X
تبلیغات
مدافع ولایت
مدافع ولایت
 
علامه مصباح : مخالفت با ولي فقيه مخالفت با ائمه و بر اساس روايات در حد شرك بالله است.

برای اینکه ادعای وجود بحران بی حجابی در بهبهان هرچه بهترو مستند تردرک شود و عمق فاجعه ، برای همگان ملموس باشد ، به ارائه دلیل وبرهان آنچنانی ویا اثبات موضوع از طریق راه حلهای ریاضی و یا تحلیل وتأویل مانحن فیه ؛ به روشهای متداول تحقیقی نیازی نیست . چراکه چیزی که عیان است ، چه حاجت به بیان است !!!

درک چنین واقعیت تلخ وناگواری ، برای بهبهانیهای گروه سنی 40 سال به بالا و افرادی که قبل از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی به شهرستان مسافرتی داشته اند ، ولو با توقف واقامتی چند روزه ؛ اظهر من الشمس است .

در زمان طاغوت وحکوت ستم شاهی ، شهر بهبهان از جمله شهرهای مذهبی کشور محسوب می شد . وهمواره در ردیف شهرهای مقدسی ، چون مشهدالرضا (ع) و قم مطرح بود .

اطلاق دارالمومنین به شهر بهبهان ناشی از سابقه تاریخی ومتأثر از ایمان وتقوا وپرهیزگاری اهالی این دیار در زمانهای گذشته دور ونزدیک وفعال بودن مدارس علوم دینی و احساس مسئولیت شرعی از جانب روحانیت معزز ومردم روحانی دوست وخداترس این مرزبوم میباشد .

 بهترین سند برای اثبات این ادعا ، نوری است که از منبع قدسی ومنوّر دانشمندان فرهیخته ای چون ،  استاد اکبرعلامه وحید بهبهانی ، علامه ذوالفنون سید عبدالله بهبهانی ، علامه محمد علی بهبهانی ، علامه قطب الدین صاحب تفسیر بی نقطه ودیگر علمای این دیار ،  برخاسته و بر وادی وآسمان علوم دینی ؛ همچون : اصول ، فقه ، کلام ، فلسفه ، منطق وتفسیرتابیده وهنوزکه هنوز است ، روشنی بخش هرمحفل علمی در عالم تشیع در جهان هستی است .



برچسب‌ها: اخبار بهبهان, بحران فرهنگی در بهبهان, بهبهان وتهاجم فرهنگی, جوانان بهبهان, حزب الله در بهبهان, دار المومنین بهبهان

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و نهم اسفند 1389 توسط سید مختار موسوی

 (( فاقم وجهکَ للّدینِ حنیفاً فطره الله التی فطر الناس علیها لاتبدیل لخلق الله ذالک الدین القیم ))[1]

معنویت خواهی و معنویت گرایی ، دین خواهی ، خداجویی یا خدایابی ، اسلام جویی و اسلام یابی ، که سعاتمندی و عاقبت به خیری ایجاد می نماید و در نهایت به هدایت انسان به سمت و سوی کمال می انجامد ، از جمله خواسته های درون ذاتی و نیازهای فطری هر انسانی است که در اصل از یک مقوله و هم جنس می باشند و همه از سرچشمه فطرت جوشیده و جاری می گردند .

در این آیه شریفه که خداوند سبحان به تعریف و توصیف دین اسلام و منطبق بودن آن با فطرت خداجویی و معنویت خواهی انسان پرداخته ؛ می فرماید : اسلام دینی است که سرشت انسانها بر آن خلق شده و افراط و تفریط در آن راهی ندارد .

پیام ساده و عموم فهم آیه شریفه این است که : انسان فطرتاً و از دوران طفولیت ، خداجو ، خدایاب ، اسلام جو و اسلام یاب و معنویت خواه است و دین مبین اسلام نیز بر اساس این فطرت پاک بنا نهاده شده است ، لذا باید مواظب این غریزه بود که مبادا فرزندان خود را طوری تربیت کنیم که از مسیر فطرت خارج شوند و یا آنها را در فضایی قرار دهیم که با فطرت پاکشان منافات داشته باشد .

در روایات می خوانیم : (( کُلُ مَولُودِ یُولَد علی الفطرهِ حتّی یکُونَ اَبواهُ یُهّوِدانه و ینصرانه ))[2]

حضرت آیت الله استاد مظاهری ، در ذیل این روایت می فرماید : یعنی هر بچه ای فطرت او فطرت خدایابی ، فطرت اسلام یابی است و اگر دیدید از دین فطرت منحرف شد ، بدان که پدر و مادرش او را منحرف کرده اند .[3]

از این مقدمه کوتاه می خواستم به این نتیجه برسم که جوانان این مرزوبوم مطابق قانون خلقت و در محدودة هدایت تکوینی ، از همان بدو خلقت و از زمان تولّد ، مورد هدایت و راهنمایی قرار گرفته اند و پروردگارشان یک لحظه آنها را بلاتکلیف وسرگردان رها نکرده است ، حال چه علل و عواملی دست به دست هم داده اند که بعضی از آنها ، از این مسیر فطرت معنویت خواهی و اسلام خواهی خارج شده و می شوند ؟ مسئله ای است که تک تک والدین و تک تک مسئولین نظام جمهوری اسلامی ایران از دهیاران و بخشداران گرفته تا عالیترین مقام اجرایی و قضایی وقانون گذاری کشور باید پاسخگوی آن باشند .



[1] - قرآن کریم سوره روم ی 30

[2] و3- سفینه البحار جلد دو ص 373، نقل از تربیت فرزند استاد مظاهری ص 200

4- سوره طه ی 50



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و هشتم اسفند 1389 توسط سید مختار موسوی

با توجه به گذشت 3۲ سال از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی و استقرار حکومت جمهوری اسلامی ، و برخوردار بودن از مجالس قانون گذاری بسیار توانمند ، که بیشتر اوقات این مجالس نیز به سیاسی کاری سپری شده ، متأسفانه ، دستگاه قانونگذاری یا به تعبیری قوه مقننه در کشور ما ، در امر تعریف سیاست و فعالیت های سیاسی و از همه مهمتر ارائه تعریفی شفاف و گویا از جرم سیاسی و تفکیک آن از سایر جرائم اجتماعی ، در حد نام و شأن و جایگاه خود ظاهر نشده و این خلاء در هشت دوره مجلس قانونگذاری ثابت و راکد به حال خود رها شده است و از ظواهر امر چنین استنباط می شود که ، نهاد یا ارگانی هم به فکر و پر کردن این خلاء قانونی و رفع این نقیصه بزرگ نمی باشد .

البته دانشگاهها و مجامع علمی و حوزه های علمیه نیز ، در این خصوص بی تقصیر نبوده و آنها نیز مرتکب سهل انگاری و بی تفاوتی در این امر شده اند .

نگارنده معتقد است ، اگر در نظام حقوقی و قضایی کشور ، خصوصاً در بحث حقوق جزا و جرم شناسی ، تعریفی مفید و مؤثر و شفاف و گویایی ، از فعالیت سیاسی و تفکیک و تقسیم آن به ، فعالیت سیاسی مجاز و غیرمجاز ، و همچنین تعریف شفاف و پویایی ازجرم سیاسی و مجرم سیاسی ، در کتب حقوقی و فقهی و یا قانون مجازات اسلامی ارائه می شد ، و در اختیار دستگاه قضایی و دیگر حقوقدانان ، قرار می گرفت ، و بوسیله دستگاه قضایی و انتظامی و رسانه های جمعی ، در سطح کشور و برای آگاهی عموم مردم ، اطلاع رسانی می شد :



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و هشتم اسفند 1389 توسط سید مختار موسوی

چنددرصد از مطالبات فرهنگی مقام عظمای ولایت ومردم ولایت مدار ، در تعریفی که دولت از رویکرد فرهنگی دارد لحاظ شده است ؟

 آیا پرداختن به مؤلفه هایی چون کتاب وکتاب خوانی وترویج کتابخانه ومطبوعات وعکس وفیلم وسینما وتلویزیون وسایر کارهای هنری و ورزش و تعیین وتخصیص بودجه های نسبتاً قابل توجه به آنها ، دولت را در مأموریت فرهنگی ارضاء و او را موفق معرفی می کند ؟

 التفات و توجه خاص به قیود فرهنگی و شفاف سازی در اعلام مسیری که باید طی شود و معرفی نوع نگاه دولت به مقوله فرهنگ ، و تعریف مشخص از فرهنگ و الگوبرداری از قرآن و سنت و همچنین تدوین و تنظیم برنامه ای مستقل از سایر برنامه های مدون به نام برنامة فرهنگی ، که افق فرهنگی کشور را در چند سال آینده تنویر ومسجّل نماید ، از جمله مسائلی است که باید در صدر لیست دغدغه های فرهنگی دولت قرار گیرد ،آیا دولت آنطوری که باید به این امور توجه داشته است؟

  دولت دهم مدعی است ، توجه به امور فرهنگی را جزو شاه بیت فعالیت های خود قرار داده و به همین لحاظ ، هیئت دولت در پایتخت و سفرهای استانی ، التفات ویژه و نگاهی خاص به امور فرهنگی داشته و در مصوبات خود ، بیش از سال های قبل ، به امور فرهنگی  توجه نموده و به آنها بودجه واعتبار اختصاص می دهند . آیا با این اقدامات دولت می تواند در امور فرهنگی ، از صاحب اصلی انقلاب اسلامی ، حضرت ولی عصر (عج) ونایب برحقش مقام عظمای ولایت وامت ولایتمدار ایران اسلامی نمره قبولی بگیرد ؟

اقداماتی که دولت نهم ودهم در امور فرهنگی انجام داده ، یکسری اقدامات معمولی است که تمام دولتها کم و بیش انجام داده و خواهند داد .

از آنجایی که دولت دهم رویکرد خود را  یک رویکرد فرهنگی اعلام نموده ، نگارنده را بر آن داشت ، که عملکرد و فعالیت های فرهنگی این دولت را ، در حدی که از یک دولت با رویکرد فرهنگی انتظار می رود ، مورد ارزیابی و کنکاش قرار دهد .

وقتی دولت دهم  با رویکرد  فرهنگی فعالیت خود را آغاز نموده ، طبیعی است ، انتظاری که مردم از این دولت دارند ، انتظار از یک دولت فرهنگی است .



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و هشتم اسفند 1389 توسط سید مختار موسوی

« ما باید ببینیم که این ملتی که ،  ماها را به این مقامها رسانده اند ، از ما چه می خواهند و باید برای آنها چه بکنیم  »[1]

« مکتب بزرگترین چیزی است که برای ما مطرح است نباید راجع به مکتب یک کلمه ای کسی بگوید . اشتباه می کنند اگر می گویند مکتب چطور . تمام مقصد ما مکتب ماست ... اگر مکتب اسلام را حفظ بکنند ،  مطمئن باشند که هیچ قدرتی به آنها آسیب نمی رساند »[2]

  انتظار و توقع موکلین اصولگرا ، از وکلای اصولگرای خود ، یا به تعبیری از فراکسیون اصول گرایان مجلس شورای اسلامی ، جدای از انتظار و توقعات معمار کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری ، آیت حق خامنه ای کبیر حفظه الله ، نیست .

 سی سال زندگی توأم با آموزش و تربیت و پرورش دینی وسیاسی ، در سایه سار ولایت نایبان شایسته و بر حق حضرت بقیه الله العظم ارواحنا فداء ، و فعلیت بخشیدن به شعار « دیانت ما عین سیاست ماست و سیاست ما عین دیانت ماست » چنان معرفت و بصیرت دینی و سیاسی ، برای مردم ولایت مدار و منتظران قائم آل محمد ( عج ) در سرزمین پاک ایران اسلامی ، به ارمغان آورده است ، که هر ایرانی ولایت مدار و مسئول ، می تواند ، با درک دغدغه ها و نقطه نظرات والیان و مربیان خود ، و با شناخت مصالح و  مفاسد و تشخیص بایدها و نبایدهای نظام ولایی حاکم بر جامعه ، و رعایت خط قرمزها و حفظ حرمت ها ؛ به طریق اولی ، مسئولین عالی رتبه نظام  در سه قوه را ، ملزم به پیمودن راه مقدس امام (ره) و تبعیت بلاقیدوشرط از مقام معظم رهبری و عمل به روش و منش آنها ، که همانا عمل به فرامین و احکام نورانی  اسلام ناب محمدی (ص) است  بنماید . و از لغزش و انحراف آنها جلوگیری نمایند  .



[1] - امام خمینی (ره) صحیفه نور ج 13 ص 72

[2] -امام خمینی (ره)  صحیفه نور ج 8 ص 6



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و هشتم اسفند 1389 توسط سید مختار موسوی

«اسلامیّتِ نظام را حفظ کنیم»

نهضت امام خمینی ،ره، در کل یک مأموریت توحیدی بوده ،که از همان ابتدا ، متبایناً بر اساس یک ایدئولوژی و جهان بینی توحیدی ، و بر محوریت سیره رسول مکرم اسلام (ص) و منطبق برآیین اهل بیت عصمت وطهارت ، سلام الله علیهما اجمعین ، از جمله با الگو برداری والهام گرفتن از روش و منش حکومت داری مولا علی (ع) ، به منظور احیای اسلام ناب محمدی (ص) وترویج وتبلیغ وتثبیت آن در سطح جهان ، با مخاطب قرار دادن جهانیان ، پایه گذاری و برنامه ریزی وپیگیری شده است .  

این قیام عظیم که ، متأثر از نهضت عاشورا و هم رنگ و هم جنس با قیام امام حسین (ع ) بوده ، جایی برای دنیا و دنیاگرایی و ریاست طلبی وصدارت خواهی ، در آن وجود نداشته وندارد.

نهضت عاشورا و قیام آقا اباعبداللله الحسین ، بر خلاف خیلی از باورها و بر خلاف ظواهر، با صلح برادر بزرگوارش امام حسن مجتبی (ع) متجانس و در فعل و نتیجه مشترک و در هدف یکسان و برابر بوده اند.

هم چنان که صلح امام حسن (ع) برای حفظ اسلام ناب و جلوگیری از هرگونه دخل و تصرف نامشروع در احکام اسلام و پیشگیری از جعل و تحریف اسلام ناب و ممانعت از قلب حقیقت و از همه مهمتر برای جلوگیری از افتادن اسلام و سرنوشت مسلمانان ، بدست نااهلان و نابخردان و منافقین اسلام ستیز تحقق یافته ، قیام امام حسین (ع) و خلق واقعة کربلا نیز ، هدفی جز حفظ اسلام ناب محمدی نداشته است .

وقتی منشاء و سرچشمه و مولّد نهضت امام خمینی ،ره، هدفی جز حفظ دین رسول الله (ص) و تداوم آئین و سنتهای آن رسول مختار و پیروی از آئین وسنت عترت مطهر او نداشته است ، بدیهی است که  مولود و محصول این سرچشمه وشجره طیبه نیز، باید با اصل خویش مشابهت و مضارعت داشته و بلا قید وشرط از آن ، متابعت و مطاوعت نماید .

بدینسان انقلاب عظیم اسلامی حضرت امام ،ره، که در تداوم نهضت عاشورای حسینی خلق گردیده ، و انشاء الله قرار است ، مطابق با میثاق خالق آن با خالق و جاعل جهان هستی و برابر عهد و پیمان ما با صانع این صنع عظیم و مقدس ، این انقلاب به صاحب اصلی اش ، حضرت بقیه الله الاعظم ، ارواحناه فدا، تحویل گردد ، و این دو انقلاب را به هم متصل شوند ، تحت هر شرایطی نباید از اصل خویش منتزع و از راه حق که راه بنیانگذار و معمار کبیر انقلاب اسلامی است ، منحرف شود .



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و هشتم اسفند 1389 توسط سید مختار موسوی
« از کف روی آب چه کاری بر می آید ؟» تاریخ و تجربه ثابت کرده که ، نفاق و دورویی و ریا و جعل و قلب حقیقت و وارونه جلوه دادن واقعیت ، که همة اینها ، شاخ و برگی از شجرة خبیثه باطل و باطل محوری است ، به تبعیت از اصل خویش ، که « لِلباطل جَولَهُ ثُمَّ یَضمحِلُّ » یعنی باطل را جولانی است و بعد مضمحل و نابود می شود ، به فضل الهی نابود خواهند شد و قادر به جلوگیری از تابش خورشید حقانیت نخواهند بود ، هر چند که موقتاً میدانی کوچک ، برای جولان دادن و گرد و غبار نمودن ، پیدا کرده باشند . علامه شهید مرتضی مطهری رضوان الله تعالی علیه ، در کتاب حق و باطل و احیاء تفکر اسلامی ؛ حق را به آب روان و خروشان تشبیه و توصیف نموده و باطل را ، به کف بوجود آمده ناشی از جوش و خروش آب روان که بر سطح آب نمایان می شود ، و در ارتباط حق وباطل می فرماید : « باطل از حق پیدا می شود ، همین طور که کف از آب پیدا می شود و همانطور که سایه از شخص پدید می آید و معلوم است که اگر حقی نبود ، باطلی هم نبود ، چرا که باطل می خواهد با نام حق و در سایه حق و در پرتو حق زندگی کند .» و می فرماید : « حق مانند آبی است که وقتی مسیر خودش را طی می کند ، در بستر خویش با یک آلودگی هایی روبرو می شود ، و زباله هایی را هم با خود می برد ، بعد این زباله ها را به این طرف و آن طرف می زند و در نتیجه کفهای کثیفی به وجود می آید ، این لازمه طبیعی حرکت و جریان آب است »

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و هشتم اسفند 1389 توسط سید مختار موسوی

همانطوری که بارها مولا و ولی امر ما حضرت امام خامنه ای دامت برکاته ، فرموده اند که نطفه فتنه 88 پانزده الی بیست سال پیش منعقد شده است و باید ریشة فتنه را در سالهای گذشته جستجو کرد ؛ خیلی ساده انگارانه و حرفی غیرکارشناسانه است که ، کسی بخواهد فتنة 88 را به ماجرای انتخابات 22 خرداد 88 ربط دهد .

پس از سرنگونی و سقوط رژیم دیکتاتوری پهلوی در 22 بهمن 57 که روزی بزرگترین و قدرتمندترین حامی دولت جعلی ونژادپرست  اسرائیل غاصب در منطقه بود ، و توجهات آمریکا به ایران آن روز ، یعنی حمایت های آمریکا از دولت استبداد در ایران نیز ، ریشه در نوکری شاه و دیگر دولتمردان ایران در حق ارباب آنها ، صهیونیست های اشغالگر داشته است ، براندازی و نابودی انقلاب اسلامی و سقوط حکومت جمهوری اسلامی در ایران ، با هدف خطرزدایی از صهیونیسم و حفظ رژیم اشغالگر قدس ، در رأس امور دولت های صهیونیستی و آمپریالیستی اسرائیل  و آمریکای جهانخوار قرار گرفت .

در دهه اول  پیروزی انقلاب اسلامی که سیاستمداران آمریکایی و اسرائیلی شناخت چندانی نسبت به انقلاب اسلامی و معرفت لازم نسبت به اهداف انقلاب اسلامی و آگاهی کامل از ارتباط معنوی بین امام و امت و امت و امام نداشتند ، لذا کودتای نظامی و تشجیع و ترغیب منافقین برای ایجاد رعب وحشت و جنگ داخلی و ترور شخصیت های عالی رتبه مذهبی و سیاسی و سرانجام جنگ تحمیلی 8 ساله را در دستور کار خود قرار دادند . و بر جمهوری اسلامی نوپا تحمیل نمودند .

پس از اینکه این دشمنان قسم خورده از کودتای نظامی ، ترور شخصیت ها وایجاد رعب و وحشت و ناامنی در شهرها و بالاخره جنگ هشت ساله تحمیلی طرفی نبستند ؛ سیاست مداران بی سیاست و مدیران بی تدبیر اسرائیلی و آمریکایی ، به این نتیجه رسیدند که ، با جنگ و رویکردهای نظامی حریف ملت مسلمان ایران و رهبری جمهوری اسلامی ایران نخواهند شد . لذا  در همان روزهای پایانی جنگ نظامی که حضرت امام (ره ) جام زهر آلود آتش بس را نوشیدند و قطعنامه 598 را پذیرفتند ؛ جنگ نرم بر علیه جمهوری اسلامی ایران را استارت زدند .

 جنگ نرم نیز همانند جنگ نظامی و تسلیحاتی ، یکسری مقدماتی دارد . اولین اقدام مطمئن و منفذ ورودی برای نفوذ به حریم حریف در جنگ نرم ، تلاش برای جذب نیروهای متنفذ و مورد اعتماد مردم است .



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و هشتم اسفند 1389 توسط سید مختار موسوی

با آغاز دوران رنسانس در اروپا ، مکتب اومانیسم که از یک ایدئولوژی  شرک آلود به نام انسان محور یا انسان پرستی پیروی می نمود متولد و پا به عرصة جهان سیاست می گذارد، و به دنبال تولد این مولود شوم ضد توحیدی  در غرب ، یک نظام سیاسی مخوفی به نام نظام لیبرال دمکراسی غربی که مبتنی بر مکتب اومانیسم بوده ، ظهور می کند و تمام غرب را تحت سیطرة خود در می آورد .

در چند دهه اول پیدایش نظام لیبرال دمکراسی غربی ، این نظام که در اروپا در حال حذف نظام های پیشین و مکاتب مغایر با مکتب اومانیسمی بود ،  با سرعت فزاینده ای بدون رقیب و به دور از هرگونه احزاب سیاسی معارض در حال نهادینه شدن بود و با سرعت نور در حال پیشرفت و تسخیر دنیا بود.

با آغاز قرن نوزدهم جریانهای معارض با نظام فاسد و کفرآمیز لیبرال دمکراسی غرب یکی پس از دیگری  متولد شدند ، اما هنوز چند سالی از تولد و یا تبلور و ظهور آنها نمی گذشت که افول و سقوط می کردند و فاصله تولد تا مرگ این جریانهای معارض بسیار کوتاه بوده است .

در مجموع از آغاز قرن 19 تا اواخر قرن بیستم میلادی سه جریان مؤثر ، در قالب جریان معارض با نظام لیبرال دمکراسی غربی پدید آمدند ، و به تفکرات اومانیسمی که نظام لیبرال دمکراسی غربی را از نظر ایدئولوژی وعقیدتی تغذیه می کرد ، اعتراض وبه ماهیت ورسالت واساس خود نظام لیبرال دمکراسی غربی ایراد واشکال گرفتند وسپس در برابر سیاستهای آنها به مقابله ومبارزه برخاستند.

 این سه جریان که در اصل خود نیز دست کمی نسبت به نظام کثیف لیبرال دمکراسی غرب نداشتند عبارتند از : 1- جریان یا قیام ناپلئون بناپارت فرانسوی با پشتوانه اندیشه هگل که در سال 1804 میلادی متولدو درسال  1815  شکست می خورد ، 2- جریان نظام مارکسیم به رهبری لنین که در سال 1917 در روسیه تزاری متولد که پس از هفتاد سال این نظام کمونیستی در شوروی متلاشی گردید ، 3- جریان حزب نازیسم در سال 1939 در آلمان متولد که پس از جنگ جهانی و خودکشی هیتلر سقوط می کند  و از صحنه عالم خارج می گردد .



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و هشتم اسفند 1389 توسط سید مختار موسوی

در اینکه تا به امروز رئیس جمهور محترم جناب دکتر احمدی نژاد، با روحیه ای بسیجی و ضد استکباری و منشی صهیونیسم ستیز و عملکردی عدالت محور و با شعارهای آزدیخواهانه و رویکردی اسلام گرایانه، در عرصه بین المللی ظاهر شده و دستاوردهای نسبتاً خوبی نیز، نصیب نظام مقدس جمهوری اسلامی نموده تردیدی وجود ندارد .

اما این دلیل نمی شود که اگر به بهانه داشتن دیپلماسی فعال و یا هراقدام دیگری، در عرصه سیاست خارجه، یکسری تصمیمات ضد اصولی و غیر منطقی و مغایر با آرمانهای انقلاب اسلامی و خط مشی مقام عظمای ولایت گرفته شد، کسانی که تا به امروز با جان و دل، از این رئیس جمهور مکتبی دفاع کرده اند، بلاموجب سکوت اختیار کنند و یا تن به تقیّة باطله دهند .

بنابراین در این وجیزه که با رعایت عدل و نصفت نگارش یافته است، اولاً مواضع منفعلانه دولت دهم در برابر موج انقلابهای مردمی و پدیده مقدس بیداری اسلامی در ممالک اسلامی در منطقه مورد نقد و بررسی قرارمی گیرد؛ و سپس دو سفر غیر ضروری و عبث و زیان بار؛ یکی سفر ملک عبدالله سفیانی دیکتارتور خونخوار حاکم بر مسلمانان اردن به خاک مقدس جمهوری اسلامی ایران و دیگری سفر رئیس دفتر رئیس جمهور ایران اسلامی به نیویورک مورد تحلیل و ارزیابی قرار خواهد گرفت.

با روحیات و خصوصیاتی که از رئیس جمهور محترم گفته شد ، در اوضاع واحوال سیاسی کنونی در منطقه ، که می رود ، یکی از بزرگترین آرزوهای بنیانگذارجمهوری اسلامی ایران حضرت امام خمینی (ره) که همانا صدور انقلاب اسلامی به آن سوی مرزها ومعرفی تفکّر واندیشه اسلامی وروحیّة عاشورایی به جهانیان بویژه مسلمانان منطقه بوده است ؛ به واقعیت گراید واجابت شود ، وجهانیان شاهد خیزش موج انقلابهای مردمی وبیداری اسلامی در منطقه هستند ؛ ودر حالیکه اکثریت روشنفکران واندیشمندان سیاسی وتحلیل گران منصف وصاحب بصیرت ، وحتی سردمداران احمق صهیونیسم وآمپریالیسم جهانی ؛ مذعن به این واقعیت هستند که ، مسلمانان کشورهای منطقه ، با الگوبرداری از انقلاب اسلامی ایران ، به جنگ با دولت های دست نشانده صهیونیسم وآمپریالیسم جهانی بر خاسته وبرای سرنگونی وسقوط دیکتاتورهای حاکم بر ممالک اسلامی قیام نموده اند ؛ و مهمتر از همه ، در زمانی که ولی امر مسلمین جهان ، حضرت امام خامنه ای دامت برکاته ، از تریبون نماز جمعه تهران ؛ آن موضع قاطعانه وعبرت آموز وتعیین کننده را در حمایت از این انقلابهای مردمی وموج بیداری اسلامی اتخاذ فرمودند ، که باید و باید ، برای تک تک ایرانیان ؛ خصوصاً دولت ودولتمردان ، حجت ونقشه راه باشد ؛ درچنین شرایطی ؛ دعوت از شقی ترین دیکتاتورهای حاکم بر کشورهای اسلامی ، که مردم کشورش برعلیه او وبرای برکناری او از صحنه قدرت سیاسی قیام نموده اند ، یعنی دعوت از ملک عبدالله اردنی ، برای حضور در خاک مقدس جمهوری اسلامی ایران ؛ که برای آزادی هر وجبش از سلطه نابکارنی چون ملک عبدالله اردنی دوره گرد ، خون شهیدی ریخته شده است ، وبالاخره  دعوت ازپادشاهی که کشورش در 32 سال گذشته ، خصمانه ترین مواضع را در برابر اسلام ناب محمدی وانقلاب اسلامی وملت شریف ایران اسلامی داشته ؛ چه پیام وپیامدهایی دارد ؟؟؟ و چرا ؟؟؟



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و پنجم اسفند 1389 توسط سید مختار موسوی

وجه امتیاز حکومت جمهوری اسلامی ایران ، با حکومت سلطنتی سابق در ایران ودیگر حکومتهای رایج در دنیا ، وجود مقدس و مبارک ولی فقیه در رأس آن است که ، نشانة سیرة توحیدی داشتن ومظهر اسلامیت وسند مشروعیت وعقلانیت نظام مقدس جمهوری اسلامی است . و مضافاً ماهیت و هویت دینی  ونماد ارزشی بودن حکومت نیز درآن نهفته است .

حکومت جمهوری اسلامی ایران ، تنها حکومتی است که در جهان معاصر، مبتنی بر یک جهان بینی توحیدی ودر تداوم رسالت نبوی و تبعیت از حکومت علوی ؛ بر اساس یک ایدئولوؤی ناب اسلامی ، منطبق بر فطرت پاک آدمی ، بر پایة خرد ورزی واندیشه گرائی ونهضت علمی ، بنا نهاده شده است .

منشاء وسرچشمة تمام صفات توحیدی وشاخص های اسلامی وبار ارزشی که ، مترتب نظام مقدس جمهوری اسلامی است ، وجود نازنین ولایت فقیه است ؛ لذا خدای ناخواسته والعیاذبالله، اگر ولایت فقیه از جمهوری اسلامی گرفته شود ، دیگر نه تنها تفاوتی بین حکومت منفور شاهنشاهی سابق و جمهوری اسلامی بدون ولایت فقیه وجود ندارد ، بلکه بین جمهوری خلق چین با جمهوری فرانسه و یا دیگر جمهوری های التقاطی با جمهوری اسلامی بدون ولایت فقیه وجه افتراقی وجود نخواهد داشت .

ضمن اینکه با حذف ولایت فقیه ، اسلامیت و عقلانیت و مشروعیت نظام وهویت دینی آن نیز خودبخودی خود ساقط و زائل خواهد شد .

آن موقع اگر بگویند جمهوری لیبرال ایران ، جمهوری سکولار ایران ، جمهوری دمکراتیک خلق ایران ، جمهوری ماتریالیسم یا کمونیسم  وغیره ، دیگر هیچ فرقی نمی کند .

امروز که در آغاز دهة چهارم عمر پر برکت انقلاب اسلامی بسر می بریم ، تمامی دشمنان قسم خورده داخلی و خارجی نظام الهی جمهوری اسلامی ، که در رأس آنها منافقین کوردل و اصلاح طلبان افراطی و آمریکا و اسرائیل و انگلیس قرار دارند ؛ موفق به کشف این راز بزرگ ، که رمز پیروزی وعامل وحدت وعنصر ثبات و مرکز ثقل و مظهر اقتدار و محبوبیت نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران است شده اند .



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و سوم اسفند 1389 توسط سید مختار موسوی

تاریخ و تجربه و عقل ثابت کرده که ریشه و اساس غالب مخالفت ها با موضوعات و پدیده ها و حتی اشیاء مختلف در جهان هستی ، در عدم معرفت و شناخت مخالفین نسبت به موضوع یا پدیده و یا شیء مختلفٌ فیه می باشد . و همچنین منشاء و سرچشمه اکثر قریب اتفاق منازعات و مشارجات اجتماعی و سیاسی و حتی خانوادگی در دنیا ، در ناآگاهی منازعین و مشاجرین از قوانین و حدود و ثغور و حریم های طرفین منازعه و مشاجره است . و ام الاختلاف در هر دو مورد نیز ، ناشی از عدم حق شناسی و بیگانگی با معیارها و میزان های حق و حقانیت و ناتوانی از شناخت حق از باطل است .

موضوع بحث ما بررسی علت تامة مخالفت مخالفین و دشمنی دشمنان و انحراف اپوزیسیون داخلی و خارجی و اصطکاک آنها با نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران است .

بدیهی است که خیلی از دشمنان که بهتر است گفته شود تمام مخالفین و دشمنان امروز ، که در رأس آنها آمپریالیسم و صهیونیسم جهانی می باشند ، قبل از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی از جملة موافقین و مدافعین و حامیان ظاهری دولت یا حکومت حاکمه بر ایران بودند .

تاریخچه مخالفت مخالفین و دشمنی دشمنان فعلی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران در تاریخ انقلاب اسلامی جمع و خلاصه شده است .

 از آنجایی که قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ، اسلام و مسلمانان در سراسر جهان ، علیرغم اینکه یک سوم یا یک چهارم جمعیت کره زمین را تشکیل می دادند ، هیچ جایگاه و اسم و رسمی در جهان سیاست و مبادلات سیاسی جهان نداشتند ؛ دانشمندان غربی و شرقی که هیچ گونه احساسی نسبت به دین مبین اسلام نداشتند ، لذا خود را فارغ از هرگونه تحقیق و پژوهش برای کسب معرفت نسبت به این دین الهی که کامل ترین دین خداست می دانستند . لذا اسلام برای آنها همچنان ناشناخته مانده بود.



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و سوم اسفند 1389 توسط سید مختار موسوی

            هرکسی از ظن خود شد یار من              وز درون من نجسـت اســرار من

           سر من از نالة من دور نیسـت                لیک چشم و گوش را آن نور نیست

در اهمیّت فوق العاده و حساسیّت بسیار بالا و جایگاه ویژه وحدت ملی در بین ملت ها ، خصوصاً در مکاتب الهی و احزاب سیاسی و بیان فواید آن ، و بر شمردن آثار مفید و مؤثر طرح وحدت ملی و نقش آفرینی آن ، در حفظ  اصول و ارزش ها و برقراری امنیت ملی و ثبات جامعه و پاسداری از آرمانهای مشترک ، همین بس که گفته شود : « هم چنان که ، آب مایه حیات تمامی موجودات زنده است ، وحدت ملی حول محور جهان بینی توحیدی با در نظر گرفتن اصول و آرمان ها و ارزش های ناب دینی و در رأس قرار دادن معنویات نیز ، مایه حیات و بقاء و رمز پیروزی تمامی فعالیت های سیاسی و اجتماعی است  یک ملت مسلمان و کشور اسلامی است . »

در جمهوری اسلامی ایران ، جهان بینی توحیدی ، اصول و آرمانهای انقلابی ، ارزش های ناب دینی و معنویات در ولایت مطلقه فقیه خلاصه می شود . یعنی حکومت جمهوری اسلامی ایران بر محور حاکمیت مطلق ولایت مطلقه فقیه تشکیل شده و حرف اول و آخر را ولایت فقیه می زند . و او فصل الخطاب در کلیة امور است  . لذا وحدت ملی نیز ، فقط حول محور ولایت مطلقه فقیه  میسور است و مجوز دخول به طرح وحدت ملی عبارت است : « از اعتقاد قلبی و التزام عملی به ولایت مطلقه فقیه . »



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و سوم اسفند 1389 توسط سید مختار موسوی

تعدّد احزاب ، نام سنتی و قدیمی یا به تعبیری ترجمان واژه یا اصطلاح پلورالیسم سیاسی است .

واژه پلورالیسم ( plaralism  ) از پلورال (plural   ) به معنای تجمع و کثرت می باشد . و پلورالیسم یا کثرت گرایی که نقطه مقابل حصرگرایی است ، به معنی پذیرش کثرت ، تعدّد پذیری و تکثرانگاری است و در برابر نفی کثرت ، که یا تأیید وحدت است و یا تأیید قلت قرار دارد .[1]

پلورالیسم سیاسی نیز عبارت است از :  کثرت گروهها و تجمع انجمن ها و تعدد احزاب و جمعیت هایی که در زمینه های سیاسی فعالیت می کنند . و همچنین پلورالیسم سیاسی ، به تنّوع در آراء و تکثّر در ایده و عقاید نیز معنی شده است .

ممکن است در دمکراسی های مدل غربی که ، با نگاهی تک بعدی و شبه ماتریالیسمی به فلسفة خلقت انسان و جهان نگاه می شود وکمال انسان را ، در تبعیت بلاقید وشرط از قوای رذیله ( قوة شهویّه ، قوة غضبیّه ، قوة وهمیّه ) می دانند ، و با بینش و نگرشی دنیاگرا و رویکردی صرفاً مادی و دنیا محور ، به انسانیّت و زندگی بشری نگاه می کنند ، و شاهکار هنری این نوع دمکراسی نیز ، ترویج و تبلیغ و تثبیت فرهنگ باری به هر جهت بودن و زندگی به سبک و سیاق موجودات جنگلی است  ، مقوله تعدّد احزاب ، یا پلورالیسم سیاسی ، بدون قید وشرط و به دور هرگونه محدودیتی ، پذیرفتنی باشد .

 در حقیقت ، اینگونه دمکراسی ها ، ضد دمکراسی هستند . و تنها چیزی که در دمکراسی مدل غربی ارزش و جایگاه و اعتباری ندارد ، حق حاکمیت مردم و حق انتخاب آنها و حقوق شهروندی یا حقوق ابتدایی انسان هاست ؛ مثل بقیه امورات سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی ، ضمن اینکه دمکراسی مدل غربی ، ثابت کرده که در تأمین ابتدایی ترین نیازهای بشری عاجز و ناتوان است .

در مکتب اسلام ، و به تبع آن در حکومت اسلامی که همه چیز خود را از اسلام گرفته و تمام امورات آن باید صبغة اسلامی و خدایی داشته باشد ، کثرت گرایی و تعدد پذیری ، یا تکثر انگاری در زمینه های سیاسی و فرهنگی ، اخلاقی ، اجتماعی ، اعتقادی و باورهای دینی ، اگر با وحدت راه و اتحاد در هدف همراه باشد . و دارای صبغه الهی و روحیه ای وحیانی همراه باشند و به منظور تسریع و تسهیل در تحصیل نظر شارع تحقق یابد و به خاطر ارتقاء موقعیت و بهبودی وضعیت و اصلاح امور ( اسلامی تر شدن و کم کردن فاصله ها با خدا و آرمانهای مکتب اسلام ) انجام شود و سرانجام آن به اقتدار اسلام و مسلمین و جلب رضای رب العالمین منتهی شود ، امری پسندیده و مقبول و معقول است .



[1] - فرهنگ حمیم



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و سوم اسفند 1389 توسط سید مختار موسوی

فلسفه ظهور دین اسلام و معرفی دین اسلام بعنوان پسندیده ترین دین وبرنامه الهی برای هدایت ونجات بشریت ، وعلت اینکه در قرآن کریم دین اسلام به عنوان برگزیده ترین وجدید ترین  وکامل ترین وآخرین دین الهی معرفی شده است ؛ وتأکید بر اینکه دین اسلام دین برتر و حق مطلق است ، و همچنین فلسفه بعثت پیامبر عظیم الشأن اسلام حضرت محمد (ص ) و معرفی  آن رسول مختار بعنوان خاتم الانبیاء و المرسلین چیزی نمی تواند باشد جز ، نفی پلورالیسم دینی و مخالفت جدی با پدیده کثرت گرایی دینی و اعلام ختم دوران حاکمیت سایر ادیان اعم از دین های ابراهیمی و غیر ابراهیمی و دعوت همة امت ها و ملت ها به پیروی از دین مبین اسلام .  

 چنانكه خداوند در آیه 19 از سوره آل عمران می فرماید : «إنَّ الدَّينَ عِندَالله الأِسلام» یعمی : همانا دين پسندیده در پيشگاه خداوند، دين اسلام است . ودر آیه 85 از سوره آل عمران می فرماید : « وَمَن يَبْتَغِ غَيْرَ الإِسْلاَمِ دِينًا فَلَن يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ» یعنی : و هر كه جز اسلام دينى [ديگر] انتخاب کند ، هرگز از وى پذيرفته نشود و وى در آخرت از زيانكاران است .

در آیه 33 از سوره توبه می فرماید : «هُوَ الّذی اَرسَلَ رَسُولَهُ بِالهُدی وَ دینِ الحَقِّ لِیظِهَرَهُ عَلَی الدّینِ کُلِه وَ لَوکَرِهُ المُشرِکُونَ » یعنی : اوست خدایی که رسول خود را با دین حق به هدایت خلق فرستاد تا بر همة ادیان عالم تسلط و برتری دهد هر چند مشرکان و کافران ناراضی و مخالف باشند .

در آیه 3 و 4 از سوره آل عمران می فرماید : (نَزَّلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيْهِ وَ أَنْزَلَ التَّوْراةَ وَ الْإِنْجِيلَ مِنْ قَبْلُ هُدىً لِلنَّاسِ وَ أَنْزَلَ الْفُرْقانَ إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِآياتِ اللَّهِ لَهُمْ عَذابٌ شَدِيدٌ وَ اللهُ عَزیزٌ ذوُ اِنتِقامٍ) .

در اين آيه خداوند سبحان خطاب به پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله مى‏فرمايد: خداوندى كه پاينده و قيوم است «قرآن را بر تو فرستاد كه با نشانه‏هاى كتب آسمانى پيشين كاملا تطبيق مى‏كند . همان خدايى كه تورات و انجيل را پيش از قرآن براى راهنمايى و هدايت بشر نازل كرد » سپس مى‏افزايد: «همچنين قرآن را كه حق را از باطل جدا مى‏سازد نازل نمود » و در خاتمه می فرماید : بعد از اتمام حجت و نزول آيات از سوى خداوند و گواهى فطرت و عقل بر صدق دعوت پيامبران، راهى جز مجازات نيست، و تصریحاً می فرماید : «كسانى كه به آيات خدا كافر شدند كيفر شديدى دارند»



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و سوم اسفند 1389 توسط سید مختار موسوی

در وادی سیاست و امور سیاسی ، اگر سیاست با معنی و مفهوم علوی آن ، مدنظر سیاستمداران و فعالان سیاسی قرار بگیرد ، بدیهی است که چنین سیاست مدارانی ، هدفی جز تقّرب به خدا و تثبیت دین خدا و خدمت به خلق خدا نخواهند داشت .

تعریف سیاست علوی :

سیاست علوی یا تعریف سیاست از نگاه علویان که منظوراز این نوع سیاست ،  سیاستِ منطبق با سلوک سیاسی امام العارفین مولی الموحدین علی ابن ابیطالب (ع) وصی و جانشین بر حق وامام وخلیفه بلافصل پیامبر اسلام (ص ) می باشد ، عبارت است از :«تدبیر درزندگی اجتماعی انسان ، یا مدیریت زندگی انسانها و اداره جامعه انسانی وهدایت آن مطابق با فلسفه و اهداف خلقت .»

علامه فقید استاد محمد تقی جعفری (ره ) که عمر پربرکت خود را در راه تفسیر و تشریح سخنان امام علی (ع) در نهج البلاغه سپری نمودند ، با توجه به سلوک سیاسی آن حضرت ، سیاست را چنین تعریف کرده است : « مدیریت و توجیه و تنظیم زندگی اجتماعی انسانها در مسیر حیات معقول »[1]

 در کتاب دانشنامه امام علی (ع ) که به اهتمام پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در سیزده مجلّد به زیور چاپ آراسته شده ، در جلد ششم آن که به مبحث سیاست اختصاص یافته است ، با عنایت به آموزه های اسلام درباره انسان و هدف خلقت او و غایات بعثت انبیای الهی و نیز با مروری به سیره و سلوک پیشوایان دینی که احراز قدرت را ابزاری برای تحقق آرمانهای بلند الهی می دیده اند سیاست به معنی الاعم اینگونه تعریف شده است :

« سیاست تجلّی ولایت و رهبری خلق ، برای حرکت به سوی خالق و زمینه سازی برای تحقق هدف اعلای خلقت انسان ، در عرصه حیات اجتماعی »[2] و ما خلقت الجن و الانس الالیعبدون[3]

و با توجه به این معنی سیاست به معنی الاخص را نیز اینگونه تعریف کرده است :

«تدبیر و اراده امور جامعه در مسیر تحقق ولایت الهی »

آیا در جامعه امروزی ما ، تمامی سیاستمداران و یا فعالان سیاسی چنین تعریفی از سیاست دارند ، و سیاست را اینگونه می بینند و با این اهداف وارد میدان سیاست و کارهای سیاسی می شوند ؟



[1] - حکمت اصول سیاسی اسلام ص 47

[2] -دانشنامه امام علی (ع ) ص 15

[3] - ذاریات /56



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و دوم اسفند 1389 توسط سید مختار موسوی

به قدر ضرورت وفراتر از آن ، توسط مقام عظمای ولایت و معلم و الگوی تمام نمای اصول گرایی خمینی ثانی ، حضرت امام خامنه ای مدظله العالی ، اصول گرایی و شاخص های آن تعریف گردیده و اندیشمندان و نویسندگان اصول گرا نیز ، با الهام گرفتن از منشورات ولایت به تبیین و تنویر مکتب اصول گرایی و تعریف بایدها و نبایدهای آن پرداخته اند .

امروز راه روشن است . و هدف نیز مشخص . سؤال این است ، آیا ما در مسیری که می بایست مستقر شویم و از پویندگان آن باشیم قرار گرفته ایم ؟ اگر پاسخ مثبت است که باید چنین باشد ، چقدر از این مسیر را با موفقیت طی نموده و در حال حاضر ، در چه موقعیتی نسبت به هدف نهایی قرار داریم ؟

به تعبیری ، امروز که معیار و میزان مشخص است و ترازوی سنجش نیز در دسترس ما قرار دارد و پیش قراول ما ، یک خمینی دیگر است ، آیا سعی کرده ایم که خود را با این معیار و میزان تطبیق دهیم و فاصلة خود را با پیش قراول به حداقل ممکن برسانیم ؟ و یا بررسی کنیم که چقدر با این معیار و میزان شباهت داریم یا چقدر به آنها نزدیک هستیم ؟

بی تردید ما با نقطة کمال و قلة اصول گرایی ، فاصلة زیادی داریم . طوری که پیش قراول قدسی ما ، به فتح قلّه نائل آمده ، لیکن ما هنوز در مقدمات و پیچ و خم آغاز راه .

بدیهی است تا این فاصله ها از بین نرود و حجاب های ایجاد شده پاره و معلوم نشود و موانع تقّرب از سر راه برداشته نشود ، سیر و سلوک ولایی ما  و مرام و منش اصول گرایی ما ولایت پسند نخواهد بود . و علیرغم داشتن افق های روشن و مایه های امید ؛ همچنان اهداف و آرمان های بلند ولایی دور از دسترس خواهد بود و مسیر منتهی به آنها همچنان صعب العبور باقی خواهد ماند .

چه باید کرد ؟ چارة کار چیست  ؟ علاج واقعه چگونه ممکن است ؟

در مکتب اصول گرایی  و جبهة ولایی ، یأس و ناامیدی گناهی نابخشودنی و از معاصی کبیره و بی جا و منزل است و خریداری ندارد .

جاده صعب العبور است و دسترسی به هدف زهی سخت و طاقت فرسا است ، اما غیرممکن و لاعلاج نیست .

بزرگترین مانع موجود و مؤثرترین عامل در ناهمواری جاده و قوی ترین حجاب بر سر راه ، دنیا و متعلقات آن  است .

آری غل و زنجیر دنیا که عبارتند از : حب الدنیا ، حب الشهوت ، حب المقام ، حب البغض ، حب اولاد ، حب الشهرت ، حب ثروت و حرص و ولع نسبت به اینها ، دور دست پای ما را گرفته و همچون کرم ابریشم چنان این غل و زنجیرها را به دور خود تنیده ایم ؛ که اگر توبه نکنیم و خدا را به کمک نه طلبیم و از ائمه اطهار شفاعت نخواهیم و از روح پرفتوح بنیانگذار جمهوری اسلامی خمینی کبیر(ره) وازامام خامنه ای عزیز و شهدای گرانقدر عذرخواهی نکنیم ؛ مرگ و نیستی ما حتمی خواهد بود . و اگر در چنین وضعیتی بمیریم عاقبتی جز آتش دوزخ نخواهیم داشت .



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و دوم اسفند 1389 توسط سید مختار موسوی

از بدو پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی و استقرار حکومت جمهوری اسلامی در ایران ، با توجه به کهولت سن رهبر کبیر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی حضرت امام خمینی (ره) وبیماری قلبی آن بزرگوار ، با آن همه تهدیدها وتحریم ها و از همه مهمتر آن جنگ ناخواسته ای که به ارتش انقلاب زده ایران تحمیل شده بود ، موضوع جانشینی حضرت امام و رهبریّت نظام و مدیریت انقلاب اسلامی و مقولة ولایت فقیه بعد از ارتحال امام خمینی (ره ) با طبقه بندی فوق سری ، اولاً به یک مسئلة استراتژیک تبدیل شده بود و سپس در صدر لیست نگرانیها و دل مشغولیهای خواص واصحاب ویاران نزدیک امام و دولتمردان وقت و امت حزب الله قرار داشت.

به جرأت می توان گفت : در آن زمان تنها یک نفر درایران آرامش حقیقی وباطنی داشت ونسبت به آینده امیدواربود و با اطمینان خاطر وسکون و قرار خاصی ، کشتی شکسته شده وطوفان زده انقلاب اسلامی را ناخدایی می کرد. و نه تنها چنین مسائلی ، بلکه طوفانهای سهمگین و لرزش های چند ده لیشتری سیاسی و بنیان برانداز نیز او را نگران نمی کرد . و او کسی نبود جز وجود نازنین امام روح الله خمینی (ره) که تمام مردم ومسئولین بخاطر او آرام وقرار نداشتند .

این آرامش وقرار و.امیدواری واطمینان خاطر، که رمز موفقیت آن عزیز سفرکرده بوده ، از جمله خصوصیات و ویژگیهایی است ،  که از 15 خرداد 1342تا 14 خرداد 1368  با امام  همراه بوده است .



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و دوم اسفند 1389 توسط سید مختار موسوی

موحّد چو در پای ریزی زرش                    یا میـخ  هنــدی نهـی بر سـرش

امید و هراسش نباشد زکس                     همین است معنای « توحید » و بس

این روزها مرتب در مطبوعات و رسانه ها و مناظره های سیاسی از چگونگی آزادی در جمهوری اسلامی ایران  و آزادی در غرب و یا حقوق بشر غربی و حقوق بشر اسلامی صحبت می شود .

و یا ممکن است بعضی از هم وطنان ، کنجکاو شده باشند ، که چرا آزادی در ایران چنین و چنان است و یا چرا حقوق بشر در ایران با حقوق بشر در اروپا و آمریکا متفاوت است و به دنبال پیدایش علت و چرایی این تفاوتها و فاصله ها باشند .

از آنجایی که بعضی به اصطلاح مدعیان روشنفکری وابسته به دوم خردادیها ، این روزها در مناظرات  و گفتگو ها و مقالات خود به هنگام تعارض بین آزادی و دین و یا تعارض بین حقوق بشر و دین پاسخ های ناصواب و اظهارنظرهای غیر اصولی و غیر منصفانه و غیرمنطقی و بعضاً غیر حقوقی و حتی خلاف واقع ارائه داده اند ، نگارنده را بر آن داشت ، تا در راستای دفاع از دین و دین مداران مزید بصیرت و تشحیذ ذهن علاقمندان محترم در این خصوص تکلیف خود را اداء نماید و پرده از ابهامات موجود و شبهات ایجاد شده بردارد .

لذا هر چند ضیق وقت و فرصت و ظرفیت اندک رسانه ای ،مجال پرداختن به اصل مطلب و بیان جان کلام را نمی دهد ، اما با استفاده بهینه از تمام وقت و رعایت خلاصه نویسی،  نهایت دقت به عمل آمده که در حد بضاعت ناچیز نگارنده ، در راستای کشف حقیقت و رفع شبهات موجود و در اعلام بطالت گفته های نظریه پردازان دوم خردادی ، مطالبی باستحضار ملت شریف و فهیم ایران اسلامی رسانده شود.

مع هذا با توجه به گستردگی مطالب و تنوع مباحث ، ناچار شدیم که مطالب به تناسب هر موضوع  در مقاله ای مستقل کتابت شود و در هر شماره به قسمتی از آن بپردازیم که مقاله این هفته به مبحث آزادی و به طور خاص آزادی بیان اختصاص داده شده است .



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و یکم اسفند 1389 توسط سید مختار موسوی

امروز فرمانداران ، بعد از نمایندگان محترم ولی فقیه و ائمة جمعه در شهرستان ها ، دومین مقام رسمی و اولین مقام اجرایی محسوب می شوند .

فرماندار در هر شهرستان ، تابلوی تمام قد و آینة تمام نمای دولت و تجلیگاه تفکرات و اندیشه های سیاسی و مذهبی شخص رئیس جمهور است .

نقش فرماندار در هر شهرستان ، همانند مانیتور تلویزیونی است که می تواند ، چهرة واقعی دولت و همت و تلاش دولت مردان را ، در امر خدمت رسانی به مردم و حل فصل مشکلات آنها به نمایش بگذارد و تعریفی منطقی و منطبق با واقعیت و به دور از اغراق و تبلیغ ، از دولت ارائه نماید .

در حقیقت آبروی هیئت دولت و در رأس آنها شخص رئیس جمهور ، در دست فرماندار هر شهرستان است . چرا که برنامه هایی که هیئت دولت برای هر شهرستان تنظیم می کند و طرح و لوایحی که تصویب می نمایند و اعتبار بودجه ای که به شهرستان ها تخصیص داده می شود ؛ آخرالامر برای اجرایی شدن و عمل به آنها و جذب اعتبارات اختصاص داده شده و عملیاتی نمودن پروژه های مصوب  ، در اختیار فرماندار هر شهرستان قرار می گیرد   .



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه هجدهم اسفند 1389 توسط سید مختار موسوی

« رب الشرح لی صدری و یسرلی امری و احلل عقده من لسانی یفقهو قولی »

قال الله تعالی فی الکتاب المبین :

«إِنَّمَا وَلِیُّکُمُ اللهُ وَ رَسولُهُ وَالَّذِینَ ءَ امَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاهَ وَ یُؤتُونَ الزَّکاهَ وَ هُم رَاکِعُونَ وَ  مَن یَتَوَلَّ اللهَ وَ رَسُولَهُ وَالَّذینَ امَنُوا فَاِنَّ حِزبَ اللهِ هُم الغالبون »[1]

« ولایت فقیه » از موضوعاتی است که ، تصّور آن موجب تصدیق می شود و چندان به برهان احتیاج ندارد ، به این معنی که هر کس ، عقاید و احکام اسلام را ، حتی اجمالاً دریافته باشد ، چون به « ولایت فقیه » برسد و آن را به تصّور آورد ، بی درنگ تصدیق خواهد کرد و آن را ضروری و بدیهی خواهد شناخت . ( امام خمینی )[2]

در تأیید وتأکید وتبعیت از دیدگاه حضرت امام (ره) ، که پیچیده ترین مباحث فقهی وکلامی جهان اسلام ، از زمان غیبت کبرای امام عصر (عج) را ، به این سادگی وشیوائی بیان فرمودند ، ضرورت دیده شد ، قبل از ورود به ماهیت بحث ، در خصوص سهل وآسان بودن  و چگونگی درک وپذیرش اصل حاکمیت ولایت فقیه ، به این نکته توجه شود مبنی بر اینکه :

اصل حاکمیت ولایت فقیه ، درعصر غیبت امام معصوم (ع) در جامعه اسلامی ، وترجیح آن بر حاکمیت غیر ، امری است عقلی که ، ضرورت وملزومیت آن را، عقل به خوبی درک می کند ، وعقلاء نیز به استناد الزامات عقلی ، آن را می پذیرند ، لذا چیزی که برهان معتبر عقلی بر آن اقامه شود ، مطابق قاعده ملازمه عقل وشرع ودلایل نقلی که دراین باره وجود دارد ، بار شرعی پیدا می کند وبلتبع مورد تأیید شرع نیز خواهد بود .


[1] - سوره مائده آیه 55 و56

[2] - امام خمینی ،ره، کتاب ولایت فقیه را با این جمله آغاز فرموده است .( کتاب ولایت فقیه چاپ چاپخانه بهمن 1360 )



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه هجدهم اسفند 1389 توسط سید مختار موسوی

با توجه به تعریفی که علماء بزرگوار از دین و فرهنگ ارائه داده اند و با التفات به برابری نقش دین و فرهنگ دینی در زندگی انسان و همچنین با توجه به وحدت حقیقت این دو عنصر قدسی ، که مأموریتی جز تأمین سعادت دنیوی و اخروی انسان ندارند ، از حدیث شریف نبوی  « انًّ الصّلوه عَمود الدّین »  چنین استفاده می شود که نماز ، ستون خیمة دین و فرهنگ دینی و زندگی در پرتو دین و فرهنگ دینی است .

بی تردید عموم هموطنان گرامی خصوصاً دولت مردان بزرگوار از جمله رئیس جمهور ولایی کشورمان بیش از نگارنده ، با نقش فوق العاده نماز در زندگی فردی و اجتماعی انسان آشنا هستند ، و از قدرت بازدارندگی و بازسازی و نوسازی و حیات بخش و اعجاز آمیز نماز در تمامی شئونات انسانی اطلاع دارند .

نگارنده بر این باور است که اگر  حق نماز به نحو مطلوب ادا شود ، به کمک نماز یا بوسیله نماز ، می توان چنان از نظام ولایی جمهوری اسلامی ایران و اصل مترقی ولایت فقیه و تمامیت ارضی ایران عزیز اسلامی ، محافظت و مراقبت و پاسداری نمود که ، قوی ترین نیروی مسلح جهان از انجام آن عاجز و ناتوان باشد .

همچنین در پناه نماز و تفکرات اسلامی و اندیشه های نمازی ، می توان چنان ارتش و سپاهی تربیت کرد ، و آن را تجهیز و قدرتمند نمود که ، هیچ ارتشی در دنیا ، با بزرگترین سلاح های مدرن جنگی و حتی با سلاحهای فوق هسته ای ، یارای برابری و مقاومت در برابر آن را نداشته باشند .



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه هجدهم اسفند 1389 توسط سید مختار موسوی

توهم ، خوش خیالی ، خیال پردازی ، فرصت طلبی ، مقدس مآبی ، خود بزرگ بینی ، و خود رأی بودن ، قیاس و تفسیر به رأی و خیره سری ، در عرصه سیاست ، آن هم در نظام اسلامی که متبایناً بر اساس حاکمیت و محوریت ولایت مطلقه فقیه ، تأسیس و پایه گذاری شده است ؛ فراتر از رؤیا نمی تواند جایگاهی داشته باشد .

 چرا که این عناصر ، بین انسان و عقل او ، و بین انسان و چشم سر و چشم دل او ، و بین واقعیت ها و انسان ، و در نهایت بین انسان و خدا و ولی خدا که در عصر همان ولایت فقیه عادل است ، حجابی عظیم و سیاه می سازد ، که جزء با نور توبه نصوح و رعایت تقوای الهی و سیاسی ، نمی توان از آن عبور کرد .

وقتی بین انسان و خدا و واقعیت های جامعه و فطرت و باطن آدمی حجابی ایجاد شود ، چنین انسانی ، قادر به درک و فهم روزگار خود نخواهد بود ، یعنی در حقیقت چنین فردی ، انسان زمان خود نیست ، یا از زمان و عصر خویش جلوتر است یا عقب تر ، که هر دو به معنی فاصله و زاویه پیدا کردن با اصول و آرمانها و ارزش های جامعه و به منزلة سقوط و افول از قله کمال و خروج از حاکمیت قوه عقلیه و گریز از دایرة نظام خواهد بود .

طبیعی است که هر کس در زمان و روزگار خود سیر و سلوک نداشته باشد ، با واقعیت های روزگارش و مردم دورانش و ارزش های تاریخ معاصرش و خواسته ها و نیازمندیهای مردم زمانه اش بیگانه بوده و از شناخت و درک آنها عاجز و زهی ناتوان خواهد بود . و بی تردید بایدها و نبایدهای جامعه اش را نمی داند و نمی فهمد ، که به حکم عقل ، چنین فردی شایستگی و لیاقت مدیریت و سرپرستی جامعة شریف انسانی را نخواهد داشت .

آنچه ذکر شد ، از بدیهی ترین و ابتدایی ترین اصول و روش مدیریت در جامعه انسانی در عرصه سیاست و اداره هر کشور ، بدون در نظر گرفتن نوع ایدئولوژی وباورهای دینی و فرهنگی حاکم درآن کشور است .

از اوضح واضحات است که ، شرایط مدیریت در جامعه اسلامی به لحاظ توصیه های شارع مقدس ، بسیار دقیق تر و ارزشی تر و خدا محورتر و از هر نظر متفاوت و متمایز خواهد بود .



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه هجدهم اسفند 1389 توسط سید مختار موسوی

قال الامام حسین (ع ) :

((اِلهی و سَیَّدی وَ دَدتُ اَن اُقتَلَ وَ  اُجبِیَ سَبعینَ اَلفَ مَرَّه فی طاعَتِکَ و مُحَبتِکَّ ، سِیِمُّا إِذا کانَ فی قَتلی نُصرَهُ دینِکَ وَ اَحیاءُ اَمرِکَ وَ حِفظُ ناُموسِ شَرعِکَ ، ثُمَّ اِنّی قَد سَئِمتُ الحیاهَ بَعدَ قَتلِ الأحیَهِ وَ قَتلِ هوُ لاءِ الفِتیَهِ مِن آلِ محمَّد صلی الله علیه و آله و سلم ))

در روز عاشورا که هر لحظه یاوری  از یاوران امام حسین (ع ) به خاک و خون می غلطید و محاصرة دشمن تنگ تر می شد ، امام حسین (ع ) رو به آسمانها با خدای خود از عشق و شور شیدائی نسبت به شهادت راز و نیاز کرد و فرمود :

(( ای خدای من ، ای بزرگ من ، دوست دارم که هفتاد هزار بار در راه اطاعت و محبت تو کشته شوم و زنده گردم ، به خصوص آنگاه که کشته شدن من عامل پیروزی دین تو ، و زنده شدن فرمان تو ، و محفوظ ماندن شریعت تو باشد ،چه آن که من هم اکنون پس از شهادت یاران و این همه از جوانمردان خاندان محمد (ص ) از زندگی سیر گشته ام ))[1]

تاریخ اسلام شواهد و مستندات زیادی در تأیید این مدعا دارد .

روسیاهی مسلمانان جهان از صدر اسلام تاکنون که اوراق سیاه و ننگینی در تاریخ سیاسی اسلام از خود به جای گذاشته اند، ناشی از فاصله گرفتن مسلمانان از فرهنگ شهادت و جهاد فی سبیل الله است .

هر زمان که مسلمانان از خودشان چهره ای ترسو و ضعیف و ناتوان  به نمایش گذاشته اند ، و دنیا داری را جایگزین دین مداری و دینداری نمودند ، موجب شدند تا بزدل ترین دشمنان و بی شهامت ترین مخالفان بر آنها غالب و پیروز گردند .



[1] - مجموعه نهج الحیاه ( فرهنگ سخنان امام حسین (ع ) ) محمد دشتی ج 6 ص 545 حدیث 320



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه هجدهم اسفند 1389 توسط سید مختار موسوی

برای روشن شدن حقیقت و بررسی صحت و سقم این دعا و کشف نوع مخالفت ها و موافقت ها از حیث آگاهانه بودن یا ناآگاهانه بودن لازم است به طور اجمال و اختصار با اسلام ناب محمدی و مکتب اصول گرایی آشنا شد .

 قبل از ورود به ماهیت بحث لازم است در خصوص نقش شناخت و معرفت در چگونگی اعلام موافقت و مخالفت دربارة موضوع یا شخص یا تفکر، مقدمه ای کوتاه داشته باشیم .

  از آنجایی که موافقت و مخالفت انسانها دربارة موضوعی و یا عشق و ایمان و یا تنّفر و کفر آنها نسبت به یک دین یا ایدئولوژی و حمایت و وفاداری و یا عدم حمایت و بی تفاوتی نسبت به یک شخصیت یا حزب سیاسی ، همه و همه بستگی به میزان شناخت و معرفت انسانها نسبت به آن موضوع یا دین و ایدئولوژی و یا شخصیت یا حزب سیاسی دارد ، لذا نگارنده بر این باور است که ، اگر تودة مردم صادقانه با مرام و مشرب اصول گرایی و مبانی فکری و اعتقادی اصول گرایان و خط قرمزهای آن آشنا شوند ، چون تفکر یا مکتب اصول گرایی ، منطبق با فطرت آدمی است و به نوعی جمیع انسانهای کره زمین با یک فطرت اصول گرایی خلق و پا به عرصه وجود می گذارند ، هرگز به فکر مخالفت و مقاومت و مقابله با این تفکر و مکتب سازگار با فطرت پاک خداجو و اسلام خواه و عدالت طلب و آرمان خواه خود نخواهند افتاد .

برای نیل به این مقصود ، راقم این سطور در سال جاری ، در حد بضاعت خود ، طی مقالات متعددی به تعریف اصول گرائی و معرفی مبانی فکری و اعتقادی اصول گرایان پرداخته که تعدادی از آن در هفته نامه ارزشی یالثارات الحسین (ع ) و تعدادی هم در هفته نامه مقدس پرتو سخن به چاپ رسیده است ، اما این کافی نیست و با توجه به حجم گسترده تلاش اصول گرا ستیزان و حمایتهای همه جانبه آمریکا و اسرائیل از آنان ، ضرورت دارد که تمامی دانشمندان و صاحب نظران اصول گرایی در فرصت باقیمانده تا انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری ، بسیج شوند و مردم را با مکتب مقدس اصول گرایی و مبانی فکری و اعتقادی و بایسته های اصول گرایی و راهکارها و برنامه های اصول گرایان در زمینه های سیاسی ، فرهنگی ، اقتصادی ، عمران و آبادی و انرژی هسته ای و حقوق شهروندی و امور مذهبی آشنا سازند .



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه هجدهم اسفند 1389 توسط سید مختار موسوی

واقع بینی و واقع گرایی و پرهیز از حقه و نیرنگ های سیاسی و عدم تملق گویی و حق گویی و حق طلبی و شفاف سازی ؛ از بهترین و نیکوترین صفات انسانی و بهترین افعال اخلاقی و از مهمترین توصیه های دینی است که ، متأسفانه امروزه در فعالیتهای سیاسی جامعه ما ، کمتر خریداری دارند.

همه فعالان سیاسی واحزاب و جناحهای مختلف ، علم و اطلاع کافی دارند ، که فلسفه انقلاب اسلامی ما چه بوده ، و اهداف عالیه حضرت امام (ره) در رهبری انقلاب وهدایت نهضت عاشورائی خود ، چه بوده است.

ولی الان ، جمعی از فعالان سیاسی و آنهایی که ، با استفاده از فضای باز سیاسی کشور ، موفق به تشکیل احزاب سیاسی شده اند ، با علم و اطلاع به اینکه ، هدف نهایی بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران و فلسفه و چرایی ها وچیستی های  انقلاب اسلامی ، مبارزه با طاغوتیان وفرعونیان ، جهت سرنگون نمودن آنها و تشکیل حکومت اسلامی بوده و لاغیر ؛ متأسفانه در مسیری حرکت می کنند که ، به نظر نمی رسد مسیر دوستی و درستی باشد که سرانجامِ آن ، به دفاع از اصول و آرمانهای انقلاب اسلامی و زمینه ساز ظهور صاحب اصلی انقلاب ، امام عصروالزمان قائم آل محمد (ص ) حضرت ولی عصر(عج ) و تشکیل حکومت عدل الهی بیانجامد.   

براستی آیا زمان آن نرسیده ، حال که 30 سال از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی می گذرد و حکومت اسلامی هم تا حدودی مستقر شده ، و یا حداقل در مسیر حکومت اسلامی در حال حرکت هستیم ، و تا مقصد چیزی نمانده است ، نباید انقلاب اسلامی را و دستاوردهای آن را حفاظت و پاسداری کنیم و از ناهموار شدن باقیمانده راه ،  ممانعت و جلوگیری به عمل آوریم ؟

آیا در قانون انتخابات ما ، اعم از انتخابات مجلس خبرگان رهبری و مجلس شورای اسلامی و ریاست جمهوری ، البته به طور خاص قانون انتخابات ریاست جمهوری ، از جمله شرح وظایف شورای محترم نگهبان در خصوص چگونگی احراز صلاحیت کاندیداها ؛ چنین پیش بینی هایی شده است ، که از آسیب پذیری انقلاب اسلامی و دورتر کردن زمان رسیدن به حکومت عدل اسلامی ، به طور جدی و مطمئن کننده ای جلوگیری نماید ؟



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه هجدهم اسفند 1389 توسط سید مختار موسوی

 هفته نامه 9 دی در شماره هفتم خود به تاریخ 30/11/1389  طی گزارش ویژه ومبسوطی ، مستنداًومستدلاً آورده است که ، حضرتعالی در یکی از جلسات هیأت امنای دانشگاه آزاد اسلامی ، به هنگام بررسی موضوع وقف واصلاح اساسنامه دانشگاه آزاد ، در پاسخ به پیشنهاد یکی از اعضا که گفته بود : «دررصورت فوت کلیه یا اکثریت اعضای هیأت مؤسس دریک زمان ، ولی فقیه تصمیم گیری کند واین مسئله در اساسنامه گنجانده شود. » ضمن رد این پیشنهاد ، فرموده اید : ( ولی فقیه خوب است ؛ ولی اشکالش این است که بعداً اگر نظام ما ولی فقیه نداشته باشد ، اگر ما بخواهیم وقف ابدی باشد ، که نمی شود بگوییم ولی فقیه ؛ ممکن است نظام ما ولی فقیه نداشته باشد ...  عده ای علی البدل داشته باشد که در صورت حادثه جایگزین شود .)

 از آنجایی که ، از زمان طرح این ادعا در هفته نامه 9دی که نزدیک به سه هفته از آن می گذرد ، ودراین مدت ، دیگر نشریات ورسانه ها نیزبا استناد به گزارش 9 دی ، مطالبی در این باره نوشته اند وتحلیل های مختلفی در این رابطه ارائه شده است ، ولی تا به امروز ، هیچ نوع دفاعیه یا جوابیه ویاتکذیبیه ای از جانب شما یا دفترتان در خصوص مانحن فیه ، به اطلاع عموم نرسیده است و این سکوت را می توان دال بر تأیید آنچه در گزارش هفته نامه 9 دی آمده تلّقی نمود  ، لذا با التفات به اهمیت موضوع وجایگاه ویژه ولایت فقیه در نظام توحیدی ما ، تکلیف شرعی ، نگارنده را برآن داشت تا دراین وجیزه نکاتی را به آن جناب وملت شریف ایران متذکر شود .

جناب آقای هاشمی رفسنجانی ! چنین سخنان سخیف وضد ولایی که با جهان بینی توحیدی واصول اعتقادی ملت مسلمان ایران ومهمتر از همه ، با اصل توحید در ربوبیّت تشریعی ، در تضاد بوده ومغایر با قانون اساسی ومخالف با مبانی کلامی و فقهی در فقه پویای جواهری در مکتب شیعه اثنی عشری وصد درصد ضدِ اندیشه های سیاسی وفقهی وکلامی بنیانگزارنظام جمهوری اسلامی ایران ، با محوریّت وحاکمّیت ولایت مطلقه فقیه ودر تقابل با باورهای دینی وسیاسی مقام عظمای ولایت ، حضرت امام خامنه ای مدظله العالی است ؛ از سوی هرکس مطرح می شد ، ممکن است به علت عدم آشنایی گوینده با علوم اسلامی و اسلام سیاسی ، یا نداشتن درک صحیح از اسلام ناب محمدی (ص) وفقدان معرفت کافی در علم کلام وفلسفه وفقه امامیه وهمچنین بی اطلاعی صاحب سخن از قوانین خاص وعام ، قابل دفاع یا توجیه پذیر باشد .

اما طرح چنین سخنان گزنده ونیش داری از جانب یک عالم دینی مثل شما ، که ادعای فقاهت واجتهاد در فقه ناب جواهری را دارد ، واز این مهمتر شنیدن چنین مبطلاتی از شخصیتی که هرچه آبرو واعتبار ومنزلت مادی ومعنوی دارد ؛ همه را درسایه ولایت فقیه اکتساب نموده  وروزی ملت بزرگ ایران اسلامی ؛ از او به عنوان بازوی ولایت یاد می کردند وبه احترام ولایت به او احترام می گذاشتند ، بسی جای تأسف وتأثردارد !!! وطرح چنین سخنانی از جانب شما غیرقابل دفاع بوده وبا هیچ یک از معاذیر قانونی وشرعی قابل توجیه نخواهد بود .



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه هجدهم اسفند 1389 توسط سید مختار موسوی

علامه طباطبایی رضوان الله تعالی علیه ، در بحث روایتی تفسیر آیه : اهدنا الصرط المستقیم ( آیه 6 از سوره مبارکه حمد ) در جلد اول المیزان صفحه 49 به نقل از امام صادق (ع ) آورده است : (« صرا ط مستقیم » ) راه بسوی معرفت خداست و آن دو صراط است ، یکی صراط در دنیا و یکی در آخرت ، اما صراط در دنیا ، امام واجب الاطاعه است ، کسی که او را بشناسد و از راهنمایی او پیروی کند ، در آخرت از صراطی که پل دوزخ است ، عبور خواهد کرد و کسی که او را در دنیا نشناسد ، در آخرت پایش لغزیده و در آتش دوزخ هلاک می شود . )

همچنین از امام سجاد (ع) نقل کرده که امام فرموده اند : ( میان خدا و حجت او هیچگونه حجابی نیست و خدا از او مستوری  ندارد ، مائیم درهای وجود خداوند ، مائیم صراط مستقیم ، مائیم مخزن علم او ، مائیم تفسیر کننده وحی او ، مائیم ارکان توحید و محل سرّ او )

بعضی ها تصّور می کنند ، هر راهی که به خدا منتهی می شود و یا هر فعلی که خشنودی خدا را بدنبال داشته باشد ، نشانة حضور و وجود چنین رهرو و چنین فاعلی در صراط مستقیم است و آنها را مغرور می کند که جزو هدایت یافتگان هستند .

همین طور ، بعضی از هموطنان بزرگوار ما ، خصوصاً بعضی از خواص ، خیال می کنند ، چون تابع یکی از اصول و مبانی انقلاب اسلامی هستند و یا پایبند به یک یا چند نمونه از ارزشهای انقلاب می باشند ، دیگر در صراط مستقیم و متن اصلی انقلاب اسلامی قرار دارند و خود را یک انقلابی 6 دانگ می داند و همین امر ، آنها را مغرور به سهم خواهی و یا اظهارنظر های ناصواب و یا تعیین تکلیف برای مقامات و مسئولین نظام می نماید .

بعضی از خواص فکر می کنند ، چون چند صباحی در کنار امام راحل بودند و یا  بعضاً مسئولیتی در نظام داشتند و یا چند ماهی یا حتی چند سالی را در جبهه ها گذراندند و جراحت های سطحی یا عمقی برداشته اند ، حق دارند خود را ارباب و صاحب انقلاب و نظام و مردم بدانند و هرچه دلشان می خواهد بگویند و یا بنویسند و یا انجام دهند .

در چنین شرایطی ، نه آن بنده خدایی که از هزاران راهی که به خداوند عزّوجلّ منتهی می شود ، یک راه را بیشتر انتخاب نکرده و نپیموده و از هزاران دستورالعمل و احکام واجبات و محرمات و مستحبات و مکروهات و مباهات ، حالا فقط یکی از واجبات و محرمات را مراعات کرده ، در صراط مستقیم الهی قرار گرفته و در چنین وضعیتی قرار هم نخواهد گرفت ، و نه آن هم وطنی که از آن همه اصول و مبانی مشخص و شفاف ، فقط یکی را قبول کرده و پایبند به یک یا چند نمونه ارزشهای انقلاب اسلامی است  ، در صراط مستقیم انقلاب اسلامی و یا در متن انقلاب قرار دارد .

صراط مستقیمی که ما در هر شبانه روز ، ده مرتبه درخواست هدایت در آن را در نمازهای یومیه با ندای اهدناالصراط المستقیم ، از خداوند متعال مطرح می کنیم ، چند راه نیست ، فقط یک راه است ، قید صراط المستقیم هر چند باری که در قرآن مجید آمده ، به صورت مفرد آمده نه جمع ، یعنی فقط یک راه است ، راههای زیاد و بیشماری وجود دارد که رضایت خدا را جلب می کند ، ولی فقط یک راه است که رضایت مطلق خداوند را در تمام زمینه ها تحقق می کند و انسان را به معنی اخص و اکمل هدایت و به کمال مطلوب که فلسفه آفرینش او بوده می رساند .

ممکن است سؤال شود که راههای زیاد یعنی چه ؟



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ دوشنبه شانزدهم اسفند 1389 توسط سید مختار موسوی

نفاق هم مثل هر پدیده دیگری ، کوچک و بزرگ ( اصغر و اکبر ) دارد .

نفاق از جمله خصلت های زشت و ناپسندی است که تمام عقلای عالم وپیروان ادیان مختلف ، آن را نکوهیده و از آن بیزاری جسته اند .

امام على‏عليه السلام نفاق را ننگ خصلت‏هاخوانده است [1] ؛ يعنى هر خصلت زيبايى بر اثر اتصاف به آن به زشتى مى‏گرايد ، و اگر مانند صداقت و خوشرويى باشد، نابود مى‏گردد. چرا که ، خوشرويى دورو و صداقتِ دروغين، معنايى نداشته و ننگ اخلاقى محسوب مى‏شود .

 امام على (ع) در نكوهش نفاق به اين بسنده نكرده و مى‏فرمايد : « شر الأخلاق الكذب والنفاق[2]»

«بدترين خوى‏ها ، دروغگويى و دورويى است .» آن امام گرامى، دورويى و ظاهرسازى را براى انسان بسيار زشت مى‏داند .[3] و فرمان به اجتناب از آن مى‏دهد: تجنبوا البخل والنفاق فهما من أذم الأخلاق [4] ؛ «از بخل و نفاق دورى كنيد كه آن دو از نكوهيده‏ترين خوى‏ها هستند »

امام العارفین و امیر کلام و بیان ، نفاق‏پيشگى را مبغوض خداوند مى‏داند و مى‏ فرماید : «واعلموا أن الله عزوجل يبغض من عباده التلون[5] » «بدانيد كه خداى عز و جل از چندرنگى بندگانش نفرت دارد .»



[1] - هادى مسعودى در مقاله  نفاق و منافقان در نگاه امام موحدان‏عليه السلام  به نقل از اقبال الاعمال، سيدبن طاووس (ت 664 ه .ق)، تحقيق جواد قيومى، چاپ اول، مكتب‏الاعلام الاسلامى، قم / 1414 ه . ق.

 

[2] - همان به نقل از  امالى طوسى، شيخ طوسى (ت 460 ه . ق)، تحقيق قسم‏الدراسات الاسلامية، مؤسسه بعثت، چاپ اول، نشر و چاپ دارالثقافة، قم / 1414 ه . ق.

[3] - همان به نقل از تاريخ يعقوبى، احمدبن ابو يعقوب (ت 284 ه .ق)، دار صادر، بيروت، نشر مؤسسه فرهنگ اهل بيت‏عليه السلام، قم.

 

[4] - همان به نقل از تحف‏العقول عن آل الرسول‏صلى الله عليه وآله، ابن شعبه حرانى (ت قرن 4 ه .ق)، تحقيق على‏اكبر غفارى، چاپ دوم، جامعه مدرسين حوزه علميه، قم / 1363 ه . ش.

 

[5] - تنبيه الخواطر و نزهة النواظر (مجموعه ورام)، ابوالحسين ورام‏بن ابى فراس (ت 605 ه .ق)، بيروت، دارالتعارف و دار صعب.

 



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ دوشنبه شانزدهم اسفند 1389 توسط سید مختار موسوی

شیعه دل پردردی دارد ، تاریخ اسلام و تشیّع را که تورّق می کنی ، بد جوری دلگیر وغصّه دار می شوی ! شیعه اگر خون گریه کند وفراتی از خون خود جاری سازد ، بازهم کم است . اشک خون نمی تواند از شیعه عقده گشایی نماید وآلام قلبی اورا تسکین دهد .!

شیعه که از ظلم و ستم مشرکان ومنافقان وفتنه گران وریاکاران ومقدس مآبان وشیوخ جاهل صدر اسلام ، در حق رسول مکرم اسلام (ص) وامیر المؤمنین علی (ع) ، غصه دارو محزون است ،  شیعه که از آتش زدن خانة امام العارفین علی مرتضی (ع) و ریسمان انداختن به دور گردن مظهر خدا در زمین و تحقیر شدنِ شیر مردِفاتح خیبر ، دلشکسته وخشمگین است ؛ شیعه که داستان بیست و پنج سال ، خار در چشم و استخوان در گلوی همسر فاطمه زهرا (س) را شنیده و سکوت غم بار علی را در تاریخ خوانده است ؛ شیعه که ماجرای جمل نهروان وصفین وخوارج و قرآن بر نی کردن سفیانی هارا شنیده ، واز واقعه مسجد کوفه در شب 19 رمضان در سال 40 هجری وشکافتن فرق سر علی زهرا (ع) ، کمرش شکسته چگونه آرام شود ؟!

شیعه که ماجرای صلح تحمیلی بر امام حسن مجتبی( ع) بعلت بی کسی و بی یار ویاور بودنش را شنیده ، وسپس جگرش از خواندن مصیبت وارده در 28 صفر سال 50 هجری که منجر به شهادت کریم اهل بیت( ع) گردیده ؛ همچون جگر حسن فاطمه شده واز شنیدن واقعه کربلا وبرنی رفتن سر حسین زهرا وقرآن خواندش خورشید بر روی نی همیشه عزادار و سیاه پوش است و از مطلع شدن دیگر مصیبت هایی که بر فرزندان زهرا واهل بیت عصمت وطهارت گذشته ، اشک خون می ریزد ، چگونه می تواند آرام وقرار داشته باشد ؟

 

 



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ یکشنبه پانزدهم اسفند 1389 توسط سید مختار موسوی