مدافع ولایت
 
علامه مصباح : مخالفت با ولي فقيه مخالفت با ائمه و بر اساس روايات در حد شرك بالله است.

سیدمختارموسوی:

 «« نگاهی به آن سوی مذاکرات ژنو »»

اگر خداوند سبحان توفیق دهد ، با استیذان از ساحت مقدس ربوبی اش ، قصد  داریم ، در این یادداشت که با نگاهی متفاوت ونو ، به مذاکرات ژنو وبهانه جویی های هسته ای دشمنان پرداخته ، به ماورای مذاکرات ، واهداف پنهان رقباء ، (بخوانید نیّات باطنی وماهوی آمریکا ومتحدانش از شرکت دراین مذاکرات) بپردازیم وگذری به آن سوی مذاکرات ژنوداشته باشیم . وتا حدودی ناگفته ها ی این مهم را مورد توجه وبررسی قرار دهیم .

بدون تردید همه ی هموطنان با نگارنده هم عقیده هستند که از بدو پیروزی انقلاب اسلامی آمریکا و همدستانش ، از انقلاب و رویکرد اسلامی آن و سیرو سلوک انقلابی و اسلامی رهبر و مردم مسلمان ایران ،بسیار عصبانی بوده و به عناوین واهی ، بهانه های زیادی گرفته وبه همین بهانه های بی اساس ، دشمنی های زیادی کرده و ضرر و زیان های غیرقابل جبرانی به انقلاب اسلامی و ملت مسلمان ایران وارد نموده اند .

روزی به بهانه ی ولایت فقیه ، روزی به بهانه ی آزادی و برابری زن و مرد ، روزی به بهانه ی حجاب وعفاف ، روزی به بهانه ی قصاص ، روزی به بهانه ی اعدام سوداگران مرگ و تروریست ها و مفسدان فی الارض و محاربان با خدا ، روزی به بهانه ی آزادی بیان و عقیده ، روزی به بهانه ی تقلب در انتخابات ، روزی به بهانه ی حقوق بشر و اخیراً هم به بهانه ی هسته ای ، خصمانه ترین اقدامات ضد بشری  را برعلیه ملت مسلمان ایران و انقلاب اسلامی انجام داده است .

اما از آنجایی که هیچ وقت امام و امت امام ، آنطوری که در ماجرای هسته ای و در مقابل زورگویی ها و زیاده خواهی های آمریکا و متحدانش ، واکنش نشان داده و مقاومت و ایستادگی نموده اند ، و به قول سیاسیون ، هزینه های زیادی اعم از سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی وفرهنگی برای حفظ و نگهداری دستاوردهای فن آوری صلح آمیز هسته ای و توسعه و به روز رسانی آن متحمل شده اند ، در سایر موارد به این شدت و حدت نبوده است ؛ لذا آنها معتقدند اگر به وسیله تحریم ها و تهدیدهای نظامی ، و مذاکراتی که خودشان هرگز به آن اعتقادی ندارند ، بتوانند جمهوری اسلامی ایران را وادار کنند که از مواضع هسته ای ، که اینقدر رهبرش بر اهمیت و وجوبیت حفظ و توسعه آن تأکید مؤکّد داشته و ملت ایران بر حق مسلم بودن آن اصرار و ابرام دارند و برای رسیدن به چنین موقعیت هسته ای شهید داده اند و مرتب برای حفاظت از آنها در اطراف تأسیسات هسته ای دیوارهای انسانی درست کرده  و تحریم ها را تحمل نموده اند ، دست بردارد ، پس خیلی راحت تر می توان با فشارهای کمتری آنان را ( جمهوری اسلامی ایران ) وادار کرد تا از مقوله قصاص و حجاب و عفاف و دیگر اصول انقلاب اسلامی و از جمله ولایت فقیه دست بردارند .

پس بنابراین آمریکا و متحدانش ، مذاکرات ژنو را سنگ محک غیرت دینی و انقلابی مردم مسلمان ایران قرار داده تا از این راه بتواند ، بدون زحمت و حتی بدون شلیک یک گلوله به سمت و سوی جمهوری اسلامی ایران ، به مرور زمان به تمام آرزوهای دست نیافتنی اش دست پیدا کند .  

آمریکا و همدستانش در راستای خدمت به ارباب صهیونیستی خود و دستیابی به اهداف شوم ضد اسلامی و ایرانی ستیزی خود ، در آن سوی مذاکرات ژنو ، اهداف بلندی را دنبال می کند که بحث هسته ای در مقابل آن هیچ ارزشی ندارد .

این دشمنان زبون ، در قالب مذاکرات و با بیان جملاتی عوام فریبانه ، مترصد ومستعد هستند که جامعه اسلامی ایران را از غیرت دینی و انقلابی تهی کنند . تا بتوانند در این خلاء غیرت دینی و انقلابی ، به راحتی  و خاطری آسوده به اهدافی که در آن سوی مذاکرات ژنو دنبال می کنند و این اهداف چیزی نیست جز جدا نمودن جوانان مسلمان ایران زمین از خدا و ولایت دست پیدا کنند .

متاسفانه و صد متاسفانه ، مواضع بعضی از دولتمردان و سیاست مداران و رسانه های همسو و حامی دولت یازدهم با افراطی و تندرو دانستن مومنان انقلابی که غیرت دینی و انقلابی دارند ، واینکه غیرت دینی و انقلابی را نشانه ی تندروی و خشونت می دانند ، و دلواپسی و نگرانی هایی که به تبع غیرت دینی در غیرت مردان و متدینین جامعه بوجود آمده را مخالف با دولت قلمداد می کنند ؛ راه را برای رسیدن دشمنان قسم خورده ی دشمنان اسلامی به اهداف شوم خود هموار و به حرکت آنها سرعت فزاینده ای بخشیده است !!!؟؟؟

چرا که دشمنان ما ، سالهاست فریاد از روی غیرت دینی را خشونت طلبی می نامند و با این ترفند و انگ به غیرتمندان می خواهند که غیرت مقدس و روحیه ستم ناپذیری را از ساحت جامعه بزدایند و این انرژی و نیروی حماسه آفرین را از کالبد جامعه خارج کنند .

آری ، غیرتمندان جامعه دینی باید با درک دقیق موقعیت کنونی و با شناخت اهدافی که دشمنان قسم خورده در ماورای مذاکرات ژنو تعقیب می کنند مانع رسیدن به آن اهداف شوند . و با غیرت دینی و روحیه ستم ناپذیری و حمیّت تمام از حصار و دژ ولایت فقیه که همان حبل الله و عروه الوثقایی است که خداوند ما را به اعتصام و تمسک به آن سفارش نموده و نماد اسلامیت و مشروعیت نظام اسلامی ماست پاسداری کنند و از برچسب ها نهراسند . زیرا غیرت و حمیّت به خرج دادن در برابر توطئه ها و تهدیدهایی که اصل دین و نظام دینی ما را تهدید نموده به فرموده قاطبه فقهای اسلام از اوجب واجبات است . و ما بدانیدکه در نگاه دین غیرت ارزش است و پسندیده ، که بالاترین و شریف ترین مرحله آن از آن پروردگار عالم است .

   پیامبر اکرم(ص) می فرماید:

(الغیرة من الأیمان.[1])غیرت جزئی از ایمان است.

امام علی(ع) فرمود:

(ما زنی غیور قطّ.[2]) انسان غیرت مند هرگز آلوده دامن نمی شود.

در پاره ای از احادیث می خوانیم:

(خداوند غیور است و حرامها را دوست نمی دارد[3].)

از پیامبر اکرم(ص) نقل شده که فرمود:

« ما احد اغیر من اللّه و من غیرته أنّه حرّم الفواحش و حدّ الحدود[4]

هیچ کس از خدا با غیرت تر نیست. از این روی خداوند تمام کارهای زشت را حرام کرده و برای آنها مرزهایی معیّن کرده است.

  در جنگ صفین سپاه معاویه شریعه آب را بر سپاه علی(ع) بست. امام در آغاز می خواست این جریان را به گونه غیر نظامی حل کند. لکن هنگامی که احساس کرد دشمن از این مسأله استفاده نادرست می کند و می خواهد سپاه وی را ذلیل و خوار سازد. در یک فرمان عزت مندانه لشکریان را با این جمله ها بسیج کرد و روح غیرت و ستم ستیزی در کالبد آنان دمید و فرمود:

(قد استطعموکم القتال فأقرّوا علی مذلّةٍ و تأخیر مَحلّة أو رَوُّوا السُّیوف من الدّماء تُروَوْا من الماء فالموت فی حیاتکم مقهورین و الحیاة فی موتکم قاهرین[5].)

از شما خواستند تا دست به جنگ بگشایید. پس یا به خواری بر جای بپایید و از رتبه ای که دارید فروتر آیید یا شمشیرها را ازخون تر کنید و آب را از کف آنان به در کنید. خوار گشتن و زنده ماندنتان مردن است و کشته گشتن و پیروز شدن زنده بودن.

این سخنان موجی از عزّت و غیرت آفرید و در نخستین هجوم و حمله سرداران سپاه علی(ع) شریعه از دست دشمن به در کردند و به آب دست یافتند.

در این هنگام شماری از لشکریان به آن حضرت پیشنهاد دادند که ما نیز با دشمن همان کنیم که با ما کرد.

امام(ع) به آنان اجازه نداد و فرمود: ما با ستم ستیز کرده ایم نباید خود گرفتار ستم گردیم[6].

سید مختار موسوی



[1] - سفینة البحار محدث قمی ج711/6 دارالاسوة قم.

[2] - نهج البلاغه حکمت 305.

[3] - بحارالانوار ج46/12.

[4] - بحارالانوارجلد73 ص361

[5] - نهج البلاغه صبحی صالح خطبه51. به نقل از مجله حوزه آذر واسفند 1380 شماره 107 و 108 ذیل مطلب ( غیرت دینی از نگاه ملا احمد نراقی)

[6] - شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج319/3 دار احیاء التراث العربی بیروت. به نقل از مجله حوزه آذر واسفند 1380 شماره 107 و 108 ذیل مطلب ( غیرت دینی از نگاه ملا احمد نراقی)



برچسب‌ها: مذاکرات ژنو, انرژی هسته ای, غیرت دینی, حمیّت, ستم ناپذیری

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ دوشنبه سی ام تیر 1393 توسط سید مختار موسوی

سید مختار موسوی :

 :«وحشت آمریکا واروپا از  انرژی ولایی ایرانیان است، نه انرژی هسته ای»

« ولایت فقیه » از موضوعاتی است که تصّور آنها موجب تصدیق می شود و چندان به برهان احتیاج ندارد ، به این معنی که هرکس عقاید و احکام اسلام را حتی إجمالاً دریافته باشد ، چون به « ولایت فقیه» برسد و آن را به تصور آورد بیدرنگ تصدیق خواهد کرد و آن را ضروری و بدیهی خواهد شناخت .[1]

اهمیت ضرورت وجود و حضور ولایت فقیه ، نزد ولایت شناسان و ولایت دوستان در جامعه اسلامی و وجوبیت اطاعت از ولایت فقیه و فایده برخوردارشدن از این موهبت الهی ؛ به مثابه ضرورت خورشید و تابیدن آفتاب برای گلهای آفتاب گردان است ، از این رو حیات امت اسلامی و پایداری و بقای جامعه اسلامی متوقف بر حضور و وجود مقدس مقام عظمای ولایت است .

همانطوری که از بدو خلقت آدم تا روز رستاخیز و ختم دنیا ، کرة زمین حتی برای یک روز هم بدون دین خدا و بدون معلم و  هادی و راهنما و رهبری که منصوب شده از طرف خالق جهان و جهانیان باشد باقی نمی ماند ، با التفات به فلسفة امامت و رهبری و حضور امام در بین مردم که دادگستری و اجرای عدالت  و دفاع از مظلوم و رسوایی ظالم و هموار نمودن راه برای تکامل بشریت است ، قطعاً چنین جامعه ای بدون مخالف و بدون کسانی که با دین خدا و تفکرات توحیدی و در مجموع معنویات و اخلاقیات و شئونات انسانی سر ناسازگاری و جنگ و ستیز دارند نیز خالی نمی ماند .

 تاریخ بشریت ثابت کرده که از روز ازل تا به امروز، موافق و مخالف و ظالم و مظلوم و حق و باطل وغنی وفقیر در کنار هم و یا در مقابل هم ؛ زیستی مسالمت آمیز یا تحمل اجباری همدیگر، یا همزیستی  تواًم باجنگ وخون ریزی داشته اند ، که به نوعی از نظر تاریخ وتاریخ نویسان امری طبیعی بوده است.

از دوره رنسانس به بعد ، این زیست اجتماعی که با جمع ضدین همراه بوده ؛ شکل غیر طبیعی وغیر منطقی وغیر منصفانه ای به خود  گرفت ، طوریکه معادلات چندین هزار ساله دنیا را به هم زد.

  بعد از این دوره تاریخی ، با توجه به حاکمیت نظام های ضد توحیدی و به قدرت رسیدن مکاتب سیاسی شرک آلود مبتنی بر قانون یا نظام داروینی ، تلاش دین ستیزان برای تحریف و تخدیر دین و مکاتب الهی به طور مضاعفی گسترش پیدا کرد ، طوری که تمام غرب و شرق تحت ولایت و نفوذ نظام سوسیال دمکراسی غربی برای  مبارزة ایدئولوژیکی و یا به تعبیری جنگ عقیدتی به منظور مبارزه با ادیان و مردم متدین ، خصوصاً دین مبین اسلام ائتلاف نمودند و در این راه با هم بسیج شدند .

 دشمنان ادیان ، تمام برنامه های بلند مدت خود را طوری تنظیم کردند که ، در هر نقطه ای از دنیا با هر نوع تفکر دینی یا فعالیت دینی مواجه شدند ، آن را تخطئه وتخریب نمایند  و اجازة رشد و نمو را به هیچ گونه تفکر دینی که میل به فعالیت سیاسی و تشکیل حکومت را دارند ندهند، و برای ضمانت اجرایی این ائتلاف شوم ضدتوحیدی و ضدبشری ؛ تمام نهادهای قانونی بین المللی را نیز ، چه از راه تهدید و یا تطمیع اغفال و اجبار به همکاری با خود نمودند .

از آنجایی که دین ستیزان قدیم و جدید زنجیروار بهم متصل بوده و منبعد هم این اتصال برقرار خواهد بود و آنها هدف واحدی را دنبال می کنند و دارای منافع و مطامع مشترکی هستند ، اولین اقدام آنها علیه هر دینی در طول تاریخ بشریت ، این بوده که در مرحله اول آن دین را کاملاً بشناسند و با احکام سیاسی و عبادی و معاملاتی و اجتماعی و نظامی و اخلاقی و فرهنگی و اقتصادی آن دین ، کاملاً آشنا شوند .

دومین اقدام دین ستیزان ، تلاش برای تحریف و تخدیر دین مورد نظرشان و بی خطر نمودن آن دین و جعل قسمتهایی از آن است ، طوری که از همان دین ، چیزی که مدافع و تأمین کنندة نیازمندیها و منافع خودشان باشند بسازند و به آن الحاق نمایند ، در دفاع از منافع خودشان سازند و یا چیزی از آن کسر کنند تا بتوانند در مواقع ضروری به آنها متمسک شوند .

بلائی که بر سر دین موسی کلیم الله و عیسی روح الله آمده حاصل تلاش چند هزار ساله همین دین ستیزان بوده که امروز برای مبتلا کردن دین اسلام به سرنوشت یهودیت و مسیحیت در مقابل اسلام صف آرایی نمودند .

تنها دینی که در این دنیای پرتلاطم و طوفان های بنیاد برانداز از هرگونه آسیبی نجات یافته و به حول قوه الهی و به پاس زحمات و تلاش علمای بزرگوار اسلام ، خصوصاً تلاش بی نظیر فقهای عظیم الشأن شیعه و حوزه های علمیه و پایبندی و پایداری امت مسلمان ، از تحریف و تغییر و جعل و حذف و اضافه مصون مانده دین مبین و پرفروغ و جاویدان اسلام ناب محمدی (ص) است .

از خرداد 1342 که نهضت اسلامی حضرت امام خمینی ،ره، بر علیه نظام دیکتاتوری و استبدادی پهلوی آغاز شد ، نظام لیبرال دمکراسی غرب که مبتنی بر مکتب کفرآلود اومانیسمی در تمام اروپای آن روز حکوکت می کرد ، با ائتلاف با دیگر نظامهای ضد توحیدی از قبیل ، سوسیال دمکراتها و سرمایه دارها و صهیونیسم غاصب ، نهایت تلاش خود را برای سرکوبی نهضت اسلامی حضرت امام به عمل آوردند .

آنقدر سلطنت پهلوی را تقویت نمودند که ژاندارم منطقه شد و ساواک را صرفاً برای مقابله با نهضت اسلامی تشکیل و به تمامی امکانات ضد اطلاعاتی و شکنجه سراهای مدرن تجهیز نمودند ، اما هیچ غلطی نتوانستند بکنند .

 چون حضرت امام (ره) ملت را به پیمودن راه فطرت خود دعوت کرده بود ، مردم با جان دل پذیرفتند و با اهداء خون خود ، نهضت را به پیروزی رساندند و دودمان پهلوی را در هم کوبیدند و شاه راه ، با آن همه سگ های آدم خواری که در ساواک داشت ، با خفت و خاری از کشور بیرون راندند.

  بعد از سرنگونی وسقوط رژیم دژخیمان پهلوی ، ملت بزرگ وشجاع ایران اسلامی ، به حوا قوه الهی و با هدایتهای پیامبرگونه امام خود ، موفق شدند بزرگترین حامی و در واقع ارباب سلطنت پهلوی را ، یعنی آمریکای جهانخوار را نیز از کشورشان بیرون کنند ، و حکومت جمهوری اسلامی را در سایه امام زمان (عج) و تحت امر مقام ولایت فقیه تشکیل دهند و تا به امروز هم با اهداء خون خود از آن پاسداری نموده اند .

با پیروزی عزت مدارانه انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی ،ره، مکتب تشیع و اندیشه های ناب سیاسی شیعی جان تازه ای گرفت و جهان تشنه عدالت و انسانیت را عطرآگین نمود و نظریه امکان تشکیل حکومت دینی و امتزاج دین و حکومت را از قوه به فعل تبدیل نمود .

از آنجایی که انقلاب اسلامی ایران در جهان به نماد ظلم ستیزی و محروم نوازی و برقراری عدل و داد و الگوی حکومت دینی و دمکراسی دینی معروف شده ، بدیهی است که باید دشمنان قدر و بسیار خشمگین و کینه توزی داشته باشد .

همان طوری که قبلاً اشاره شد ، به دلیل غریب و جدید بودن مقوله ولایت فقیه در جهان سیاست و اینکه در تاریخ اسلام خصوصاً از زمان غیبت کبرای امام معصوم (ع) ، تشکیل حکومت اسلامی تحت امر ولایت فقیه در جهان اسلام بی سابقه بوده ، لذا 35 سال طول کشید تا دشمنان و سیلی خوردگان از انقلاب اسلامی بفهمند ، ولایت فقیه چیست و دارای چه شأن و منزلتی است .

35 سال بطول انجامید تا دشمنان قسم خورده انقلاب اسلامی که در رأس آنها آمریکا و اسرائیل و انگلیس قرار دارند ، به راز پیروزی های پی در پی و عامل وحدت و انسجام ملت مسلمان ایران و شکست های خود پی ببرند .

35 سال بطول انجامید تا فهمیدند که منظور خدا از « و اعتصمو به حبل الله جمیعاً ولاتفرقوا » در عصر ما ، ولایت فقیه است ، و تا زمانی که ملت مسلمان ایران به ولایت فقیه چنگ زده اند ، متفرق نمودن آنها محال است .

35سال بطول انجامید تا آمریکا و اسرائیل و انگلیس بفهمند که ، قدرت نرم افزاری جمهوری اسلامی ایران و قدرت سخت افرازی آن متأثر از وجود مقدس ولایت فقیه است .

35 سال طول کشید تا دشمنان فهمیدند ، ولایت فقیه بزرگترین دفع کننده تفکرات التقاطی و تنها مانع غیرقابل نفوذ بر سر راه ورود و حاکمیت نظام لیبرالیسمی و سکولاریسمی است .

طبیعی است که دشمنان قسم خورده نظام مقدس جمهوری اسلامی پس از کشف چنین راز مهمی که  به نوبه خود برای آنها بزرگترین دست آورد  دشمنی سی وپنج سالة با انقلاب اسلامی محسوب می شود ، باید به فکر عبور از این مانع یا حذف و یا از میان برداشتن آن باشند .

آمریکا این کشف بزرگ را مدیون دولت نهم ودهم ورئیس جمهور ولایت مدار وامت ولایتمدارایران اسلامی است ، وگرنه خودش طی این 35سال هیچ عُرضه ای نداشت ونتوانست به این مهم پی ببرد . وعلت پی بردن به این راز نیز بخاطر این بوده که ، در جهار سال حکومت دولت دهم ، آمریکا واسرائیل وچند کشور غربی هم پیمان او ، به اندازه چندصد برابر ادوار گذشته ، ایران وایرانیان  ودولتمردان ایران را  ؛ تهدید وتحریم  وتخریب و و به خیال خودشان تحقیر وتضعیف نمود ؛ اما دولت مردان ومردم ولایت مدار حامی دولت ، فقط بخاطر اینکه مطیع وحامی مقام معظم ولایت بودند ، تمام بلائیات آمریکائی واسرائیلی وانگلیسی وخطرات وسختی ها ی ناشی از آن را دفع ، ودهها برابر دولت های قبلی موفقیت بدست آوردند .

به همین خاطر بوده وهست که ، آمریکا از ماجرای انرژی هسته ای ایران دست کشیده ودر برابر آن انعطاف نشان داده  حاضره به مذاکره وحتی مذاکره مستقیم شده است ، چرا که به تازگی به وجود یک انرژی مافوق انرژی هسته ای در ایران پی برده که ؛ حتی مرحله فوق غنی سازی آن را هم پشت سر گذرانده اند ؛ واین انرژی تازه کشف شده توسط آمریکا ، چیزی نیست به جز انرژی ولائی ،که در مبادلات سیاسی ایران با جهان ودر مقابل تهدیدات بیگانگان ومناقشات سیاسی داخلی ، دو صد چندان برابر انرژی هسته ای کارساز تر و تأثیر گذار تر بوده وقدرت بازدارندگی  مضاعفی دارد .

تغییر مواضع آمریکا وشعاری که اوباما در ایام تبلیغات ریاست جمهوری در آمریکا ، راجع به تغییر می دادند ، فقط در این خصوص بوده که ، آمریکا اگر قبلاً بطور مستقیم در خصوص انرژی هسته ای با ایران در حال ستیز بوده ، حالا مذاکره وتوافق بر مسائل هسته ای را بهانه ای قرار داده تا بتواند ، از اینطریق با همکاری مزدوران داخلی اش ، مردم را از رهبری که به حکم خدا ، بر مواضع اصولی انقلاب الهی مردم ایران اسلامی ایستاده ودر مقابل زیاده خواهی ها وباج گیریهای آمریکا واروپا مقاومت کرده ودرس مقاومت را به ملت تحت امر خود میدهد جدا کند . وبدون تردید امروزآمریکا تمام هم وغم خود را درجدا نمودن ملت ایران از ولایت فقیه متمرکز وبکار گرفته است .

از زمان روی کار آمدن دولت اوباما تا به امروز ؛ این تغییر مواضع کاملاً ملموس ومحسوس بوده ، ونشانه های بارز آن را در ایام انتخابات 22 خرداد 88وحوادث پس ار آن ، زیاد دیده وشنیده ایم .

 تردیدی وجود ندارد که دشمن بیگانه ای که هزاران هزار کیلومتر با خاک پاک ایران زمین فاصله دارد ، بدون کمک و یاری و حمایت و مساعدت عناصر داخلی ، نمی تواند در این راه به پیروزی برسد .

لذا ناچار است در بین اشخاص و گروهها و احزابی که با حاکمیت حکومت دینی و استقرار و تداوم نظام جمهوری اسلامی و حاکمیت ولایت فقیه  من باب مخالفت اشتراک نظر دارند ، تعدادی را به همکاری بطلبد و با آنها ائتلاف نماید . ویا به تعبیری با دشمنان دشمنش موقتاً دوست شود ، تا شاید از این رهگذر ره به جایی ببرد . که زهی خیال باطل است .

البتّه همین وضعیت نیز درباره دشمنان داخلی نیز صادق است و آنها نیز بدون حمایت یک دشمن قدر خارجی ، نمی توانند به حیات سیاسی خود ادامه دهند  ، چه رسد به اینکه بخواهد به فکر پیروزی باشند. از این رو این مزدوران داخلی آمریکا ، کاری جز بزک کردن آمریکا برای زود باوران ساده لوح ندارند .

آمریکا به خوبی می داند که خیلی عاجز و ناتوان تر از آن است که بتواند اسلام و جمهوری اسلامی را به سرنوشت دین یهود و مسیحیت مبتلا کند ، چرا که  حکومت اسلامی ایران بزرگ پاسداری بنام ولایت فقیه دارد .

آمریکا و مزدوران داخلی اش به خوبی می دانند که، با جعل و ریا و تبرّج نمی توان به جنگ ولایت فقیه رفت ، و می دانند که ولایت فقیه را نمی توان فریب داد ، چرا که یکی از شرایط و ویژگی های ولایت فقیه ( شرایط عامه ) اعلمیت و افضلیت علمی و عقلی و صائب التدبیر بودن و قدرت تشخیص بسیار بالای اوست .

آنها به خوبی می دانند که ولایت فقیه در جایگاه مصدر حکومت و سیاست و در مقام و منزلتی که کلام او از قدرت و نفوذ کلام وحی ، برخوردار است  و منشوراتش برای همه فصل الخطاب و الزام آور بوده و بهتر و بیشتر از هر کس نسبت به اوضاع و احوال داخلی و وضعیت جهان اسلام و اوضاع و احوال بین المللی و شرایط همسایگان آگاهی دارد و کاملاً با قوانین داخلی و بین المللی آشنا است و بهتر از هر کس قادر به تشخیص صلاح و مصلحت  و خیر و شرّ  جامعة تحت امر خود می باشد .

آمریکا و  کسانی که در کارگاههای آموزشی آمریکایی و هلندی و انگلیسی و اسرائیلی ، آموزش براندازی و مدیریت انقلاب های مخملی و ترویج فساد و فحشاء را دیده اند به خوبی می دانند و به نفعشان است که بدانند ماجرای بنی ساعده دگربار تکرار نخواهد شد وبهتر است که ملت مسلمان ایران را به حال خود بگذاراند ؛ وگرنه هزینه خیلی گرانی باید بابت دشمنی با ولایت فقیه وامت ولایت مدار ایران بپردازند .

سید مختار موسوی

 



[1] - حضرت امام خمینی ،ره، کتاب ولایت فقیه خود را با این جمله آغاز فرموده  است « کتاب ولایت فقیه چاپ چاپخانه بهمن  1360 »



برچسب‌ها: انرژی هسته ای, انرژی ولایی, ولایت فقیه, مذاکرالت ژنو, امام خامنه ای

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه چهاردهم تیر 1393 توسط سید مختار موسوی
 

امروز جشن انتخاباتی دولت (موسوم به امید و انتظار) محقق گردید و متأسفانه همانطوری که در مطلب قبلی در این خصوص عرض کرده بودم، این جشن با سخنرانی جناب روحانی، همچنان در راستای افزایش تنش ها و اختلافات انجام شد، امروز نیز سخنرانی جناب روحانی همچون چند بار گذشته نکاتی داشت که ضمن بیان اصل جملات در خصوص آنها مطلب زیر تقدیم می گردد:

جناب روحانی: اگر امروز قدرتمندانه در جهان حرکت می‌کنیم برای این است که همه می‌دانند این دولت برآمده از رأی ملتی است که همه از تاریخ آن باعظمت یاد می‌کنند… اولین راهی که این ملت در انتخابات پارسال برگزید و انتخاب کرد راه اعتدال و میانه روی بود، این راه بازگشت ناپذیر خواهد بود… ما به همه آنهایی که راه و سخنی را برگزیده‌اند که با انتخاب مردم در تضاد است، اعلام می‌کنیم مردم برای همیشه اعلام کرده‌اند که خشونت و افراطی‌گری را قبول نداریم و اعلام داشتند که یک دولت یک ملت و یک حکومت دارند.

 

جناب روحانی در سخنرانی امروز خود نیز به سان چندبار گذشته، طوری صحبت کردند که گویا تنها انتخابات مقبول و مشروع این نظام، انتخاب ایشان بوده است و انتخابات های گذشته فاقد مشروعیت بوده اند، طوری صحبت کردند که گویا ایشان بیشترین آرای تاریخ انتخابات های کشور را حائز شده است! و در همین خلال نیز بارها گفتند که مردم تا ابد و دیگر نخواهند گذاشت افراطیون و خشونت طلبان به صحنه بازگردند که این قاطعیت و تکرار اگر به معنی دیکتاتوری و به قول خودشانی ها سوء قصد برای انتخابات بعدی تلقی نشود، یقیناً به کبر و خودپرستی، توهم محبوبیت، خصومت با رقبا و قائل نبودن حق انتخاب برای مردم تأویل خواهد شد.

 

جناب روحانی: آنچه به شما وعده داده شده این دولت به عنوان وظیفه آن را دنبال می‌کند (آزادی سران فتنه)، اما از دیرباز به ما یاد داده‌اند: الامور مرهونة باوقاتها.

 

امروز جناب روحانی بارها و بارها خودش را به شعارهای انتخاباتی اش پایبند نشان داد و اوج این پایبندی را زمانی بیان کرد که عده ای که یقیناً مثل سایرین با دعوت به آنجا آمده بودند، آزادی سران فتنه را شعار دادند و البته جناب روحانی با ذکر حدیثی این مسئله را به وقتش موکول دانستند! ولی به راستی آیا جناب روحانی اصلاً حق داشته است که چنین تعهدی بنماید و یا حق دارد که خودش را به تعهدی که غیرقانونی و در حوزه ی اختیارات قوه ی دیگر است متعهد بداند؟!

 

جناب روحانی: مردم در خرداد پارسال اعلام کرده اند یک ملت، یک دولت و یک حکومت، مردمی که در همه صحنه ها اعلام کرده اند، هیچ گروهی و هیچ جناحی حق ندارد انقلاب را به نام خود مصادره کند. هیچ جناح و گروهی حق ندارد دفاع مقدس را به نفع جناح خود مصادره کند، هیچ جناح و گروهی حق ندارد رهبری نظام رابرای خود مصادره کند، کشور، قانون اساسی، رهبری، منافع ملی ، آینده کشور مربوط به همه ملت است، همه اقوام، همه مذاهب.

 

به راستی آیا مقام معظم رهبری خودشان جلوی سوءاستفاده از ایشان و یا تحریف مواضع ایشان را نمی گیرند؟! آیا بارها به محض کوچکترین سوءاستفاده ای از سخنان ایشان شخصاً و یا از طریق دفترشان موضع گیری نکرده اند؟! و یا نکند منظور رهبری این است که به سخنان رهبری و یا آرمان های دفاع مقدس و انقلاب و … استناد نشود؟! مگر می شود در برابر پایمال شدن خون شهدا به بهانه ی این که شهدا به همه تعلق دارند سکوت کرد؟! ویا در جایی که صراحتاً در برابر مواضع رهبری می ایستند کسی به مواضع رهبری استناد نکند که چنن رهبری مربوط به همه است؟!! مثلاً وقتی نظرات جناب روحانی در بحث دولت دینی و دین دولتی با نظرات رهبری مخالف است کسی نظرات رهبری را بیان نکند که رهبری به همه تعلق دارد؟! اصلاً مگر کسی جلوی بقیه را گرفته است که به آرمان ها و اصول امام و رهبری و انقلاب استناد کنند؟! و یا مگر برخی از دوستان جناب روحانی که با خاطره، خواب و داستان، امام خمینی را که دستش از دنیا کوتاه است را به نام خودشان مصادره نکرده و نمی کنند؟! چگونه است که برای این دوستان کسی گلایه ای ندارد ولی در مورد استناد به نظرات مستند امام و رهبری فریادها به هوا بلند می شود؟!

 

جناب روحانی: اگر کسی خوشش می آید یا بدش می آید این دولت معتقد است کشور از آن مردم است و همه کار را مردم باید انجام دهند؛ در اقتصاد، فرهنگ ، سیاست داخلی، سیاست خارجی و امنیت، و دولت همواره حامی است و دولت مجری خواست و اراده شماست؛ دولت اجرا کننده است در برابر خواست ملی است؛ دولت سیطره بر خواست ملی ندارد بلکه خواست ملی بر دولت سیطره خواهد داشت.

 

آیا می توان تنها زمانی به رأی مردم احترام گذاشت که به فرد مورد علاقه مان رأی داده اند؟! آیا این نگرش همان باعث و بانی فتنه 88 نشد؟! آیا این نگرش نبود که باعث شد رأی دهندگان به احمدی نژاد بی سواد، مزدور، گدا و … معرفی شوند؟! و رأی دهندگان به روحانی انسان های صاحبان عقلانیت؟! آیا بهتر نیست که جناب روحانی برخلاف جناب هاشمی به خواست مردم خالصاً احترام بگذارد و نفسانیت های خویش را برای پذیرش یا رد آن ها بکار نگیرد؟! متأسفانه جناب روحانی توجه ندارند که بخشی از همان مردمی که به خاتمی و شعارهای پلورالیزم و سکولاریزم و … رأی داده بودند از اصلاحات رویگرداندند و به احمدی نژاد وشعارهای عدالت طلبانه و دین مدارانه وی رأی دادند و بخش زیادی از همان مردم با دیدن حاشیه سازی ها و سوءمدیریت های 2 سال آخر احمدی نژاد از او و نگاهش رویگرداندند و به همین شکل اگر جناب روحانی نیز دچار تنش آفرینی و توهین به منتقدان و تحقیر اقلیت بپردازد به راحتی از ایشان نیز روی خواهند گرداند و به همین دلیل بهتر است جناب روحانی نیز آن توصیه ی همیشه تازه ی رهبری که به تمام دولتها می کردند تا قدر فرصت ها را بدانند و مغتنم بشمارند را به ذهن بسپارند تا گمان نکنند که فرصت 4 ساله یا حداکثر 8 ساله ی ریاست جمهوری همیشگی است، بهتر است جناب روحانی نیز از درسی که مردم به خاتمی و احمدی نژاد دادند غفلت نکنند و گمان نکنند که با هر رفتار و گفتار و منشی مردم تا ابد با ایشان عقد اخوت می بندند.

 

یکی از مواردی که متأسفانه در برخوردهای جناب خاتمی و 2 سال اخیر جناب احمدی نژاد شاهد بودیم تکیه بر آرای مردمی جهت امتیاز گیری بود، متأسفانه جناب روحانی رأی کمتر از 51 درصدی خویش را وسیله ی امتیاز گیری و چانه زنی قرار داده است تا با این امتیاز بتواند مواضع سیاسی و فرهنگی دلخواهش (مانند بحث اصرار بر مذاکرات و منفک دانستن دولت از ورود به مسائل دینی) را که بعضاً با آرمان های کلی نظام و انقلاب نیز همراه نیست را به پیش برد، سیاستی که جناب خاتمی برای ولنگاری های سیاسی و فرهنگی وزرای چون مهاجرانی ااش و جناب احمدی نژاد نیز برای گرفتن صلاحیت مشایی و به حاشیه راندن سایر قوا و نهادهای انقلابی دنبال کردند و البته در نهایت نیز با کاهش محبوبیت از سوی همان مردمی که به ایشان رأی داده بودند مواجه شدند؛ ای کاش جناب روحانی قبل از این که دیر شود درک می کرد که مردم ما فرق صیانت از آرا، متعهد بودن به نظر مردم و زورگویی و دیکتاتوری به بهانه ی آرا را در این سال ها به خوبی تشخیص می دهند، تجربه ای که با مشاهده ی تلاش برای امتیازگیری های افرادی مانند بنی صدر در برابر امام خمینی، موسوی در برابر رئیس جمهور وقت، هاشمی در برابر امام و خاتمی و احمدی نژاد در برابر مقام معظم رهبری به دست آمده است به راحتی از یاد مردم نخواهد رفت.

 

بحث دیگری که در این سخنان نهفته است اشتباه دولت در ارتباط دادن مکنونات ذهنی جناب روحانی به خواسته های مردم است، بحث زیادی از شعارهای جناب روحانی کلیاتی مانند کلید و اعتدال بود که مردم به این اصطلاحات رأی دادند تا مشکلات کشورشان حل شود و یقیناً هرگز منظورشان این نبوده که مشکلات، تنش ها و اختلافات بیشتر شود.

 

جناب روحانی: به امام زمان می‌گوییم که مسیر ظهورش را هموار می‌سازیم و می‌گوییم که مهدی جان از خرداد سال گذشته ملت ما به دست توانمندش خرافه‌ها را زدود…ملت ما سال گذشته به مولایش و امامش در انتخابات سرفرود آورد و در برابر خرافه گرایان از او ، از امام عصر عذرخواهی کرد…ما منتظر روزی هستیم که امام عصر (عج) بیاید و افراط‌ها را برای همیشه پایان دهد.

 

مقارن شدن عید نیمه شعبان با جشن انتخاباتی جناب روحانی باعث شد ایشان بارها از امام زمان نیز یادکنند اما متأسفانه ایشان همین مسئله را ابزار سیاسی قرار دادند تا پیام 24 خرداد را آری به امام زمان و نه به خرافاتی ها!! اعلام کنند، سخنان جناب روحانی دراین خصوص طوری بود که گویا آنهایی که به جناب روحانی رأی نداده اند به امام زمان (عج) خیانت کرده اند! که می توان پرده برداری از این برچسب را عیدی نیمه شعبانی جناب روحانی به مخالفان و منتقدان دانست. بحث دیگری که وجود دارد این است که اگر چه رأی اکثریت قانونی است اما تاریخ و سیره ی ائمه ی اطهار نشان داده است که نه در اکثریت بودن دلیلی بر حقانیت است و نه در اقلیت بودن بهانه ی خوبی برای بی تفاوتی و کنار کشیدن و منکوب شدن.

 

جناب روحانی: چرا یک گروه افراطی با مردم این چنین می‌کنند؟ و من امیدوارم که فیلم‌هایش را ندیده باشید که دیروز در موصل و پیش از آن در حلب چه جنایت‌هایی کردند و متأسفانه خود را مسلمان نیز نامیده‌اند….رئیس‌جمهور با بیان اینکه من دچار حیرتم که برخی چطور با تئوری‌های غلط خود بذر خشونت را در افکار جامعه می‌پاشند، اظهار داشت: چرا برخی کاری می‌کنند که وحدت جای خود را به نفاق بدهد؟ مگر از نفاق و اختلاف چه سودی برده‌اند که می‌خواهند به راه گذشته برگردند.

 

جناب روحانی با اشاره به وقایعی که در کشورهای منطقه در حال وقوع است نتیجه گرفتند که برای وحدت در کشور باید افراطیون را کنترل کرد، افراطیونی که همگان می دانند به زعم جناب روحانی منتقدان وی هستند و همه ی این ها در حالی است که در این کشور تاکنون افراطی بالاتر از فتنه 88 رخ نداده است، فتنه ای که امنیت، اقتصاد و عزت کشور تحت الشعاع آن قرار گرفت تا شاید اقلیت بتوانند علیه اکثریت کودتا نمایند و امروز چگونه است که اقلیتِ منتقد، آبرو و حیثیت شان برچوب حراج است، ولی سران فتنه و یاران شان که درکسب آرای مردم در اقلیت بودند محترمند؟! چگونه است که آمریکا و غرب که خون ملت های جهان را در شیشه کرده اند محترم شمرده می شوند و منتقدان داخلی که دولت را به رعایت شرع و قانون در خصوص فرهنگ و دین دعوت می کنند و یا به لحاظ فنی به توافق ژنو انتقاداتی دارند به صورت غیرمحترمانه برچسب باران می گردند! به راستی چرا اصلاحاتی هایی که غالباً در فتنه علیه نظام موضع گرفتند و در برابر رأی اکثریت ایستادند، باید در دولت پست های کلیدی داشته باشند ولی انقلابیونی که زمان انتخاب خاتمی و روحانی به جز تبریک و احترام چیزی حواله ی رقیب نکردند به بی احترامی به رأی اکثریت متهم شوند؟!

 

جناب روحانی: پارسال ملت ما همان ملتی که ماهها قبل ناامیدی سراسر جامعه را فرا گرفته بود و بسیاری از مردم می گفتند مگر انتخابات هم تاثیری دارد؟ فایده ای دارد؟ حتی به من می گفتند چرا به صحنه آمدی و ثبت نام کردی و از این شهر به آن شهر می روی؟ مگر کشور را نمی شناسی و مگر نمی دانی مکانیزم صندوق رای چگونه است؟ اما شور مردم، نشاط مردم، حضور مردم و آن سخن تاریخی رهبر که گفت صندوق رای حق الناس است و گفت حتی آنهایی که به نظام علاقه ندارند به خاطر کشورشان و ایرانشان پای صندوق رای بشتابند آنچنان فضایی در کشور ایجاد شد که روزهای خرداد گویی خرداد دیگری است؛ گویی روزهای نشاط و امید در کنار صندوق آرا آمده است. 

 

این چندمین بار است که آقای روحانی و دوستانشان از دعوت رهبری به حضور در انتخابات که در تمام انتخابات های گذشته انجام می شده است یک نتیجه ی مجعول می گیرند، متأسفانه جناب روحانی طوری وانمود می کنند که گویا تا قبل از انتخابِ جناب روحانی، مردم کل اعتمادشان به انتخابات و امیدشان به نظام را به صورت کامل از دست داده بودند و دعوت رهبری به حضور در انتخابات به مثابه ی پذیرش و اقرار به اتهام تقلب انتخاباتی و تعهدی برای عدم تکرار آن بوده است!! و حال این که این اتهامات تنها در یک جهت صورت می گیرد تا ضمن این که نامزدی خود و جناب هاشمی را به دلیل تعهد رهبری حواله دهند (نه به علم بر عدم تقلب در انتخابات) بلکه گناه بسیار بزرگ فتنه را از پرونده ی سران فتنه، جناب هاشمی و آقازادگانشان پاک کنند و حال این که دعوت رهبری به حضور در انتخابات همیشگی و از تمامی آحاد ملت انجام می شد، چرا که ایشان همواره به میزان مشارکت مردم در انتخابات بیش از سایر عوامل اهمیت داده اند.

 

جناب روحانی: مگر ما چه گفته‌ایم که برخی برآشفته‌اند؟ گفت: ما فقط گفتیم فرهنگ از آن مردم است و مردم باید برای تعالی آن گام بردارند؛ فرهنگ یعنی آنچه با آن زندگی می‌کنیم... مگر بناست کسی فرهنگ را در کپسول کرده و با نسخه آن را از داروخانه دریافت کند، گویی عده‌ای هنوز در عصر حجر زندگی می‌کنند.

 

در هفته ی اخیر بحث داغی توسط جناب روحانی مطرح شد که در آن دولت را از ورود به مباحث دینی مبرا و منفک دانستند و در پاسخ به انتقاداتی که درخصوص مسائل فرهنگی و مذهبی به دولت وارد می شد گفته بود نمی توان دولت را بهشتی کرد که در پاسخ، بسیاری از علما مانند آیت الله مصباح و آیت الله مکارم شیرازی و …. به شدت با این مواضع مخالفت کردند و از نقش و تکلیف دولت به اعتلای فرهنگ دین داری به عنوان یک رسالت الهی یاد کردند و این که جناب روحانی به همین سادگی در پاسخ به انتقاد فنی ایشان به توهین متوسل می شود جای نگرانی زیادی دارد.

 

جناب روحانی: پیام 24 خرداد برای همه مردم ایران پیام وفاق، وفاداری و محبت است!… رئیس جمهور به عنوان خادم همه مردم خواهد بود و دولت نیز دولت همه مردم است و در برابر همه موافقان، حامیان، منتقدان و حتی مخالفان سر فرود می‌آوریم … دولت و حامیان واقعی آن گرچه گروهی با زبان تکریم با ما سخن نگویند اما پاسخ ما به آنها با زبان کرامت و ادب خواهد بود…ما برای صلح‌، آشتی و برادری در کنار هم جمع شدیم و امروز روز وحدت بوده و روز شکاف و فاصله نیست … امروز روز برچسب زدن به یکدیگر نیست بلکه روز چسبندگی بیشتر مردم جامعه است …

 

در میان انبوه توهین های جناب روحانی به کسانی که به ایشان رأی نداده اند و یا به ایشان انتقاد داشته اند و کسانی که به دولت قبل رأی دادند و … جناب روحانی بر اهمیت وحدت، محبت، وفاداری، انتقادپذیری و …. نیز یاد کردند ولی از آنجا که این مفاهیم به شدت با سخنان تنش زای ایشان در تضاد هستند به نظر می رسد چندان قابل باور و اعتنا نباشند.

 

سخنرانی امروز رئیس جمهور خود شاهدیست بر ادعایی که در دو مطلب اخیرم در این خصوص بیان نمودم، چرا که دولت عامداً به دنبال این است که با با تنش آفرینی و دوقطبی سازی فضا را برای بازگرداندن محبوبیت و امتیازگیری و توجیه ناکامی ها آماده نماید، فضایی که برای به وجود آمدن آن، شدیداً به عصبانی شدن منتقدان نیاز دارد و البته میزان استدلال، آرامش و ادب منتقدان می تواند باعث خنثی سازی این ترفند گردد.

منبع : وبلاگ سلمان علی



برچسب‌ها: حسن روحانی, فرهنگ, دولت, اصلاح طلبان, بیسوادان مردمی نژاد
نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و ششم خرداد 1393 توسط سید مختار موسوی

سید مختار موسوی :

آقای روحانی ! دولت پاسدار ومروج دین است

 پس از عرض سلام وتهیت وتبریک اعیاد مبارک شعبانیه به ملت شریف واندیشمند ودین مدار ایران اسلامی ، وآروزی تعجیل در ظهور دردانه عترت پیامبر اسلام (ص)  ودعای خیر برای سلامتی وطول عمر با عزت مقام عظمای ولایت ونایب برحق امام زمان (عج) حضرت امام خامنه ای مدظله العالی ، در پاسخ به اظهارات حضرتعالی در مراسم هفته جهانی محیط زیست ، که فرموده اید : (( دین را نباید به دست دولت داد )) در این یادداشت ، نکاتی را به استحضار شما وهموطنان متدین وانقلابی ام می رساند :

اولاً : جای بسی تعجب است که از رئیس دولت یازدهم ، که ملبس به لباس مقدس روحانیت وتحصیل کرده علم فقه وحقوق است ، وانشاء الله تعالی خیلی بیشتر وبهتر از نگارنده ، هم دین را بخوبی می فهمد وهم فقه وحقوق وهم قانون اساسی را ؛ چنین جمله ای که ناقض صریح قانون اساسی ومنافی با سوگندی است که رئیس دولت ، بنا بر اصل 121 قانون اساسی در روز تحلیف یاد کرده بیان شده است .

ثانیاً : اگر رئیس جمهورمحترم ، برای یک بار هم که شده باشد ؛ قانون اساسی را مطالعه کرده باشد ، ویا سوگندی را که در روز تحلیف یاد کرده واکاوی نماید ، از منطوق ومفاهیم وفحوای اصول دوم ، سوم ، دوازدهم ، یکصدوسیزدهم ویکصدو بیست ویکم قانون اساسی ، استنباط خواهند فرمود که چرا دین به دست دولت داده شده ونقش دولت در دین چیست .!!!

ثالثاً : رئیس دولت ، سوگند یاد کرده که پاسدار دین ومروج دین باشد . واصل سوم قانون اساسی نیز ، دولت جمهوری اسلامی را موظف نموده  ؛ که برای نیل به اهداف ذکر شده در اصل دوم [1]، که یکی از آنها ، تلاش برای باور قلبی پیدا کردن مردم به معاد ودرک وفهم نقش سازنده آن در سیر تکاملی انسان به سوی خدا ؛ که همان هموار نمودن راه برای نجات مردم از ظلمات وگمراهی وجهنم وهدایت آنان به سوی سعادتمندی وبهشت جاویدان است ،  همه امکانات خودرا بکار ببرد .

رابعاً : رئیس دولت سوگند [2]یاد نموده که ،  ضمن پاسداری وترویج دین ، پاسدار قانون اساسی هم باشد . بدیهی است که در قانون اساسی نقش دولت در برابر دین رسمی مردم ، که اسلام عزیز است  واین مهم در اصل دوازدهم قانون اساسی[3] به صراحت تبیین وابلاغ گردیده است  ، را مشخص نموده است .

خامساً : با این همه نصوحات قانونی ، وبا توجه به باورهای قلبی که هر ایرانی بالغ وعاقلی به آن معرفت دارد ، ومی داند که یکی از وظایف اصلی دولت ، پاسداری از دین مبین اسلام است ، اینک جای این سوال است ، که چرا باید رئیس دولت ، چنین سخنان تعجب انگیز وشبهه ناکی را بیان کند ، که خوراک تبلیغاتی بسیار قوی وزیادی برای رسانه های دشمن وبدخواهان داخلی فراهم نموده که در تیتر یک رسانه های دیداری وشنیداری ونوشتاری آنان مطرح شده است ؟!!!

کلام آخر اینکه ، تفکیک دین از دولت یا دولت از دین ، عاقبتی جز اروپای امروز که غرق در منجلاب وکثافت وحیوانیت است نخواهد داشت ، وبدون تردید اکثریت قریب اتفاق مردم متدین ایران اسلامی ، هرگز دوست ندارند به چنین سرنوشت شومی مبتلا شوند .

سید مختار موسوی



[1] اصل‏ دوم:جمهور اسلامی‏، نظامی‏ است‏ بر پایه‏ ایمان‏ به‏:
1-
خدای‏ یکتا ( لااله‏ الاالله‏ ) و اختصاص‏ حاکمیت‏ و تشریع به‏ او و لزوم‏تسلیم‏ در برابر امر او.
2 -
وحی‏ الهی‏ و نقش‏ بنیادی‏ آن‏ در بیان‏ قوانین‏.
3 -
معاد و نقش‏ سازنده‏ آن‏ در سیر تکاملی‏ انسان‏ به‏ سوی‏ خدا.
4 -
عدل‏ خدا در خلقت‏ و تشریع.
5 -
امامت‏ و رهبری‏ مستمر و نقش‏ اساسی‏ آن‏ در تداوم‏ انقلاب‏ اسلام‏.
6 -
کرامت‏ و ارزش‏ والای‏ انسان‏ و آزادی‏ توام‏ با مسئولیت‏ او در برابر خدا،که‏ از راه‏ : الف‏ - اجتهاد مستمر فقهای‏ جامع الشرایط بر اساس‏ کتاب‏ و سنت‏معصومین‏ سلام‏ الله‏ علیهم‏ اجمعین‏، ب‏ - استفاده‏ از علوم‏ و فنون‏ و تجارب‏پیشرفته‏ بشری‏ و تلاش‏ در پیشبرد آنها، ج‏ - نفی‏ هر گونه‏ ستمگری‏ و ستم‏ کشی‏ وسلطه‏ گری‏ و سلطه‏ پذیری‏، قسط و عدل‏ و استقلال‏ سیاسی‏ و اقتصادی‏ و اجتماعی‏ وفرهنگی‏ و همبستگی‏ ملی‏ را تأمین‏ می‏ کند.

[2] " بسم الله الرحمن الرحیم من به عنوان رئیس جمهور در پیشگاه قرآن کریم و در برابر ملت ایران به خداوند قادر متعال سوگند یاد می کنم که پاسدار مذهب رسمی و نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی کشور باشم و همه استعداد و صلاحیت خویش را در راه ایفای مسوولیت هایی ‌که بر عهده گرفته‌ام، به کار گیرم و خود را وقف خدمت به مردم و اعتلای کشور، ترویج دین و اخلاق، پشتیبانی از حق و گسترش عدالت سازم و از هرگونه خودکامگی بپرهیزم و از آزادی و حرمت اشخاص و حقوقی که قانون اساسی برای ملت شناخته است، حمایت  کنم. در حراست از مرزها و استقلال سیاسی و اقتصادی و فرهنگی کشور از هیچ اقدامی دریغ نورزم و با استعانت از خداوند و پیروی از پیامبر اسلام و ائمه اطهار علیهم السلام قدرتی را که ملت به عنوان امانتی مقدس به من سپرده است همچون امینی  پارسا و فداکار نگاهدار باشم و آن را به منتخب ملت پس از خود بسپارم ."

[3] - صل‏ دوازدهم ‎‎‎‎‎: دین‏ رسمی‏ ایران‏، اسلام‏ و مذهب‏ جعفری‏ اثنی‏ عشری‏ است‏ واین‏ اصل‏ الی‏ الابد غیر قابل‏ تغییر است‏ و مذاهب‏ دیگر اسلامی‏ اعم‏ از حنفی‏،شافعی‏، مالکی‏، حنبلی‏ و زیدی‏ دارای‏ احترام‏ کامل‏ می‏ باشند و پیروان‏ این‏مذاهب‏ در انجام‏ مراسم‏ مذهبی‏، طبق‏ فقه‏ خودشان‏ آزادند و در تعلیم‏ و تربیت‏دینی‏ و احوال‏ شخصیه‏ ( ازدواج‏، طلاق‏، ارث‏ و وصیت‏ ) و دعاوی‏ مربوط به‏ آن‏

در دادگاه‏ ها رسمیت‏ دارند و در هر منطقه‏ ای‏ که‏ پیروان‏ هر یک‏ از این‏ مذاهب‏اکثریت‏ داشته‏ باشند، مقررات‏ محلی‏ در حدود اختیارات‏ شوراها بر طبق‏ آن‏ مذهب‏خواهد بود، با حفظ حقوق‏ پیروان‏ سایر مذاهب‏.



برچسب‌ها: سکولاریسم, قانون اساسی, مکتب امام خمینی, ترویج تمدن غربی

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه دهم خرداد 1393 توسط سید مختار موسوی
سید مختار موسوی :

 (به بهانه سالروز آزادی خرمشهر )

چرا امام خمینی (ره) فرمودند : « خرمشهر را خدا آزاد کرد » ؟

 از آنجایی که آن پیر سفر کرده وامیر دلها که بر قلبها حکومت می کرد  ، پرورش یافته مکتبی بود که ، اساس وشالودة آن برتوحید ، حق شناشی وحق مداری و حمد وستایش ذات اقدس الهی بر نهاده است ، و آن حضرت همواره در طول حیات مبارکشان ، خودرا مقید به رعایت این اصل متعالی وشکر نعمت وستایش منعم می دانستند ، وچه بسا که راز کمال و پرواز ووصالش نیز ، در همین نکته نهفته باشد ،  با این پیام توحیدی اش ، ضمن این که به بهترین روش و به صورت نمادین ، یکی از نمونه های عینی ومصادیق اَتَّمِ توحید عملی وتوحید افعالی را برای ملت مسلمان ایران متجلی نمودند ، به بهترین شکل ممکن نیز ، به شکرگزاری وستایش فاعل حقیقی آن فعل مقدس ومنعم مطلق آن نعمت عظیم پرداخته اند .

دستهای مادی زیادی در کار است ، وکارهای متنوعی انجام شده است ، که نقش فاعل حقیقی ومدیر حقیقی در 8 سال دوران دفاع مقدس ، که در حقیقت در متن اصلی و فراتر از آن ، اصل متن دفاع مقدس ، تحت محوریت ومدیریت مطلق اوقرار داشته به حاشیه برده شود . تا شاید بتوانند با خدعه ونیرنگ ومنافق بازی ، و ناسپاسی وکفران نعمت ، وتحریف واقعیت وقلب حقیقت ، حاشیه را جانشین متن اصلی کنند . و فاعل عاجز وناتوان مادی ( اراده ومدیریت حقیر انسانی ) یا به تعبیرصدر المتألهین ملاصدارای شیرازی ، « علل اِعدادی ومعدّات وزمینه ها وتعییّن ها که در حقیقت ، هیچ تاثیری در ایجاد واعطای هستی [1]» وتحقق پیروزیها واداره جنگ وحصول نتیجه نهایی وعلت تامه آن ، نداشته وندارد را ، جایگزین فاعل مطلق حقیقی « لاموثر فی الوجود الا الله »هیچ مؤثری جز خدا در وجود نیست ؛ بنمایند.

به بهانه هفته دفاع مقدس ، برآن شدیم که در این یادداشت ، خطاب به آنهایی که پس از دوران دفاع مقدس با انجام مصاحبه های گوناگون و خاطره نویسی ویا تألیف کتابهایی در رابطه با تاریخ انقلاب اسلامی وجنگ تحمیلی  ، مستعد بوده اند که ، نقش ناچیز وکم رنگ وبلااثرخود را ، دراداره جنگ وهشت سال دفاع مقدس پررنگ کنند ، خصوصاً آن دسته از افراد که تلاش زیادی نموده اند ، که مدیریت وفرماندهی وادره جنگ را بنام خود مصادره وثبت نمایند ، واز این بابت به ملت شریف ایران اسلامی ، که پس از فاعل حقیقی ورب العالمین ، آنها نقش اصلی اداره جنگ را بعهده داشته اند ، فخر فروشی کنند ؛ عرض کنیم که ، اندکی در آیه شریفه 17از سوره مبارکه انفال تدبر وتفکر نمایند . شاید به خود بیایند ودر اظهارات خلاف واقع ونا صوابشان تجدید نظر کنند . وعاقبت بخیر شوند .

خدای سبحان ، او که « اللهُ خالِقُ کِلِّ شَیءِوهُوَعَلی کُلِّ شَیءِوکیلُ»[2] واو که خالق و معطی ومنشاء وسرچشمه هر نعمتی که است ما داریم ، « وَما بَکُم مِن نِعمَهِ فمن اللهِ[3] » واو که « مُوجِدَکُلُّ موجودِ و...فاقدِکُلُّ مَفقُودِ[4] » است ، خطاب به اشرف مخلوقات عالم وعزیز ترین بنده خود ، حضرت خاتم النبیاء محمد مصطفی (ص) پس از پیروزی آن حضرت وسپاهیانش در جنگ بدر می فرماید :

«فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَ لکِنَّ اللَّهَ قَتَلَهُمْ وَ ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لکِنَّ اللَّهَ رَمى‏ وَ لِيُبْلِيَ الْمُؤْمِنينَ مِنْهُ بَلاءً حَسَناً إِنَّ اللَّهَ سَميعٌ عَليمٌ [5]»

ترجمه : « این شما نبودید که آنها را کشتید بلکه خداوند آنها را کشت ! و این تو نبودی ( ای پیامبر که خاک و سنگ به صورت آنها ) انداختی بلکه خدا انداخت ! و خدا می خواست مؤمنان را به این وسیله امتحان خوبی کند خداوند شنوا و داناست . »

 این آیه شریفه ، روح ودل هر صاحب معرفتی را به جماران سوق می دهد ، وبه آنها می فهماند ویاد آوری می کند ، که چرا امام عزیزمان ، در سوم خرداد 1361 در روز آزادسازی خرمشهر، در آن روز شادی آفرین وپیروزی بخش ، کمترین نقشی برای آن همه حماسه رزمنداگان ( فاعلین مادی ) قائل نشدند وفرمودند : « خرمشهر را خدا ( یعنی فاعل حقیقی ) آزاد کرد .»

 آری ، منشاء کلام گهربار آن یار سفر کرده که انشاء الله با جدش رسول الله (ص ) محشور و بهشت برین جایگاهش باشد ، که در روز آزادی خرمشهر عزیز فرمودند : « خرمشهر را خدا آزاد کرد » همین آیه مبارکه بوده است . » چرا که آن عالم ربانی(ره) و رهبر فاضل وفرزانه ، سخت بر این باور بودند که « لاموثر فی الوجود الا الله »

امام عزیز که خیلی از شخصیتهای سیاسی ومدیران ومسئولان آن روز را بهتر از خودشان می شناختند ، گویا روزهای بعد از پایان دفاع مقدس را می دیدند واز حرفهای ناصواب وشرک آلود وغاصبانه ومتکبرانه امروز این مسئولان غیر مسئول با خبر بودند . ومی دانستند که حب دنیا وعشق به قدرت وشهوت وشهرت وفرزند ، بعضی ازپیشکسوتان ومدعیان انقلابی ، به چنان ضلالت وگمراهی مبتلا می شوند که حتی ، کرامتهای غیبی وافعال خداوندی را بنام خودشان ثبت وضبط می کنند .

 بنا براین  ، به آن دسته از افرادی که فکرهای شرک آلود و ناصوابی در مخیّله خود می گذرانند ، عرض می کنیم ،  بدانند وآگاه باشند که « وَ ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ وَ الْأَرْضُ جَميعاً قَبْضَتُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ السَّماواتُ مَطْوِيَّاتٌ بِيَمينِهِ سُبْحانَهُ وَ تَعالى‏ عَمَّا يُشْرِکُونَ[6]

ترجمه : « آنها خدا را آن گونه که شایسته است نشناختند ، در حالی که تمام زمین در روز قیامت در قبضه اوست و آسمانها پیچیده در دست او خداوند منزّه و بلندمقام است از شریکیهایی که برای او می پندارند  »

وبرای اینکه اندکی به خود بیایند وخدا را بهتر بشناسند ؛ تا از این به بعد ، متعقب این شناخت ومعرفت ،  قدر خدرا نیز بیشتر بدانند ، وبه راز آن کلام توحیدی پیر جماران نیز واقف گردند ، توصیه می شود که در آیات ذیل نیز تدبر وتأمل داشتنه باشند ، شاید عاقبت به خیر شوند .

«َ اَرَأَيْتُمُ النَّارَ الَّتي‏ تُورُون ؟َ أَنْتُمْ أَنْشَأْتُمْ شَجَرَتَها أَمْ نَحْنُ الْمُنْشِؤُنَ ؟ نَحْنُ جَعَلْناها تَذْکِرَةً وَ مَتاعاً لِلْمُقْوينَ[7]»

ترجمه : « آیا درباره آتشی که می افروزید فکر کرده اید؟!  آیا شما درخت آن را آفریده اید یا ما آفریده ایم؟!  ما آن را وسیله یادآوری ( برای همگان ) و وسیله زندگی برای مسافران قرار داده ایم! »

بطور متیقن تردیدی ندارم که مخاطبین خاص این یادداشت ، که همان خواص بی بصیرت ومردود می باشند ، دوصد چندان برابر نگارنده ، از این آیات وعرف متعارفی که بین فیلسوفان الهی در رابطه با نقش وجایگاه فاعل مادی وفاعل حقیقی ساری وجاری است  ، آگاهی دارند . چراکه برخی از آنان مدعی هستند ، بر قرآن مجید تفسیر نوشته اند ، و تامرحله اجتهاد درس حوزوی خوانده اند ، وبعضاً نیز آخرین مدارج علمی دانشگاهی دارند . حال چرا این عالمان بی عمل ، چشم خودرا بر این حقیقت می بندند ، وطوری حرف می زنند ویا مطلب می نویسند ویا وانمود می کنند ، که نه تنها نقشی برای فاعل حقیقی در نظر ندارند ، بلکه نقش آن سرداران دلاوری که سراپا عشق به خدا بودند را نیز ، مخدوش می کنند . وسهم ناچیزی برای آنها در بعد فاعل مادی یا طبیعی ، یا به تعبیر فلاسفه الهی  ؛ علل اعدادی قائل می شوند . باید از خودشان پرسید که چرا وچگونه وبه چه علت ، تلاش می کنند که با گرد وغبار مصنوعی جلو تابش خورشید حقیقت را بگیرند ؟؟؟!!!

سید مختار موسوی


[1] الأسفارالأربعه ج2 ص 283

[2] قرآن کریم سورعه زمر آیه 62

[3] قرآن کریم سوره نحل آیه 53

[4] در مناجاتی که منسوب به دست خط مبارک حضرت ولی عصر (عج) است  ، ودعایی است با مضامین بسیار بلند ونیکو نقل شده است ،. ترجمه ( ای هستی بخش هر آنچه هست وای نادار هر ناداری ) در جمله ( فاقد کل مفقود) راز ورمزی نهفته است که شایسته تأمل است . ونه تنها نقصی به ذلت مقدس اوراه ندارد ، بلکه از هر آنچه که کمال ناقص است نیز مبرّا است . منبع : ترجمه وشرح خطبه حضرت زهرا(س) محمد تقی خلجی

[5] قرآن کریم سوره انفال آیه 17

[6] سوره زمر آیه 67

[7] سوره واقعه ایات 71 تا 73



برچسب‌ها: دفاع مقدس, رزمندگان اسلام, آزادی خرمشهر ؛ امام خمینی, ره, به یاد شهدای بهبهان

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ سه شنبه سی ام اردیبهشت 1393 توسط سید مختار موسوی
 

سید مختار موسوی :

« نقش دولت یا حکومت در نهادینه سازی حجاب وعفاف »

با توجه به تعریفی که علماء بزرگوار از دین و فرهنگ ارائه داده اند و با التفات به برابری نقش دین و فرهنگ دینی در زندگی انسان و همچنین با توجه به حقیقت واحد این دو عنصر قدسی ، که مأموریتی جز تأمین سعادت دنیوی و اخروی انسان ندارند ، باید اذعان نمود که حجاب وعفاف شاه بیت شعائردینی واصول فرهنگی ، در مکتب وفرهنگ غنی اسلام ناب محمدی (ص) است ..

بی تردید عموم هموطنان گرامی خصوصاً دولت مردان بزرگوار از جمله رئیس جمهور محترم کشورمان ، بیش از نگارنده ، با نقش فوق العاده حجاب وعفاف در زندگی فردی و اجتماعی انسان آشنا هستند ، و از قدرت بازدارندگی و وسازندگی ومصونیت بخشی ، این فریضه الهی ؛ در تمام شئونات زندگی نسان که محکوم به زندگی اجتماعی است ، اطلاع دارند .

نگارنده بر این باور است که اگر  حق حجاب وعفاف به نحو مطلوب ادا شود ، وقدرت مصونیت بخشی وامنیت زایی آن برای هموطنان ؛ اعم از مرد وزن وکاوی وتبیین تنویر گردد ، به کمک حجاب وعفاف یا بوسیله آن ، می توان خیلی از جرائم اخلاقی واجتماعی واعمال منافی عفت عمومی را مهار وریشه کن نمود .

همچنانکه در پناه حجاب وعفاف وترویج تفکرات واخلاقیات اسلامی در جامعه ، می توان ضریب امنیت اخلاقی و اجتماعی را در حد کمال مطلوب ارتقاء بخشید .

وقتی یک فریضه واجب دینی ، که انجام آن برای تک تک مسلمانان الزامی و اجباری است ، در صورتی که به نحو مطلوب و منطبق بر سنت نبوی و آئین علوی و فرهنگ ولوی ادا شود ، این همه امتیاز و مزایا و عزّت و سرافرازی و موفقیت بدنبال دارد ، که 75 میلیون نفر ایرانی و نقطه نقطه خاک مهین اسلامی را در مقابل تمامی بلائیات سمائی و ارضی و آلودگی های روحی روانی و بیماریهای اخلاقی مصونیت می بخشد ، جای دارد ، که دولت یا حکومت حاکم بر جامعه دینی ، که  ثبات وسلامت وایمنی جامعه وحکومت دینی ودولت دین مدار ، بر نهادینه سازی و همگانی نمودن فریضه مبارک حجاب وعفاف متوقف است ، در راستای ترویج و تثبیت فرهنگ عفاف وحجاب وپاکدامنی ، آنطوری که شایسته ملت شریف ومومن ایران اسلامی است ایفای نقش نماید . وبه وظیفه شرعی وقانونی خود انجام وظیفه کند .

دولتمردان ، واعظان ، علماء ومراجع اعظام تقلید ، نباید فراموش کنند ، که بهترین راه مبارزه با بی حجابی وبی عفتی در جامعه ، ترویح فرهنگ نماز است . باید به کمک نماز، حجاب وعفاف را در جای جای میهن اسلامی نهادینه وتثبیت نمود . طوریکه هیچ تفاوت ظاهری بین یک دخترخانم وآقاپسر روستایی وپایتخت نشین نباشد .

بزرگترین مشکل اجتماعی و فرهنگی جامعه امروز ایران اسلامی ، که به معضل بزرگی تبدیل شده ، مسئله بی حجابی است که موجب آزار و اذیت خانواده های  متدین شده است . وسلامت روح وروان جوانان این مرز وبوم را بطور جدی تهدید وتحت تأثیرات منفی خود قرار داده است .

بی تردید می توان به جرأت گفت : تمام افرادی که امروز علیرغم تأکیدات ائمه جمعه و جماعات ، با پوشش های نامناسب در جامعه تردد می کنند ، یا اهل نماز نیستند ، یا اینکه نمازهای آنها از مصادیق بارز نمازهای مرده و بی جان و اثر است .

برای اینکه اولین پیام نماز ، حجاب و عفاف ومدیریت نمودن رفتار وتعاملات یومیه با نامحرمان است ، حجاب و عفاف فقط برای زنان وضع نشده است بلکه اسلام به زن و مرد توصیه ی رعایت حجاب و عفاف وپاکدامنی را نموده است .

جامعه اسلامی امروز ما ، علاوه بر بی حجابی ، با معضلات دیگری مثل : ایجاد مزاحمت برای نوامیس مردم ، وشرارتهای خیابانی وحمله به آمران به معروف وناهیان از منکر، کیف قاپی ، سرقت ، گران فروشی ، پول شویی ، معاملات ربوی ، اعتیاد به مواد مخدر ، طلاق و بچه های خیابانی ، کودک آزاری و عرفان های کاذب و شیطان پرستی ..... روبرو است .

قطعاً افرادی که اهل چنین افعال مجرمانه و غیراخلاقی هستند ، نمی توانند در زمره نمازگزاران واقعی قرار بگیرند ، و اگر هم کسی در بین آنها اهل نماز باشد ، از نماز فقط مسائل شکلی آن را فهمیده ، که نخواندن چنین نمازی با خواندن آن تفاوتی ندارد .

نماز واقعی ، نمازی که خدا و شریعت اسلام ناب محمدی (ص) و نمازی که ائمه اطهار سلام الله علیهم اجمعین و نمازی که علماء و بزرگان دینی به ما معرفی کرده اند ، براحتی قادر است تمام این معضلات را از جامعه اسلامی بزداید و جامعه اسلامی را برای ظهور امام عصر قائم آل محمد (عج) آماده نماید .

وقتی دولت و حکومت دینی در جامعه دینی و اسلامی ، با اتکاء به ایمان مردم ، از چنین مکانیزم و قدرت فوق العاده مهمی برخوردار است ، که می تواند با کمترین هزینه ای ، تمام مشکلات و معظلات فرهنگی و اخلاقی و اجتماعی و حتی امنیتی در داخل کشور را مرتفع و به بهترین شکل ممکن اصلاح نماید ؛ چرا آن طوری که باید و شاید قدر این مکانیزم  و قدرت بزرگ را نمی داند ؟ و برای ساماندهی و هنجارسازی و مبارزه با ناهنجاریها از آن بهره برداری نمی کند ؟

حکومت اسلامی یا دولت اسلامی ، برای نیل به این مقصود ، باید تمام رسانه های دولتی خود را در ترویج فرهنگ دینی و در رأس همه در احیاء و ترویج فرهنگ نماز و تفکرات نمازی ، بسیج نماید .

دولت اسلامی اگر می خواهد آمار طلاق ، بی حجابی ، دختران فراری ، بچه های خیابانی ، اعتیاد به مواد مخدر ، کیف قاپ ها و دخل زن ها و ایجاد مزاحمت برای نوامیس مردم ، سرقت و معاملات ربوی و گران فروشی و دیگر جرائم اجتماعی را کاهش دهد و به سمت و سوی ریشه کنی آن حرکت کند ، باید و باید ، در تمام مدارس کشور ، اعم از روستایی و شهری ، از دبستان تا دبیرستان و پیش دانشگاهی و سپس در دانشگاه بدون استثناء مسجد بسازد و امام جماعت معرفی نماید و نماز جماعت تشکیل دهد .

دولت باید تدابیری اتخاذ نماید که ، کتاب نماز و فواید آن ، از سال اول ابتدایی تا آخرین رده دانشگاهی تدریس شود .

ائمه جمعه وجماعات ، در آموزش وتبیین احکام اسلامی ؛ نباید با مردم تعارف کنند ودر امر به معروف ونهی از منکر ملاحظه کاری وتسامح وتساهل نمایند ، قطعاً اگر امام جمعه درخطبه های نماز جمعه وائمه جماعات در بین الصلاتین ، به صراحت ومستند به آیات وروایت ، اعلام کنند ، یکی از نشانه های بی نمازی ، یا سبک شمردن نماز ، بی حجابی وبی عفتی ویا عدم اهتمام به فریضه حجاب وعفاف است ، واینگونه افراد برای ازدواج ودیگرتعاملات وارتباطات سالم انسانی قابل اعتماد نیستند ، و یا با صدای رسا اعلام کنند ، امروز بی حجابی تجاوزی آشکار به حریم حقوق شهروندان است واز این نظر هم از مصادیق بارز جرم مشهود ومستلزم برخورد قاطع فضایی وانتظامی است ؛  جامعه متدین باید از چنین مجرمان اخلاقی واجتماعی دورشود ، آثاربسیارمفید وامیدوارکننده ای خواهد داشت .

گفتم این شرط آدمیت نیست                      مرغ ، تسبیح خوان و من خاموش

ای قادری که خدایی را سزایی ، جان ما را صفای خود ده و دل ما را هوای خود ده و چشم ما را رضای خود ده و ما را آن ده که آن به ومگذار ما را به « که » و« چه »[1]

« اللهم الجعل محياي محيا محمد و آل محمد و مماتي ممات محمد آل محمد »

التماس دعا : الاحقر سید مختار موسوی


[1]- خواجه عبدالله انصاری به نقل از ماهنامه طوبی بهمن 84 شماره 2 سید حسین اسحاقی



برچسب‌ها: فرهنگ عفاف وحجاب, فرهنگ نماز, امر به معروف ونهی از منکر

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1393 توسط سید مختار موسوی

سید مختار موسوی :

چرا صدای آقای دانایی به گوش کسی نمی رسد ؟

اکثر دوستان وهمشهریانی که با فعالیتهای سیاسی ، اجتماعی وفرهنگی نگارنده در عرصه مطبوعات سراسری وفضای مجازی آشنایی دارند ، واقف هستند که حقیرتمام هم وغم خودرا بر روی مسائل کلان سیاسی ، اجتماعی وفرهنگی کشور ، وپاسداری از اصول وآرمانهای انقلاب اسلامی ودفاع از حریم وآرمانهای ولایت ، وصیانت از گفتمان مقاومت وتبلیغ وترویج فرهنگ عاشورایی ، وتشجیع وتهییج وترغیب وتشویق هموطنان به اهتمام در اعتصام بحبل الله ، که در عصر ما حبل الله ، همان ولایت مطلقه ولی فقیه زمان است ، معطوف نموده وکمتردر مسائل شهری وجزئیات ورود می کنم .

اما چند صباحی است ، تک صدایی که ، با نوایی انقلابی ازجنس وقماش بسیجیان مجاهد ، در مجموعه شورای اسلامی شهر بهبهان ، از حنجره رزمنده ای کهنه سوار با روحیه ی جهادی طنین انداز می شود و بانک مظلومیت ومحرومیت وعقب افتادگی های بهبهان را فریاد می زند ، مرا ترغیب کرده که باید کاری کرد . ونباید گذاشت این صدا تضعیف شود واورا تنها گذاشت .

زمانی انگیزه مضاعف وعزمی مصمم مرا فراگرفت ، که متأسفانه هرچه این صدا رساتروبا صراحت هرچه بیشتر طنین انداز می شود ، ناشنیدنی تر می شود ودر جمع مخاطبینش گوش شنوایی برای شنیدن آن پیدا نمی شود .

بدون تردید ، عامل اصلی که نمی گذارد این صدا به گوش وبعد دل مخاطبین آن برسد وبنشیند ، ویا به تعبیر حکما وفلاسفه ، چرایی وچیستی نرسیدن چنین صدایی به گوش مخاطبانش ، درنامتقارن بودن وغیر قرینه بودن صدا ، با صدای مخاطبین ومتفاوت بودن جنس فکر وروحیه ی صاحب صدا بامخاطبین خود انتخابی نهفته است . ضمن اینکه این تک صدا در یک مجموعه نیز ، از مصادیق ضرب المثل همان یک دست است که صدا ندارد وره به جایی نمی برد .

چراکه از رموز کارگر وکارساز واقع شدن سخن ومؤثر بودن بیان ، این است که باید صاحب سخن ومستمع ومخاطب هم قرینه وهم جنس باشند . مثل هم فکر کنند ، مثل هم بخواهند . مثل هم کار کنند . ووجه مشترک آنها داشتن روحیه جهادی بدور از ریا ووکبر وغرور باشد . در حالیکه بنده معتقدم چنین تجانس وهمخوانی وهم رنگی ، که از ضروریات تأثیر گذاری است ؛ بین آقای دانایی ومخاطبانش وجود نداشته است.

حرفهاودرد ودل های آقای دانایی ریاست محترم شواری اسلامی چهارم شهربهبهان ، ( که بنده نه به ایشان ونه به هیچ یک از اعضای شورای اسلامی چهارم شهربهبهان رأی نداده ام ) در این چند ماهه ، البته آن دسته از سخنانشان که بیانگر مظلومیت ومحرومیت وعقب افتادگی های شهربهبهان است ، از جنس صداقت بدون ریا است . که با صراحت کلام وروحیه جهادی وولع خدمت رسانی فریاد زده می شود . وقابل تحسین وتجلیل است.

اما به نظر حقیر ، آقای دانایی مسیر دادخواهی را درست انتخاب نکرده است . متأسفانه کسانی که آقای دانایی برای دادخواهی ومددجویی انتخاب نموده ، قبلاً امتحان خودرا پس داده ودر مدیریت بحران ، وتشخیص حق از باطل در فضای غبار آلود فتنه کارنامه قبولی نداشته اند . وچنین افرادی اینگونه دادخواهی هارا دادخواهی از نظام وبه منزله اعلام نارضایتی از وضعیت موجود تلقی نموده ، و بنظر نمی رسد که انگیزه ای ویا توانی برای کارگشایی وحل مشکلات این شهرمحروم ومظلوم داشته باشند .

آقای دانایی ، باید به عوض اینگونه اقدامات که جز خستگی جسم وروح چیزی عاید آنها نکرده است ، به عنوان رئیس شورای اسلامی شهری که سرداران شهیدش همه ملی وسر لشکر هستند وبسیجیان شهیدش زبانزد خاص وعام بویژه دست اندر کاران دفاع مقدس می باشند ، وولایتمداری مردمش سرآمد دوران است ؛ با هماهنگی با امام جمعه محترم وسایر فعالان فرهنگی ولایتمدار، برای مردمی که تشنه زیارت امام ورهبر عظیم الشأن خود هستند ، از دفتر مقام معظم رهبری درخواست ملاقات حضوری برای جمعی از خانواده شهدا وآزادگان وجانبازان وایثارگران وبازاریان وفرهنگیان ودیگر اقشار محترم شهرستان بهبهان ، جهت دیداربا رهبر فرزانه انقلاب اسلامی می کردند . وبا مشورت با صاحب نظران واهل قلم مرقومه ای متضمن همه محرومیت ها وعقب افتادگی ها ومظلومیت های شهرمان را تقدیم مقام عظمای ولایت می نمودند ، واز آنجناب کمک می خواستند .

سید مختار موسوی



برچسب‌ها: روحیه جهادی, نعمت الله دانایی, شورای اسلامی شهر بهبهان
نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1393 توسط سید مختار موسوی

سید مختار موسوی :

چه مجوزی بالاتر از حکم خدا ورسول خدا (ص) وقانون اساسی وفرمان رهبر کبیر انقلاب اسلامی !؟

کسانی که بزرگان واصحاب اتاق فکر آنان ، مدعی کهنگی وشایسته بایگانی بودن ، تفکرات وایده ها وفرمایشات امام خمینی (ره) در موزه ها وبه تاریخ پیوستن مکتب وگفتمان بنیانگذار جمهوری اسلامی بوده اند ، امروزبرای فرزندان راستین روح الله وعاشقان مخلص ولایت وامت حزب الله شاخ وشانه می کشند ،  ومطالبه اجرای اصل هشتم قانون اساسی واطاعت از فرامین امام روح الله (س) را ، در راستای امر به معروف ونهی از منکر و مبارزه جدی ومؤثربا  پدیده شوم بی حجابی وترویج فرهنگ برهنگی غربی از مسئولین مربوطه را غیر مجاز وخلاف قانون می دانند .  وحضور خود جوش جوانان حزب الله در صحنه را به چالش می کشانند . اینک قضاوت با شما .

بخشی از بند "م" وصیت‌نامه سیاسی - الهی حضرت امام روح الله (س)خطاب به امت حزب الله:

اکنون وصیت من به مجلس شورای اسلامی در حال و آینده و رئیس جمهور و رؤسای جمهور ما‌بعد و به شورای نگهبان و شورای قضایی و دولت در هر زمان، آن است که نگذارند این دستگاههای خبری و مطبوعات و مجله‌ها از اسلام و مصالح کشور منحرف شوند. و باید همه بدانیم که آزادی به شکل غربی آن، که موجب تباهی جوانان و دختران و پسران می‌شود، از نظر اسلام و عقل محکوم است. و تبلیغات و مقالات و سخنرانیها و کتب و مجلات برخلاف اسلام و عفت عمومی و مصالح کشور حرام است. و بر همة ما و همة مسلمانان جلوگیری از آنها واجب است. و از آزادیهای مخرب باید جلوگیری شود. و از آنچه در نظر شرع حرام و آنچه برخلاف مسیر ملت و کشور اسلامی و مخالف با حیثیت جمهوری اسلامی است، به طور قاطع اگر جلوگیری نشود، همه مسئول می‌باشند. و مردم و جوانان حزب‌اللهی اگر برخورد به یکی از امور مذکور نمودند به دستگاههای مربوطه رجوع کنند و اگر آنان کوتاهی نمودند، خودشان مکلف به جلوگیری هستند . خداوند تعالی مددکار همه باشد[1].



[1] http://farsi.khamenei.ir/imam-content?id=9447



برچسب‌ها: حزب الله, امر به معروف ونهی از منکر, وصیت نامه امام راحل, تسامح وتساهل فرهنگی

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه بیستم اردیبهشت 1393 توسط سید مختار موسوی
سید مختار موسوی :


(جریان نفاق در دوران سیاست علوی)

در وادی سیاست و امور سیاسی ، اگر سیاست با معنی و مفهوم علوی آن ، مدنظر سیاستمداران و فعالان سیاسی قرار بگیرد ، بدیهی است که چنین سیاست مدارانی ، هدفی جز تقّرب به خدا و تثبیت دین خدا و خدمت به خلق خدا نخواهند داشت .

تعریف سیاست علوی :

سیاست علوی یا تعریف سیاست از نگاه علویان که منظوراز این نوع سیاست ،  سیاستِ منطبق با سلوک سیاسی امام العارفین مولی الموحدین علی ابن ابیطالب (ع) وصی و جانشین بر حق وامام وخلیفه بلافصل پیامبر اسلام (ص ) می باشد ، عبارت است از :«تدبیر درزندگی اجتماعی انسان ، یا مدیریت زندگی انسانها و اداره جامعه انسانی وهدایت آن مطابق با فلسفه و اهداف خلقت .»

علامه فقید استاد محمد تقی جعفری (ره ) که عمر پربرکت خود را در راه تفسیر و تشریح سخنان امام علی (ع) در نهج البلاغه سپری نمودند ، با توجه به سلوک سیاسی آن حضرت ، سیاست را چنین تعریف کرده است : « مدیریت و توجیه و تنظیم زندگی اجتماعی انسانها در مسیر حیات معقول »[1]

 در کتاب دانشنامه امام علی (ع ) که به اهتمام پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در سیزده مجلّد به زیور چاپ آراسته شده ، در جلد ششم آن که به مبحث سیاست اختصاص یافته است ، با عنایت به آموزه های اسلام درباره انسان و هدف خلقت او و غایات بعثت انبیای الهی و نیز با مروری به سیره و سلوک پیشوایان دینی که احراز قدرت را ابزاری برای تحقق آرمانهای بلند الهی می دیده اند سیاست به معنی الاعم اینگونه تعریف شده است :

« سیاست تجلّی ولایت و رهبری خلق ، برای حرکت به سوی خالق و زمینه سازی برای تحقق هدف اعلای خلقت انسان ، در عرصه حیات اجتماعی »[2] و ما خلقت الجن و الانس الالیعبدون[3]

و با توجه به این معنی سیاست به معنی الاخص را نیز اینگونه تعریف کرده است :

«تدبیر و اراده امور جامعه در مسیر تحقق ولایت الهی »

از تمامی این تعریف ها چنین مستفاد میشود که ، سیاست علوی ویا سیاست از دیدگاه علویان با دیانت ودین آنان افتراقی ندارد . یعنی تحقق اصل امتزاج دیانت وسیاست .

آیا در جامعه امروزی ما ، تمامی سیاستمداران و یا فعالان سیاسی چنین تعریفی از سیاست دارند ، و سیاست را اینگونه می بینند و با این اهداف وارد میدان سیاست و کارهای سیاسی شده اند ؟

بدیهی است که اندیشمندان سکولار و سیاسیونی که به دنبال تحقق یک جامعه سکولار هستند ، وطرفداران لیبرالیسم واومانیسم ،که تفکرات واندیشه های سیاسی آنها شرک آلود ودین ستیز است ،  نه تنهااصلاً چنین تعریفی را از سیاست قبول ندارند ، بلکه دقیقاً درنقطه مقابل این تعریف حرکت می کنند , و نقطه مقابل سیاست علوی نیز ، همان سیاست اموی است .

امروز نمونه عینی و عملی سیاست علوی در کشور ما وسراسر جهان هستی ، سلوک سیاسی مقام عظمای ولایت حضرت امام خامنه ای دامت برکاته است ، و نمونه عینی و عملی سیاست اموی که بر پایه و اساس خدعه و نیرنگ و با فلسفه و .منطق زر وزور وتزویر بنا نهاده شده و انسان را در مسیر مقابل و متضاد با فلسفه خلقت هدایت می کند ، راه و روش سیاسی غرب به ویژه سلوک سیاسی آمریکای جهانخوار وجیره خواران داخلی آنها است ؛که با طن لیبرال وتقکز اومانیستی و اهداف سکولاریستی  خودرا متأسفانه در ظاهرمسلمانی اختفاء واستتار نموده اند .

بنابراین در وادی سیاست و بازار سیاسی ، اگر سیاستمداران وسایر فعالان سیاسی ، سیاست غیر علوی را دنبال کنند و هدفی غیر خدایی داشته باشند ، بازار جعل وتحریف وکلاهبرداریهای سیاسی و شکستن حسن وقبح افعال شلوغ خواهد شد , وبی تردید هیچ چیز در جای خود قرار نخواهد گرفت , و احتمال اینکه همه چیز وارونه جلوه داده شود و هر چیزی بر عکس و متضاد با حقیقت آن معنی و تعریف و ترجمه گردد و هر امری بر خلاف آنجه هست ، به نمایش گذاشته شود ، امری عادی خواهد بود .

بطور متیقن در صورت تحقق چنین شرایطی ، اولین جابجایی که صورت خواهد پذیرفت ، جای حق وباطل خواهد بود  ، که البته این جابجایی مقدمه ای دارد که مقدمه آن نیز ؛ مشتبه ساختن حق و غبار آلود نمودن فضای تشخیص حق از باطل وامتزاج حق وباطل است ,

بی تردید ، آن دسته ازگروههای سیاسی و احزاب و یا فعالان سیاسی که در جامعه اسلامی ما ، مترّصد تحصیل فرصت هستند ، تا با  هدفی غیرار تقّرب به خدا ومنافی با فلسفه خلقت  ؛  سیاست اموی را پیشه خود قراردهند ، و با هدف تقرّب به شیطان وسقوط انسانها به اسفل السافلین ، فعالیت سیاسی داشته باشند ، هرگز نخواهند توانست آشکارا ، با چنین هیبتی وعلناً با  چنین ایده وزبانی ورسماً با چنین اهدافی ، با مردم به گفتگو ومذاکره ومناظره بپردازند و جرأت نخواهند داشت که ، لحظه ای با چهره منفور وپلید اصلی خود در انظار عمومی حاضر شوند , وماهیت ضد دینی و هویت شیطانی خود را برای همگان بر ملا سازند و فعالیت سیاسی داسته باشند.

مقام معظم رهبری حضرت امام خامنه ای دامت برکاته ، که در ادامه جلسه چهاردهم تفسیر قرآن خودبه تبیین فساد منافقین در بیان قرآن وجریان نفاق در دوران نظام اسلامی پرداخته اند ، تعبیری بسیار روحانی وقرآنی دارند ، که من باب تبرّک وتیّمن وبه منظور اعتبار وسندیت بخشیدن به مطالب پیش گفته ، عیناً بیان می گردد :

 «اينجا من يكبار ديگر مطلبی را كه يكی دو بار گفتم يادآوری مي‌كنم، لااقل، در اين مجموعه‌‌ی آيات اول سوره‌ی بقره، منظور از نفاق فقط آن احساس شخصی ناشی از اختلال روانی او باشد نيست، بلكه منظور جريان نفاق است و جريان نفاق را گفتيم، يعنی در درون نظام اسلامی يك مجموعه‌ای به قصد ضربه‌زدن و مخالفت‌كردن و توطئه‌كردن، زير پوشش حق بجانب بوجود بيايد، بدون اينكه اين شجاعت را داشته باشند كه صريحاً اعلام كنند ما دشمنيم. »[4]

 بنا براین ، چنین افراد یا گروههای سیاسی ، که قصد مقابله با حق وحقانیت را دارند ، راهی ندارند جز اینکه در لباس منافق واهل خدعه درجامعه ظاهر شوند ، وبرای تحقق این امر لازم است که ، خودرا شبیه اهل حق وحق مداران درآورده وقدم جای پای نیاکان خود در صدر اسلام بگذارند که قرآن از آنها اینگونه یاد کرده است :

«« قرآن نقش خدعه را بیان می کند و می گوید خدعه با اهل حق چنین است: «و اذا لقوا الذین آمنوا قالوا آمنا و اذا خلوا الی شیاطینهم قالوا انا معکم انما نحن مستهزؤن؛ و چو با مومنان روبه رو شوند گویند: ایمان آورده ایم و چون با یاران شیطانی خود تنها شوند گویند ما بی تردید با شما هستیم، جز این نیست که ما (آنها را) به مسخره گرفته ایم» » (بقره/14).

 به خیال خودشان خیلی زرنگی می کنند، به اهل ایمان که می رسند می گویند بله ما از شما هستیم ولی وقتی با برادران واقعیشان، با شیطانهائی مثل خودشان خلوت می کنند، می گویند ایمان ما ظاهری و صوری است و ما باطنا با شما هستیم، ما مسخره شان می کنیم!

 بعد قرآن می گوید: «الله یستهزی بهم و یمدهم فی طغیانهم یعمهون ؛ خداست که آنها را به مسخره می گیرد و فرصت می دهد تا در طغیانشان سرگردان بمانند» (بقره/15). این مسخره کردن ها به ضرر خودشان است، خدا آنها را مسخره خواهد کرد، یعنی این جریان و سنت عالم است که آنها را مضحکه قرار خواهد داد و در کوری و حیرت گرفتار خواهد کرد.

بعد بیان عجیبی دارد: «مثلهم کمثل الذی استوقد نارا فلما اضاءت ما حوله ذهب الله بنورهم و ترکهم فی ظلمات لایبصرون؛ مثل آنان مثل کسی است که (به زحمت) آتشی بیفروخت و همین که اطراف وی را روشن ساخت، خدا نورشان را برد و در تاریکی ها رهایشان کرد که نبینند» (بقره/17).

 اینها از نقشه های نکرشان (نکری = شیطنت) استفاده می کردند و عقل خود را در خدمت هوای نفس و شیطنت خود قرار داده بودند (بالاخره عقل هم برای انسان یک نوری است، همان طور که حس و غریزه برای انسان نور است و راهنما) کسی که عقل خودش را در خدمت نکری و علیه هدایت دین قرار دهد، مثل کسی است که در تاریکی آتش روشن کند تا در ظلمت بیابان از نور آن استفاده نماید و راه پیدا کند وقتی آتش را روشن می کند اول استفاده هم می برد و اطرافش روشن می شود ولی خدا زود این نور را می برد و او را در تاریکی می گذارد.

«صم بکم عمی فهم لا یرجعون؛ کرانند و گنگانند و کورانند پس (از گمراهی) باز نمی گردند» (بقره/18)، نه تنها آنها را در تاریکی باقی می گذارد بلکه چشم و گوش و زبانشان را هم می گیرد، چون اگر چشم باز باشد، اگر چراغی از دور پیدا شود آدم می بیند و راه را پیدا می کند، یا اگر گوشش باز باشد، در تاریکی صدای زنگ شتری یا بوق ماشینی را می شنود و متوجه می شود راه از آن طرف است، یا اگر زبان آدم باز باشد فریاد می کشد تا اگر کسی آن نزدیکیهاست، بشنود و او را هدایت کند ولی همه اینها از او گرفته می شود.[5]

ذکر این مقدمه نسبتاً طولانی برای این بود که بتوانیم با استدلال قرآنی ومنطق ولایی ، جنب وجوش های شیطانی واعمال فرصت طلبانه گروهی از فریب خوردگان سیاسی در جایگاه پساب فتنه ومنافقین جدید ، در ام القرای اسلام  و در دوران حاکمیت سیاست علوی ، آنهم در تقابل با مردمی  مومن  و ولایی  وبصیر که ، همواره در طول تاریخ انقلاب اسلامی در تمامی عرصه ها در خط مقدم جبهه حق علیه باطل بوده ودر تمامی زمینه هایی که باید در صحنه حضور داشته باشند ، بلا استثناحضوری موثر ومفید داشته  واز هر نظر نسبت به دیگر ملتها  سرآمد بوده اند ؛  خنثی وباطل وعبث وبلا اثر جلوه داده شود. وازاین رهگذر بیدار باش وهشداری به جوانان حزب الله دراین مرزبوم داده باشیم که ، مبادا فریب چرب زبانی وقیافه های حق به جانب ورفتار منافقانه این نابکاران سیاسی را بخورند . 

سید مختار موسوی

 



[1] - حکمت اصول سیاسی اسلام ص 47

[2] -دانشنامه امام علی (ع ) ص 15

[3] - ذاریات /56

[4] خبرگزاری قرآنی ایران (ایکنا)

[5] کتاب حق وباطل ص38 تا 42 استخراج شده از سایت موسسه فرهنگی جام طهور



برچسب‌ها: منافقان جدید, لیبرالیسم, اومانیسم, سکولاریسم, حزب الله

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه هفدهم اردیبهشت 1393 توسط سید مختار موسوی
سید مختار موسوی : 

آقای روحانی چرا!؟

ضمن احترام به رئیس جمهور محترم جناب حجت الاسلام والمسلمین حسن روحانی ، ضرورتاً از باب   «وَذَكِّرْ فَإِنَّ الذِّكْرَى تَنفَعُ الْمُؤْمِنِينَ [1]» و «النصيحة لائمة المسلمين[2]»، واینکه نمی توانم در برابر سرنوشت وآینده وطن وهموطنانم ومنافع ملی واز آن مهمتر، آینده اسلام وانقلاب اسلامی ودستاوردهای خون شهدا ، بی تفاوت باشم با کمال احترام وبدور از هرگونه غرض ومرض شخصی وسیاسی ، این مکتوبه را خطاب به حضرتعالی مرقوم وتقدیم می نمایم .

آقای روحانی ! دینی که شما از آن بعنوان دین صلح یاد می کنید ، دین اکثریت قریب اتفاق ملت شریف ایران است وبر همین اساس در اصل دوازدهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز، دین رسمی ایران وایرانیان ، اسلام ومذهب جعفری اثنی عشری معرفی شده است . واصول 152 تا 155 قانون اساسی که وظایف وتکالیف دولتمردان را درامر سیاست خارجه تعیین واحصاء نموده است ؛ مورد التفات ونصب العین همه ایرانیان اعم از مسلمانان واقلیت های مذهبی شناخته شده در قانون اساسی است . وصلح وتعامل با دنیا ، درقالب خاص جهان بینی توحیدی ، با قصد وانگیزه فعلیت بخشیدن به شعار توحید «لااله الاالله » که به معنی نفی وترد ابدی هرگونه تفکر استعمار واستثماری ومبارزه جدی با خوی استکباری وفرعونی وعدم پذیرش سلطه بیگانگان است ،  با رعایت رکن رکین تولّا وتبرّا واصل اصیل امر به معروف ونهی از منکر وترجیح رضایت الله بر سایرین ، جزو باورهای قلبی ومعرفت های دینی تک تک شیعیان این مرز وبوم است .

 ذکر این مقدمه وچیدن صغرا وکبرای آن ، برای اذکار ویادآوری این مهم است که ، باستحضار حضرتعالی برسانم ، با التفات به این اعتقادات وباورهای عمیق ، بطور قطع به یقین در جمع منتقدین شما ، برای نمونه حتی یک نفر هم پیدا نمی شود که ، دارای روحیه قانون گریزی ودولت ستیزی وترویج خشونت وشرارت ووظلم وتعدی به دیگران ویا به قول شما تقابل وخنجرکشیدن به روی جهانیان باشد.

وااین نکته را نیز متذکر شوم که ؛ به لطف حاکمیت فرهنگ غنی اسلام ناب محمدی (ص) وبه یُمن داشتن رهبری روشن ضمیر وزمان شناس ودشمن شناس وآگاه ومسلط به تمامی امورات سیاست داخلی وخارجی ، که به حکم خدا وروسول خدا(ص) وقانون اساسی ، بر مسند ولایت جلوس فرموده است ؛ وبحمدالله همه چیز را زیر ذرّه بین بصیرت ومدیریت بی نظیرخود قرار دارد ، واینکه اکثریت قریب اتفاق منتقدین شما ازجمله ولایتمدارترین وولایت پذیر ترین جامعه ولایی ایران اسلامی هستند ، طوریکه همگی خودرا مریدان تنوری مقام عظمای ولایت می دانند ، لذا هرگز وهرگز، در این جمع کسی پیدا نمی شود که ، بدون شناسنامه و علم وآگاهی وبدون شناخت از اوضاع واحوال جغرافیای سیاسی وحقوقی منطقه وجهان ، درباره موضوعی که تخصص ندارند اظهار نظر نمایند .

بنابراین اگرنقدی می شود ، اگر تذکری به دولت داده می شود ، همه وهمه در اجرای اصل هشتم قانون اساسی ودر راستای جامه عمل پوشاندن به فریضه امر به معروف ونهی از منکر ، واز روی دلسوزی وحساس بودن به منافع ملی و حفظ نظام جمهوری اسلامی است ، که بفرموده امام روح الله (س) ازاوجب واجبات است  . وهر آنچه می گویند ومی نویسند ؛ همه از روی عشق به ولایت وانقلاب اسلامی وحس وطن دوستی است . واینکه دوست ندارند ، آینده کشورشان مثل عراق وافغانستان وپاکستان باشد . که کشتاروخونریزی بعنوان ارمغان دمکراسی غربی آمریکایی به کشور آنها آورده شده است .

لذا جای تعجب است که شما از انتقاد چنین افرادی که جز خیر وصلاح شما وانقلاب اسلامی وملت شریف ایران اسلامی ، چیزی در مخیله خود ندارند ، خشمگین شوید وعنان صبر را از دست بدهید . وحرفهایی بزنید که به جز خوشحالی دشمنان نتیجه دیگری نخواهد داشت .

اینک بنده با همین هدف ونیّتی که بعرض رسید چند سوال دارم . واین سوالات ناشی از ابهامات وشبهاتی است که من در سخنان شمادیده ام . امیدوارم این باربا سعه صدر وحلم وبردباری پاسخ لازم را امر به ابلاغ فرمائید .

1ـ آقای روحانی ! چرا دفاع از منافع ملی و مطالبه حقوق ملت ، واصرار برحفظ عزت وکرامت نفس ایرانیان ، وتلاش برای حفظ استقلال فرهنگی وتمامیت ارضی ، وپاسداری ازدستاوردهای خون شهدای هسته ای ، ومطالبه احترام متقابل وبرابری امتیازدهی وامتیاز گیری در مذاکرات را حمایت از تحریم وخوشایندی از تحریمها تلقی می کنید ؟

«آقای روحانی نه ما شمشیرکش هستیم و نه از شمشیر دشمن می ترسیم . بفرمائید کدام منتقد شمارا به تقابل وخشونت تشویق وترغیب نموده است ؟

حرف ما همان فرمایشات مقام معظم رهبری است که می فرماید : « هیچیک از دستاوردهای هسته ای کشور قابل تعطیل شدن نیست و کسی هم حق معامله برروی آنها را ندارد و کسی هم این کار را انجام نخواهد داد . بنابراین حرکت علمی هسته ای، به هیچ وجه نباید متوقف و یا حتی کُند شود. مطلقاً در زمینه حرکت علمی هسته ای، امکان توقف و یا کُند شدن وجود ندارد. مذاکره کنندگان کشورمان هیچ حرف زوری را نباید از طرف مقابل قبول کنند و روابط آژانس بین المللی انرژی اتمی با ایران نیز باید بصورت متعارف و غیرفوق العاده باشد. مسئولان نیز باید در مورد دستاوردهای هسته ای تعصب داشته باشند،»

آقای روحانی ! از واکنش شما نسبت به کنش منتقدان واز فحوای سخنانتان چنین برداشت می شود که، شما چنین باوری دارید که ، تحریم ها ناشی از فعالیتهای هسته ای است ، ومستمعین سخنان شما ، چنین استنباط می کنند که ، می خواهید این امر را به آنها القاء کنید  ؛ مبنی بر اینکه تا فعالیت هسته ای ادامه دارد ، تحریم ها نیز بلطبع ادامه خواهد داشت . در حالیکه مقام عظمای ولایت فرموده اند : «تحریم و فشار ناشی از موضوع هسته ای نیست بلکه آنها با هویت مستقل ملت ایران و جمهوری اسلامی که از ایمان و اعتقاد اسلامی سرمنشأ می گیرد، و همچنین با افق های آینده این ملت و نظام و زیربار حرف زور نرفتن آنها مخالفند. بنابراین اینکه گفته شود، تحریم ها و فشارها هزینه دستاوردهای هسته ای است، موضوع صحیحی نیست زیرا اگر موضوع هسته ای هم نبود، آنها بهانه دیگری می گرفتند، همانطور که اکنون و در حین مذاکرات، امریکاییها بهانه حقوق بشر را مطرح می کنند »

چرا فکر می کنید منتقدان شما بی سوادند ، و هیچ شناختی از دنیا و منطقه وحقوق ندارند وچیزی نمی فهمنند؟

چرا رویکردعملی شما در امر آزادی بیان و استقبال از انتقاد ؛ با شعارهایتان متناقض و متضاد هستند؟

چرا منتقدین خودرا از حامیان دولت قبلی می دانید ؟ این حرف شما وحامیانتان ، مارا به یاد ساکتین فتنه  وخواص مردودی می اندازد ، که فتنه را یک دعوای انتخاباتی بین احمدی نژاد وموسوی می دانستند . نه برادر ، اکثر منتقدین شما منتقدین دولت قبلی هم بوده اند . چرا که آنها دوستدار نظام ولایی وعاشق ولایت هستند ولاغیر . بعنوان نمونه عرض می کنم خدمتتان ، که نگارنده از جمله منتقدین سرسخت دولت دهم بوده وتندترین مقالات انتقادی را بر علیه رئیس جمهورقبلی، در همین نشریه یالثارات الحسینی که شما توقیفش کرده اید نوشته است . که شک ندارم با این رویکرد شما ، اگر یکی از آنها را برای شما بنویسم ؛ خدا میداند چه سرنوشتی متوجه من وخانواده ام باشد .

چرا سعی می کنید از منتقدین خود که اکثریت قریب اتفاق آنها از معتمدین ومومنین و انقلابیون اصیل و شناسنامه دار هستند ، چهره ای خشن و افراطی بسازید و به دیگران معرفی نمائید . وبه جای قبول اشتباهات وپذیرش نقد های سازنده ونصایح دوستان نظام ، فرافکنی می کنید ؟

سید مختار موسوی



[1] قرآن کریم الذاریات /55 «و (مؤمنان را) تذكر ده، زيرا تذكّر و پند مؤمنان را سود مى‏بخشد »

2 بحارالانوارجلد 27 باب سوم :  قال رسول الله(ص) خطب الناس فى مسجد الخيف فقال: ...ثلاث لا يغل عليه من قلب امرى مسلم: اخلاص العمل لله، و النصيحة لائمة المسلمين و اللزوم لجماعتهم ، ( سه خصلت است كه دل هيچ فرد مسلمانى با آن خيانت نكند: خالص كردن عمل براى خدا، خيرخواهى پيشوايان مسلمين و همراه بودن با جماعت )

 



برچسب‌ها: مذاکرات هسته ای, توافق نامه ژنو, اقتدار ملی, امتیاز دهی برابر

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ سه شنبه شانزدهم اردیبهشت 1393 توسط سید مختار موسوی
شیعیان تنوری کجا وما کجا ؟!!!

مصلحــت نیست که از خود جنمی رو سازیـــم
یا که آرامــــش خـود را به خطـــــــر اندازیم 

خـون یک عـده مسـلـمان به زمیـن می ریزنــد
مصلحــت نیست که حرفی به میـان اندازیــــم

دل آقـــا چو شکســتــند خودش می آیـــد!!!
مصلحــت نیست که اسبی به دفاعش تازیـــــم

حـرم امــن امـامـان که شـــده ویـــــــــرانـه
مصلحـت نیست که مـا تفرقـه ای درسازیـــــم

آخـر این مصلحت اندیشی ما حــدّی داشــت!
اُف به این شیعه ی نابــی که به آن می نازیـــم

اللهم عجل لولیک الفرج


شعر از شاعره ولایی آراسته نیا -http://suzestan.blog.ir



برچسب‌ها: شعیه تنوری, مظلومیت آقا, غربت ولایت, محبان ولایت, عاشقان ولایت
نوشته شده در تاريخ یکشنبه چهاردهم اردیبهشت 1393 توسط سید مختار موسوی
سید مختار موسوی :

آقای روحانی !  اگر صلاح دیدید به این سوالات پاسخ دهید

آقای روحانی ! من از آن دسته ازایرانیانی هستم که از بدو تولد واز زمانیکه در گهواره بودم ، توسط امام روح الله بعنوان سرباز روح الله معرفی شدم . واز نظرموقعیت خانوادگی ووضعیت اقتصادی ، از  تبارپابرهنگانی هستم که امام روح الله آنهارا صاحبان اصلی انقلاب اسلامی معرفی نمود . واز نظر موقعیت اجتماعی ، در جرگه خانواده شاهد هستم که امام روح الله آنان را چشم وچراغ این ملت خوانده است . واز نقطه نظر سیاسی ، بنده با افتخاراعلام می کنم که ، نه راستی هستم نه چپی ونه اصلاح طلب هستم ونه اصولگرا  ولی چون شما اصرار داشته اید که ، اول جناح وحزب وگروه خودرا معرفی کنید وبعد اگر نقدی است انجام شود ، صرفاً جهت اطلاع جنابعالی عرض می شود که ، جناح من جناح خداووسول خدا وعترت پاک رسول الله (ص) وخط من خط ولایت ، فرهنگ من فرهنگ سرخ حسینی ، و هویت من هویتی شیعی علوی ، روحیه من عاشورایی وگفتمان من گفتمان مهدویت ، وحزب من حزب الله است ؛ و امام ولی من در عصر غیبت امام معصوم (ع)آقا سید علی خامنه ای نایب امام زمان (عج) است .

 ذکر این صفات و خصوصیات در مقدمه این یادداشت ، در راستای لبیک گفتن به فراخوان حضرت عالی است که در مراسم افتتاح نمایشگاه بین المللی کتاب ، از منتقدین خود خواسته اید که با شناسنامه حرف بزنند . از طرف جناح خود حرف بزنند .امیدوارم شناسنامه حقیر با این مشخصات و مختصات مقبول حضرت عالی و حامیان شما باشد . به سوالات مطرح شده پاسخ قاطع وقانع کننده ای بدهید .

آقای روحانی !  آیاایستادگی براصول و آرمان های انقلاب اسلامی و پایبندی بر اسلام ناب محمدی (ص)و دفاع از حریم ولایت وادامه راه شهداء افراط گرایی است ؟

 آقای روحانی ! آیا عمل به فریضه واجب تولا وتبری ، که مارا مکلف نموده از سران فتنه 88 و حامیان آنها اعلام انزجار وتبری بجوئیم واز ولایتمداران ودوستان ولایت حمایت کنیم ، وعمل به دستور امام خمینی (ره) که فرموده اند : « نگذارید این انقلاب به دست نامحرمان بیفتد » تند روی است ؟

آقای روحانی ! آیا تلاش برای فهمیدن آنچه در توافق نامه ژنو ومذاکرات هسته ای بر سر ما آمده ، و وابراز نگرانی از آنچه اتفاق افتاده است ، برای اینکه امتیازهایی که در این توافق نامه مابصورت نقدی وفی المجلس به دشمن داده ایم ، در برابر وعده ها وقول نسیه ای که آنان به ما داده اند ، قابل قیاس وبرابری نیست ، با توجه به اینکه میدانید ومیدانیم که این پیشرفتهای هسته ای ، ماحصل خون شهیدان وخون دل خوردنهای ولی فقیه زمان مااست ، وبا توجه به شعاری که بارها از زبان اکثریت قریب اتفاق ملت ایران وبیشتر از آن از زبان مبارک مقام عظمای ولایت شنیده اید وشنیده ایم که ، « انرژی هسته ای حق مسلم ما است » حق هر ایرانی است یا خیر ؟

آقای روحانی ! به نظر شما که یک حقوق دان هستید وبا فقه اسلامی و شیعی نیز آشنایی دارید ، آیا آزادی در هر زمینه ای فکرش را بکنید ، می تواند بدون خط قرمز ومحدودیت باشد ؟ آیا هرکس می تواند هر چه دلش خواست ، پشت تریبون ودر عرصه اجتماع بیان کند ؟ ویا آیا هرکس می تواند ، هرنوع کتابی با هرنوع مطلبی که دلش خواست بنویسد وچاپ کند ؟ ویا هرکس می تواند هرنوع فیلمی که دلش خواست ویا کالای فرهنگی که دوست داشت ، بسازد وبه نمایش عمومی بگذارد ؟ ویا هرکس هرنوع لباسی دوست داشت بپوشد ودر مناظر عمومی ظاهر شود ؟

 آقای روحانی ! آیا مبارزه با حجاب و بدحجابی ومقابله با انحرافات اخلاقی ، که یک واجب شرعی و تکلیف عینی است که خدا به عهده ما گذاشته است .  با تهدید آمران به معروف وناهیان از منکر ، وتسامح وتساهل مسئولین مربوطه ، از ذمه مسلمین ساقط می شود ؟

آقای روحانی ! آیا شما قبول دارید که عدم حضور پلیس در عرصه اجتماع ،وعدم حضور گشتهای ارشاد ومبارزه با ناهنجاریهای اخلاقی ورفتاری در جامعه ،  خصوصاً محل های آلوده وشناسایی شده ، فضا رابرای مجرمین اجتماعی واخلاقی وهنجارشکنان ، امن ووقوع چنین جرائمی را سهل وآسان می کند ؟

سید مختار موسوی

 

 



برچسب‌ها: حزب الله, ولایت, امام خامنه ای, انرژی هسته ای, آزادی

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه دهم اردیبهشت 1393 توسط سید مختار موسوی
 سید مختار موسوی 

  چرا دشمنی آمریکا وغرب با انقلاب اسلامی پایان ناپذیر است ؟

با آغاز دوران رنسانس در اروپا ، مکتب اومانیسم که از یک ایدئولوژی  شرک آلود به نام انسان محور یا انسان پرستی پیروی می نمود متولد و پا به عرصة جهان سیاست می گذارد، و به دنبال تولد این مولود شوم ضد توحیدی  در غرب ، یک نظام سیاسی مخوفی به نام نظام لیبرال دمکراسی غربی که مبتنی بر مکتب  شرک آلوداومانیسم بوده ، ظهور می کند و تمام غرب را تحت سیطرة خود در می آورد .

در چند دهه اول پیدایش نظام لیبرال دمکراسی غربی ، این نظام که در اروپا در حال حذف نظام های پیشین و مکاتب مغایر با مکتب اومانیسمی بود ،  با سرعت فزاینده ای بدون رقیب و به دور از هرگونه احزاب سیاسی معارض در حال نهادینه شدن بود و با سرعت  در حال پیشرفت و تسخیر دنیا بود.

با آغاز قرن نوزدهم جریانهای معارض با نظام فاسد و کفرآمیز لیبرال دمکراسی غرب ، یکی پس از دیگری  متولد شدند ، اما هنوز چند سالی از تولد و یا تبلور و ظهور آنها نمی گذشت ،که افول و سقوط می کردند و فاصله تولد تا مرگ این جریانهای معارض بسیار کوتاه بوده است .

در مجموع از آغاز قرن 19 تا اواخر قرن بیستم میلادی سه جریان مؤثر ، در قالب جریان معارض با نظام لیبرال دمکراسی غربی پدید آمدند ، و به تفکرات اومانیسمی که نظام لیبرال دمکراسی غربی را از نظر ایدئولوژی وعقیدتی تغذیه وساپورت می کرد ، اعتراض وبه ماهیت ورسالت واساس خود نظام لیبرال دمکراسی غربی ایراد واشکال گرفتند وسپس در برابر سیاستهای آنها به مقابله ومبارزه برخاستند.

 این سه جریان که در اصل خود نیز دست کمی نسبت به نظام کثیف لیبرال دمکراسی غرب نداشتند عبارتند از : 1- جریان یا قیام ناپلئون بناپارت فرانسوی با پشتوانه اندیشه هگل که در سال 1804 میلادی متولدو درسال  1815  شکست می خورد ، 2- جریان نظام مارکسیسم به رهبری لنین که در سال 1917 در روسیه تزاری متولد که پس از هفتاد سال این نظام کمونیستی در شوروی متلاشی گردید ، 3- جریان حزب نازیسم در سال 1939 در آلمان متولد که پس از جنگ جهانی و خودکشی هیتلر سقوط می کند  و از صحنه عالم خارج می گردد .

پس از سرنگونی جریانهای معارض ، مجددا خود نظام لیبرال دمکراسی غربی به قدرت رسید ، وبه عنوان یک نظام سیاسی ابرقدرت در جهان حکومت نمود که هنوز هم ادامه دارد.

 بنا براین  باستناد تاریخ ، نظام لیبرال دمکراسی غرب ، یک نظام ابر قدرت بوده که تا به امروز هر جریانی در مقابل او ایستادگی نموده نابود شده است . یعنی در واقع هیچ نظامی یا مکتبی یا جریانی ، توان مقابله و ایجاد مزاحمت برای این نظام ضد توحیدی را نداشته است ، منظور ایجاد مزاحمت های مؤثر است که حداقل بتواند از سرعت پیشروی این نظام بکاهد  ویا آنها را دچار درد سر نماید .

 از بدو پیدایش نظام لیبرال دمکراسی غرب ، فقط یک جریان و یا مکتب توانسته به این نظام هشدار جدی بدهد و به او بفهماند که شمارش معکوس برای شکسته شدن شیشه عمرش آغاز شده است . و این جریان معارض ، چیزی نیست به جز نهضت اسلامی امام خمینی (ره) که در 15/3/1342 آغاز شد و تا به امروز ادامه دارد .

از آغاز نهضت امام (ره) تا به امروز ، روز به روز بر اقتدار و محبوبیت و شکوفایی و پیشرفت آن افزوده شده و در مقابل از آنطرف ؛ روز به روز نظام لیبرال دمکراسی غرب پوچ گرا و بی ارزش ضعیف تر و زبون تر و متزلزل تر شده است .

قبل از آغاز نهضت اسلامی حضرت امام (ره) و سرآغاز قیام ایشان بر علیه نظام دیکتاتوری حاکم در ایران ، که آن رژیم نیز دست نشانده نظام لیبرال دمکراسی غربی بود ، این نظام مخوف ،که جز استعمار و استثمار دولت ها و ملت ها کاری  نداشت ؛ به یک قدرت مطلق سیاسی دنیا که دشمن سرسخت جهان بینی توحیدی ، از جمله دشمن قسم خورده شریعت ناب  محمدی (ص) در سراسر جهان بود تبدیل ، و به همین دلیل بر کل جهان امپراطوری و حاکمیت می نمود .

 نظام ضد بشری و ضد دینی  لیبرال دمکراسی غرب ، آنقدر در سراسر جهان قدرت ونفوذ داشت که توانست در فاصله زمانی یا تاریخی بسیار کوتاهی ؛ تمام کلیساها و انجمن های مذهبی و مساجد  را تحت سیطرة خود در آورد .

این نظام ضدبشری و ضد دینی که در آغاز با یک خاستگاه غربی و پایگاه غربی ظهور کرده بود ، در نیمه دوم قرن بیستم این خواستگاه غربی ، پایگاه خود را چنان توسعه و گسترش داد که پایگاه صرفاً غربی خود را جهانی نمود .

 لذا با توجه به اینکه مرکزیت نظام لیبرال دمکراسی غربی اروپا بود و در قرن بیستم علم و تکنولوژی صنایع نظامی و فضایی در اروپا پیشرفت چشمگیری داشت ، توانستند با کمک این امتیازات کلیساها وانجمن ها ی مذهبی وحتی بعضی از مساجد بزرگ اسلامی را تحت نفوذ وتصرفات خود دربیاورند ، و فعالیتهای توحیدی و معنوی و تبلیغات دین مداری کلیساها و مساجد را خنثی و بی اثر و بی خطر نمایند .

در اوایل نهضت امام (ره) با توجه به اینکه ، سردمداران نظام شرک آلود لیبرال دمکراسی غرب، شناختی از شخصیت حضرت امام نداشتند و راه امام را نمی شناختند و با تفکرات و شجاعت و خستگی ناپذیری و میزان صبر و استقامت آن بزرگوار آشنایی نداشتند ، واز همه مهمتر نسبت به اسلام ناب محمدی (ص) ومکتب امام راحل بیگانه بودند ؛ به همان روشی که دیگر رهبران مذهبی و یا اهالی کلیساها را فریب داده ویا آنها را ؛ از ادامه مسیر و مبارزه باز داشته بودند ، با امام روح الله (س) رفتار نمودند ، که نتیجه ای صد درصد معکوس داشت .

خلاصه وقتی یک پیرمرد مریض احوال که 15 سال از وطن و اقوام و خویشان خود دور بوده و انواع شکنجه های روحی را تحمل نموده بود ، به حول قوه الهی وبه کمک نیروی ایمان ، وتشجیع وتهییج روحیه حسینی شیعیان ایران زمین وتبلیغ وتثبیت فرهنگ عاشورایی ، توانست مردم ایران ؛ در واقع پابرهنگان و مستضعفان ایران را ؛که قبل از آن در محاسبات رژیم دیکتاتوری پهلوی چیزی به حساب نمی آمدند ، را طوری رهبری و مدیریت  نماید ،که با دست خالی و فقط با یک شعار الله اکبر ؛ ژاندارم منطقه که حکومتی تا دندان مسلح بود ، را سرنگون نماید و حکومت جمهوری اسلامی را تشکیل دهد ، به خوبی فهمیدند که ، نه خیر این وضعیت نمی تواند  یک وضعیت عادی باشد ، حتماً دستی از غیبت در کار است و این رهبر و این مردم و راه آنها و شعارهای آنها ، به جایی متصل است و به جایی منتهی می گردد که ، نظام قلدوری و ابرقدرتی لیبرال دمکراسی غربی در برابر آنها هیچ است .هیچ .

زمانی که لانه جاسوسی آمریکا با آن خفت و خاری لو رفت و به تصرف دانشجویان پیرو خط امام در آمد ، که حضرت امام (ره) از آن به عنوان انقلاب دوم یاد کردند ؛ وبه همین عنوان در تاریخ انقلاب اسلامی ثبت گردید ؛ نظام مشرکانه لیبرال دمکراسی غرب تکان دیگری خورد و احساس خطر نمود ، واینجا بود که فهمیدند ایران با دیگر کشور های دنیا ، وایرانی با دیگر ملیتها واسلام ناب محمدی با دیگر ادیان وحتی با اسلامی که آنها تا به آن روز دیده بودند ، بسیار بسیار متفاوت تر است.

زمانی که پس از تحمل هشت سال جنگ تحمیلی ، امام (ره ) که خدایش او را با جدش رسول الله محشور فرماید ، با یک مدیریت صحیح و قاطع  ، در قبول قطع نامه 598  ومقوله آتش بس فرمودند : (( من این جام زهرآلود آتش بس را می نوشم )) نظام لیبرال دمکراسی غربی سر شکسته و رسوا تر شد .

وقتی پس از جنگ تحمیلی و علیرغم آن همه تحریمها و شیطنتهای حکومت های هادی و دست نشانده نظام لیبرال دمکراسی غربی ، جمهوری اسلامی ایران پس از ارتحال رهبر کبیر انقلاب اسلامی و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران ، موفق شد بدون هیچ گونه اختلال و وقفه ای در اداره حکومت ، در کمتراز 24 ساعت ، بهترین و شایسته ترین و لایق ترین فرد را  به جانشینی آن فقیه عالیمقام انتخاب نماید ؛ باز هم آمریکا لرزید . وسیاستمداران آمریکایی ترسیدند .

   زمانیکه حضرت آیت الله العظمی الامام سید علی خامنه ای ؛ مدظله العالی ؛ که زعامت و ولایت امت مسلمان ایران را به عهده گرفته بودند ، خیلی راحت توانستند ، اوضاع واحوال عمومی کشور را همچون حضرت  امام (ره ) مدیریت ورهبری نمایند ، و مراحل سازندگی و نوسازی و بازسازی شهرهای جنگ زده و ترمیم خسارتهای جنگ را به نحو مطلوب به سلامت و با پیروزی و موفقیت صد در صد پشت سر بگذارد ، نظام لیبرال دمکراسی غربی گیج و مبهوت و بهت زده شد و یک پای خود را از دست داد و به طور جدی با تمام وجودش درک کرد که در مقابل نظام جمهوری اسلامی ایران لنگ است و نمی تواند کاری بکند . وفهمید ومتنبه شد که ؛ با تمام قلدر بازیهایش وقدرت تسلیحاتی اش ، تاب مقاومت در برابر نیروی ایمان مسلمانان ایران را ندارد .

وقتی جمهوری اسلامی ایران به رهبری مقام عظمای ولایت و در تداوم راه امام روح الله (س ) توانست ، علیرغم سنگ اندازی ها ومانع تراشیهای استکبار جهانی ، به آن همه پیشرفتهای علمی و صنعتی در تمام زمینه ها دست پیدا کند و روز به روز اعلام می شد ، ایران در فلان مورد جزو محدود کشورهای جهان شده است ، تا اینکه بالاخره ایران به جایی رسید که مطابق معادلات و پیش بینی آنها هرگز ، نمی باید می رسید .طوریکه به الگویی مطمئن برای مسلمانان منطقه ودیگر آزدیخواهان جهان در آمده وبه تقلید از انقلاب اسلامی ایران ، پدیده بیداری اسلامی متولد وفعال گردید ، کاخ سفید وکاخک های رژیم های هم پیمان ودست نشانده آنها  ؛بد جوری لرزید و حاکمان آنها احساس استیصال وسرشکستگی بدی نمودند . وهرچه در چنته داشتند بکار گرفتند تا شاید بتواند از سرعت این پیشروی ها در عرصه علم وتکنولوژی نوین بکاهد که به کمک خدا هیچ غلطی نتوانستند بکنند .

 آری وقتی خبر قدرت مطلق هسته ای شدن ایران و اینکه ایران توانسته در استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای جزو 9 کشور دنیا شود ، در جهان طنین انداز شد ؛ وزمانی که خبر فضائی شدن ایران وپرتاب ماهواره امید به فضاء تیتر اخبار دنیا شد ؛ وزمانی که موفقیتهای علمی جمهوری اسلامی ایران یکی پس از دیگری در رسانه های جهانی پخش شد ؛  نظام لیبرال دمکراسی غربی پای دیگر خود را از دست داد و چیزی نمانده بود که دیگر زمین گیر شود .

این نظام پلید و ضد توحیدی وقتی خود را در معرض نابودی دید و متوجه شد که نه تنها نتوانسته از سرعت پیشرفت انقلاب اسلامی ایران جلوگیری نماید ، بلکه روز به روز ، بر اقتدار نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران ، ومحبوبیت رهبری نظام در منطقه ودر جهان افزوده می شود ، به این نتیجه رسید که ، با قدرت نظامی و تهدید و تحریم نمی تواند با اسلام انقلاب ایران و اسلام مردم ایران و رهبر اسلامی ایران مقابله نماید . واینجا بود که برای جبران شکستهای 30 ساله اش ، دست به دامن نیروهای سرسپرده داخلی شد ، وبه کمک آنها وبه امید همراهی نیروهای انقلابی بریده از انقلاب وخواص بی بصیرت وخواص مردود ، به فکر طراحی واجرای فتنه وانقلابات رنگی وکودتای نرم  افتاد ، لذاپروژه جنگ نرم وتشدید تحریم ها وتوسعه تهاجمات فرهنگی را بر علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران وملت شریف ایران استارت زد .

همان طوری که مقام معظم رهبری در سخنرانی سرنوشت ساز خود در تاریخ 29/11/87 در تبریز فرموده اند ، نظام لیبرال دمکراسی غربی به این نتیجه رسیده است که ؛ با شدت بخشیدن به مقوله تهاجم فرهنگی و تهاجمات سیاسی انقلاب اسلامی ایران از  محتوا تهی نمایند ، و سپس آن را به سمت و سوی سکولاریسم ونهایتاً ، نظام لیبرال دمکراسی سوق دهد. به این امید وبا تخصیص دادن بودجه های میلیارد دلاری وخریدن عناصر مزدور داخلی فتنه 88 وفتنه های پس از آن را کلید زد .

 اسلام ستیزی و ولایت ستیزی بی سابقه ای که از  دوم خرداد 76، در جمهوری اسلامی ایران  به کمک دلارهای آمریکا رایج شده ؛ برنامه هایی که آمریکا و غرب از یکسال قبل از انتخابات 22 خرداد88 ، طراحی واجراء نموده ، ودخالتهای مستقیمی که در حوادث پس از انتخابات 22 خرداد داشته اند ، تحریم های به قول آنا فلج کننده ای که این سالها تشدید شده است ؛ همه وهمه برای همان هدف پلیدی بوده  که مقام معظم رهبری چهار ماه قبل از انتخابات 22 خرداد88آن را هشدار داده بودند . وحتی عناصر اجرائی نقشه های غربی را نیز معرفی کرده بودند . و حتی فرموده بودندکه ؛ این گونه توطئه ها توسط افرادی که در متن وبطن انقلاب بوده اند ، به مرحله اجراء درخواهد آمد ، که دقیقاً همان شد که فرموده بودند.

اما حالا که گفتمان مقاومت آنطوریکه در 8 سال سال گذشته دنبال می شد ، توسط دولتمردان پیگیری نمی شود ، وسردمداران نظام شرک آلود لیبرال دمکراسی غرب ، با مواضع انفعالی دولت یازدهم وحضوروابستگان ودلدادگان به سران فتنه 88 در تشکیلات دولتی مواجه شده اند ، فرصت را برای انتقام جویی از انقلاب اسلامی وملت انقلابی ایران غنیمت شمرده و مذاکرات ژنو را بهترین ومناسب ترین محل برای فعلیت بخشیدن به اقوال تهدید آمیز خود ونشان دادن چنگ ودندان به هیئت مذاکره کننده ایرانی دیده اند . کما اینکه این هدف پلید دشمنان قسم خورده اسلام ناب محمدی (ص) ، درتوافق نامه ژنو خودرا نشان داده است .

بدون تردید اگر هیئت مذاکره کننده ایرانی ، به خود نیاید ومتوجه آنهمه امتیازی که بصورت نقدی داده وحتی یک وعده نسیه هم نگرفته است نباشد ، وگفتمان مقاومت ورهنمود های اخیر مقام عظمای ولایت را نصب العین خود قرار ندهد ، نظام لیبرال دمکراسی غربی با حمایت لیبرال های داخلی ودیگر عناصر سرسپرده ووطن فروش ودین فروش ، در میدان مذاکرات یکه تاز بوده وتا هرجا که دلش خواست ، مرکب خودرا برگُرده ایران وایرانی می تازد وپیش می رود . وتازمانیکه جمهوری اسلامی ایران را به قبل از سال 57 عقب گرد نداده اند ، دست بردار نبوده وبعد از این هم ، مترصد شلیک تیر خلاص به جمجمه مقدس انقلاب اسلامی خواهند بود .

سید مختار موسوی



برچسب‌ها: آمریکا شیطان بزرگ است وشیطان خواهد ماند

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ سه شنبه نهم اردیبهشت 1393 توسط سید مختار موسوی

امام زمان(عج)-مناجات


هر راه به جز راه تو کج خواهد شد

بی لطف تو آسمان فلج خواهد شد

ما منتظران اگر بخواهیم همه

امسال همان سال فرج خواهد شد


می ترسم از آخرش قبولم نکند

سینه زن مادرش قبولم نکند

می ترسم از اینکه بعد عمری مهدی

بر نوکری درش قبولم نکند

از بندگی عشق جدایم نکنی

جز بر در لطف خود گدایم نکنی

از محضر پاک تو تمنا دارم

یک لحظه مرا به خود رهایم نکنی


ای کاش قرار دل ما برگردد

منصور علی من اعتدی برگردد

دیگر به دل شیعه نمی ماند غم

وقتی که معز الاولیا برگردد



تکیه به وفای ما نکن آقا جان

گریه تو برای ما نکن آقا جان

بهر فرجت خودت بیا کاری کن

دل خوش به دعای ما مکن آقا جان


عمری که تباه می کنم می بینی

لب را که پر آه می کنم می بینی

مُردم ز خجالت چو شنیدم آقا

وقتی که گناه می کنم می بینی



گفتی چو مرا صدا کنی می آیم

دوری اگر از خطا کنی می آیم

هر لحظه دعا کنم برایت زیرا

گفتی که اگر دعا کنی می آیم


هر شیعه دعا کند بیایی مهدی

صد شور به پا کند بیایی مهدی

دیگر به دل سوخته ام صبری نیست

این جمعه خدا کند بیایی مهدی

دارم به لب این زمزمه بر می گردد

آرامش قلب همه بر می گردد

از راه خطا اگر که ما بر گردیم

این جمعه گل فاطمه بر می گردد



برچسب‌ها: اللهم عجل لولیک الفرج, اطاعت از خامنه ای اطاعت از مهدی صاحب الزمان است
نوشته شده در تاريخ شنبه ششم اردیبهشت 1393 توسط سید مختار موسوی

چرا به حضرت زهرا (س) انسیه الحورا می‌گویند؟

 
 (حوریه‌ای است به صورت انسیه و انسیه‌ای است به معنی حوریه و چون درِ بهشت را گشودند، بوی حضرت فاطمه علیهاالسلام را استشمام کردم.)

به گزارش پایگاه خبری انصارحزب الله، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: خداوند نور حضرت فاطمه سلام الله علیها را پیش از آفرینش زمین و آسمان‌ها آفرید. عرض شد: یا رسول‌الله! مگر حضرت فاطمه علیهاالسلام از جنس آدمیان نیست؟ فرمود: او حور است در قالب آدمیان. خداوند نور وی را در صُلب آدم به ودیعه گذاشت و از صلب من بیرون آورد، هر گاه شوق بهشت می‌کنم، فاطمه را می‌بوسم. (۱)

ابن‌عباس در خبر مفصلی از پیغمبر صلی الله علیه و آله نقل کرده که در ساق عرش نوری دیدم که فروزنده بود مانند حوریان بهشتی. پرسیدم کیست؟ گفتند: این دختر،«انسیه حوراء» است و او از میوه‌های بهشتی تکوّن یافته است. حوریه‌ای است به صورت انسیه و انسیه‌ای است به معنی حوریه و چون درِ بهشت را گشودند، بوی حضرت فاطمه علیهاالسلام را استشمام کردم.

مراد از حوریه این است که مانند انسان و انسیه، به کدورات عالم طبع، آلوده نشده و چون ملکه نوری است که به همه صور می‌توان متشکل گردد.

اصل حورالعین، از طبیعت ملک و نورانیت است و حضرت فاطمه، انسیه‌ای است که به نورانیت و روحانیت فرشتگان است. چون بشریت، مستلزم کثرت کثافات عنصری مادی است؛ حضرت فاطمه انسیه حوراء از کدورت طبیعت بشری دور و منزه است و او موجودیت بین فرشتگان و بشر است.

بدین جهت حضرت زهرا سلام الله علیها را «انسیه حوراء» گفتند که روح افزا و روح بخش و روح انگیز بود و در طینت سنخیتی او، کدورات و پلیدی وجود نداشته است.

«انسیه حوراء»؛ یک فرشته‌ای به صورت ترکیب عنصری بشری است که در لطافت و ملاحت، حوراء و در صورت، بشری بود که آلوده به پلیدی‌های مادی نشده است.(۲)

پی‌نوشت‌ها:

۱- تفسیر الفرات، ص۱۰.

۲- کتاب فاطمة الزهرا"س" صاحب ولایت کبری، ص۷۵.

منبع: باشگاه خبرنگاران - سایت انصار حزب الله



برچسب‌ها: دخت نبوت, ام ابیها, همسر امامت, مادر ولایت, جده ی سادات
نوشته شده در تاريخ یکشنبه سی و یکم فروردین 1393 توسط سید مختار موسوی

هرچی آقا بگه !!!


مد شده به هرکی می گی نظرت درباره فلان موضوع اجتماعی یا سیاسی چیه؛ می گه هر چی آقا بگه!

وقتی میگی در این موضوع باید اقدام اجرائی صورت بگیره می گه تا آقا نگه ما کاری انجام نمی دیم!
تو نگاه اول می گی بابا ایول! ولایت پذیریت کمر ما رو شکوند! اما بحث رو ادامه که میدی می فهمی طرف پشت اسم آقا قایم شده تا نظرات انحرافی خودشو قالب کنه.
رهبری در مواجهه با بسیاری از مسائل محدودیت و معذوریت هایی دارند که امثال ما نداریم. به عنوان نمونه ایشان معمولا از مصداقی بحث کردن اجتناب می کنند و تشخیص مصداق را به عهده ی مخاطب می گذارند. در فتنه ی 88 نمونه ای سراغ نداریم که ایشان نام سران فتنه را برده باشند. سوء استفاده از ایشان در این جا این گونه هست که بگی تا آقا اسم فلانی رو نبره ما اقدام نمی کنیم!

اگر قرار بود آقا در هر مورد به صورت ریز و مصداقی وارد میدان بشن که وقت برای مدیریت و فرماندهی نمی مونه! در ثانی این همه فریاد این عمار و بصیرت دیگه چه معنایی پیدا می کنه؟!
بصیرت یعنی اینکه –به قول خود آقا- شمر زمان رو بشناسی و علیهش اقدام کنی، نه اینکه بگی شمر بده ولی ندونی مصداقش در زمان کیه و دغدغه ی اقدام علیهش را نداشته باشی! بصیرت یعنی اینکه مطالبه ی عمومی در راستای منویات رهبری ایجاد کنی نه اینکه برای کوچیکترین کار منتظر امضای رهبری و دستور مستقیم ایشون بمونی! بقول حاج سعید آقای قاسمی سرباز باید جلوی فرمانده اش بجنگه، نه این که فرمانده رو بفرسته جلو و پشتش سنگر بگیره. البته این فرمانده ای که ما داریم خودش داره جلوتر از همه ما تیرها رو به جان می خره و خط شکنی می کنه..
.

در خانه اگر کس است، یک حرف بس است..!



برچسب‌ها: عمار ولایت, این عمار, بصیرت وصبر, قدرت تشخیص وفرقان
نوشته شده در تاريخ یکشنبه سی و یکم فروردین 1393 توسط سید مختار موسوی
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و هفتم فروردین 1393 توسط سید مختار موسوی
کاری نکنید که فردا شرمنده فرزندان شهدای هسته ای شوید ؟




برچسب‌ها: تعلیق غنی سازی بیست درصد را باچه چیزی عوض کردید
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و هفتم فروردین 1393 توسط سید مختار موسوی
سید مختار موسوی

در محکومیت قطعنامه راهبردی اتحادیه اروپا در مقابل جمهوری اسلامی ایران )

آیا می دانید تصویب راهبرد اتحادیه اروپا  در مقابل ایران ، چه پیامی دارد ؟

چرا اتحادیه اروپا به فکر استعمار واستثمار جمهوری اسلامی ایران افتاده است ؟

آنقدر مواضع ورویکرد عملی دولت یازدهم در سیاست خارجه وایستادگی بر اصول وارزشهای انقلابی جمهوری اسلامی ایران منفعلانه بوده که اتحادیه اروپا را گستاخ وجسور کرده که نقشه راه براندازی وسقوط نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران و استعمار واستثمار مجدد ایران را تدوین وتصویب نماید .

اتحادیه اروپا چهارسال دولت یازدهم را غنیمت شمرده وپارا از آمریکائیها فراتر گذاشته وبه فکرتبدیل ایران به یک مستعمره اروپا افتاده است .

اما زهی خیال باطل .

اگر اتخادیه اروپا عرضه دارد به فکر خودش باشد وخودشان را جمع وجور نماید که آبرویی در جهان ندارند .

صاحبان جمهوری اسلامی وواختیار داران انقلاب اسلامی اول خدا وبعد مردم انقلابی وولایتمدار ایران هستند که برای درهم کوبیدن اراده ها وقلم هایی که چنین قطعنامه ای را طراحی وتصویب وامضاء نموده اند ؛ منتظر اشاره ولی امر خود حضرت امام خامنه ای هستند .

بنابراین با این مصوبه آبروی اتحادیه اروپا وسیاسیتمداران بی کیاست وبی خرد آنها بیش از پیش ریخته شده ، طوریکه ما ایرانیان حاضر نیستیم آنهارا بعنوان انسانی همنوع تلقی کنیم . بلکه آنان را حیواناتی انسان نما میدانیم ومی بینیم که وحشیانه به جان ارزشهای انسانی افتاده ومی خواهند جهان بشریت را به لجن تبدیل کنند .

سید مختار موسوی

 



برچسب‌ها: نظام اسلامی وانقلابی ایران, مدیران ومسئولین اسلامی وانقلابی می خواهد

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ یکشنبه هفدهم فروردین 1393 توسط سید مختار موسوی

 یا علی قبر پرستویت کجاست؟

آن گل صد برگ خوش بویت کجاست؟

شهادت بانوی دو عالم ، امّ ابیها حضرت فاطمه الزهرا سلام الله علیها

   بر عموم مسلمانان تسلیت باد.



برچسب‌ها: مادر سادات, مادر ائمه, مادر پدر, مادر شهداء وشهید پهلو شکسته فاطمه زهرا است
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ششم فروردین 1393 توسط سید مختار موسوی
تمامی حقوق مطالب برای مدافع ولایت محفوظ می باشد