینکه ، در سخنان شما ، حرفی یا کلمه ای نیست که ملت ایران را دشمن شاد کند ، آنرا بیان فرمائید .

امیدارم این تذکرات را براساس اصل فراموش شده ومظلوم قانون اساسی یعنی اصل هشتم ، وامر به معروف ونهی از منکر از یک شهروند ایرانی عاشق انقلاب اسلامی وولایت وایران عزیزاسلامی است پذیرا باشید .

سید مختار موسوی

 




برچسب‌ها: رئیس جمهور, آقای روحانی, انقلاب اسلامی, دشمنان انقلاب اسلامی
[ شنبه بیستم دی 1393 ] [ 11:0 ] [ سید مختار موسوی ]

 سید مختار موسوی

چـــرا 9 دی ؟؟؟!!!

چهره ای که سران فتنه  در فتنه 88 از خود به نمایش گذاشتند ؛ بدترین وخطرناک ترین مراتب نفاق بود . چراکه آنها باسبق تصمیم ، ومطالعات وبرنامه ریزهای قبلی ،  ماهها وشاید سالها قبل از انتخابات 22 خرداد 88  عزم خودرا جزم نموده بودند ، که با رویکرد ونگاه سیاست غربی واموی ، که سراسر نفاق ودروغ ونیرنگ است ، به تقابل با سیاست علوی بپردازند .

آری فردی که ماهیت وباطنش بعداً برای همگان کشف وبرملاشد ،  در عین حالی که مغز وقلبش ، مالامال از تفکرات التقاطی وباورهای سکولاریسمی بود  ودرحقیقت یک سکولاریسم شش دانگ بلقوه بود ، وبالتبع متر صد تحصیل فرصت بوده که ، تمایلات فکری وامیال نفسانی خودرا از قوه به فعل تبدیل کند ،  با نقاب یک نیروی مومن به ولایت فقیه و متعهد به انقلاب اسلامی ومعتقد به قانون اساسی ودارای التزام قلبی وعملی به  نظام جمهوری اسلامی ، وارد انتخابات شده است . خب چه نفاقی از این بالاتر وبد تز وخطر ناک تر است .؟ اگر چنین فردی به ریاست جمهوری می رسید وسکان امور اجرایی کشورا به دست می گرفت چه فجایعی رخ می داد ؟؟؟!!!

اکثریت قریب اتفاق ملت بصیر وشجاع ایران اسلامی ، در فاصله چند روز، وشاید اگر گفته شود چند ساعت دقیق تر باشد ،  بااحراز تضاد  وتناقض بین قول وفعل و ضد ونقیض  بودن شعار وعمل سران فتنه وحامیان آنها ، متوجه عمق این نفاق پلید شدند . آنجا که در شعار انتخاباتی ومناظره ها ومصاحبه ها وسخنرانی های خود ؛ از قانون گرایی ونظم وحقوق شهروندی  ، وپیروی از خط امام ومقید به اسلام سیاسی بودن خود حرف می زدند . ودیگران را قانون گریز ودروغگو می دانستند ، اما در فاصله چند ساعت پس از اعلام نتیجه انتخابات ، در عمل تنها چیزی که از آنها مشاهده نمی شد ،  اخلاق ورفتار اسلامی وقانون گرایی واحترام به قانون وحقوق شهروندی وصداقت وواقعیت گرایی بود !!!

چنگ زدن به ریسمان طاغوت ومتمسک شدن به آئین ووعده های شیطان وعدم اعتصام به حبل الله وبریدن ازتوحید وفقد باورهای مذهبی وعقیدتی وخروج از دژمستحکم ولایت ، عهد شکنی ، دنیا گرایی ودنیا طلبی ، حق ستیزی ومعنویت گریزی ، علت العلل ویا به تعبیری علت تامه ، سقوط سران فتنه وحامیان آنها به دره جهالت وضلالت وقعرجهنم است .  که به عقیده نگارنده ،  از این جهت سران فتنه 88 در ایران که با هدف ذبح ولایت که کلید ورکن توحید است فتنه گری نمودند ،  با سران فتنه اموی محرم 61 هجری ، که  با هدف ذبخ خدا و ودین خدا ورسول خدا ، به جنگ با  اصل توحید وعترت رسول الله رفتند ومنجربه ریختن خون خدا وهتک حرمت به ناموس خدا گردید ،  شباهت ومشترک می باشند .

اتفاقاً از نظر فعل ونتیجه وآثار وعواقب هم ، بین این دوفتنه ، مشترکات زیادی وجود دارد . فتنه اموی یزید وابن زیاد در محرم 61 هجری ، با حماسه جاویدان عاشورا ، نتیجه معکوس داد ، وبه رغم شکست ظاهری سید الشهدا (ع) مکتب اسلام ناب محمدی (ص) یعنی شیعه اثنی عشری ، جهانی وجاودانه وشکست ناپذیرشد . و چیزی نگذشت که ، سران فتنه وقاتلان ثارالله واصحاب گرانقدرش ، رسوا  ویکی پس از دیگری به سزای اعمالشان رسیدند وبه جهنم واصل شدند . وپیروزی باطنی بطور مطلق بنام نهضت حسینی در تاریخ و قلوب مسلمانان  وآزادی خواهان غیر مسلمان ثبت وماندگار شد  . وفتنه فرقه موسوی وامویان معاصر نیز ، با قیام امت حزب الله وخلق حماسه 9 دی ، که با خصیصه وماهیت عاشورای ، تحت مدیریت ورهبری حسین زمان ، حضرت امام خامنه ای عزیز ، خلق گردید ،  به تبعیت از عاشورای حسینی ، انقلاب اسلامی ونظام جمهوری اسلامی مبتتی بر فرمان ولایت مطلقه فقیه را جاودانه ومصونیت ابدی بخشید . وسران فتنه وحامیان آنها وساکتین فتنه را نیزدر دوعالم رسوا نمود .

لذا  حق 9 دی بر تک تک ایرانیان ولایتمدار ، این است که این روز را از ایام الله ومقدس بدانند ، وهمواره از دستاوردهای آن با جان ودل ، صیانت وپاسداری کنند ، و منافقین جدید واصحاب فتنه هم بدانند ، که امام وامت امام ، بیش از پیش ، بیدار وهوشیارند ، پس نه بیش از این ، عرض خود ببرند ونه زحمتی برای ما ایجادکنند . بنابراین تا فرصت باقی است ، به خود بیایند ، وبا توبه وپذیرش تقصیرات خود از امت حزب الله وامام امت طلب عفو وبخشش کنند . وبدانند که اگر در این عمل صادق باشند ، ازرأفت وشفقت اسلامی که مشمول حال حربن یزید ریاحی گردیده  بهره مند خواهند شد .

سید مختار موسوی

 

 

 

 




برچسب‌ها: 9دی, فتنه 88 ؛ مراسم 9 دی در بهبهان, سران فتنه, فتنه اموی
[ دوشنبه یکم دی 1393 ] [ 10:46 ] [ سید مختار موسوی ]

سید مختار موسوی :

 (نا گفته های فتنه 88 وقیام 9 دی )

دشمنان و مخالفان حق و احزاب و گروهای حق ستیز، اولین مأموریتشان تلاش برای کم رنگ کردن حق ، تحریف و تخدیر حق ، تا مرز حذف و انکار آن است .

امویان معاصر، به تقلید وتبعیت ازرویکرد و مواضع اتخاذی نیاکان خود در مقابل حق عترت ، این ثقل اکبروقرآنهای ناطق ، که پیامبر اسلام (ص) در کنارقرآن کریم ، تمامی مسلمانان را به اعتصام وتمسک به آنها دعوت نموده است ، لیکن در کمال بی وفایی وبا نقص صریح پیمان ومیثاق های خود ، حق ستیزی وانکار خورشید ولایت وامامت را ، در حالیکه خاتم الانبیاء محمد مصطفی (ص) هنور در بستر بیماری ، در قید حیات ودر بین آنها بود کلید زدند ؛ یاد گرفته اند که ادامه حیات سیاسی واقتصادی شان ، در گرو تضعیف ، تحریف ، انکار وحذف حق میسور ومیّسر است ولاغیر .

تدوین واجرای پروتکل منافقانه سقیفه وخانه نشین کردن خورشید امامت وغصب عدوانی حق عترت ، اصرار وابرام بر مرگ طبیعی جلوه دادن شهادت بی بی فاطمه زهرا (س) راز آلود نمودن شهادت حضرت علی (ع) در محراب نماز عشق و وشایعه  این مطلب ،که مگر علی نماز می خواند که رفته بود در مسجد؟! ، وبه چالش کشاندن شهادت آن امام برحق ومظهر خدا در زمین که اصل وماهیت نماز بود ، انکار شهادت امام حسن مجتبی (ع) واعلان مرگ او به علت اختلاف با همسرانش ، وتلاش برای تحریف نهضت سیدالشهدا امام حسین (ع) ووووو.......  درسها و ارمغانهایی بوده که امویان دیروز ، برای فرزندان امروز خود به یادگار گذاشته اند .

چه خوب فرزندانی تربیت کرده اند امویان دیروز ؛ که امروزاین فرزندان خلف شان ؛ دقیقاٌ پا جای پای اجداد خود گذاشته ، وبه همان سبق وسیاق ، درصدد انکار اصل فتنه ، وتحمیل نسیان اجباری به ملت برای  فراموشی فتنه 88 ، و سپس تحریف حماسه جاویدان 9 دی ومصادره به مطلوب دستاوردهای آن ، به نفع اهداف خویش برآمده اند .

روزنامه های زنجیره ای معلوم الحال که با دلارهای ارسالی از آن سوی مرزها اداره می شوند ، ورسانه های همکارشان در فضای مجازی ، وقلم وزبانهای خواص مردود وبی بصیرت وحامیان سران فتنه ، همه وهمه در کارند ، که بر خلاف فرمایشات صریح وقاطع مقام عظمای ولایت در خصوص فتنه ، در راستای تمایلات حزبی وامیال نفسانی خودشان ، اولا اصل فتنه را انکار وسپس برای فتنه گران رقیب بسازند ، واین فتنه عمیق ولایت ستیز را یک دعوای انتخاباتی معرفی کنند .

زهی خیال باطل ؛ کدامیک از فتنه های اموی وعباسی در صدر اسلام فراموش شده است ، که حالااین فتنه ، با حضور حماسه سازان 9 دی ، وعمارهایی که در رکاب ولایت پای کارند  فراموش شود ؟؟؟!!!

 واما در کناراینها ، گروهی هم هستند ، که عالمانه وعامدانه در مقابل فتنه 88 مواضع تسامح وتساهل ( به توچه وبه من چه ) را برای خود اتخاذ نموده ونمی خواهند عمق فتنه 88 را درک کنند ، بلکه خودرا در مقابل پیامهای شفاف وگویا وپویای قیام 9 دی ، به کرگوشی زده اند . که متأسفانه از این قشر الی ماشاء الله ، به وفور ،در بین  رده های مختلف مسئولین وجود دارد .

آنهایی که با رویکرد اموی برای حاکم نمودن اسلام آمریکایی ، فتنه 88 را خلق نمودند ، وآنانکه دانسته ونداسته از فتنه گران حمایت ویا در مقابل آنان سکوت نموده اند ، همه اینها ، بعلت سرمستی ناشی از وعده های توخالی اربابهای خارجی شان برای تصاحب نفت ومعادن ایران ، یا چند روز سلطنت ونوکرحلقه به گوش استکبار بودن ، عقلشان زائل شده وقدرت تشخیص انچه را که انجام می دادند را از دست داده بودند ، ونمی دانستند در برابر چه ملتی وچه رهبری دست به جنایت وخیانت زده اند . وبه همین دلیل از شناخت 9 دی نیز مستأصل وعاجزند .

9دی از جنس عاشورا است . وبالتبع از همان قدرت بازدارندگی  ، احیاءگری ورسواگری عاشورا برخوردار است . چراکه 9 دی با همان فلسفه وچیستی وچرایی عاشورا محقق گردیده وهدفی که در 9دی دنبال می شد ، چیزی به غیر از حفظ اسلام ناب محمدی وصیانت از انقلاب اسلامی وپاسداری ازولایت وحراست از اصول وارزشهای دینی وسیاسی شناخته شده در نظام مقدس جمهوری اسلامی نبوده است .

نهم دیماه سال 88 هجری شمسی ، همچون عاشورای 61 هجری قمری ، طومار امویان معاصررا در هم پیچیدو ونقشه ی براندازی یزیدیان دوران وتوطئه وکودتای شمر وعمربن سعد های زمان را نقش برآب وخنثی نمود . وآثار شوم وعواقب ونتایج جنایتها وخیانتهایشان را به خودشان برگردانید .

سران بزدل وکوردل فتنه 88 ، پس از حماسه مردمی 22 خرداد ، با سبق تصمیم وبرنامه ههای طراحی شده قبلی ، به بهانه انتخابات وبا رمز تقلب در انتخابات ، به دستور اربابان خارجی خود ، ریشه واساس وواعتبار وماهیت انقلاب اسلامی ، یعنی ولایت فقیه را هدف آماج فتنه گریی وعملیات فریب ونیرنگ خود قراردادند . وبه دنبال نابودی نظام ولایی بودند . وبه زعم وخیال باطل خویش ، می خواستند یک شبه راه صدساله را طی کنند ، وکاری که در طول مدت 33 سال از عهده اربابهای خارجی شان بر نیامده بود ، یعنی سقوط نظام جمهوری اسلامی ایران ، را طی یک کودتاه سیاسی ، به سبک وسیاق انقلاب های مخملی ورنگی تمام کنند .

سران فتنه که همچون اربابهای بی دین ودین ستیز خود ، پس از گذشت 33 سال از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی ، هنوز نتوانسته بودند ، جنس انقلاب اسلامی ایران وملت انقلابی ومسلمان ایران ورمز پیروزی های این ملت وانقلابش را بشناسند ، تصور می کردند ، ایران هم گرجستان است ، وبا حرکات خیابانی وآشوب و وکپی پیست آئین وروش انقلاب های  رنگی که جورج سروس  ، آنرا قبلاً درگرجستان واکراین با موفقیت تجربه کرده ، در ایران هم پاسخ می دهد ، ولذا این پروتکل ویا دستور العمل اجرایی انقلاب های مخملی ، ماهها قبل از فتنه ، طی ملاقاتی که محمد خاتمی  با جورج سروس داشته ، جهت اجرا در ایران تحویل او می شود . که زهی تصور باطل وخیال خطا بود.

سران داخلی فتنه با هدایت ورهبری سران خارجی فتنه ، که همانا مثلث شوم صهیونیستی ، انگلیسی وآمریکایی است ، از نظر زمانی ، بهترین موقعیت زمانی را برای فتنه گری ، کودتای سیاسی ویا انقلاب مخملی ورنگی انتخاب کرده بودند .

 آری . زمانیکه دانشمندان جوان ولایتمدار هسته ای ، با توکل به خدای سبحان وبکارگیری رهنمودهای مقام عظمای ولایت ، علیرغم تحریم ها وتهدید های همه جانبه استکبار جهانی وشیطنت مزدوران داخلی ، سنگرهای پیشرفت ، استقلال ، خودکفایی وبومی سازی در جبهه مقدس فناوری هسته ای را ، یکی پس از دیگری فتح می کردند ، واز آن طرف دلاور مردان ولایتمداری که ، به نمایندگی از نظام مقدس جمهوری اسلامی ، با روحیه ای عاشورایی وگفتمان مقاومت وایستادگی وتابلو هیهات منالذاله ، با گروه 1+5 مذاکرات هسته ای را انجام میدادند ، وبا اقتدارمطلق وعزتمندی کامل ، پرونده هسته ای جمهوری اسلامی ایران را با احراز سلامت وصرفاً صلح آمیز بودن آن برای جهانیان ، سروسامان می دادند ، ورقیب وتمام جهانیان را مجبور به قبول وپذیرش ایران هسته ای کرده بودند ، ودر پشت میز مذاکرات ، حق غنی سازی تا حد 20 درصد را برای ایران اسلامی محترم ومحفوظ اعلام کرده بودند ، وچیزی نمانده بود که در تمام عرصه های سیاسی ، نظامی ، علمی ، اقتصادی ، فرهنگی وبین المللی ، آمریکا در برابر جمهوری اسلامی ایران زانو بزند ، سران فتنه به منظور خوش خدمتی به ارباب های خود ، و به نیت عقب کشاندن ایران در عرصه هایی که پیروز میدان بود ، وبا هدف ضربه زدن به انقلاب اسلامی وملت مسلمان ایران ، وایجاد خلل ورخنه در مسیر پیشرفت ، فتنه 88 را که سناریوی آنرا صهیونیسم ها نوشته بودند وانگلیسها تهیه کننده آن وآمریکایی ها کارگردانش بودند را به اجرا در آوردند .

فتنه 88 که یک کودتای شش دانگ وتمام عیار بود ، وسران آن به غیر از نابودی حکومت جمهوری اسلامی ، وجایگزین نمودن یک حکومت سکولار ، مبتنی بر فرهنگ لیبرال دمکراسی غرب ومکتب شرک آلود اومانیسم راضی نبودند ، دقیقاٌ در زمانیکه نظام اسلامی در تمام عرصه ها در قله واوج پیشرفت قرار داشت ، فتنه را کلید زدند . ولی از آنجایی که انقلاب اسلامی انفجار نور بود ، وبراساس آموزه های قرآنی واسلامی پایه گذاری شده وصاحب اصلی آن ، خدا وولی خدا حضرت ولی عصر (عج) است ، با پف وهوای دهان آدمی خاموش شدنی نیست ؛ و با گرد وغبار های مصنوعی ، ماهیت الهی آن مخدوش وغبار آلود نخواهد شد .

به لطف وعنایات خاص خداوندی ، هرچه از عمر کثیف فتنه می گذشت ، ماهیت پلید ضد دینی وتوحید ستیزی ودشمنی سران آن ، با امامت وولایت واحکام نورانی دین مبین اسلام ، برای همگان روشن وآشکار می شد . که اوج آن در ظهر عاشورای 88 با حمله به عزاداران حسینی وبه آتش کشیدن حسینیه ها ومساجد وطعمه حریق نمودن قرآن  وکتابهاب نفیس اسلامی متجلی ونمایان گردید .

 در این میان ، حامیان فتنه وساکتین فتنه ، که اکثراٌ به اصطلاح از خواص بودند ، با به نمایش گذاشتن بی غیرتی وبی بصیرتی خود ، ومقاومت در برابر رهنمودهای پیامبرگونه ولی فقیه زمان ، حضرت امام خامنه ای  مدظله العالی ، مبنی بر اتخاذ مواضع صحیح واصولی از طرف خواص ، واعلام حد ومرز با سران فتنه ، واعلان انزجار وبرائت از آنان ، با سکوت وبی تفاوتی خود ، مهر تأییدی بر جنایات فتنه گران زدند ، وبا این اقدام شیطانی خود ، فضای تشخیص حق از باطل را مشتبه نمودند . وسران بی خرد فتنه را در ادامه جنایتها وخیانت های خود جری ترکرد  وخودشان نیز ، آگاهانه وعامدانه ، بر پاره پاره کردن انقلاب اسلامی وتضعیف وتخریب خیمه انقلاب اسلامی یعنی ولایت مطلقه فقیه ، به نظاره نشستند .

در اینجا بود که ، جامعه ولایتمدار ایران اسلامی ، با درس گرفتن از نهضت حسینی وحماسه جاویدان عاشورا ، و در راستای جامه عمل پوشاندن به شعارهمیشگی ( ما اهل کوفه نیستیم علی تنها بماند ) با لبیک گفتن به ندای حسین زمان ، به موقع وارد صحنه شدند ، وبا خلق حماسه جاویدان 9 دی ،  فتنه عمیق 88 را مهار و انقلاب اسلامی واسلام ناب محمدی (ص) را از سقوط حتمی نجات دادند . ویزیدیان دوران را برای همیشه رسوا وزمین گیر نمودند .

در خاتمه به آن دسته از افرادی که ادای روشنفکران را در می آورند ، ودر نقش وکیل مدافع سران فتنه سخن پراکنی می کنند ، می گویم : شما که همچون سران فتنه در جهل مرکب بسر می برید ، وخودتان را به خواب زده اید ، بدانید وآگاه باشید که ،  گردوخاک شما در برابر خورشید ولایت ونور ایمان ملت شریف ایران اسلامی هیچ است . وخانه نشینی سران فتنه ویا حصر خانگی آنان ، کمال لطف ورأفت اسلامی نظام است . که مشمول حال سران خائن فتنه شده ، وممطئن باشید که حماسه سازان 9 دی نیز از حصر خانگی سران فتنه راضی نیستند ، وبه کمتر از اعدام آنها هم رضایت نمی دهند . اما چون بزرگان نظام صلاح را براین دیده اند ، این حکم وتدبیرا به دیده منت می پذیرند .

( برای سلامتی وطول عمر با عزت حضرت امام خامنه ای اجماعاٌ صلوات )

سید مختار موسوی




برچسب‌ها: فتنه 88, قیام 9 دی, فتنه صهیونیستی, انگلیسی وآمریکایی, مراسم 9 دی در بهبهان
[ شنبه بیست و نهم آذر 1393 ] [ 11:36 ] [ سید مختار موسوی ]

 سید مختار موسوی :

آقای علی مطهری ! نام علی وشهرت مطهری زیبنده شما نیست

بدون تردید ، شهید والامقام آیت الله مرتضی مطهری (ره) از انتخاب اسم مبارک «علی» برای شما ، همچون دیگر پدران مسلمانی که انتخاب نام نیک ، از جمله نام ائمه اطهار (ع) برای فرزندانشان ، را یک تکلیف شرعی می دانند ، وانتظار دارند ، در آینده ، بین اسم فرزندشان ومسمّای آن تناسب وتجانس ملموسی ایجاد گردد ، ویک رابطه عاطفی وایمانی وعقیدتی بین اسم فرزند وآن شخصیت معصومی که نامش را برای فرزند انتخاب نموده اند بوجود بیاید ، اهداف وآرزوهایی داشته اند ، که به نظر حقیر ، هیچ یک از اهداف وآرزوهای شهید بزرگوار در مانحن فیه محقق نشده است . یعنی شما خواسته یا ناخواسته ، سهواً یا عمداٌ ، مانع تحقق آرزوهای پدرتان شده اید !!!

نگارنده معتقد است ، علامه شهید مرتضی مطهری (ره) در راستای تحقق این فرموده امام باقر (ع) که فرموده اند : «« وقتی شیطان می شنود ، کسی را به اسم ( محمد ) یا ( علی ) صدا می زنند ، مانند قلع ذوب می شود »» وبه منظور برخورداری خود وفرزندش از صواب وحسنات این نامگذاری ، وتحصیل آثارروحی وروانی ومعنویات قابل درک آن ، نام نیک وارزشمند (علی) را برای شما انتخاب نموده اند .

متأسفانه ، مواضع باطل ورویکرد غلط و سخنان ونوشتار وتحلیل های ناصواب شما ، در مقابل فتنه 88 وجنایت آشکار ونابخشودنی سران فتنه ، واظهار نظر های غیر حقوقی وخلاف شرع وغیر منطقی شما ، در خصوص رفع حصر سران جناینکار ویاغی ومحارب فتنه 88 ، واصرار وپافشاری شما ، در تکرار این حرفهای غیر اصولی ، که نتیجه ای جزآزار واذیت مومنین ورنجش خاطر پدران ومادران داغدیده شهداء ، ودر صدر همه ، نارضایتی وجریحه دار شدن قلب وروح مبارک مقام عظمای ولایت ومراجع عظیم الشأن وعلمای اسلام ندارد ؛ نه تنها شیطان بزرگ با شنیدن نام علی که اسم کوچک شما است ، مثل قلع ذوب نمی شود ، بلکه با شنیدن چنین سخنانی از شما ، برای ذوب ونابودی ملت های مسلمان ، خصوصاٌ قتل عام کودکان بی گناه غزه ، ونابودی تنها ملجاء ومأوای آنها ، یعنی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران ؛ زهی خورسند وامیدوار شده واحساس امنیت وقدرت مضاعفی می کند .

آری ، مدتی است با انعکاس درخواستهای نامشروع ، ونامه نگاری های غیر ضروری شما ، در خصوص رفع حصر سران فتنه ؛ در رسانه های زنجیره ای زرد داخلی واربابان خارجی آنها ، واینکه شما با توضیحات ودفاعیات مستدل ومستند قرآنی وروایی وقانونی مقامات وعلماء وفقهای بزرگوار ، قانع نمی شوید ؛ دشمنان قسم خورده نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران ، که  این نظام الهی ماحصل خون پاک ومطهر پدر بزرگوار شما وچند صد هزار شهید جلیل القدر دیگر است ، و همچنین قاتلان پدرتان وحامیان وسازندگان گروههای تکفیری ، ودشمنان ولایت در داخل وخارج را ، خوشحال وجانی دوباره بخشیده است .

آقای علی مطهری ! شما که به مدرک دکترای فلسفه تان می نازید ، ولی هرکس که نداند خودتان بهتر می دانید که ، چگونه آن را با استفاده از سهام مبارک خانواده شهدا بدست آورده اید ، واز بدو پیروزی انقلاب اسلامی ، بر خلاف میل پدر شهیدتان ؛ همواره یک آقازاده بودید واز مزایای آقازاده های درجه یک برخوردار وهمیشه از الطاف وکرامات مسئولین نظام سیراب بوده اید ، ودر تمام این سالها ، به میمنت آقازاد گی وبه حرمت پدر بزرگوارتان ، مصونیت ومعافیت دائم برای تحمل سختی ها وحضور درجبهه های جنگ ودیگر میدانهای خطر وحتی صف نانوایی وشیر خشک ونفت وگاز وامثالهم بهره مند بوده اید ، واخیراً هم به اعتبار نام پدرتان ، بدون هرگونه استحقاق وصلاحیت علمی وسیاسی ، وارد مجلس شورای اسلامی شده اید ، که روزی شهید آیت الله مدرس بر کرسی های آن تکیه زده بود ، حداقل انتظاری که این نظام مقدس وملتی که عاشق این نظام هستند ودوستداران پدرتان ، از شما دارند ، این است که واقعاً در حد وقواره یک دکترای فلسفه ونماینده مجلس خودرا نشان دهید . واینقدر با زبان سران استکباری دنیا ورسانه های دشمن با امام امت وامت امام وعلمای محبوب ملت حرف نزنید .

حداقل لنتظار از یک دکترای فلسفه وکسی که در خانواده فقه وفقاهت ودر زیر سایه دانشمندی فرزانه وحکیم همچون علامه شهید مطهری رشد و تربیت یافته ، و ازکسی مثل شما که ادعا های بسیار بزرگتر دیگری در عرصه های مختلف دارد ؛ این است که ، حداقل یاد گرفته باشد ، که چیزی را که خود ندیده انکار نکند ، وچیزی را که خود نمیداند رد نکند ، ودر باره چیزی که علم ندارد حرف نزند .

بطورمتیقن ، مواضع شما در خصوص رفع حصر سران فتنه ، واینکه از توضیحات مستند بزرگان نظام هم متقاعد نمی شوید ؛ ریشه در جهل وعدم آگاهی شما از عمق فتنه 88 ومیزان خسارت وضرر وزیانی که سران فتنه متوجه اصل نظام وملت شریف ایران نموده اند دارد . واز این رو ، با چیزی که نمی دانی ، مخالفت ودشمنی می کنید ، واقدامی را نکوهش می کنی که نمی دانی چیست .

بنابراین ، به شما توصیه می شود ، که این فرمایش مولا علی (ع) را نصب العین وآویزه گوش خود کن که می فرماید : « با آنچه نمی دانید دشمنی مورزید ، زیرا بیشتر دانش در چیزهایی است که شما نمی دانید » واز آیه شریفه 36 از سوره مبارکه اسراء ، که می فرماید : «و (ای انسان) هرگز آنچه را که بدان علم و اطمینان نداری دنبال مکن که چشم و گوش و دل همه مسئولند.  » درس وعبرت بگیر . وبیش از این مومن آزاری نکن .

علی ایحال ، از کسی که نامش علی است ، وفرزند شهید والامقامی چون علامه مرتضی مطهری است ، ودارای مدرک دکتری فلسفه است ، و36 سال است که از نعمتهای بیکران نظام مقدس جمهوری اسلامی نهایت استفاده را کرده ، انتظار است ، ازخداترسی، تعبد ، عبادت ،  شهامت ، شجاعت ، عدالت ، شهادت طلبی ، اخلاقیات ، دینداری ، تواضع وتقوای شخصیت بی نظیری که به نام او نامگذاری شده و از فضائل سجایای علمی اخلاقی وروح ولایتمداری پدر دانشمندش ، که امام امت خمینی بت شکن اورا پاره تن خود خوانده است حداکثر بهره ره برده باشد ، ولذا از چنین فردی ، اینگونه مواضع ناصواب و سخنان دشمن شاد کن ، وتحلیل ها وکنایه های اهانت آمیزی که حتی درآن به مقام عظمای ولایت ودیگر علمای دلسوز نظام هم هتک حرمت شده است ، انتظار نمی رود . جز اینکه بگوئیم ، صاحب چنین افعال وگفتار ونوشتارناحق وناصوابی ، در حد نام وشهرت ونسبت خانوادگی اش با شهیدی والامقام ظاهر نشده ، وسخن آخر اینکه نام علی وشهرت مطهری زیبنده چنین فردی نیست ونخواهد بود.

خلاصه از آنجایی که توسط بزرگان وصاحب نظران ، با بهترین روش ومنش ومحکم ترین دلایل وقوی ترین برهان ، پاسخ لازم به سخنان ناصواب وتوهین آمیز اخیر اخیر شما در مشهد مقدس داده شده ، لذا این یادداشت ، از طرف کسی که بالغ بر 40 سال است که با نام ونوشته های معلم شهید استاد مطهری زندگی کرده وهرچه از دین اسلام می داند ، همه را از شهید مطهری دارد ، درهمین حد که به جنابعالی گفته شود ، حیف از آن پدر دانشمند وانقلابی ولایتمدار ، که چنین فرزندی ثمره اش باشد وصد حیف از اسم مبارک علی ، که برای چنین فردی انتخاب شود ، نگارش شده است . امید است که مرضی حضرت حق وامت حق مدار ایران اسلامی ومقام عظمای ولایت قرار بگیرد . انشاء ال

 

 الاحقر سید مختار موسوی

(این مطلب در سایت عمارنامه منتشر شده است . )




برچسب‌ها: علامه شهید مرتضی مطهری, علی مطهری, بصیرت, حصر سران فتنه فتنه 88
[ چهارشنبه دوازدهم آذر 1393 ] [ 8:29 ] [ سید مختار موسوی ]

سید مختار موسوی :

وظایف اصلی واساسی هیئآت مذهبی چیست ؟

امروز با شنیدن نام هیئت ، اولین معانی ونشانه هایی که در اذهان متبادرومتجّلی می شود ، ماه محرم ، مجلس عزاداری ، پیراهن سیاه ، روضه خوانی وسینه زنی وزنجیرزنی است .  

نگارنده معتقد است ، که شرح وظایف ومأموریتی که می توان برای یک هیئت مذهبی اصیل واسلامی وانقلابی تعریف نمود وازهیئات مدعی اصیل واسلامی وانقلابی بودن آن را مطالبه کرد ، خیلی فراتر از اینگونه مراسمات است . وشاید آنچه در صدر مطلب آمده ، جزو فروع وظایف ومأموریت های یک هیئت اصیل واسلامی وانقلابی باشد .

شایان ذکر است که این یادداشت ، به منظور ارتقاء کیفیت مراسماتی که بصورت سنتی درماه محرم وصفر انجام می شود و بالا بردن محنوای  آنها وبصیرت افزایی به آن ؛ وهمچنین بسیط وگسترده معرفی کردن حوزه وحیطه مأموریت وشرح وظایف هیئت های مذهبی واینکه وظایف هیأتها ؛ محدود به ماه محرم وصفر ویا ماه مبارک رمضان نمی شود وهر 12 ماه سال وهر روز از 365 روز سال سال ، هیئت ها باید برنامه وفعالیت داشته باشند ، به رشته تحریر درآمده  است .

 همه می دانیم وخبرداریم که ، اولین مراسم عزاداری که بصورت رسمی وبا امنیت کامل پس از حماسه جاویدان عاشورا تشکیل واجرا شد ، مراسمی بود که توسط یزید ملعون در شام بعمل آمد . پس بنابراین صرف برگزاری مراسم عزاداری وبرسر وسینه زدن ، هنرنیست و واینگونه اقدامات ، کار وبرنامه ای نیست که امروز از هیئت های اسلامی وانقلابی انتظار می رود و مطالبه می شود .

متآسفانه ، امروز در خیلی ازاشعار ومرثیه ها ومداحی ها وروضه ها ، به اندازه ای که به اسب سید الشهدا وقمر بنی هاشم وزور بازو وچشم وابروی شهدای کربلا سلام الله علیهما اجمعین ، پرداخته می شود ، به بُعد اصلی ، که عبارت است از : چیستی وچرایی واقعه عاشورا واهدافی که آقا اباعبدالله الحسین (ع) دنبال می کردند ، وآرمانهای مقدس واصول وارزشهایی که شهدای کربلا ، برای حفظ وپاسداری از آنها ، داوطلبانه وآگاهانه جان ومال وعزیزان خودرا فدا نموده اند ، توجه نمی شود .

توحید به معنای واقعی وبا احتساب تمامی مراتب وانواع آن ، جامه عمل پوشیدن به کلمة الله وشعار توحید ( لا اله الالله ) یعنی نفی وترد عملی ، وابراز انزجاروتنفر واعلام برائت ازهرگونه مظاهر شرک ونماد سلطه فرعونی ، یعنی زیرسلطه وحاکمیت غیر خدا نرفتن( استکبار ستیزی ) ، یعنی مبارزه جدی فکری وعملی ، یا به تعبیری جهاد عقیدتی ونظامی با مظاهر ظلم وستم ( ظلم ستیزی ) ، وجلوگیری از سلطه وبرتری باطل بر حق ، ( حق مداری وحق گرایی ) بی تفاوت نبودن در برابر ظلم ظالم وگناهِ گناه کاران واشتباه خطا کاران ( امر به معروف ونهی از منکر ) اعلام دشمنی با دشمنان خدا واهل بیت ودوستی با دوستان خدا و اهل بیت ( تولا وتبری ) اطاعت بلاقید وشرط وعاشقانه قمر بنی هاشم (ع)  وراز سقاء شدن آن پهلوانی که بنا بر نقل های رسیده قدرت فیزیکی وضرب شمشیروزور وبازوی فوق العاده ای داشت وعلمدار سپاه بود (معرفت توحیدی ولایت مداری وولایت پذیری ) تشخیص ، شناخت وقبول ولایت ، بعنوان رکن رکین واصل اصیل وکلید قلعه ویا دژمستحکم توحید ، که در رفتار وولایتمداری یاران امام حسین (ع)  درشب عاشورا متبلور بوده است ؛ یکی دانستن دیانت وسیاست واعتقاد قلبی والتزام عملی به سیاسی بودن واقعه کربلا وحماسه جاویدان عاشورا ؛ که درفعل عدم بیعت وافشاگری سید الشهدا (ع) در برابر حکومت یزیدی واقامه نمازدر ظهر عاشورا ، که به بهترین وجه وشکل ممکن ، سیاسی وعبادی بودن قیام عاشورا به نمایش گذاشته شد ، رئوس دروسی است که از حماسه جاویدان عاشورا اقتباس و تحصیل شده وباید در هیئاتی  که عَلَمِ عاشورا وپرچم ولایت در سر در آن به اهتزاز درآمده مورد توجه قرارداده شود .

  نگارنده بر این باور است که ، فلسفه وهدف نهایی از تشکیل وثبت وفعال نمودن هیئآت مذهبی ، در دسترس همگان بودن مرکزی جهت آموزش وپرورش ، تدریس وتحصیل مسائل عقیدتی وسیاسی ونشر معارف اسلامی و تربیت دینی ، سیاسی و انقلابی اقشار مختلف ، حصوصاٌ نوجوانان وجوانان ، هر شهر ودیاری از این مرز وبوم است. 

حداقل وکف انتظاری که از این هیئت ها متصّور است ؛ منظور هیئت های اصیل اسلامی وانقلابی ودر یک کلمه هیئآت ولایی ، این است که ؛ افرادی که در مراسمات وبرنامه های هیئت شرکت می کنند ، به آسانی با فلسفه عاشورا واهداف اباعبدالله الحسین (ع) در قیام حود علیه حکومت فاسد یزید و همچنین چیستی وچرایی بیعت نکردن آن حضرت با حکومیت یزیدی ، ومیزان وفادارای وولایت مداری وولایت پذیری شهدای کربلا ، ووفواید ومحاسن امر به معروف ونهی از منکر ، وایضاً انواع معروفها ومنکرات وراههای صحیح واصولی مبارزه ومقابله با آنها ،  وسرانجام رموزدلدادگی به خدا وتزریق حبّ ولایت وعشق به اهل بیت (ع) و آموزش راه ورسم مقاومت و ایستادگی در برابر انواع سلطه های فرعونی وزیاده خواهی های دشمنان ،  وشناسایی وخنثی سازی انواع فتنه ها وبی اثر نمودن تحریم ها و تهدیدهای داخلی وخارجی واز قوه به فعل درآوردن دروس عاشورا که قبلاً به آنها اشاره شده است ، را آشنا شده ومعارف لازم را کسب وتحصیل نماید .

 از این رو مسئولیتی بس حساس و خطیر متوجه دست اندرکاران وهیأت امنای هیئات ، به ویژه روحانیون بزرگواری که در اینگونه هیئات فعالیت محوری دارند می باشد . چرا که وظیفه دارند یا خودشان اگر علم وتخصص آن را دارند ، ویا با دعوت از خطبای ولایی وارزشی ، قبل از اجرای مراسم عزاداری ؛ اینگونه اطلاعات وآگاهی ها را به افراد حاضر در مجلس با انجام سخنرانی ها وبرگذاری جلسات پرسش وپاسخ عقیدتی وسیاسی ، تزریق وانتقال دهند . تا انشاء الله عزاداری که قرار است انجام شود واشکی که قرار است ریخته شود ، همراه با بصیرت وبینش وفرقان باشد .

امروز کار هیئات فقط این نیست که بنشینند وزیارت عاشورا ودعای کمیل وندبه بخوانند ، بلکه وظیفه دارند که قبل از قرائت این ادعیه ، درس های عاشورا را فراگیرند و زیارت عاشورا را با امروز جامعه تطبیق وتطابق دهند . وبالتبع عمر وعاص ها و ابوسفیانها ومعاویه ها ویزید ها وشمرها ومروانها وخولی ها وخوارج  زمان را بشناسند . واز آنها وکارهایشان برائت بجویند . ضمن اینکه  صد البته باید به حسین زمان خود معرفت کافی داشته باشند . واهداف قیام وفلسفه عاشورا را آموزش دهند و پیام های زیارت عاشورا را تفسیر وتشریح وتدریس کنند وفرازهایی از دعای کمیل و ندبه که باید توسط شیعیان مولا علی (ع) ومنتظران ندبه خوان ؛ فعلیت پیدا کند وجامه عمل پوشانیده شوند؛ را به خود ودیگران بیاموزند وبه آن عمل کنند . و هیئات باید در نقش مدرسه عقیدتی وسیاسی ومعارف اسلامی ظاهرشوند وبه فکر ارتقاء موقعیت علمی مدعوین خود در اصول عقاید ومعارف اسلامی و از همه مهمتر به فکر افزایش بصیرت سیاسی آن ها باشند .

هیئتی که فقط هفته ای یکساعت ، به بهانه محفل هفتگی ، برای قرائت قرآن و ادعیه بدون هرگونه تحلیل سیاسی و بدون توجه به مسائل اجتماعی وسیاسی وفرهنگی که مبتلا به جامعه است ، فعال می باشد . هیئت هایی که  به روضه خوانها ومداحان می گویند ، امام حسین وعاشورا را سیاسی نکنید ، وبگذارید با گریه بر امام با او حال کنیم ؛ هرگز نمی توانند در انجام مأموریت خود موفق باشند . ودر قامت یک هیئت اصیل وموثر وکارگشا خودرا نشان دهند . بلکه چنین هیئتی ، به مرام ومنش سکولاریسم نزدیکتر است ؛ تا یک هیئت اسلامی که باید عَلَمِ اسلام ناب محمدی (ص) وولایت مطلقه فقیه در عصر غیبت امام معصوم (ع) بر سردر آن به اهتزاز درآمده باشد . وتردیدی نیست که در هر هیئتی که دارای رویکرد سکولاریسمی است ، بازهم قراعت قرآن وادعیه انجام می شود .

 آری وجه افتراق یک هیئت اسلامی وانقلابی با یک هیئت با رویکرد سکولاریسم ، در به روز بودن  فعالیت های سیاسی ومیزان دخالت ونقش آفرینی آنها در حل مشکلات فرهنگی و اجتماعی شهر وبالا بودن بصیرت سیاسی وبینش دینی اعضای هیئت ومیزان ولایت مداری وولایت پذیری آنها است .

رکن اصلی هیأتهای مذهبی ، سیاسی بودن آنها است . آن هم سیاست علوی نه سیاست اموی . سیاستی که مبتنی بر اطاعت بلاقید وشرط از ولایت ومنطبق بر شاخص هایی که خدا ورسول گرامی اش (ص) ومولا علی (ع)  ویازده فرزند معصومش علیهم السلام برای ما ترسیم فرموده اند .

وای به حال علما و روحانیون و افرادی که در هیأتها مسئولیت قبول کرده اند ، ولی بخواهند از این راه بدون زحمت وتلاش و بدون انجام وظیفه برای خود احترام و اعتبار وآینده شغلی جمع کنند . این را من نمی گویم  ، این مطلب از خطبه معروف امام حسین (ع) [1]که به خطبه منا معروف است و خطا به علمای امت بیان شده اقتباس شده است. ( نقل به مضمون )

هیئأت مذهبی وعلماء و روحانیون که نماد اسلامیت ومظهر جوانمردی و عدالت ولایتمداری هستند ، ودر نقش الگو دهی والو سازی برای دیگران ایفای نقش می کنند ، نباید از غیر خدا بترسند ، نباید در دلشان جایی برای غیرخدا وجود داشته باشد ، نباید در امر اطاعت از ولایت به خود تردید راه بدهند ، نباید امر به معروف ونهی از منکر را رها کنند ، نباید عشق به مال وفرزند و زرق وبرق دنیا ؛ چشمشان را کور کند ، چرا که تاریخ  شیعه آبستن حوادث تلخ ناشی از عدم رعایت این امور است . از جمله این حوادث حادثه سقیفه و واقعه عاشورا وفتنه 88 است .

آری . اگر کسانی که امروز لباس مقدس روحانیت بر تن کرده و بر منابر تکیه زده اند و در حقیقت جای علما  مجاهدین فی سبیل الله را به خود اختصاص داده اند ، وکسانی که بعنوان امنای مردم ، در هیئأت مذهبی ومساجد جا خوش کرده اند ، اولاً خودشان و بعد دیگران را از حرام خواری و جمع آوری مال حرام ومشکوک منع وسپس امربه معروف نهی از منکر نکنند . وازغیر خدا بترسند وستمکاران ومفسدین را از اعمال زشتی که انجام می دهند ، منع ونکوهش نکنند ؛ ویا خدای ناکرده بخواهند به روش ابوموسی اشعری ها عمل کنند ، و مقام عظمای ولایت را تنها بگذارند ، بدون تردید باید در انتظار به قدرت رسیدن امویان دوران ، و تکرار واقعه عاشورا وبر نی رفتن سرحسین زمان بود .

سید مختار موسوی



[1] تحف العقول ص 168 – 170 وولایت فقیه امام خمینی (ره)  ص 145




برچسب‌ها: عاشورا, هیئت مذهبی, ولایت مداری, دردوس عاشرا, بصیرت
[ دوشنبه دهم آذر 1393 ] [ 10:13 ] [ سید مختار موسوی ]

 سید مختار موسوی :

« بزرگترین اشتباه فاحش اصلاح طلبان »

پس از خلق حماسه سوم تیر1384 واینکه مردم شریف ومومن ایران اسلامی ، در کمال آزادی واستفاده مطلوب از حق انتخاب خود در انتخاب رئیس جمهور نهم ، یک نه خیلی بزرگ ومعناداری به حکومت 16 ساله مدعیان اصلاح طلبی دادند ، وکاندیدای مورد علاقه حضرات اصلاح طلب ، از صندوق های اخذ رأی که خود مسئولیت اجرایی انتخابات ریاست جمهوری نهم را بعهده داشتند بیرون نیامد ، علیرغم اینکه تمام ابزار وامکاناتی که بطور متعارف در اختیار دولت های برگذارکننده انتخابات هست ، ودر انتخابات ریاست جمهوری دهم در اختیار دولت نهم بود ، با توجه به سابقه حضور 16 ساله آنان در قوه مجریه ، بطور ویژه ومضاعفی در اختیار دولت هفتم بود ، مدعیان اصلاح طلبی را چنان عصبانی وخشمگین نمود که عنان عقل ، علم ، حق پذیری وحق گویی وقضاوت عادلانه را بدجوری از کف دادند .

در اینجا بود که اصحاب اتاق فکرومدعیان روشنفکری حضرات اصلاح طلب ، بزرگترین ظلم وستم ممکن را در حق واژه یا اصطلاح بی طرفی وجانبداری اعمال نمودند . وبزرگترین اشتباه فاحش خود را در تاریخ انقلاب اسلامی مرتکب شدند . چراکه به جای تحقیق وتفحص جهت پیدایش علل وعوامل پشت کردن توده مردم به آنان وکشف دلایل شکست خود در انتخابات ، بی طرف ترین نهادها وعادل ترین شخصیت ها را من غیر حق وبر خلاف واقع وبدون کوچکترین دلیل ویا قرینه وامارتی ، متهم به طرفداری از کاندیدا ویا جناح پیروز در انتخابات نمودند .

این اشتباه فاحش ویا به تعبیری قضاوت نامشروع ویا سخن بی پایه واساس وپوچ ، پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم وخلق حماسه جاویدان 22 خرداد 88 ، به سپری تبدیل شد که بزرگان ورهبران مدعی اصلاح طلبی وتحلیل گران وتحلیل نویسان سیاسی آنان ورسانه های زنجیری وابسته به آنها ، پشت آن سنگر می گرفتند ویا مخفی می شدند ، وعلت العلل ناکامی های خود وعلت تامه آشوبهای پس از انتخابات 22 خرداد وسرانجام فتنه عمیق 88 را عدم بی طرفی نهاد های مسئول وجانبداری شخصیتهای عادلی که عدالت آنها زبانزد عقلای عام وخاص بود بیان می کردند .

بزرگترین اشتباه محاسباتی وراهبردی حضرات مدعی اصلاح طلبی ، ودیگر شخصیتها وگروههایی که دیروز وامروز از سران فتنه 88 حمایت کرده  ومی کنند ، وداعیان رفع حصر سران فتنه ، که این روزها گرد وخاکهای زیادی برپا می کنند ودر رأس همه ؛ آقایان علی مطهری وصادق زیبا کلام این است که آنها ، دفاع از اصول وارزشهای شناخته شده انقلاب اسلامی ونظام مقدس جمهوری اسلامی ، وتلاش برای از قوه به فعل درآوردن هشدار وتوصیه بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران حضرت امام خمینی (ره) که فرموده اند :  « نگذارید این انقلاب به دست نامحرمان ونا اهلان بیفتد » وعمل به فتوای آن بزرگ پیشوای دینی وسیاسی وجانشین خلفشان ، که فرموده اند : « حفظ نظام جمهوری اسلامی از اوجب واجبات است  » وهمچنین عمل به تکلیف شرعی وانجام فریضه الهی امر به معروف ونهی از منکر ، ایضاً بر اساس وظیفه انقلابی ودینی وشرعی در راستای لبیک گفتن به ندای رهبر فقید انقلاب اسلامی ومقام معظم رهبری حضرت امام خامنه ای عزیز ، مبنی بر اینکه شرکت در انتخابات ودعوت مردم برای شرکت هرچه بیشتر وتلاش برای حضورباشکوه وآگاهانه وبخردانه توده مردم در انتخابات ، تکلیف شرعی است ، وسخنرانی پیرامون انتخابات ، و ترغیب وتشویق مردم به انتخاب فرد اصلح ومعرفی شاخص های کاندیدای اصلح ، که اینها وظیفه هر ایرانی انقلابی است که دلش برای نظام ولایی جمهوری اسلامی  می تپد ، را طرفداری وجانبداری از کاندیدا ویا جناح خاصی می پندارند . که برداشتی صددرصد غلط وتحلیلی خلاف واقع وقضاوتی ظالمانه ونامعقول ونامشروع است .

بدینسان مثلاً ، وقتی رهبر فرزانه وحکیم انقلاب اسلامی ، یا دبیر محترم شورای نگهبان ودیگر اعضای محترم آن ، یا فرماندهی محترم کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ، یاریاست محترم قوه قضائیه ، یا ریاست محترم مجلس شورای اسلامی ویا مراجع اعظام تقلید ویادیگر بزرگان ، در دیدارهای مردمی وخطبه های نماز جمعه وسخنرانی ها ویا مصاحبه های رادیو وتلویزیونی ، از تریبونهای رسمی وملی ومذهبی ، در باره اهمیت انتخابات وآثارآن وجایگاه وارزش بالای تک تک آرای مردمی وچگونگی ایفای نقش مردم درتعیین سرنوشت خود وکشور متبوعشان وآثار آن در آینده انقلاب اسلامی ، وایضاً هدایت وترغیب وتشویق مردم به سمت وسوی انتخاب درست واصلح وانتخابی که مرضی حضرت حق تعالی وموجب حفظ وارتقای نظام جمهوری اسلامی وتحکیم اصول ومبانی آن باشد صحبت وارئه طریق می کنند ، کوته فکران بی فکر،  ازآنجاییکه خوب می دانند ، با توجه به کارنامه سیاه سیاسی ، فرهنگی ، اجتماعی واقتصادی که از خود به جای گذاشته اند ، هرکسی بخواهد به توصیه های این بزرگان عمل نماید ، هیچ رغبتی به آنها نخواهند داشت ،  از این رو به عوض اصلاح وتغییر فکر ورفتار وتوبه و انابه ، عناد ولجاجت نموده وبرخلاف واقع وبه دروغ چنین فرمایشات راهبردی که به عنوان نقشه راه باید نصب العین تک تک ایرانیان قراربگیرد ، وتخطی از آن خیانت محسوب میشود را ، دخالت در انتخابات و مهندسی آن وطرفداری از کاندیدای خاص ویا حمایت وهمراهی با جناحی خاص می پندارند ، ودر مقابل آن موضع می گیرند . وچه اراجیفی که در توجیه اشتباهات خود نمی گویند ودر رسانه ها نمی نویسند . وچه عوام فریبهایی که انجام نمی دهند وچه اشکهای تمساحی که نمی ریزند .!!!!؟؟؟؟

با این تفکر وپندار غلط ونادرست است که ، یکی مثل آقای علی مطهری تلاش زیادی کرده که برای فتنه گران رقیب بسازد . وهرکس در آستانه انتخابات ، از اصول وارزشهای انقلاب اسلامی ودر رأس همه از مقام عظمای ولایت دفاع کند ، ومردم را به تعبیت وفرمانبرداری از مقام عظمای ولایت تشویق وترغیب نماید ، و از مردم بخواهد نکاتی که مقام معظم رهبری وحضرت امام راحل در امر انتخاب اصلح فرموده اند ؛ در هنگام انتخابات رعایت کنند ؛ واز انتخاب فردی که آینده انقلاب اسلامی واصول وارزشهای آنرا به خطر بیندازد پرهیز نماید ، را متهم به دخالت در امر انتخابات ومهندسی کردن انتخابات وجانبداری از فرد یا جناح خاصی بنمایند واینگونه سخنرانی هایرا به ضرر خود تلقی کنند وعامل شکستشان بدانند .

متأسفانه این اشتباه بزرگ به یک اشتراتژیک ویا تاکتیک برای مدعیان اصلاح طلبی تبدیل شده ، ودر هر انتخاباتی بیش از قبل آنرا تکرار می کنند . زهی خیال باطل .

سید مختار موسوی





برچسب‌ها: اصلاح طلبان, اشتباه استراتژیکی, اصول گرایان, انتخابات, ولایتمداران
[ شنبه هفدهم آبان 1393 ] [ 18:59 ] [ سید مختار موسوی ]
سید مختار موسوی :

مسئولین فرهنگی ، مذهبی و علمای بهبهان پاسخ دهند

چرا هیچ نظارتی بر نوحه ها ومرثیه هایی که در دهه محرم اجرا می شود وجود ندارد ؟

امسال چهارمین سال است که در دهه محرم در موسم عزاداری  محلات وهییأت عزاداری به منظور ارزیابی میزان شور وشعور حسینی و اثر معرفت بخشی  که در اشعار و نوحه ها ومداحی هایی که اجراء می شود ، حضور پیدا می کنم . ولی هرگزانتظاری که درمحتوای اشعارو شعورآفرینی آنها و تطبیق نوحه ها ومرثیه ها با شعور و معنویت خاصی که در حماسه جاویدان عاشورا عینیّتت داشته  ومتجلّی ومنتشرشده  دنبال می شد ومقصود ما بود ، در دسته جات عزاداری محلات بر وفق مراد حاصل نشد . و با کمال تأسف وتأثر هرسال بدتر از سال قبل بوده است .

در سال جاری در حدی که بنده توانستم نوحه ها ومرثیه های اجرا شده در دسته جات سینه زنی و زنجیرزنی محلات را از لحاظ شعر ومحتوا واثر شعورآفرینی و معرفت بخشی و آشنا نمودن مردم با فلسفه وپیام عاشورا و انگیزه های سرور سالار شهیدان حضرت ابا عبدالله الحسین (ع) از حماسه جاویدان عاشورا و همچنین آگاه نمودن مردم از اهداف الهی و ولایی یاران باوفای اباعبدالله (ع) در حضور جاویدان آنها در این حماسه ، با توجه به بضاعت اندک علمی خود ، مورد بررسی قرار بدهم ، متوجه شدم اکثر نوحه هایی که در محلات ودر شب وروز عاشورا ، درصحن مبارک امام زادگان علیهم السلام شهربهبهان اجراء شده است ، دارای اشکال محتوایی ومضمونی وشعوری بوده است .

 متأسفانه بعلت بی توجهی دست اندرکاران وعدم نظارت صیحح ونداشتن متولی ومسئول مستقیم ، این اشکالات حتی در مراسمی که به مناسبت ثبت ملی سبک سه سنگ سینه زنی مردم شریف و مومن بهبهان در مرکزاستان اجرا شد ، در نوحه یا بیتی که که از حضرت قاسم ابن الحسن (ع) به عنوان قاسم داماد یاد شد و به حجله دامادی این نوجوان 12 ساله و میوه دل امام حسن (ع) اشاره شد ، ملموس ومشهود بود .

در چند نوحه ، از زبان حال امام حسین (ع) وحضرت زیب (س) از آنچه در واقعه کربلا بر آنها گذشته شکایت شده است . وبه نقل از اشعار خوانده شده در یکی از این نوحه ها ؛ اهل بیت (ع) شکوه بر خدا برده اند  . وقتی از یکی از مداحانی که چنین نوحه ای را در صحن یکی از امام زادگان خوانده بود ، سوال کردم که نوحه یا اشعاری که خواندید ؛ زبان حال چه کسی بود ؟ اول پاسخ داد امام حسین )ع) وبعد که من گفتم در کدام مقتل یا روایت ویاتاریخ معتبر آمده که امام حسین از خدا شکایت کرده است ؟ گفت : نه از زبان حال حضرت زینب است . که دیگر اورا به حال خود رها کردم .

 نوحه سرایان بهبهانی که افراد ی مشخص ومحدود هستند ، در اکثریت قریب اتفاق نوحه ها ومرثیه های خود ، به اندازه ای که به فکر ایجاد شور ووهیجان هستند ، به فکرشعور آفرینی وآشنا نمودن جوانان ونوجوانان ودیگران با فلسفه حماسه حسینی واهداف توحیدی وولایی شهدای کربلا نیستند .

در حالیکه از این عزیزان انتظار است ،  ضمن شورآفرینی به محتوای اشعار واثر شعور آفرینی ومعرفت بخشی آن نیز توجه وافری داشته باشند ، وازسرودن اشعار و آهنگ هایی که دون شأن مجلس اهل بیت (ع) است و بعضاً انسان را به یاد موسیقی های مبتذل می اندازند  مطلقاً بپرهیزند . وبدانند که شاعر ومداح خوب کسی است که ، اولاً خودش در حد مطلوب با واقعه عاشورا وحماسه جاویدان حسینی آشنایی داشته باشد ودر صدد باشد که در اشعار وآثار خود ، عصاره دانش مثبت خویش وواقعیتهای حماسه عاشورا  را به مخاطبین خود انتقال دهد .

به همبن مقدار که در حد یک تذکر در راستای امر به معروف ونهی از منکر انجام شده بسنده می کنم وامیدوارم که در آینده شاهد اینگونه اشکالات در نوحه ها ومرثیه ها نباشیم .  البته ناگفته نمایند که جای دارد از هیئت محبین حضرت فاطمه زهرا (س) وهمچنین هیئت عاشورائیان به لحاظ رعایت همه اصول واجرای برنامه های بسیار شعور آفرین ومعرفت ساز تقدیر وتشکر داشته باشم .

الاحقر سید مختار موسوی




برچسب‌ها: ایام محرم در بهبهان, نوحه سرایی در بهبهان, محتوای اشعار مذهبی, عاشورا
[ چهارشنبه چهاردهم آبان 1393 ] [ 11:17 ] [ سید مختار موسوی ]

سید مختار موسوی :

 ((پیام کربلا هیهات منا الذله ومرگ بر آمریکا واسرائیل است ))

بی مناسبت نیست که به بهانه استقبال از ماه خون وقیام وماه پیروزی خون بر شمشیر، یعنی ماه محرم الحرام ، نقدی بر سخنان اخیر رئیس جمهور محترم که در تاریخ 30/7/1393 روز چهارشنبه در جمع مردم شریف زنجان بیان فرموده اند ، ودرس کربلا را تعامل ومذاکره عنوان کرده اند داشته باشیم .

من نمی دانم چرا بعضی ها اصرار دارند ، از هر نسخه اصلی واصول ثابت شده در اسلام ناب محمدی وحتی از سنتهای الهی ، که بدون تردید نهضت حسینی و واقعه عاشورا ، جزو سنن الهی است ، و در سنت الهی هرگونه تعامل با کفر و طاغوت و شیطان تأئید نشده و به صلاح مومنان تشخیص داده نشده است . (( فَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَبْديلاً وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَحْويلاً [1] )) یعنی: «« و تو هرگز برای سنّت خداوند تبدیلی و هرگز برای سنّت خداوند تغییری نمی یابی. »» قراعتی جدید و یا به تعبیری بدعتی بسازند وبه جامعه تزریق و تحمل کنند؟

نمی دانم چرا گروهی از بیان فلسفه قیام امام حسین (ع)  که ظلم ستیزی و زیر بار زور نرفتن و امر به معروف و نهی از منکر است ، طفره می روند ویا هراس دارند ؟ وبر خلاف پیام اصلی وشاه بیت قیام کربلا وحماسه جاودانه عاشورا ، که ««  هیهات مناالذاله »» است  وحضرت امام حسين‌(ع) همواره در طول عمر مبارکشان ؛ خصوصاً سالهای تقابل ومبارزه با معاویه ملعون ، در مقابل زورگويي هاو ظلم و ستم معاويه و يزيد فرموده اند : « هيهات منا الذلة » ‌یعنی :  ( ذلت و خواري به مراتب از ما (اهل بيت ) دور است‌.) تلاش می کنند ، بر خلاف این نصوص قرآنی وروایی حرف بزنند ؟؟!!

درسها وپیام کربلا ودرس ویژه عاشورا ، توحید وتعبد در برابر خدواند یکتا ، احیای دین خدا ، امر به معروف ونهی از منکر ، جهاد فی سبیل الله ؛ عمل به تکلیف ، عفاف وحجاب ، ایستادگی ومقاومت بر اصول وپاسداری از ارزشها ، بدعت ستیزی ، گردن ننهادن به سلطه طاغوت ؛ مبارزه با فساد زمانه ومفسدان دوران ؛ ولایت مداری ، ولایت پذیری ، ظلم ستیزی ، زیر بار زور نرفتن ، مبارزه با طاغوت و فتنه  ومرگ بر آمریکا واسرائیل بود .

کجای قیام امام حسین و واقعه کربلا بوی تعامل و مذاکره می دهد ؟

اگردر کربلا بحث تعامل و مذاکره بود ، چرا طفل 6 ماهه با تیر سه شعبه یک متری به شهادت رسید ؟و وخیام اهل بیت در آتش کین شعله ور ، به ناموس رسول الله اهانت ، ورقیه سه ساله آنگونه به شهادت رسید و کاروان اسراء آنچنان مورد غضب وشکنجه وبی احترامی وهتک حرمت قرار گرفتند ؟

از ابتدای خروج امام حسین (ع) از مکه ونیمه تمام رها کردن مناسک حج تا ظهر عاشورا ، چه مذاکره و تعاملی صورت گرفته است ؟

امام حسین (ع) با چه کسانی مذاکره کرد و نتیجه آن مذاکره چه بود ؟

امام حسین (ع) که در تمام عمرش هیچگونه تعاملی با معاویه و دستگاه او نداشت و از هر فرصتی برای افشاء سیاست های ظالمانه و اثبات عدم مشروعیت حکومت او دریغ نداشت ، و هیچ فتنه ای را در تاریخ اسلام بزرگ تر از خلافت نامشروع معاویه مطرح نکرده است ، چرا متهم به تعامل و مذاکره می شود ؟

اگر هم کسی نظر به هم زمانی 10 سال از امامت امام حسین (ع) با حکومت معاویه و عدم قیام آن حضرت در این برهه داشته باشد ، و عدم قیام مسلحانه در این دوران را تعامل تلقی نماید ،  به عقیده نگارنده سخت در اشتباه است . چرا که مسئله عدم قیام خود فلسفه ای شفاف و گویا دارد ، که دلایل متقن و محکم آن بر اهل علم ومومنین پوشیده نیست . ضمن اینکه امام در این 10 سال تمام از هر فرصت برای افشاء سیاست ها واثبات  عدم مشروعیت معاویه و تشکیلات ظالمانه او دریغ نداشت .

 براستی ، اگر امام حسین (ع) اهل تعامل و مذاکره بود ، وقتی نتیجه جنگ نابرابر عاشورا ، قابل پیش بینی بود ، حداقل برای نجات طفل شش ماهه و سه ساله و جلوگیری از اسارت زنان و بیماران ، با یزیدیان تعامل و توافقی می کرد . پس وقتی با علم به چنین نتیجه ای مرگ سرخ را بر زندگی ذلت بار ترجیح داده اند و درس هیهات من الذله را به جهانیان و پیروان خود آموخته اند ، چرا باید تعامل و مذاکره را جزو دروس کربلا قلمداد کنید ؟

دنیاطلبان و مادی گرایان با ظالمان و طاغوتیان و شیاطین تعامل و مذاکره می کنند ، چرا که از نگاه آن ها زندگی و حیات انسانی چیزی جز خور وخواب و خشم و شهوت نیست . در حالیکه امام حسین (ع) چنین نگاهی به زندگی نداشت . واز نگاه امام حسین (ع) زندگی به معنی حیات معقول و طیبه است ؛ که شخص با بصیرت و با معرفت در راه بدست آوردن آن ونیل به کمال مطلوب حاضر است ، صدها بار از آن زندگی طبیعی ومتعلقاتش دست بردارد ، تا در سیر حیات معقول و کمال مطلوب قرار بگیرد .

امیدواریم با شناخت و حصول ومعرفت قلبی ودرک عمیق درس ها و پیامهای حماسه جاویدان عاشورا و سرمشق قرار دادن و عمل به آنها ؛ بتوانیم پیوندی عمیق و وثیق بین نهضت حسینی وانقلاب خمینی و انقلاب مهدوی ایجاد کرده و از زمینه سازان ظهور منجی عالم بشریت باشیم . آمین یا رب العالمین

سید مختار موسوی

 



[1] قرآن کریم سوره فاطر آیه 43




برچسب‌ها: عاشورا, شهادت, هیهات مناالذله, کربلا ؛ ولایت پذیری, توحید
[ پنجشنبه یکم آبان 1393 ] [ 18:48 ] [ سید مختار موسوی ]
افسران - جمعه ...:-(

مولای من! این دل عجیب دلش ندای "اناالمهدی" می خواهد ...

بارش یک باران شدید از ابرهای سیاه؛ سختی ها را میگویم:

غزه،یمن،بحرین،صنعا،سوریه،عراق هوای باریدن نداری مولاجان؟!

این دل که دل خوش کرده به ظهورتان عجیب بوی خودخواهی می دهد...

کثیف است...

نمی شود دور بیندازمش... می شود بباری؟

آنچنان بباری که صدای بارش توام با ندای "انا بقیةالله" گوشم را نوازش دهد...

چندسالی ست که اینجا ، همین حوالی دلتنگ را خشکسالی فراگرفته...

نه بادی...نه نسیمی...نه ابری...نه بارانی...

دریاها خشک شده اند ...

فقط ... فقط هرگاه شمعی بینمان روشن می شود همگی دورتا دورش حلقه می زنیم...

هوای باریدن نداری مولاجان؟



برچسب‌ها: بصیرت ؛ بینش دینی, آگاهی های سیاسی ؛ فرقان, قدرت تشخیص حق از باطل
[ یکشنبه بیستم مهر 1393 ] [ 17:14 ] [ سید مختار موسوی ]
آیا می دانی بصیرت یعنی چه ؟
 
دانشگاه عاشورا، درس بصیرت، واحد شمر، بخش ظهر عاشورا...


برچسب‌ها: بصیرت ؛ بینش دینی, آگاهی های سیاسی ؛ فرقان, قدرت تشخیص حق از باطل
[ دوشنبه هفتم مهر 1393 ] [ 17:13 ] [ سید مختار موسوی ]
[ یکشنبه ششم مهر 1393 ] [ 17:46 ] [ سید مختار موسوی ]

سید مختار موسوی :

 (در پاسداشت هفته مبارک دفاع مقدس )

 « هشت سال دوران دفاع مقدس را خدا اداره کرد »

 از آنجایی که آن پیر سفر کرده وامیر دلها که بر قلبها حکومت می کرد  ، پرورش یافته مکتبی بود که ، اساس وشالودة آن برتوحید ، حق شناشی وحق مداری و حمد وستایش ذات اقدس الهی بر نهاده است ، و آن حضرت همواره در طول حیات مبارکشان ، خودرا مقید به رعایت این اصل متعالی وشکر نعمت وستایش منعم می دانستند ، وچه بسا که راز کمال و پرواز ووصالش نیز ، در همین نکته نهفته باشد ، و با آن پیام توحیدی که به مناسبت آزادی خرمشهر فرمودند واعلام کردند : « خرمشهر را خدا آزاد کرد »  ، ضمن این که به بهترین روش و به صورت نمادین ، یکی از نمونه های عینی ومصادیق اَتَّمِ توحید عملی وتوحید افعالی را برای ملت مسلمان ایران متجلی نمودند ، به بهترین شکل ممکن نیز ، به شکرگزاری وستایش فاعل حقیقی آن فعل مقدس ومنعم مطلق آن نعمت عظیم پرداخته اند .

به نظر می رسد ، دستهای مادی زیادی در کار است ، وکارهای متنوعی انجام شده است ، که نقش فاعل حقیقی ومدیر حقیقی در 8 سال دوران دفاع مقدس ، که در حقیقت در متن اصلی و فراتر از آن ، اصل متن دفاع مقدس ، تحت محوریت ومدیریت مطلق اوقرار داشته به حاشیه برده شود . تا شاید بتوانند با خدعه ونیرنگ ومنافق بازی ، و ناسپاسی وکفران نعمت ، وتحریف واقعیت وقلب حقیقت ، حاشیه را جانشین متن اصلی کنند . و فاعل عاجز وناتوان مادی ( اراده ومدیریت حقیر انسانی ) یا به تعبیرصدر المتألهین ملاصدارای شیرازی ، « علل اِعدادی ومعدّات وزمینه ها وتعییّن ها که در حقیقت ، هیچ تاثیری در ایجاد واعطای هستی [1]» وتحقق پیروزیها واداره جنگ وحصول نتیجه نهایی وعلت تامه آن ، نداشته وندارد را ، جایگزین فاعل مطلق حقیقی « لاموثر فی الوجود الا الله » هیچ مؤثری جز خدا در وجود نیست ؛ بنمایند.

به بهانه هفته دفاع مقدس ، برآن شدیم که در این یادداشت ، خطاب به آنهایی که پس از دوران دفاع مقدس با انجام مصاحبه های گوناگون و خاطره نویسی ویا تألیف کتابهایی در رابطه با تاریخ انقلاب اسلامی وجنگ تحمیلی  ، مستعد بوده اند که ، نقش ناچیز وکم رنگ وبلااثرخود را ، دراداره جنگ وهشت سال دفاع مقدس پررنگ کنند ، خصوصاً آن دسته از افراد که تلاش زیادی نموده اند ، که مدیریت وفرماندهی واداره جنگ را بنام خود مصادره وثبت نمایند ، واز این بابت به ملت شریف ایران اسلامی ، که پس از فاعل حقیقی ورب العالمین ، آنها نقش اصلی اداره جنگ را بعهده داشته اند ، فخر فروشی کنند ؛ عرض کنیم که ، اندکی در آیه شریفه 17از سوره مبارکه انفال تدبر وتفکر نمایند . شاید به خود بیایند ودر اظهارات خلاف واقع ونا صوابشان تجدید نظر کنند . وعاقبت بخیر شوند .

خدای سبحان ، او که « اللهُ خالِقُ کِلِّ شَیءِوهُوَعَلی کُلِّ شَیءِوکیلُ»[2] واو که خالق و معطی ومنشاء وسرچشمه هر نعمتی که است ما داریم ، « وَما بَکُم مِن نِعمَهِ فمن اللهِ[3] » واو که « مُوجِدَکُلُّ موجودِ و...فاقدِکُلُّ مَفقُودِ[4] » است ، خطاب به اشرف مخلوقات عالم وعزیز ترین بنده خود ، حضرت خاتم النبیاء محمد مصطفی (ص) پس از پیروزی آن حضرت وسپاهیانش در جنگ بدر می فرماید :

«فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَ لکِنَّ اللَّهَ قَتَلَهُمْ وَ ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لکِنَّ اللَّهَ رَمى‏ وَ لِيُبْلِيَ الْمُؤْمِنينَ مِنْهُ بَلاءً حَسَناً إِنَّ اللَّهَ سَميعٌ عَليمٌ [5]»

ترجمه : « این شما نبودید که آنها را کشتید بلکه خداوند آنها را کشت ! و این تو نبودی ( ای پیامبر که خاک و سنگ به صورت آنها ) انداختی بلکه خدا انداخت ! و خدا می خواست مؤمنان را به این وسیله امتحان خوبی کند خداوند شنوا و داناست . »

 این آیه شریفه ، روح ودل هر صاحب معرفتی را به جماران سوق می دهد ، وبه آنها می فهماند ویاد آوری می کند ، که چرا امام عزیزمان ، در سوم خرداد 1361 در روز آزادسازی خرمشهر، در آن روز شادی آفرین وپیروزی بخش ، کمترین نقشی برای آن همه حماسه رزمنداگان ( فاعلین مادی ) قائل نشدند وفرمودند : « خرمشهر را خدا ( یعنی فاعل حقیقی ) آزاد کرد .»

 آری ، منشاء کلام گهربار آن یار سفر کرده که انشاء الله با جدش رسول الله (ص ) محشور و بهشت برین جایگاهش باشد ، که در روز آزادی خرمشهر عزیز فرمودند : « خرمشهر را خدا آزاد کرد » همین آیه مبارکه بوده است . » چرا که آن عالم ربانی(ره) و رهبر فاضل وفرزانه ، سخت بر این باور بودند که « لاموثر فی الوجود الا الله »

امام عزیز که خیلی از شخصیتهای سیاسی ومدیران ومسئولان آن روز را بهتر از خودشان می شناختند ، گویا روزهای بعد از پایان دفاع مقدس را می دیدند واز حرفهای ناصواب وشرک آلود وغاصبانه ومتکبرانه امروز این مسئولان غیر مسئول با خبر بودند . ومی دانستند که حب دنیا وعشق به قدرت وشهوت وشهرت وفرزند ، بعضی ازپیشکسوتان ومدعیان انقلابی ، به چنان ضلالت وگمراهی مبتلا می شوند که حتی ، کرامتهای غیبی وافعال خداوندی را بنام خودشان ثبت وضبط می کنند .

 بنا براین  ، به آن دسته از افرادی که فکرهای شرک آلود و ناصوابی در مخیّله خود می گذرانند ، عرض می کنیم ،  بدانند وآگاه باشند که « وَ ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ وَ الْأَرْضُ جَميعاً قَبْضَتُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ السَّماواتُ مَطْوِيَّاتٌ بِيَمينِهِ سُبْحانَهُ وَ تَعالى‏ عَمَّا يُشْرِکُونَ[6]

ترجمه : « آنها خدا را آن گونه که شایسته است نشناختند ، در حالی که تمام زمین در روز قیامت در قبضه اوست و آسمانها پیچیده در دست او خداوند منزّه و بلندمقام است از شریکیهایی که برای او می پندارند  »

وبرای اینکه اندکی به خود بیایند وخدا را بهتر بشناسند ؛ تا از این به بعد ، متعاقب این شناخت ومعرفت ،  قدر خدا را نیز بیشتر بدانند ، وبه راز آن کلام توحیدی پیر جماران نیز واقف گردند ، توصیه می شود که در آیات ذیل نیز تدبر وتأمل داشتنه باشند ، شاید عاقبت به خیر شوند .

«َ اَرَأَيْتُمُ النَّارَ الَّتي‏ تُورُون ؟َ أَنْتُمْ أَنْشَأْتُمْ شَجَرَتَها أَمْ نَحْنُ الْمُنْشِؤُنَ ؟ نَحْنُ جَعَلْناها تَذْکِرَةً وَ مَتاعاً لِلْمُقْوينَ[7]»

ترجمه : « آیا درباره آتشی که می افروزید فکر کرده اید؟!  آیا شما درخت آن را آفریده اید یا ما آفریده ایم؟!  ما آن را وسیله یادآوری ( برای همگان ) و وسیله زندگی برای مسافران قرار داده ایم! »

بطور متیقن تردیدی ندارم که مخاطبین خاص این یادداشت ، که همان خواص بی بصیرت ومردود می باشند ، دوصد چندان برابر نگارنده ، از این آیات وعرف متعارفی که بین فیلسوفان الهی در رابطه با نقش وجایگاه فاعل مادی وفاعل حقیقی ساری وجاری است  ، آگاهی دارند . چراکه برخی از آنان مدعی هستند ، بر قرآن مجید تفسیر نوشته اند ، و تامرحله اجتهاد درس حوزوی خوانده اند ، وبعضاً نیز آخرین مدارج علمی دانشگاهی دارند . حال چرا این عالمان بی عمل ، چشم خودرا بر این حقیقت می بندند ، وطوری حرف می زنند ویا مطلب می نویسند ویا وانمود می کنند ، که نه تنها نقشی برای فاعل حقیقی در نظر ندارند ، بلکه نقش آن سرداران دلاوری که سراپا عشق به خدا بودند را نیز ، مخدوش می کنند . وسهم ناچیزی برای آنها در بعد فاعل مادی یا طبیعی ، یا به تعبیر فلاسفه الهی  ؛ علل اعدادی قائل می شوند . باید از خودشان پرسید که چرا وچگونه وبه چه علت ، تلاش می کنند که با گرد وغبار مصنوعی جلو تابش خورشید حقیقت را بگیرند ؟؟؟!!!

سید مختار موسوی

 



[1] الأسفارالأربعه ج2 ص 283

[2] قرآن کریم سورعه زمر آیه 62

[3] قرآن کریم سوره نحل آیه 53

[4] در مناجاتی که منسوب به دست خط مبارک حضرت ولی عصر (عج) است  ، ودعایی است با مضامین بسیار بلند ونیکو نقل شده است ،. ترجمه ( ای هستی بخش هر آنچه هست وای نادار هر ناداری ) در جمله ( فاقد کل مفقود) راز ورمزی نهفته است که شایسته تأمل است . ونه تنها نقصی به ذلت مقدس اوراه ندارد ، بلکه از هر آنچه که کمال ناقص است نیز مبرّا است . منبع : ترجمه وشرح خطبه حضرت زهرا(س) محمد تقی خلجی

[5] قرآن کریم سوره انفال آیه 17

[6] سوره زمر آیه 67

[7] سوره واقعه ایات 71 تا 73




برچسب‌ها: اراده خدا, توحید عبادی, توحید افعالی, معرفت الله, یدالله فوق ایدهم
[ یکشنبه سی ام شهریور 1393 ] [ 18:40 ] [ سید مختار موسوی ]

به شکرانه سلامتی حضرت ماه اگر تمام عمرمان در سجده شکر باشیم کم است .

خدایا خدایا تا ظهور دولت یار آقا سید علی را درپناه خود صحیح وسالم نگهدار .



برچسب‌ها: امام خامنه ای, ولی فقیه, نایب امام زمان, زمینه ساز ظهور حجت خدا مهدی موعود, عج
[ سه شنبه بیست و پنجم شهریور 1393 ] [ 19:24 ] [ سید مختار موسوی ]
........ مطالب قدیمی‌تر >>

درباره وبلاگ

اینجانب سید مختار موسوی از شهرستان بهبهان. تصمیم گرفتم با توکل به خداوند سبحان ، در کنار کارهای پژوهشی وتالیفی وهمکاری با جراید رسمی ونشریات ارزشی وولایتمدار سراسری واستانی همچون هفته نامه های : پرتوسخن ، یالثارات الحسین ، شما ، رسانه جنوب خوزستان وروزنامه رسالت ، در عرصه وبلاگ نویسی نیز ، در زمینه نشر معارف اسلامی ودفاع از اسلام ناب محمدی وانقلاب اسلامی واصل ولایت ، که بنده براین باورم که ، ادعای توحید واسلام ، فقط در سایه ولایت پذیری ، آنهم از نوع ولایت پذیری حضرت ابراهیم خلیل الله (ع) و بی بی دوعالم حضرت فاطمه زهرا(س) مقبول ذات اقدس الهی است ، عمل کنم .
((الهم اجعل محیای محیا محمد وآل محمد ومماتی ممات محمد آل محمد))
امکانات وب